fa
بستر موفقیت ایده های نوین
"راهـــی دیـــگـــر"
معرفی هلدینگ فاخر
سرمایه گذاری بر روی طرح های درخشان

هلدینگ فاخر به منظور ایجاد اکوسیستم فاخر در حوزه های پست ، لجستیک، تجارت الکترونیک ، تولید و بازرگانی شکل گرفته است. هدف اصلی ما ایجاد کسب و کار در حوزه های ذکر شده و ارائه خدمات و محصولات مرتبط با آن است. هلدینگ فاخر علاوه بر ایجاد اشتغال به دنبال ایجاد امکانات و زیرساخت‌های مناسب مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات برای افزایش سطح رفاه زندگی است. اصلی ترین استراتژی ما در این مسیر جذب صاحبان ایده، سرمایه گذاران و بهره مندی از مشاوران و نیروهای متخصص و کارآمد است. تلاش می کنیم تا بتوانیم با تکیه بر ماموریت خود گامی مهم در افزایش سطح رفاه عمومی و توسعه اقتصادی کشور برداریم.

درباره ما
سرمایه گذاری و مشارکت در ایجاد و توسعه کسب و کارها

هلدینگ فاخر با ماموریت شکل دهی و راهبری اکوسیستم فاخر ، سازماندهی و مدیریت استراتژیک شرکت های تابعه و وابسته تشکیل شده است . این مجموعه به دنبال ایجاد کسب و کارهای جدید و توسعه زیرساخت های مناسب برای شکل دهی به شبکه فراگیر مبادله ارزش میان مردم، دولت و عرضه‌کنندگان کالا و خدمات است.

هلدینگ
سرمایه گذاری
هلدینگ فاخر با ماموریت شکل دهی و راهبری اکوسیستم فاخر تشکیل شده است.
ما به ایده های جدید بها داده و فرصت های نوین بالندگی برای کسب و کارهای اکوسیستم فاخر خلق می کنیم.
با ما آشنا شوید

هلدینگ فاخر فرهنگ سازمانی را الگویی قابل انتقال و اشتراک پذیر می داند. معماری ویژه نیروی انسانی، متناسب با اهداف کلان هلدینگ جهت گیری تحقق مفاهیم سازمانی نوین را پی می گیرد.

استراتژی منابع انسانی
• جذب منابع انسانی حرفه ای
• دلپذیری و اشتیاق به کار
• آموزش مستمر و توسعه حرفه ای کارکنان
• مدیریت دانش
• تمرکز بر سلامت کارکنان
• پاداش
• روابط کارمندان
فرهنگ ما
فرهنگ سازمانی هلدینگ فاخر مبتنی بر ارزش های مشترکی چون خلاقیت ،کارآفرینی ،مربی گری و مسئولیت اجتماعی است که بر رفتار واندیشه اعضای سازمان اثر می گذارد.
+ 1
طرح های در حال اجرا
+ 1
تعداد طرح های کسب و کار جذب شده
+ 1k
اشتغال زایی مستقیم
+ 1k
اشتغال زایی غیر مستقیم
1
شرکتهای نوپا
هلدینگ فاخر در یک نگاه

مروری برآمار سالیانه

11% تولید و بازرگانی 36% تجارت الکترونیک 53% لجستیک
2020-09-07

حضوری پررنگ و الهام بخش

اهمیت مدیریت نامحسوس و در عین حال، حضوری پررنگ و الهام بخش,McKinsey Quarterly,August , 2020

تحولات دیجیتالی هدفمندی که در طول پنج سال اخیر روی داده، عامل اصلی موفقیت سازمان هایی نظیر  Majid Al Futtaim و مدیر عامل آن در مقابله با شیوع ویروس کرونا به شمار می رود.

آلن بیژانی (Alain Bejjani) مدیر عامل هلدینگ عریض و طویل Majid Al Futtaim (MAF) است. دفتر اصلی این هلدینگ در دبی مستقر است. این سازمان در زمینه دایر کردن مراکز خرید، املاک مسکونی، سوپر مارکت ها و بسیاری موارد دیگر از این قبیل فعالیت می کند. حوزه عملیاتی این هلدینگ، عمدتا در خاورمیانه، آفریقا و آسیای میانه متمرکز است. در طول 5 سال گذشته، بیژانی اهداف شرکت را بر ایجاد «لحظاتی خوش برای همه و در هر روز» متمرکز کرده است. در راستای این طرح، بیژانی کلیه بخش های هلدینگ را به انواع فناوری های دیجیتالی روز مجهز کرد. وی از این طریق موفق شد، عملکرد مالی درخشانی برای سازمان ایجاد کرده و دوام، بقا و پیشرفت MAF در طول چند سال آتی را تضمین کند.

آلن بیژانی (Alain Bejjani)، در طی مصاحبه ای که با وب سایت McKinsey انجام داد، درباره تصمیم گیری ها و چالش های خود در نقش مدیریت عامل MAF و لحظات تعیین کننده آن سخن گفته است. وی در این مصاحبه به تشریح دلایل موفقیت در کنترل بحران کوید 19 و تأثیر رهبری در فائق آمدن بر چنین مشکلاتی پرداخته است.

متن مصاحبه

مصاحبه کننده:

«برای ما درباره آغاز مسیر خود در MAF و تحولاتی صحبت کنید که از ابتدا، آن ها را پایه گذاری کردید.»

آلن بیژانی:

«نخستین اقدام معنادار من پس از کسب مقام مدیر عاملی این سازمان، ارائه تعریفی دوباره از اهداف سازمانی بود. قصد من این بود که در طول 25 سال آتی بتوانیم برند مشتری مداری را ایجاد کنیم. شخصا، بازه زمانی 25 ساله را مدت مدیدی تصور نمی کنم. با این حال، در جهانی به سر می بریم که چنین فواصل زمانی، هنوز هم در آن بسیار دور به نظر می رسد. در چنین دنیایی، اگر تمایل داشته باشید به آینده ای 25 ساله چشم بدوزید، باید تعریف روشنی از اهداف خود و سازمان مربوطه ارائه دهید. در این مسیر، لازم بود بتوانیم تبلوری از آن چیزی باشیم که ما را به عنوان افراد حقیقی و یک سازمان به پیش می راند. در همین راستا، تصمیم گرفتیم دیدگاه خود را در شعار «لحظاتی خوش برای همه و در هر روز» گنجانده و ارزش های مورد نیاز برای دستیابی به چنین هدفی را به چالش بکشیم. تا آن تاریخ، سازمان ما همواره بر محور ارزش های والای خود حرکت کرده بود. با این حال، متبلور کردن آن ها وظیفه ای بود که بر عهده من و اعضای گروه نهاده شد. در نهایت، اهداف سازمانی را در قالب بخش هایی نظیر جسورانه، پرشور و نیازمند تلاش جمعی طبقه بندی کردیم.»

مصاحبه کننده:

«چرا تصور کردید، ارزیابی مجدد اهداف سازمانی ضرورت دارد؟»

آلن بیژانی:

«در طول دهه گذشته، توازن قدرت در جهان بر هم خورده است. زمانی، آینده ما در گرو استراتژی ها، برتری عملیاتی و توانایی مالی ما بود. ولی امروز، مسئله به مراتب پیچیده تر از گذشته است. اکنون، موضوع انتخاب و تصمیم گیری های مشتری مطرح است. شبکه های اجتماعی و امکان دسترسی گسترده باعث شده، صدای مشتریان به مراتب رساتر از پیش به گوش برسد؛ همین امر، از جمله مهم ترین مواردی است که آینده سازمان ما را رقم می زند. واقعیت این است که امروزه، بقای کسب و کار به مجوزی بستگی دارد که مشتری به شما ارائه می دهد. بنابراین، در حال حاضر، تمرکز بر تعاملات و روند روزمره و مداوم اعتماد سازی از ضروریات رشد و توسعه تجاری و دستیابی به موفقیت به شمار می رود. پس می توان نتیجه گرفت، حرکت Majid Al Futtaim در مسیر تبلور شعار ایجاد « لحظاتی خوش برای همه و در هر روز» از مهم ترین عوامل تداوم کسب و کار ما به حساب می آید. این، تحولی تاریخی است که تجارت را از مرتبه «خوب» به «عالی» ارتقا می دهد. امروز هم درست مانند گذشته، بازنگری و تبیین مجدد استراتژی ها و برتری عملیاتی از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ با این تفاوت که در دنیای کنونی، انجام این کار باید به شکلی هدفمند صورت بگیرد.»

مصاحبه کننده:

«با توجه به آن چه گفتید، نقش تحولات به وجود آمده در پشت سر گذاشتن بحران کوید 19 بسیار پر رنگ بوده است. آیا عامل موثر در سپری کردن بحران کوید 19 توسط شما همین تغییر و تحولات بوده اند؟»

آلن بیژانی:

«بحران اخیر، سناریوی عجیب و غیر قابل تصوری بود. در بدترین حالت هم هیچ کس برای تعطیلی کسب و کارها به مدتی نامعلوم برنامه ریزی نکرده بود. اصلا معلوم نیست مشتریان چه زمانی به صحنه برمی گردند؛ در صورت بازگشت مجدد مشتریان هم اصلا مشخص نیست، الگوی مصرف آن ها چه تغییراتی خواهد داشت. اگر این اتفاق در سال 2016 میلادی افتاده بود، کار ما یکسره شده بود. با این حال، به لطف تمام تمهیدات سال های اخیر و به واسطه سرعت چشمگیر دیجیتالی شدن و با بهره گیری از روش های تحلیلی و درک هر چه بیش تر مشتری و نیازهای او، ما توانسته ایم با وجود همه مشکلات، همچنان به بهترین شکل ممکن در خدمت مشتریان خود باشیم.

در این میان، تغییر و تحولات ایجاد شده در سازمان و سازماندهی مجدد آن، نقش موثری در عبور از این بحران و ارائه عملکردی موفق داشته است. در این مدت، ما به عنوان یکی از ارائه دهندگان خدمات تجارت الکترونیک توفیق بسیار زیادی داشته ایم. به علاوه، در این بخش از جهان، به عنوان یک خرده فروشی فعال در حوزه مواد غذایی هم به خوبی عمل کرده ایم. واقعیت این است که همچنان هم در حال رشد هستیم. در سال های 2016، 2017 یا حتی 2018 اگر تمام سرمایه های دنیا را در اختیار داشتیم هم انجام امور به این شکل امکان پذیر نبود. بنابراین، می توان دریافت که این موضوع، ارتباط چندانی با میزان سرمایه ندارد. این امر به قابلیت تغییر پذیری سازمان و توانایی ایجاد چرخشی 180 درجه در یک بازه زمانی ده روزه مربوط است.

