fa

مجله

2020-05-13

کمک دستیاران صوتی

بر اساس پیش بینی ها، میزان خرید با کمک دستیاران صوتی به رقمی بالغ بر 3.5 میلیارد پوند خواهد رسید!,Feb 2018

در حال حاضر، از هر 10 خانواده انگلیسی، یکی دارای دستیار صوتی بوده و از Amazon Echo یا Google Home استفاده می کند. به نظر شما چقدر طول می کشد تا بتوانیم فهرست خرید خود را به دستیاران صوتی بسپاریم و روند خرید را به طور کلی به آن ها واگذار کنیم؟!

همان طور که پیش تر هم گفته شد، بررسی ها نشان می دهند که در حدود یک دهم از خانواده های انگلیسی دارای یک دستگاه بلندگوی هوشمند هستند. پیش بینی می شود که تا سال 2022 میلادی، این آمار به 48 درصد افزایش یابد. این امر، راه را برای حضور جدی تر دستیاران صوتی Amazon Echo و Google Home در منازل هموار خواهد کرد. این گامی دیگر در جهت ایجاد تحول در سیستم خرده فروشی های آینده خواهد بود. در واقع، پیش بینی می شود تا آن زمان، میزان خرید صوتی و بهره جستن از این دستیاران به رقمی بالغ بر 3.5 میلیارد پوند برسد.

اطلاعات به دست آمده از شرکت خدمات مشاوره ای OC&C نشان می دهد که در حال حاضر، شرکت آمازون با ارائه دستیار صوتی Echo موفق شده تا در مسیر تجارت صوتی (voice commerce) پیشتاز باشد. بررسی های انجام شده حاکی از آن است که 8 درصد از خانواده های انگلیسی از این دستگاه استفاده می کنند. این در حالی است که تنها دو درصد از این خانواده ها Google Home را به عنوان دستیار صوتی خود برگزیده و از آن بهره می برند.

در حال حاضر، روند خریدهای صوتی با سرعت و راحتی هر چه تمام تر انجام می گیرد. در حدود 70 درصد از این خریدها به یک محصول خاص یا یک سفارش تکراری اختصاص دارند.

در هنگام مرور کالاها، آمازون به نکاتی نظیر محبوبیت، قیمت، قابلیت تحویل و بسیاری موارد دیگر توجه کرده و بر همین اساس، پیشنهاداتی را به مصرف کنندگان ارائه می دهد. بررسی ها نشان داده اند که این پیشنهادها در 85 درصد از مواقع پذیرفته می شوند. با توجه به آن چه گفته شد، بدیهی است که برندها تلاش می کنند تا در ردیف محصولات پیشنهادی آمازون قرار گیرند. با این حال، تنها تمایل داشتن به این امر برای انجام آن کفایت نمی کند. چرا که از حرف تا عمل، راه بسیار است! در واقع، وجود برخی مشکلات مربوط به موجودی انبار یا سرعت تحویل موجب می شود که روزانه 4 تا 5 درصد از محصولات منتخب آمازون تغییر کرده و جای خود را به کالاهای دیگری بدهند!

از دیگر موانع موجود در این راه، می توان به مشکل عدم اعتماد به بخش خرده فروشی صوتی اشاره کرد. در حال حاضر، تنها 33 درصد از مصرف کنندگان به انتخاب شخصی سازی شده بلندگوهای هوشمند اعتماد داشته و تنها 44 درصد بر این باورند که این دستگاه ها بهترین و مقرون به صرفه ترین محصولات را پیشنهاد می کنند.

ویل هایلار (Will Hayllar)، یکی از شرکا و مدیر بخش جهانی کالاهای مصرفی شرکت OC&C در این باره می گوید، «بدیهی است که خرید صوتی می تواند سهم قابل توجه و رو به رشدی از بازار خرده فروشی را به خود اختصاص دهد. به این ترتیب، کسب و کارها در مسیر پیشرفت و دستیابی به این جایگاه به صورت توأمان با چالش ها و فرصت های گوناگونی مواجه خواهند بود. موفقیت در عرصه تجارت صوتی از طرق مختلفی امکان پذیر است. در این میان، درک اهداف تجاری و خدمات مورد نظر و در عین حال، انطباق این اهداف و خدمات با گزاره های صوتی مناسب از اهمیت به سزایی برخوردار است.

با این حال، شرکت های ارائه کننده کالاهای مصرفی باید بر روی اولویت بندی محصولات پرمخاطبی تمرکز کنند که احتمال خریداری آن ها از این طریق بیش تر خواهد بود. به علاوه، ارزیابی نحوه ایفای نقش و تأکید بر نقاط قوت و مهارت های مختلف برند نیز از جمله مواردی هستند که برای دستیابی به موفقیت ضروری تلقی می شوند.»

گزارش ارائه شده توسط شرکت نرم افزاری Salesforce درباره تأثیر فناوری دیجیتال بر رفتارها و خواسته های خریداران امروزی، حاکی از آن است که 79 درصد از مصرف کنندگان، پیش از خرید از داخل فروشگاه و 85 درصد از آن ها قبل از انجام خرید آنلاین، کالاهای موجود را به دقت و به طور منظم بررسی می کنند. در عین حال، در حدود 40 درصد از افراد متعلق به نسل هزاره، برای تحقیق و بررسی درباره کالاهای مورد نظر خود از دستیاران صوتی نظیر  Amazon Echo یا Google Home بهره می گیرند.