البته، ما باور داریم، به زودی شرایط عادی شده و مشتریان ما به مراکز فیزیکی باز می گردند؛ به همین دلیل، فعالیت های خود را همچنان در فروشگاه های سنتی ادامه می دهیم. با این حال، اگر توان دیجیتالی خویش را توسعه نمی دادیم، فرصت تکرار نشدنی کنونی را از دست داده و هرگز نمی توانستیم، پیوندهای مستحکمی را با مشتریان ایجاد کنیم.

هزینه دستیابی به مشتری از بزرگ ترین مشکلات موجود بر سر راه دیجیتالی شدن به شمار می رود. اما، با توجه به راه کارهایی که در نظر گرفتیم، اکنون مشتری با کمال میل به سمت ما آمده و برای همراهی با ما اظهار تمایل می کند.»

مصاحبه کننده:

«شما درباره عدم قطعیت صحبت کردید. عوامل بازدارنده و نقاط عطف دائمی و واقعی این مسیر را چگونه تفسیر می کنید؟»

آلن بیژانی:

«در شرایط عدم قطعیت، شما باید فقط بر روی انجام کارهای صحیح متمرکز بوده وعوامل بازدارنده را نادیده بگیرید. به خاطر داشته باشید، عوامل بازدارنده معرف فلسفه وجودی شما نخواهند بود؛ بنابراین، صرفا باید برای بدترین حالات برنامه ریزی کرده و برای دستیابی به بهترین نتایج تلاش کنید. در چنین شرایطی، تنها می توانید هزینه های خود را کنترل کنید. یعنی، هیچ کنترلی بر درآمد یا سود حاصله نخواهید داشت. به خاطر داشته باشید، هر گونه فعالیتی خارج از این سیستم، یک عملکرد تجملاتی تلقی خواهد شد. مشکل این است که در شرایط بحرانی، جایی برای تجملات وجود ندارد.»

مصاحبه کننده:

«چگونه موفق شدید در جهت برآوردن اهداف خود، هزینه ها را کاهش دهید؟»

آلن بیژانی:

«به سادگی! واقعیت این است که در یک محیط رو به رشد، تحمل هزینه ها کار ساده ای است؛ به همین دلیل، شما می توانید به شکل پرهزینه ای زندگی کنید و انجام این کار هم به نظر، منطقی می رسد. با این حال، در شرایط بحرانی، اوضاع متفاوت بوده و لازم است درباره اولویت ها و اهمیت خواسته ها و نیازهای خود موشکافانه تر عمل کنیم.

اغلب سازمان ها، در نخستین گام برای کاهش هزینه ها به تعدیل نیرو می پردازند. دلیل این کار هم واضح است؛ به این ترتیب، خود را از بار مسئولیت و تعهد آزاد می کنند. با این حال، ما روش دیگری را دنبال می کنیم. نیروی انسانی بزرگ ترین سرمایه سازمان ما به حساب می آید. با کمک آن ها، ما قادر خواهیم بود کسب و کار خود را از نو بنا کنیم. در اصل، بدون حضور این نیروی انسانی، ما قادر به انجام هیچ کاری نخواهیم بود.

بنابراین، ما متعهد شدیم که به واسطه شیوع کوید 19، هیچ گونه اخراج یا کاهش دستمزدی نداشته باشیم. با وجود این، ممکن است در این شرایط، برخی افراد به دلیل وجود برخی مشکلات از سازمان شما خارج شوند. در این مدت، سایر سازمان ها به سادگی حکم عدم نیاز را برای بسیاری از کارکنان خود صادر کرده اند. ما اعتقاد داریم که هیچ کس اجازه ندارد با نیروی انسانی خود مانند موجودی مزاحم رفتار کرده و به آن ها بی حرمتی کند.»

مصاحبه کننده:

«در طول این بحران، مجموعه MAF چه میزان مقاومت از خود نشان داده است؟»

آلن بیژانی:

«انعطاف پذیری، ویژگی مثبتی است که باید در شرایط عادی به دست آمده باشد؛ در غیر این صورت، هرگز در مواقع بحرانی بروز نخواهد کرد. سازمان شما باید توان مقابله با موقعیت های بد اقتصادی را داشته باشد. احتیاط، شرط عقل است.

انعطاف پذیری درست مانند یک سپر محافظ عمل می کند. زمانی که این قابلیت را از دست بدهید، تمام جوانب اوضاع از جمله معادلات مالی در هم می ریزد. این امر، کلیه مسائل را تحت تاثیر خود قرار می دهد. ما در یک بازه زمانی نسبتا طولانی و در طول مدتی در حدود 36 ماه، نقدینگی و قابلیت انعطاف پذیری خود توسعه دادیم. این قابلیت، در شرایط عادی، کاربرد قابل توجهی نداشت. با این حال، اکنون از مهم ترین عواملی است که به ما کمک می کند تا بتوانیم از این بحران عبور کنیم.

موضوع این است که این آخرین بیماری همه گیر جهان نخواهد بود. بنابراین، سازمان ها باید عملکرد خود را در دوران پیش از شیوع کوید 19 به خوبی بررسی کرده و درباره آمادگی خویش برای رویارویی با موقعیت های بحرانی تأمل کنند. در این میان، لازم است سازمان ها از خود سوال کنند که دلیل اندک بودن حجم نقدینگی آن ها چه بوده است؟ کدام یک از اقدامات انجام شده پیشین، آینده سازمان را در شرایط بحرانی با خطر مواجه ساخته است؟ واقعیت این است که در طول شیوع کوید 19، مردم بیش از هر زمان دیگری با مزایای محتاط بودن آشنایی یافته اند.»

مصاحبه کننده:

«واکنش کارمندان شما به این بحران و شیوع این بیماری چه بوده است؟»

آلن بیژانی:

«در حدود ده سال است که ما در زمینه بومی سازی تلاش می کنیم. اهمیت این امر در آن است که ساکنان منطقه به شما به چشم یک سازمان محلی نگاه خواهند کرد. به این ترتیب، مردم نسبت به کسب و کار شما احساس تعلق خاطر خواهند داشت.

حجم احساسات و از خود گذشتگی هایی که این افراد برای سازمان انجام می دهند، به شدت من را تحت تأثیر قرار می دهد. در طول این بحران، کارمندان خط مقدم برای ارائه هر چه بهتر خدمات به جامعه و مشتریان، خود را سپر بلا می کردند. بسیاری از این افراد، روزانه 20 ساعت به انجام کارهایی مشغول بودند که پیش از آن هرگز آن ها را تجربه نکرده بودند.

از یک طرف، به واسطه شیوع کرونا، میزان تقاضا برای خرید آنلاین خواربار افزایش پیدا کرد. این در حالی بود که سینماها و مراکز تجاری ما کلا تعطیل شدند. بنابراین، ما تصمیم گرفتیم، تعداد قابل توجهی از کارکنان سینماها را در بخش فروش آنلاین مواد غذایی و مراکز سفارش گردانی به کار بگماریم. به این ترتیب، تنها ظرف دو روز، در حدود یک هزار نفر از پرسنل خود را در موقعیت های جدید شغلی مستقر کردیم. این افراد، به شکل شگفت انگیزی از محدوده امن و از مجموعه فعالیت های شناخته شده خود خارج شده و در حیطه ناشناخته ای قدم گذاشتند.»

مصاحبه کننده:

«آیا در آینده، کارکنان شما برای دورکاری یا کار کردن در فضای اداری حق انتخاب خواهند داشت؟ در این صورت، توسعه و تکامل سازمانی با چه چالش هایی مواجه خواهد بود؟»

آلن بیژانی:

«در این مدت، دریافته ایم که دورکاری نتایج بسیار قابل قبولی را به دنبال دارد؛ در عین حال، متوجه شده ایم اغلب افراد از این شیوه کار لذت می برند. بنابراین، قصد ما این است که در آینده، بیش تر بر روی دورکاری تمرکز داشته باشیم. به نظر من، روند پویایی سازمانی به شکل قابل توجهی در حال تغییر بوده و دوام دفاتر اداری به مراتب بیش تر از گذشته در معرض تهدید قرار دارد. علاوه بر آن چه گفته شد، دورکاری فرصت شگفت انگیز استفاده از استعدادهای جهانی و منطقه ای را در اختیار ما قرار می دهد. به عنوان مثال، در طول سال های آتی، با افرادی همکاری خواهیم داشت که در اسکاتلند یا توکیو زندگی می کنند. جالب این است که این افراد، به هیچ عنوان نیازی به تغییر مکان نخواهند داشت. این چشم انداز، من را به شدت هیجان زده می کند.»

مصاحبه کننده:

«پس در این میان، تکلیف تجربه حضوری چه خواهد شد؟»

آلن بیژانی:

«تجربه حضوری، همیشه از اهمیت ویژه ای برخوردار خواهد بود. می توان این دو حالت را به صورت توامان حفظ کرد. تا به حال، ما به طور کامل و صد درصد بر روی تجربه حضوری متمرکز بوده ایم. اما، حالا می توانیم 40 تا 60 درصد از تمرکز خود را بر روی دورکاری و باقی آن را بر کار حضوری معطوف کنیم.

بدیهی است که در این میان فعالیت هایی وجود دارند که مبتنی بر مکان بوده و برای انجام آن ها، حضور در مکان مذکور الزامی خواهد بود. به عنوان مثال، اگر یک فروشگاه یا سینما یا یک مرکز خرید را اداره می کنید، واضح است که باید در محل حاضر باشید. با این حال، لازم است کلیه فعالیت های خود را به شکل استراتژیک تری بررسی کرده و تنها در صورت لزوم، در مکان فیزیکی حاضر شویم.»

مصاحبه کننده:

«با نگاه به آینده، چه ویژگی هایی را برای رهبر سازمان مهم و موثر می دانید؟ آیا شیوع کوید 19 این معیارها را تغییر داده است؟»

آلن بیژانی:

«پیشرو بودن، انعطاف پذیری و چابکی خصوصیات بسیار مهمی خواهد بود. در واقع، این ویژگی ها، پیش از این هم از اهمیت بسیار زیادی برخوردار بودند. با این حال، در شرایط کنونی، لزوم آن ها به مراتب پررنگ تر از گذشته نمایان شده است. قبلا، کلیت گرایی از ارزش چندانی برخوردار نبود. با این حال، به گمان من، امروزه، جهان از تخصص گرایی صرف فاصله گرفته و بیش تر به سمت فعالیت در زمینه های مختلف میل می کند. در حال حاضر، استفاده از فناوری های پیچیده ای نظیر هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی به شکل چشمگیری در حال گسترش است. بنابراین، ما به افرادی نیازمندیم که از توانایی های مختلفی برخوردار بوده و بتوانند مشکلات موجود در زمینه های گوناگون را حل و فصل کنند.

رهبران کسب و کارهای امروزی باید از قابلیت تطبیق پذیری با شرایط مختلف برخوردار باشند. در شرایط بی ثباتی و حرکت پرشتاب، افرادی که در زمینه های گوناگونی دارای اطلاعات هستند، عملکرد به مراتب مطلوب تری خواهند داشت. اکنون، ما در موقعیتی غیر قابل پیش بینی قرار داریم. به نظر من، بحران کنونی، لزوم عملکرد چند رشته ای در دوران تحول آفرینی را پر رنگ تر می کند.»

مصاحبه کننده:

«به عنوان یک مدیر عامل، به نظر شما، بحران کوید 19 چه مواردی را بیش از همه تحت الشعاع خود قرار داده است؟ در این رابطه، یک مدیر عامل چه نقش منحصر به فردی برای کمک به سازمان خواهد داشت؟»

آلن بیژانی:

«نقش رهبران سازمان ها در مواقع عادی و در شرایط بحرانی از شباهت هایی برخوردار است. با این حال، بدیهی است که در موقعیت های دشوار، برخی ویژگی ها به شکل برجسته تری نمود پیدا می کنند. به عنوان مثال، آرامش، صفت بسیار پسندیده ای است. همه ما می دانیم که در هر شرایطی لازم است آرامش خود را حفظ کنیم. با وجود این، در هنگام بروز سونامی، این امر از اهمیت بیش تری برخوردار بوده و پس از فروکش کردن طوفان، با قدردانی بیش تری همراه خواهد بود.

من می خواهم سازمان را به سمت و سویی سوق دهم که افراد بتوانند حضور من را در آن فراموش کنند. کارکنان سازمان در 99.9 درصد از تصمیم گیری های خود به مدیر عامل نیازی ندارند. بدیهی است که آن ها به خوبی اطلاع دارند، در صورت لزوم می توانند به من مراجعه کنند. چنین سازمانی از توانایی دستیابی به اهداف برخوردار خواهد بود؛ چرا که، بدون نیاز به اعمال فشار می تواند خود را رهبری کند.

بنابراین، به نظر من، مدیر عامل ناچار است از دو ویژگی مهم به صورت همزمان برخوردار باشد. ابتدا، لازم است آرام، خوش بین و الهام بخش باشد. در عین حال، یک مدیر عامل باید بتواند حضوری نامرئی داشته و به صورت نامحسوس مدیریت کند. این به معنای عدم نیاز کارکنان به وجود شما نیست. در واقع، حضور فعالانه به معنای الهام بخشی و هدایت پرسنل خواهد بود. این در حالی است که نیاز مداوم کارکنان در تمام بخش ها و تصمیم گیری ها به معنی آن است که با تنگناها و محدودیت هایی مواجه هستند. در شرایط بحرانی، به شخصه تلاش می کنم حضوری الهام بخش و پررنگ داشته و در عین حال، چندان هم مورد نیاز نباشم.»

مصاحبه کننده:

«در شرایط شیوع این بیماری همه گیر، چه چالش هایی نیازمند تلاش گروهی مدیران عامل بوده اند؟»

آلن بیژانی:

« من یکی از بزرگ ترین طرفداران بازسازی ساختار مشارکت میان بخش های خصوصی و دولتی هستم. در عین حال، اعتقاد دارم، بخش های تجاری، دولتی و جامعه مدنی برای پیشبرد امور باید با یکدیگر گفتگویی سازنده داشته باشند. در شرایط کنونی، همه ما به نوعی، برهنه و بی سلاح هستیم. امروزه، ما به نهادها و فضای گفتگوی سازنده نیاز داریم. در چنین موقعیتی، ائتلاف و چند جانبه گرایی مفهومی به مراتب عمیق تر و گسترده تر از گذشته پیدا می کند. در دنیای امروز، چند جانبه گرایی حتی در یک جامعه واحد هم از اهمیت به سزایی برخوردار است.

در واقع، می توان گفت که این بحران به نوعی مردم را به اتحاد دعوت می کند. در این میان، کارفرمایان نقش بسیار مهمی را برعهده دارند؛ زیرا، در مقایسه با دولت ها و حتی سازمان های غیر دولتی و مردم نهاد، کارفرمایان از بالاترین سطوح اعتماد برخوردار هستند. اعتماد عمومی، سرمایه ای مهم است که این افراد برای پیشبرد اهداف خود به آن نیاز دارند. ما باید در ایجاد تغییر و تحولات سازنده پیشگام باشیم. به خاطر داشته باشید که دولت ها بدون پشتوانه تجاری و بدون تکیه بر کسب و کارها، هرگز قادر نخواهند بود با بحران ها و مسائل پیچیده مقابله کنند. در مقابل، دنیای تجارت و کسب و کار نیز بدون همراهی دولت و جامعه مدنی به پیروزی دست نخواهد یافت.

امروزه، جهان در حال بازنگری ساختارهایی است که اقتصاد جهانی را تقویت می کنند. در دنیای کنونی، لازم است مفاهیمی نظیر ایجاد ارزش و بازگشت سرمایه از نو تعریف شوند. به عنوان مثال، طی یکی دو دهه گذشته، اغلب ما کم ترین ارزش را به بسیاری از مشاغل سنتی اختصاص داده ایم. اما، اکنوین شاهد آن هستیم که بخش هایی نظیر مراقبت های بهداشتی، کشاورزی و خرده فروشی مواد غذایی از ارزش بسیار زیادی برخوردار هستند. بحران اخیر، ثابت کرد که ملزوماتی نظیر سلامت و رفاه از بزرگ ترین محرک های ایجاد ارزش اقتصادی به شمار می روند.»

Stay visible—but don’t be needed

2020-09-06

مدرک دانشگاهی

مدرک دانشگاهی برای شرکت گوگل اهمیتی ندارد! چرا؟! Gregory Ferenstein , April 2014

شرکت گوگل، ارائه دهنده بزرگ ترین و پر کاربردترین موتور جستجوی جهان است. بدیهی است که تعداد زیادی از بهترین دانش آموختگان معتبرترین دانشگاه های سرتاسر جهان، روزانه، رزومه های خود را برای این شرکت ارسال می کنند تا شاید بتوانند در آن استخدام شوند. با این حال، شاید جالب باشد بدانید، گوگل به مدارک دانشگاهی چندان علاقه ای ندارد. در عوض، بدون تمرکز بر گواهینامه های به دست آمده، به مهارت ها و تجربیات کسب شده در دوران کالج توجه نشان می دهد.

لازلو باک (Laszlo Bock)، مدیر واحد استخدام این شرکت، طی مصاحبه ای با روزنامه نیویورک تایمز، ضمن تشریح روش ارزیابی متقاضیان می گوید، «گوگل برای تجربیات و مهارت های متقاضیان ارزش و احترام زیادی قائل است. با این حال، متولیان این شرکت اعتقاد دارند، کسب مدارک دانشگاهی به مهارت ها و توانایی های فردی ارتباطی ندارد.»

استعداد و مهارت ارتباط چندانی با مدرک دانشگاهی ندارد!

وی در ادامه می گوید، «همواره، افرادی را می بینیم که با وجود بی بهره بودن از تحصیلات آکادمیک به شکل قابل توجهی در زندگی پیشرفت کرده و دستاوردهای بزرگی کسب می کنند. این ها، انسان های منحصر به فردی هستند. در واقع، مجموعه ما به دنبال چنین افرادی است. در واقع، برای پیدا کردن آن ها حاضر به انجام هر کاری هستیم.»

لازم است به خاطر داشته باشید، برخورداری از تحصیلات آکادمیک و مدرک دانشگاهی لازمه استخدام در بسیاری از مشاغل و سازمان ها است. با وجود این، شرکت گوگل حتی در دفترچه راهنمای استخدام خود نیز اشاره ای به این موضوع نکرده است. این به معنای آن است که هر فردی در صورت تمایل می تواند با استفاده از دوره های فراگیر آموزشی علمی - کاربردی به صورت شخصی، مهارت های مورد نیاز برای همکاری با چنین سازمان هایی را بیاموزد.

به جای تخصص بر مهارت تمرکز کنید

لازلو باک اشاره می کند، «فردی را تصور کنید که از قدرت ذهنی زیاد، کنجکاوی ذاتی و اشتیاق فراوان برای یادگیری برخوردار است؛ فردی که تمایل و توانایی آن را دارد که مهارت های مورد نیاز شما را فرابگیرد. چنین شخصی به دانش تخصصی نیازی ندارد. بنابراین، شما می توانید او را در بخش منابع انسانی یا امور مالی استخدام کنید. تنها تفاوت این فرد با یک کارشناس برجسته در این است که ممکن است تجربه کم تری داشته باشد.»

در اصل، مدارک دانشگاهی عبارت از گواهینامه هایی تخصصی هستند که ثابت می کنند، فرد از حداقل دانش در زمینه مورد نظر برخوردار است. با این حال، یک مدرک آکادمیک نمی تواند سطح قابلیت ها، مهارت ها و توانایی های فرد را توصیف کند. به عنوان مثال، کسب مدرک خبرنگاری به این معنی است که فرد تا اندازه ای با داستان سرایی و روش های مصاحبه آشنایی دارد. اما، این مدرک، اطلاعات لازم در مورد قابلیت های فردی وی را ارائه نمی دهد. آیا او می تواند در مقابل جمعیت صحبت و اظهار نظر کند؟ آیا می تواند یک وب سایت درست کند؟ آیا از توانایی استدلال و استنتاج مسائل برخوردار است؟ یا فقط تعداد مشخصی آزمون را پشت سر گذاشته و در آن ها نمره قبولی گرفته است؟!

تمرکز بر تفکر منطقی و آمار

لازلو باک در این باره می گوید، «انسان به طور ذاتی موجودی خلاق است. با این حال، منطق و تفکر تحلیلی و سازمان یافته در ذات بشر نهادینه نشده است. این ها از جمله مهارت هایی هستند که در طول حیات باید بیاموزید. من در دانشکده بازرگانی، رشته آمار را سپری کرده ام. این کار، آینده حرفه ای من را به شکل قابل توجهی تحت تأثیر خود قرار داده است. یادگیری مهارت های تحلیلی، شما را از سایر افراد در بازار کار متمایز می کند.»

تفکر منطقی، چیزی به مراتب فراتر از برنامه ریزی است. به عنوان مثال، در سال 2010 میلادی، فیسبوک با انتشار مطلبی، ادعا کرد که بالا بودن آمار طرفداران نامزدهای ریاست جمهوری در فیسبوک می تواند در افزایش احتمال برنده شدن در این رقابت تأثیرگذار باشد. بی تردید، این استدلال نادرستی بود.

البته، ممکن است برخی کاندیداهای محبوب در فیسبوک هم دنبال کنندگان بیش تری داشته باشند. با این حال، این امر در مورد نامزدهایی که با تعداد به مراتب کم تر هواداران در این گونه رقابت ها پیروز می شوند، مصداق ندارد. بنابراین، در این موارد چطور باید استدلال کرد؟ چرا تعداد دنبال کنندگان فرد در فیسبوک ناگهان اهمیت خود را از دست داده است؟

ناگفته پیدا است که کارمندان شرکت فیسبوک اصول و مفاهیم اولیه منطق را در نظر گرفته بودند؛ با این حال، به طور مشخص، این افراد توانایی تجزیه و تحلیل مسائل و تفکر تحلیلی را نداشتند. برای چنین ارزیابی هایی، لازم است افراد با تازه ترین روش های درک روابط علت و معلولی و بررسی خلاقانه الگوها و ساختارها آشنا باشند. شایان ذکر است، در مقایسه با سال 2010 میلادی، امروزه، فیسبوک در ارائه این قبیل ادعاهای سیاسی بسیار محتاطانه تر و صحیح تر عمل می کند.

پشتکار اصل مهم پیشرفت و یادگیری است

به قول اریک اشمیت (Eric Schmidt)، رئیس شرکت گوگل، «پشتکار و اراده استوار از بزرگ ترین وجوه تمایز دانشجویان موفق است. توفیق این افراد در دستیابی به اهداف، بیش از آن که در گرو دانش باشد، به ثبات قدم آن ها بستگی دارد.»

برای برخی افراد، درس خواندن در دانشگاه کار ساده ای است. به عنوان مثال، این قبیل افراد، می توانند بدون تلاش قابل توجهی، در درس شیمی آلی بهترین نمره را کسب کنند. این در حالی است که فرد دیگری، تمام سعی خود را به کار می گیرد و در نهایت با نمره متوسطی در این درس قبول می شود.

گوگل از روی مدارک دانشگاهی افراد نمی تواند بفهمد، آن ها از هوش و استعداد ذاتی برخوردار هستند یا افرادی سخت کوش به شمار می روند. این شرکت، بیش از آن که به جذب نخبه های تنبل تمایل داشته باشد، علاقه دارد افرادی مصمم، با اراده و با پشتکار را در کنار خود داشته و آن ها را به شکل مطلوبی تربیت کند.

در دانشگاه روی کسب مهارت تمرکز کنید

لازلو باک در این باره می گوید، «اصلا قصد ندارم افراد را از ادامه تحصیل در دانشگاه منصرف کنم. فقط، موضوع این است که اغلب افراد به اندازه کافی به دلایل اهمیت تحصیلات عالی فکر نمی کنند. آن ها نمی دانند چرا به دانشگاه می روند و باید چه نکاتی را در آن جا یاد بگیرند؟»

لازلو باک و اریک اشمیت هر دو در زمینه اهمیت و لزوم تحصیلات آکادمیک هم عقیده هستند. با این حال، تأکید می کنند، کسب مهارت و تجربه مهر تأئیدی است که به تحصیلات دانشگاهی اعتبار می بخشد. باک در این باره می گوید، «برای گوگل، پروژه های به اتمام رسیده دانشجویی یا مهارت های به دست آمده در دوره های کارآموزی بیش از هر چیز دیگری اهمیت دارد. صادقانه اعلام می کنم، به خاطر ندارم آخرین باری که میزان تحصیلات و مدرک دانشگاهی من برای شخصی اهمیت داشته، چه زمانی بوده است؟ بنابراین، به افرادی که تمایل دارند در شرکت گوگل و سایر سازمان های معتبر مشابه استخدام شوند، توصیه می کنم، به جای تمرکز بر رشته تحصیلی و عنوان دانشگاه، بر روی کسب مهارت و بهبود قابلیت های خود متمرکز شوند. این افراد باید به خاطر داشته باشند، برای انجام جالب ترین مشاغل دنیا، بیش از مدرک تحصیلی به مهارت و تجربه نیاز دارند.»

Why Google doesn’t care about college degrees, in 5 quotes

ارتباط با ما

با ما همراه شوید

دفتر مرکزی: تهران، بلوار نلسون ماندلا، خیابان تابان غربی، پلاک 12 ، ساختمان فاخر، طبقه چهارم
تلفن: +98 (21) 8867 8225 – فکس:
ایمیل: info@fakher.ir
بستر موفقیت ایده های نوین
"راهـــی دیـــگـــر"
برای ادامه اسکرول کنید.
معرفی هلدینگ فاخر
سرمایه گذاری بر روی طرح های درخشان

هلدینگ فاخر به منظور ایجاد اکوسیستم فاخر در حوزه های پست ، لجستیک، تجارت الکترونیک ، تولید و بازرگانی شکل گرفته است. هدف اصلی ما ایجاد کسب و کار در حوزه های ذکر شده و ارائه خدمات و محصولات مرتبط با آن است. هلدینگ فاخر علاوه بر ایجاد اشتغال به دنبال ایجاد امکانات و زیرساخت‌های مناسب مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات برای افزایش سطح رفاه زندگی است. اصلی ترین استراتژی ما در این مسیر جذب صاحبان ایده، سرمایه گذاران و بهره مندی از مشاوران و نیروهای متخصص و کارآمد است. تلاش می کنیم تا بتوانیم با تکیه بر ماموریت خود گامی مهم در افزایش سطح رفاه عمومی و توسعه اقتصادی کشور برداریم.

درباره ما
سرمایه گذاری و مشارکت در ایجاد و توسعه کسب و کارها

هلدینگ فاخر با ماموریت شکل دهی و راهبری اکوسیستم فاخر ، سازماندهی و مدیریت استراتژیک شرکت های تابعه و وابسته تشکیل شده است . این مجموعه به دنبال ایجاد کسب و کارهای جدید و توسعه زیرساخت های مناسب برای شکل دهی به شبکه فراگیر مبادله ارزش میان مردم، دولت و عرضه‌کنندگان کالا و خدمات است.

هلدینگ
سرمایه گذاری
هلدینگ فاخر با ماموریت شکل دهی و راهبری اکوسیستم فاخر تشکیل شده است.
ما به ایده های جدید بها داده و فرصت های نوین بالندگی برای کسب و کارهای اکوسیستم فاخر خلق می کنیم.
با ما آشنا شوید

هلدینگ فاخر فرهنگ سازمانی را الگویی قابل انتقال و اشتراک پذیر می داند. معماری ویژه نیروی انسانی، متناسب با اهداف کلان هلدینگ جهت گیری تحقق مفاهیم سازمانی نوین را پی می گیرد.

استراتژی منابع انسانی
• جذب منابع انسانی حرفه ای
• دلپذیری و اشتیاق به کار
• آموزش مستمر و توسعه حرفه ای کارکنان
• مدیریت دانش
• تمرکز بر سلامت کارکنان
• پاداش
• روابط کارمندان
فرهنگ ما
فرهنگ سازمانی هلدینگ فاخر مبتنی بر ارزش های مشترکی چون خلاقیت ،کارآفرینی ،مربی گری و مسئولیت اجتماعی است که بر رفتار واندیشه اعضای سازمان اثر می گذارد.
+ 1
طرح های در حال اجرا
+ 1
تعداد طرح های کسب و کار جذب شده
+ 1k
اشتغال زایی مستقیم
+ 1k
اشتغال زایی غیر مستقیم
1
شرکتهای نوپا
11% تولید و بازرگانی 36% تجارت الکترونیک 53% لجستیک
هلدینگ فاخر در یک نگاه

مروری برآمار سالیانه

2020-09-07

حضوری پررنگ و الهام بخش

اهمیت مدیریت نامحسوس و در عین حال، حضوری پررنگ و الهام بخش,McKinsey Quarterly,August , 2020

تحولات دیجیتالی هدفمندی که در طول پنج سال اخیر روی داده، عامل اصلی موفقیت سازمان هایی نظیر  Majid Al Futtaim و مدیر عامل آن در مقابله با شیوع ویروس کرونا به شمار می رود.

آلن بیژانی (Alain Bejjani) مدیر عامل هلدینگ عریض و طویل Majid Al Futtaim (MAF) است. دفتر اصلی این هلدینگ در دبی مستقر است. این سازمان در زمینه دایر کردن مراکز خرید، املاک مسکونی، سوپر مارکت ها و بسیاری موارد دیگر از این قبیل فعالیت می کند. حوزه عملیاتی این هلدینگ، عمدتا در خاورمیانه، آفریقا و آسیای میانه متمرکز است. در طول 5 سال گذشته، بیژانی اهداف شرکت را بر ایجاد «لحظاتی خوش برای همه و در هر روز» متمرکز کرده است. در راستای این طرح، بیژانی کلیه بخش های هلدینگ را به انواع فناوری های دیجیتالی روز مجهز کرد. وی از این طریق موفق شد، عملکرد مالی درخشانی برای سازمان ایجاد کرده و دوام، بقا و پیشرفت MAF در طول چند سال آتی را تضمین کند.

آلن بیژانی (Alain Bejjani)، در طی مصاحبه ای که با وب سایت McKinsey انجام داد، درباره تصمیم گیری ها و چالش های خود در نقش مدیریت عامل MAF و لحظات تعیین کننده آن سخن گفته است. وی در این مصاحبه به تشریح دلایل موفقیت در کنترل بحران کوید 19 و تأثیر رهبری در فائق آمدن بر چنین مشکلاتی پرداخته است.

متن مصاحبه

مصاحبه کننده:

«برای ما درباره آغاز مسیر خود در MAF و تحولاتی صحبت کنید که از ابتدا، آن ها را پایه گذاری کردید.»

آلن بیژانی:

«نخستین اقدام معنادار من پس از کسب مقام مدیر عاملی این سازمان، ارائه تعریفی دوباره از اهداف سازمانی بود. قصد من این بود که در طول 25 سال آتی بتوانیم برند مشتری مداری را ایجاد کنیم. شخصا، بازه زمانی 25 ساله را مدت مدیدی تصور نمی کنم. با این حال، در جهانی به سر می بریم که چنین فواصل زمانی، هنوز هم در آن بسیار دور به نظر می رسد. در چنین دنیایی، اگر تمایل داشته باشید به آینده ای 25 ساله چشم بدوزید، باید تعریف روشنی از اهداف خود و سازمان مربوطه ارائه دهید. در این مسیر، لازم بود بتوانیم تبلوری از آن چیزی باشیم که ما را به عنوان افراد حقیقی و یک سازمان به پیش می راند. در همین راستا، تصمیم گرفتیم دیدگاه خود را در شعار «لحظاتی خوش برای همه و در هر روز» گنجانده و ارزش های مورد نیاز برای دستیابی به چنین هدفی را به چالش بکشیم. تا آن تاریخ، سازمان ما همواره بر محور ارزش های والای خود حرکت کرده بود. با این حال، متبلور کردن آن ها وظیفه ای بود که بر عهده من و اعضای گروه نهاده شد. در نهایت، اهداف سازمانی را در قالب بخش هایی نظیر جسورانه، پرشور و نیازمند تلاش جمعی طبقه بندی کردیم.»

مصاحبه کننده:

«چرا تصور کردید، ارزیابی مجدد اهداف سازمانی ضرورت دارد؟»

آلن بیژانی:

«در طول دهه گذشته، توازن قدرت در جهان بر هم خورده است. زمانی، آینده ما در گرو استراتژی ها، برتری عملیاتی و توانایی مالی ما بود. ولی امروز، مسئله به مراتب پیچیده تر از گذشته است. اکنون، موضوع انتخاب و تصمیم گیری های مشتری مطرح است. شبکه های اجتماعی و امکان دسترسی گسترده باعث شده، صدای مشتریان به مراتب رساتر از پیش به گوش برسد؛ همین امر، از جمله مهم ترین مواردی است که آینده سازمان ما را رقم می زند. واقعیت این است که امروزه، بقای کسب و کار به مجوزی بستگی دارد که مشتری به شما ارائه می دهد. بنابراین، در حال حاضر، تمرکز بر تعاملات و روند روزمره و مداوم اعتماد سازی از ضروریات رشد و توسعه تجاری و دستیابی به موفقیت به شمار می رود. پس می توان نتیجه گرفت، حرکت Majid Al Futtaim در مسیر تبلور شعار ایجاد « لحظاتی خوش برای همه و در هر روز» از مهم ترین عوامل تداوم کسب و کار ما به حساب می آید. این، تحولی تاریخی است که تجارت را از مرتبه «خوب» به «عالی» ارتقا می دهد. امروز هم درست مانند گذشته، بازنگری و تبیین مجدد استراتژی ها و برتری عملیاتی از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ با این تفاوت که در دنیای کنونی، انجام این کار باید به شکلی هدفمند صورت بگیرد.»

مصاحبه کننده:

«با توجه به آن چه گفتید، نقش تحولات به وجود آمده در پشت سر گذاشتن بحران کوید 19 بسیار پر رنگ بوده است. آیا عامل موثر در سپری کردن بحران کوید 19 توسط شما همین تغییر و تحولات بوده اند؟»

آلن بیژانی:

«بحران اخیر، سناریوی عجیب و غیر قابل تصوری بود. در بدترین حالت هم هیچ کس برای تعطیلی کسب و کارها به مدتی نامعلوم برنامه ریزی نکرده بود. اصلا معلوم نیست مشتریان چه زمانی به صحنه برمی گردند؛ در صورت بازگشت مجدد مشتریان هم اصلا مشخص نیست، الگوی مصرف آن ها چه تغییراتی خواهد داشت. اگر این اتفاق در سال 2016 میلادی افتاده بود، کار ما یکسره شده بود. با این حال، به لطف تمام تمهیدات سال های اخیر و به واسطه سرعت چشمگیر دیجیتالی شدن و با بهره گیری از روش های تحلیلی و درک هر چه بیش تر مشتری و نیازهای او، ما توانسته ایم با وجود همه مشکلات، همچنان به بهترین شکل ممکن در خدمت مشتریان خود باشیم.

در این میان، تغییر و تحولات ایجاد شده در سازمان و سازماندهی مجدد آن، نقش موثری در عبور از این بحران و ارائه عملکردی موفق داشته است. در این مدت، ما به عنوان یکی از ارائه دهندگان خدمات تجارت الکترونیک توفیق بسیار زیادی داشته ایم. به علاوه، در این بخش از جهان، به عنوان یک خرده فروشی فعال در حوزه مواد غذایی هم به خوبی عمل کرده ایم. واقعیت این است که همچنان هم در حال رشد هستیم. در سال های 2016، 2017 یا حتی 2018 اگر تمام سرمایه های دنیا را در اختیار داشتیم هم انجام امور به این شکل امکان پذیر نبود. بنابراین، می توان دریافت که این موضوع، ارتباط چندانی با میزان سرمایه ندارد. این امر به قابلیت تغییر پذیری سازمان و توانایی ایجاد چرخشی 180 درجه در یک بازه زمانی ده روزه مربوط است.

البته، ما باور داریم، به زودی شرایط عادی شده و مشتریان ما به مراکز فیزیکی باز می گردند؛ به همین دلیل، فعالیت های خود را همچنان در فروشگاه های سنتی ادامه می دهیم. با این حال، اگر توان دیجیتالی خویش را توسعه نمی دادیم، فرصت تکرار نشدنی کنونی را از دست داده و هرگز نمی توانستیم، پیوندهای مستحکمی را با مشتریان ایجاد کنیم.

هزینه دستیابی به مشتری از بزرگ ترین مشکلات موجود بر سر راه دیجیتالی شدن به شمار می رود. اما، با توجه به راه کارهایی که در نظر گرفتیم، اکنون مشتری با کمال میل به سمت ما آمده و برای همراهی با ما اظهار تمایل می کند.»

مصاحبه کننده:

«شما درباره عدم قطعیت صحبت کردید. عوامل بازدارنده و نقاط عطف دائمی و واقعی این مسیر را چگونه تفسیر می کنید؟»

آلن بیژانی:

«در شرایط عدم قطعیت، شما باید فقط بر روی انجام کارهای صحیح متمرکز بوده وعوامل بازدارنده را نادیده بگیرید. به خاطر داشته باشید، عوامل بازدارنده معرف فلسفه وجودی شما نخواهند بود؛ بنابراین، صرفا باید برای بدترین حالات برنامه ریزی کرده و برای دستیابی به بهترین نتایج تلاش کنید. در چنین شرایطی، تنها می توانید هزینه های خود را کنترل کنید. یعنی، هیچ کنترلی بر درآمد یا سود حاصله نخواهید داشت. به خاطر داشته باشید، هر گونه فعالیتی خارج از این سیستم، یک عملکرد تجملاتی تلقی خواهد شد. مشکل این است که در شرایط بحرانی، جایی برای تجملات وجود ندارد.»

مصاحبه کننده:

«چگونه موفق شدید در جهت برآوردن اهداف خود، هزینه ها را کاهش دهید؟»

آلن بیژانی:

«به سادگی! واقعیت این است که در یک محیط رو به رشد، تحمل هزینه ها کار ساده ای است؛ به همین دلیل، شما می توانید به شکل پرهزینه ای زندگی کنید و انجام این کار هم به نظر، منطقی می رسد. با این حال، در شرایط بحرانی، اوضاع متفاوت بوده و لازم است درباره اولویت ها و اهمیت خواسته ها و نیازهای خود موشکافانه تر عمل کنیم.

اغلب سازمان ها، در نخستین گام برای کاهش هزینه ها به تعدیل نیرو می پردازند. دلیل این کار هم واضح است؛ به این ترتیب، خود را از بار مسئولیت و تعهد آزاد می کنند. با این حال، ما روش دیگری را دنبال می کنیم. نیروی انسانی بزرگ ترین سرمایه سازمان ما به حساب می آید. با کمک آن ها، ما قادر خواهیم بود کسب و کار خود را از نو بنا کنیم. در اصل، بدون حضور این نیروی انسانی، ما قادر به انجام هیچ کاری نخواهیم بود.

بنابراین، ما متعهد شدیم که به واسطه شیوع کوید 19، هیچ گونه اخراج یا کاهش دستمزدی نداشته باشیم. با وجود این، ممکن است در این شرایط، برخی افراد به دلیل وجود برخی مشکلات از سازمان شما خارج شوند. در این مدت، سایر سازمان ها به سادگی حکم عدم نیاز را برای بسیاری از کارکنان خود صادر کرده اند. ما اعتقاد داریم که هیچ کس اجازه ندارد با نیروی انسانی خود مانند موجودی مزاحم رفتار کرده و به آن ها بی حرمتی کند.»

مصاحبه کننده:

«در طول این بحران، مجموعه MAF چه میزان مقاومت از خود نشان داده است؟»

آلن بیژانی:

«انعطاف پذیری، ویژگی مثبتی است که باید در شرایط عادی به دست آمده باشد؛ در غیر این صورت، هرگز در مواقع بحرانی بروز نخواهد کرد. سازمان شما باید توان مقابله با موقعیت های بد اقتصادی را داشته باشد. احتیاط، شرط عقل است.

انعطاف پذیری درست مانند یک سپر محافظ عمل می کند. زمانی که این قابلیت را از دست بدهید، تمام جوانب اوضاع از جمله معادلات مالی در هم می ریزد. این امر، کلیه مسائل را تحت تاثیر خود قرار می دهد. ما در یک بازه زمانی نسبتا طولانی و در طول مدتی در حدود 36 ماه، نقدینگی و قابلیت انعطاف پذیری خود توسعه دادیم. این قابلیت، در شرایط عادی، کاربرد قابل توجهی نداشت. با این حال، اکنون از مهم ترین عواملی است که به ما کمک می کند تا بتوانیم از این بحران عبور کنیم.

موضوع این است که این آخرین بیماری همه گیر جهان نخواهد بود. بنابراین، سازمان ها باید عملکرد خود را در دوران پیش از شیوع کوید 19 به خوبی بررسی کرده و درباره آمادگی خویش برای رویارویی با موقعیت های بحرانی تأمل کنند. در این میان، لازم است سازمان ها از خود سوال کنند که دلیل اندک بودن حجم نقدینگی آن ها چه بوده است؟ کدام یک از اقدامات انجام شده پیشین، آینده سازمان را در شرایط بحرانی با خطر مواجه ساخته است؟ واقعیت این است که در طول شیوع کوید 19، مردم بیش از هر زمان دیگری با مزایای محتاط بودن آشنایی یافته اند.»

مصاحبه کننده:

«واکنش کارمندان شما به این بحران و شیوع این بیماری چه بوده است؟»

آلن بیژانی:

«در حدود ده سال است که ما در زمینه بومی سازی تلاش می کنیم. اهمیت این امر در آن است که ساکنان منطقه به شما به چشم یک سازمان محلی نگاه خواهند کرد. به این ترتیب، مردم نسبت به کسب و کار شما احساس تعلق خاطر خواهند داشت.

حجم احساسات و از خود گذشتگی هایی که این افراد برای سازمان انجام می دهند، به شدت من را تحت تأثیر قرار می دهد. در طول این بحران، کارمندان خط مقدم برای ارائه هر چه بهتر خدمات به جامعه و مشتریان، خود را سپر بلا می کردند. بسیاری از این افراد، روزانه 20 ساعت به انجام کارهایی مشغول بودند که پیش از آن هرگز آن ها را تجربه نکرده بودند.

از یک طرف، به واسطه شیوع کرونا، میزان تقاضا برای خرید آنلاین خواربار افزایش پیدا کرد. این در حالی بود که سینماها و مراکز تجاری ما کلا تعطیل شدند. بنابراین، ما تصمیم گرفتیم، تعداد قابل توجهی از کارکنان سینماها را در بخش فروش آنلاین مواد غذایی و مراکز سفارش گردانی به کار بگماریم. به این ترتیب، تنها ظرف دو روز، در حدود یک هزار نفر از پرسنل خود را در موقعیت های جدید شغلی مستقر کردیم. این افراد، به شکل شگفت انگیزی از محدوده امن و از مجموعه فعالیت های شناخته شده خود خارج شده و در حیطه ناشناخته ای قدم گذاشتند.»

مصاحبه کننده:

«آیا در آینده، کارکنان شما برای دورکاری یا کار کردن در فضای اداری حق انتخاب خواهند داشت؟ در این صورت، توسعه و تکامل سازمانی با چه چالش هایی مواجه خواهد بود؟»

آلن بیژانی:

«در این مدت، دریافته ایم که دورکاری نتایج بسیار قابل قبولی را به دنبال دارد؛ در عین حال، متوجه شده ایم اغلب افراد از این شیوه کار لذت می برند. بنابراین، قصد ما این است که در آینده، بیش تر بر روی دورکاری تمرکز داشته باشیم. به نظر من، روند پویایی سازمانی به شکل قابل توجهی در حال تغییر بوده و دوام دفاتر اداری به مراتب بیش تر از گذشته در معرض تهدید قرار دارد. علاوه بر آن چه گفته شد، دورکاری فرصت شگفت انگیز استفاده از استعدادهای جهانی و منطقه ای را در اختیار ما قرار می دهد. به عنوان مثال، در طول سال های آتی، با افرادی همکاری خواهیم داشت که در اسکاتلند یا توکیو زندگی می کنند. جالب این است که این افراد، به هیچ عنوان نیازی به تغییر مکان نخواهند داشت. این چشم انداز، من را به شدت هیجان زده می کند.»

مصاحبه کننده:

«پس در این میان، تکلیف تجربه حضوری چه خواهد شد؟»

آلن بیژانی:

«تجربه حضوری، همیشه از اهمیت ویژه ای برخوردار خواهد بود. می توان این دو حالت را به صورت توامان حفظ کرد. تا به حال، ما به طور کامل و صد درصد بر روی تجربه حضوری متمرکز بوده ایم. اما، حالا می توانیم 40 تا 60 درصد از تمرکز خود را بر روی دورکاری و باقی آن را بر کار حضوری معطوف کنیم.

بدیهی است که در این میان فعالیت هایی وجود دارند که مبتنی بر مکان بوده و برای انجام آن ها، حضور در مکان مذکور الزامی خواهد بود. به عنوان مثال، اگر یک فروشگاه یا سینما یا یک مرکز خرید را اداره می کنید، واضح است که باید در محل حاضر باشید. با این حال، لازم است کلیه فعالیت های خود را به شکل استراتژیک تری بررسی کرده و تنها در صورت لزوم، در مکان فیزیکی حاضر شویم.»

مصاحبه کننده:

«با نگاه به آینده، چه ویژگی هایی را برای رهبر سازمان مهم و موثر می دانید؟ آیا شیوع کوید 19 این معیارها را تغییر داده است؟»

آلن بیژانی:

«پیشرو بودن، انعطاف پذیری و چابکی خصوصیات بسیار مهمی خواهد بود. در واقع، این ویژگی ها، پیش از این هم از اهمیت بسیار زیادی برخوردار بودند. با این حال، در شرایط کنونی، لزوم آن ها به مراتب پررنگ تر از گذشته نمایان شده است. قبلا، کلیت گرایی از ارزش چندانی برخوردار نبود. با این حال، به گمان من، امروزه، جهان از تخصص گرایی صرف فاصله گرفته و بیش تر به سمت فعالیت در زمینه های مختلف میل می کند. در حال حاضر، استفاده از فناوری های پیچیده ای نظیر هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی به شکل چشمگیری در حال گسترش است. بنابراین، ما به افرادی نیازمندیم که از توانایی های مختلفی برخوردار بوده و بتوانند مشکلات موجود در زمینه های گوناگون را حل و فصل کنند.

رهبران کسب و کارهای امروزی باید از قابلیت تطبیق پذیری با شرایط مختلف برخوردار باشند. در شرایط بی ثباتی و حرکت پرشتاب، افرادی که در زمینه های گوناگونی دارای اطلاعات هستند، عملکرد به مراتب مطلوب تری خواهند داشت. اکنون، ما در موقعیتی غیر قابل پیش بینی قرار داریم. به نظر من، بحران کنونی، لزوم عملکرد چند رشته ای در دوران تحول آفرینی را پر رنگ تر می کند.»

مصاحبه کننده:

«به عنوان یک مدیر عامل، به نظر شما، بحران کوید 19 چه مواردی را بیش از همه تحت الشعاع خود قرار داده است؟ در این رابطه، یک مدیر عامل چه نقش منحصر به فردی برای کمک به سازمان خواهد داشت؟»

آلن بیژانی:

«نقش رهبران سازمان ها در مواقع عادی و در شرایط بحرانی از شباهت هایی برخوردار است. با این حال، بدیهی است که در موقعیت های دشوار، برخی ویژگی ها به شکل برجسته تری نمود پیدا می کنند. به عنوان مثال، آرامش، صفت بسیار پسندیده ای است. همه ما می دانیم که در هر شرایطی لازم است آرامش خود را حفظ کنیم. با وجود این، در هنگام بروز سونامی، این امر از اهمیت بیش تری برخوردار بوده و پس از فروکش کردن طوفان، با قدردانی بیش تری همراه خواهد بود.

من می خواهم سازمان را به سمت و سویی سوق دهم که افراد بتوانند حضور من را در آن فراموش کنند. کارکنان سازمان در 99.9 درصد از تصمیم گیری های خود به مدیر عامل نیازی ندارند. بدیهی است که آن ها به خوبی اطلاع دارند، در صورت لزوم می توانند به من مراجعه کنند. چنین سازمانی از توانایی دستیابی به اهداف برخوردار خواهد بود؛ چرا که، بدون نیاز به اعمال فشار می تواند خود را رهبری کند.

بنابراین، به نظر من، مدیر عامل ناچار است از دو ویژگی مهم به صورت همزمان برخوردار باشد. ابتدا، لازم است آرام، خوش بین و الهام بخش باشد. در عین حال، یک مدیر عامل باید بتواند حضوری نامرئی داشته و به صورت نامحسوس مدیریت کند. این به معنای عدم نیاز کارکنان به وجود شما نیست. در واقع، حضور فعالانه به معنای الهام بخشی و هدایت پرسنل خواهد بود. این در حالی است که نیاز مداوم کارکنان در تمام بخش ها و تصمیم گیری ها به معنی آن است که با تنگناها و محدودیت هایی مواجه هستند. در شرایط بحرانی، به شخصه تلاش می کنم حضوری الهام بخش و پررنگ داشته و در عین حال، چندان هم مورد نیاز نباشم.»

مصاحبه کننده:

«در شرایط شیوع این بیماری همه گیر، چه چالش هایی نیازمند تلاش گروهی مدیران عامل بوده اند؟»

آلن بیژانی:

« من یکی از بزرگ ترین طرفداران بازسازی ساختار مشارکت میان بخش های خصوصی و دولتی هستم. در عین حال، اعتقاد دارم، بخش های تجاری، دولتی و جامعه مدنی برای پیشبرد امور باید با یکدیگر گفتگویی سازنده داشته باشند. در شرایط کنونی، همه ما به نوعی، برهنه و بی سلاح هستیم. امروزه، ما به نهادها و فضای گفتگوی سازنده نیاز داریم. در چنین موقعیتی، ائتلاف و چند جانبه گرایی مفهومی به مراتب عمیق تر و گسترده تر از گذشته پیدا می کند. در دنیای امروز، چند جانبه گرایی حتی در یک جامعه واحد هم از اهمیت به سزایی برخوردار است.

در واقع، می توان گفت که این بحران به نوعی مردم را به اتحاد دعوت می کند. در این میان، کارفرمایان نقش بسیار مهمی را برعهده دارند؛ زیرا، در مقایسه با دولت ها و حتی سازمان های غیر دولتی و مردم نهاد، کارفرمایان از بالاترین سطوح اعتماد برخوردار هستند. اعتماد عمومی، سرمایه ای مهم است که این افراد برای پیشبرد اهداف خود به آن نیاز دارند. ما باید در ایجاد تغییر و تحولات سازنده پیشگام باشیم. به خاطر داشته باشید که دولت ها بدون پشتوانه تجاری و بدون تکیه بر کسب و کارها، هرگز قادر نخواهند بود با بحران ها و مسائل پیچیده مقابله کنند. در مقابل، دنیای تجارت و کسب و کار نیز بدون همراهی دولت و جامعه مدنی به پیروزی دست نخواهد یافت.

امروزه، جهان در حال بازنگری ساختارهایی است که اقتصاد جهانی را تقویت می کنند. در دنیای کنونی، لازم است مفاهیمی نظیر ایجاد ارزش و بازگشت سرمایه از نو تعریف شوند. به عنوان مثال، طی یکی دو دهه گذشته، اغلب ما کم ترین ارزش را به بسیاری از مشاغل سنتی اختصاص داده ایم. اما، اکنوین شاهد آن هستیم که بخش هایی نظیر مراقبت های بهداشتی، کشاورزی و خرده فروشی مواد غذایی از ارزش بسیار زیادی برخوردار هستند. بحران اخیر، ثابت کرد که ملزوماتی نظیر سلامت و رفاه از بزرگ ترین محرک های ایجاد ارزش اقتصادی به شمار می روند.»

Stay visible—but don’t be needed

2020-09-06

مدرک دانشگاهی

مدرک دانشگاهی برای شرکت گوگل اهمیتی ندارد! چرا؟! Gregory Ferenstein , April 2014

شرکت گوگل، ارائه دهنده بزرگ ترین و پر کاربردترین موتور جستجوی جهان است. بدیهی است که تعداد زیادی از بهترین دانش آموختگان معتبرترین دانشگاه های سرتاسر جهان، روزانه، رزومه های خود را برای این شرکت ارسال می کنند تا شاید بتوانند در آن استخدام شوند. با این حال، شاید جالب باشد بدانید، گوگل به مدارک دانشگاهی چندان علاقه ای ندارد. در عوض، بدون تمرکز بر گواهینامه های به دست آمده، به مهارت ها و تجربیات کسب شده در دوران کالج توجه نشان می دهد.

لازلو باک (Laszlo Bock)، مدیر واحد استخدام این شرکت، طی مصاحبه ای با روزنامه نیویورک تایمز، ضمن تشریح روش ارزیابی متقاضیان می گوید، «گوگل برای تجربیات و مهارت های متقاضیان ارزش و احترام زیادی قائل است. با این حال، متولیان این شرکت اعتقاد دارند، کسب مدارک دانشگاهی به مهارت ها و توانایی های فردی ارتباطی ندارد.»

استعداد و مهارت ارتباط چندانی با مدرک دانشگاهی ندارد!

وی در ادامه می گوید، «همواره، افرادی را می بینیم که با وجود بی بهره بودن از تحصیلات آکادمیک به شکل قابل توجهی در زندگی پیشرفت کرده و دستاوردهای بزرگی کسب می کنند. این ها، انسان های منحصر به فردی هستند. در واقع، مجموعه ما به دنبال چنین افرادی است. در واقع، برای پیدا کردن آن ها حاضر به انجام هر کاری هستیم.»

لازم است به خاطر داشته باشید، برخورداری از تحصیلات آکادمیک و مدرک دانشگاهی لازمه استخدام در بسیاری از مشاغل و سازمان ها است. با وجود این، شرکت گوگل حتی در دفترچه راهنمای استخدام خود نیز اشاره ای به این موضوع نکرده است. این به معنای آن است که هر فردی در صورت تمایل می تواند با استفاده از دوره های فراگیر آموزشی علمی - کاربردی به صورت شخصی، مهارت های مورد نیاز برای همکاری با چنین سازمان هایی را بیاموزد.

به جای تخصص بر مهارت تمرکز کنید

لازلو باک اشاره می کند، «فردی را تصور کنید که از قدرت ذهنی زیاد، کنجکاوی ذاتی و اشتیاق فراوان برای یادگیری برخوردار است؛ فردی که تمایل و توانایی آن را دارد که مهارت های مورد نیاز شما را فرابگیرد. چنین شخصی به دانش تخصصی نیازی ندارد. بنابراین، شما می توانید او را در بخش منابع انسانی یا امور مالی استخدام کنید. تنها تفاوت این فرد با یک کارشناس برجسته در این است که ممکن است تجربه کم تری داشته باشد.»

در اصل، مدارک دانشگاهی عبارت از گواهینامه هایی تخصصی هستند که ثابت می کنند، فرد از حداقل دانش در زمینه مورد نظر برخوردار است. با این حال، یک مدرک آکادمیک نمی تواند سطح قابلیت ها، مهارت ها و توانایی های فرد را توصیف کند. به عنوان مثال، کسب مدرک خبرنگاری به این معنی است که فرد تا اندازه ای با داستان سرایی و روش های مصاحبه آشنایی دارد. اما، این مدرک، اطلاعات لازم در مورد قابلیت های فردی وی را ارائه نمی دهد. آیا او می تواند در مقابل جمعیت صحبت و اظهار نظر کند؟ آیا می تواند یک وب سایت درست کند؟ آیا از توانایی استدلال و استنتاج مسائل برخوردار است؟ یا فقط تعداد مشخصی آزمون را پشت سر گذاشته و در آن ها نمره قبولی گرفته است؟!

تمرکز بر تفکر منطقی و آمار

لازلو باک در این باره می گوید، «انسان به طور ذاتی موجودی خلاق است. با این حال، منطق و تفکر تحلیلی و سازمان یافته در ذات بشر نهادینه نشده است. این ها از جمله مهارت هایی هستند که در طول حیات باید بیاموزید. من در دانشکده بازرگانی، رشته آمار را سپری کرده ام. این کار، آینده حرفه ای من را به شکل قابل توجهی تحت تأثیر خود قرار داده است. یادگیری مهارت های تحلیلی، شما را از سایر افراد در بازار کار متمایز می کند.»

تفکر منطقی، چیزی به مراتب فراتر از برنامه ریزی است. به عنوان مثال، در سال 2010 میلادی، فیسبوک با انتشار مطلبی، ادعا کرد که بالا بودن آمار طرفداران نامزدهای ریاست جمهوری در فیسبوک می تواند در افزایش احتمال برنده شدن در این رقابت تأثیرگذار باشد. بی تردید، این استدلال نادرستی بود.

البته، ممکن است برخی کاندیداهای محبوب در فیسبوک هم دنبال کنندگان بیش تری داشته باشند. با این حال، این امر در مورد نامزدهایی که با تعداد به مراتب کم تر هواداران در این گونه رقابت ها پیروز می شوند، مصداق ندارد. بنابراین، در این موارد چطور باید استدلال کرد؟ چرا تعداد دنبال کنندگان فرد در فیسبوک ناگهان اهمیت خود را از دست داده است؟

ناگفته پیدا است که کارمندان شرکت فیسبوک اصول و مفاهیم اولیه منطق را در نظر گرفته بودند؛ با این حال، به طور مشخص، این افراد توانایی تجزیه و تحلیل مسائل و تفکر تحلیلی را نداشتند. برای چنین ارزیابی هایی، لازم است افراد با تازه ترین روش های درک روابط علت و معلولی و بررسی خلاقانه الگوها و ساختارها آشنا باشند. شایان ذکر است، در مقایسه با سال 2010 میلادی، امروزه، فیسبوک در ارائه این قبیل ادعاهای سیاسی بسیار محتاطانه تر و صحیح تر عمل می کند.

پشتکار اصل مهم پیشرفت و یادگیری است

به قول اریک اشمیت (Eric Schmidt)، رئیس شرکت گوگل، «پشتکار و اراده استوار از بزرگ ترین وجوه تمایز دانشجویان موفق است. توفیق این افراد در دستیابی به اهداف، بیش از آن که در گرو دانش باشد، به ثبات قدم آن ها بستگی دارد.»

برای برخی افراد، درس خواندن در دانشگاه کار ساده ای است. به عنوان مثال، این قبیل افراد، می توانند بدون تلاش قابل توجهی، در درس شیمی آلی بهترین نمره را کسب کنند. این در حالی است که فرد دیگری، تمام سعی خود را به کار می گیرد و در نهایت با نمره متوسطی در این درس قبول می شود.

گوگل از روی مدارک دانشگاهی افراد نمی تواند بفهمد، آن ها از هوش و استعداد ذاتی برخوردار هستند یا افرادی سخت کوش به شمار می روند. این شرکت، بیش از آن که به جذب نخبه های تنبل تمایل داشته باشد، علاقه دارد افرادی مصمم، با اراده و با پشتکار را در کنار خود داشته و آن ها را به شکل مطلوبی تربیت کند.

در دانشگاه روی کسب مهارت تمرکز کنید

لازلو باک در این باره می گوید، «اصلا قصد ندارم افراد را از ادامه تحصیل در دانشگاه منصرف کنم. فقط، موضوع این است که اغلب افراد به اندازه کافی به دلایل اهمیت تحصیلات عالی فکر نمی کنند. آن ها نمی دانند چرا به دانشگاه می روند و باید چه نکاتی را در آن جا یاد بگیرند؟»

لازلو باک و اریک اشمیت هر دو در زمینه اهمیت و لزوم تحصیلات آکادمیک هم عقیده هستند. با این حال، تأکید می کنند، کسب مهارت و تجربه مهر تأئیدی است که به تحصیلات دانشگاهی اعتبار می بخشد. باک در این باره می گوید، «برای گوگل، پروژه های به اتمام رسیده دانشجویی یا مهارت های به دست آمده در دوره های کارآموزی بیش از هر چیز دیگری اهمیت دارد. صادقانه اعلام می کنم، به خاطر ندارم آخرین باری که میزان تحصیلات و مدرک دانشگاهی من برای شخصی اهمیت داشته، چه زمانی بوده است؟ بنابراین، به افرادی که تمایل دارند در شرکت گوگل و سایر سازمان های معتبر مشابه استخدام شوند، توصیه می کنم، به جای تمرکز بر رشته تحصیلی و عنوان دانشگاه، بر روی کسب مهارت و بهبود قابلیت های خود متمرکز شوند. این افراد باید به خاطر داشته باشند، برای انجام جالب ترین مشاغل دنیا، بیش از مدرک تحصیلی به مهارت و تجربه نیاز دارند.»

Why Google doesn’t care about college degrees, in 5 quotes

مدرک دانشگاهی

شرکت گوگل، ارائه دهنده بزرگ ترین و پر کاربردترین موتور جستجوی جهان است. بدیهی است که تعداد زیادی از بهترین دانش آموختگان معتبرترین دانشگاه های سرتاسر جهان، روزانه، رزومه های خود را برای این شرکت ارسال می کنند تا شاید بتوانند در آن استخدام شوند. با این حال، شاید جالب باشد بدانید، گوگل به مدارک دانشگاهی چندان علاقه ای ندارد. در عوض، بدون تمرکز بر گواهینامه های به دست آمده، به مهارت ها و تجربیات کسب شده در دوران کالج توجه نشان می دهد.

لازلو باک (Laszlo Bock)، مدیر واحد استخدام این شرکت، طی مصاحبه ای با روزنامه نیویورک تایمز، ضمن تشریح روش ارزیابی متقاضیان می گوید، «گوگل برای تجربیات و مهارت های متقاضیان ارزش و احترام زیادی قائل است. با این حال، متولیان این شرکت اعتقاد دارند، کسب مدارک دانشگاهی به مهارت ها و توانایی های فردی ارتباطی ندارد.»

استعداد و مهارت ارتباط چندانی با مدرک دانشگاهی ندارد!

وی در ادامه می گوید، «همواره، افرادی را می بینیم که با وجود بی بهره بودن از تحصیلات آکادمیک به شکل قابل توجهی در زندگی پیشرفت کرده و دستاوردهای بزرگی کسب می کنند. این ها، انسان های منحصر به فردی هستند. در واقع، مجموعه ما به دنبال چنین افرادی است. در واقع، برای پیدا کردن آن ها حاضر به انجام هر کاری هستیم.»

لازم است به خاطر داشته باشید، برخورداری از تحصیلات آکادمیک و مدرک دانشگاهی لازمه استخدام در بسیاری از مشاغل و سازمان ها است. با وجود این، شرکت گوگل حتی در دفترچه راهنمای استخدام خود نیز اشاره ای به این موضوع نکرده است. این به معنای آن است که هر فردی در صورت تمایل می تواند با استفاده از دوره های فراگیر آموزشی علمی - کاربردی به صورت شخصی، مهارت های مورد نیاز برای همکاری با چنین سازمان هایی را بیاموزد.

به جای تخصص بر مهارت تمرکز کنید

لازلو باک اشاره می کند، «فردی را تصور کنید که از قدرت ذهنی زیاد، کنجکاوی ذاتی و اشتیاق فراوان برای یادگیری برخوردار است؛ فردی که تمایل و توانایی آن را دارد که مهارت های مورد نیاز شما را فرابگیرد. چنین شخصی به دانش تخصصی نیازی ندارد. بنابراین، شما می توانید او را در بخش منابع انسانی یا امور مالی استخدام کنید. تنها تفاوت این فرد با یک کارشناس برجسته در این است که ممکن است تجربه کم تری داشته باشد.»

در اصل، مدارک دانشگاهی عبارت از گواهینامه هایی تخصصی هستند که ثابت می کنند، فرد از حداقل دانش در زمینه مورد نظر برخوردار است. با این حال، یک مدرک آکادمیک نمی تواند سطح قابلیت ها، مهارت ها و توانایی های فرد را توصیف کند. به عنوان مثال، کسب مدرک خبرنگاری به این معنی است که فرد تا اندازه ای با داستان سرایی و روش های مصاحبه آشنایی دارد. اما، این مدرک، اطلاعات لازم در مورد قابلیت های فردی وی را ارائه نمی دهد. آیا او می تواند در مقابل جمعیت صحبت و اظهار نظر کند؟ آیا می تواند یک وب سایت درست کند؟ آیا از توانایی استدلال و استنتاج مسائل برخوردار است؟ یا فقط تعداد مشخصی آزمون را پشت سر گذاشته و در آن ها نمره قبولی گرفته است؟!

تمرکز بر تفکر منطقی و آمار

لازلو باک در این باره می گوید، «انسان به طور ذاتی موجودی خلاق است. با این حال، منطق و تفکر تحلیلی و سازمان یافته در ذات بشر نهادینه نشده است. این ها از جمله مهارت هایی هستند که در طول حیات باید بیاموزید. من در دانشکده بازرگانی، رشته آمار را سپری کرده ام. این کار، آینده حرفه ای من را به شکل قابل توجهی تحت تأثیر خود قرار داده است. یادگیری مهارت های تحلیلی، شما را از سایر افراد در بازار کار متمایز می کند.»

تفکر منطقی، چیزی به مراتب فراتر از برنامه ریزی است. به عنوان مثال، در سال 2010 میلادی، فیسبوک با انتشار مطلبی، ادعا کرد که بالا بودن آمار طرفداران نامزدهای ریاست جمهوری در فیسبوک می تواند در افزایش احتمال برنده شدن در این رقابت تأثیرگذار باشد. بی تردید، این استدلال نادرستی بود.

البته، ممکن است برخی کاندیداهای محبوب در فیسبوک هم دنبال کنندگان بیش تری داشته باشند. با این حال، این امر در مورد نامزدهایی که با تعداد به مراتب کم تر هواداران در این گونه رقابت ها پیروز می شوند، مصداق ندارد. بنابراین، در این موارد چطور باید استدلال کرد؟ چرا تعداد دنبال کنندگان فرد در فیسبوک ناگهان اهمیت خود را از دست داده است؟

ناگفته پیدا است که کارمندان شرکت فیسبوک اصول و مفاهیم اولیه منطق را در نظر گرفته بودند؛ با این حال، به طور مشخص، این افراد توانایی تجزیه و تحلیل مسائل و تفکر تحلیلی را نداشتند. برای چنین ارزیابی هایی، لازم است افراد با تازه ترین روش های درک روابط علت و معلولی و بررسی خلاقانه الگوها و ساختارها آشنا باشند. شایان ذکر است، در مقایسه با سال 2010 میلادی، امروزه، فیسبوک در ارائه این قبیل ادعاهای سیاسی بسیار محتاطانه تر و صحیح تر عمل می کند.

پشتکار اصل مهم پیشرفت و یادگیری است

به قول اریک اشمیت (Eric Schmidt)، رئیس شرکت گوگل، «پشتکار و اراده استوار از بزرگ ترین وجوه تمایز دانشجویان موفق است. توفیق این افراد در دستیابی به اهداف، بیش از آن که در گرو دانش باشد، به ثبات قدم آن ها بستگی دارد.»

برای برخی افراد، درس خواندن در دانشگاه کار ساده ای است. به عنوان مثال، این قبیل افراد، می توانند بدون تلاش قابل توجهی، در درس شیمی آلی بهترین نمره را کسب کنند. این در حالی است که فرد دیگری، تمام سعی خود را به کار می گیرد و در نهایت با نمره متوسطی در این درس قبول می شود.

گوگل از روی مدارک دانشگاهی افراد نمی تواند بفهمد، آن ها از هوش و استعداد ذاتی برخوردار هستند یا افرادی سخت کوش به شمار می روند. این شرکت، بیش از آن که به جذب نخبه های تنبل تمایل داشته باشد، علاقه دارد افرادی مصمم، با اراده و با پشتکار را در کنار خود داشته و آن ها را به شکل مطلوبی تربیت کند.

در دانشگاه روی کسب مهارت تمرکز کنید

لازلو باک در این باره می گوید، «اصلا قصد ندارم افراد را از ادامه تحصیل در دانشگاه منصرف کنم. فقط، موضوع این است که اغلب افراد به اندازه کافی به دلایل اهمیت تحصیلات عالی فکر نمی کنند. آن ها نمی دانند چرا به دانشگاه می روند و باید چه نکاتی را در آن جا یاد بگیرند؟»

لازلو باک و اریک اشمیت هر دو در زمینه اهمیت و لزوم تحصیلات آکادمیک هم عقیده هستند. با این حال، تأکید می کنند، کسب مهارت و تجربه مهر تأئیدی است که به تحصیلات دانشگاهی اعتبار می بخشد. باک در این باره می گوید، «برای گوگل، پروژه های به اتمام رسیده دانشجویی یا مهارت های به دست آمده در دوره های کارآموزی بیش از هر چیز دیگری اهمیت دارد. صادقانه اعلام می کنم، به خاطر ندارم آخرین باری که میزان تحصیلات و مدرک دانشگاهی من برای شخصی اهمیت داشته، چه زمانی بوده است؟ بنابراین، به افرادی که تمایل دارند در شرکت گوگل و سایر سازمان های معتبر مشابه استخدام شوند، توصیه می کنم، به جای تمرکز بر رشته تحصیلی و عنوان دانشگاه، بر روی کسب مهارت و بهبود قابلیت های خود متمرکز شوند. این افراد باید به خاطر داشته باشند، برای انجام جالب ترین مشاغل دنیا، بیش از مدرک تحصیلی به مهارت و تجربه نیاز دارند.»

Why Google doesn’t care about college degrees, in 5 quotes

بازگشت
ارتباط با ما

با ما همراه شوید

دفتر مرکزی: تهران، بلوار نلسون ماندلا، خیابان تابان غربی، پلاک 12 ، ساختمان فاخر، طبقه چهارم
تلفن: +98 (21) 8867 8225
ایمیل: info@fakher.ir
2019 © هلدینگ فاخر. تمامی حقوق محفوظ است.
01
فعالیت ما

02
درباره هلدینگ فاخر

03
با ما آشنا شوید

04
آمار و ارقام

05
مجله

06
ارتباط با ما

EN FA
در حال بارگذاری