Voice commerce is expected to be worth £3.5bn in just four short years

2020-05-02

برقراری ارتباط با مشتریان

برقراری ارتباط با مشتریان در زمان بروز بحران کرونا ,Fabricio Dore, Oliver Ehrlich, David Malfara, and Kelly Ungerman Open interactive popup ,April 2020

در شرایط دشوار کنونی و با توجه به شیوع ویروس کرونا، ایجاد فضای درک و همدلی و از طرف دیگر، برآورده کردن نیازها و خواسته های مشتریان به سازمان ها کمک خواهد کرد تا ارتباط خویش را با آن ها مستحکم تر کنند.

ظهور کوید 19 در عرصه های جهانی و بحران اقتصادی ناشی از آن، نحوه زندگی و روند کسب و کار بسیاری از افراد و شرکت ها را به شدت تحت تأثیر خود قرار داده و بسیاری از مولفه های تجاری و سبک و سیاق معمول زندگی را به چالش کشیده است.

با توجه به تغییر ناگزیر روش های حاکم بر زندگی و تجارت، به زودی شاهد گسترش هنجارهای تازه ای در جهان اطراف خویش خواهیم بود. در حال حاضر، سازمان ها تمام تلاش خود را به کار می گیرند تا شاید بتوانند کلیه جنبه های این بحران، اعم از ارائه واکنش مناسب تا مدیریت اختلالات زنجیره تأمین و حفظ رفاه و سلامت کارکنان را مدیریت کنند.

در خلال بحران جاری، تجربه مشتری معنای تازه ای پیدا کرده است. مدیران با ایجاد یک مسیر تعامل یکپارچه، جذاب و آسان، تلاش می کنند تا تجربه ای منحصر به فرد و تازه را برای مشتریان خود فراهم کنند. با وجود این، در حال حاضر خواسته های مشتریان به شکل قابل توجهی تغییر کرده و نگرانی هایی به مراتب جدی تر جایگزین نیازهای پیشین آن ها شده است.

نظرسنجی اخیر موسسه McKinsey درباره مصرف کنندگان آمریکایی حاکی از آن است که ۶۴ درصد از پاسخ دهندگان، طی چند هفته پیش از انجام این ارزیابی، تجربیاتی نظیر افسردگی، اضطراب یا هر دوی این موارد را پشت سر گذاشته اند. به علاوه، ۳۹ درصد از همین افراد اذعان داشته اند که یکی از اصلی ترین نگرانی های آن ها این است که پس از چند ماه بیکاری قادر نخواهند بود از عهده پرداخت قبض ها و بدهی های خود برآیند.

امروزه، سازمان های پیشرو در تلاش هستند تا تمرکز بر روی تجربه مشتری را به گونه ای تغییر دهند تا بتوانند نیازهای اولیه مشتریان خود را برآورده کنند. مسائلی از قبیل، لزوم احساس امنیت و آسایش در زندگی روزمره از جمله نیازهای ابتدایی مشتریان دنیای امروز به شمار می روند. انجام این قبیل اقدامات به مراتب تأثیر گذارتر از پایبندی به شعارهایی خواهد بود که اغلب برندها در شرایط عادی از آن ها بهره می جویند. در طول این بحران، سازمان ها از طریق ایجاد موج یکدلی و مراقبت آگاهانه می توانند مبنای حسن نیت و ارتباطات عاطفی بلند مدت را در جوامع هدف خود پایه ریزی کنند.

اقدامات لازم برای ایجاد حس همدلی با مشتریان

طی چند ماه گذشته، اکثر سازمان ها تمام تلاش خود را به کار بسته اند تا شاید بتوانند از جنبه های گوناگون با بحران کووید ۱۹ سازگاری یابند. بنابراین، اغلب آن ها تثبیت عملیات و محافظت از کارمندان خود را به عنوان نخستین گام اصلی در این مسیر برگزیده اند. به این ترتیب، سازمان ها قادر خواهند بود تا برای همدلی با مشتریان خویش نیز روش هایی خلاقانه و عینی تری را به کار بسته و روابط عاطفی خویش را با آن ها تحکیم کنند. در حال حاضر، بسیاری از سازمان ها برای دستیابی به این هدف، در جهت ایجاد و حفظ ایمنی فردی، امنیت، ثبات، آسایش، سهولت استفاده، پیوندهای عاطفی و ابراز اعتماد، پایبندی به هفت اقدام اساسی را در مرکز توجه خویش قرار داده اند.

۱. کاهش تعاملات فیزیکی و به حداقل رساندن خطرات ناشی از آن

کاهش فرصت انتشار ویروس به خصوص در جوامع پر خطر از نخستین و اصلی ترین مسئولیت هایی است که در مقابله با شیوع ویروس کرونا بر عهده آحاد جامعه قرار دارد. به این ترتیب، سازمان ها نیز وظیفه دارند در هنگام انجام تعهدات خود و به ویژه در تماس با گروه های آسیب پذیر، خطر انتقال یا ابتلا به این ویروس را به حداقل برسانند.

اغلب خرده فروشی های عرضه کننده مواد غذایی با در نظر گرفتن برخی اقدامات احتیاطی نظیر افزایش ساعات کاری به نفع سالمندان و کارمندان بخش خدمات درمانی، جلوگیری از تجمع افراد در فروشگاه ها، قرار دادن برچسب های مربوط به فاصله گیری اجتماعی در سطح فروشگاه و نظارت بر رعایت آن و همچنین با ارائه خدمات تحویل رایگان کالا برای مشتریان بالای ۶۵ سال در مسیر مقابله با گسترش ویروس کرونا گام برداشته اند. شرکت های فعال در حوزه تجارت الکترونیک و فروشگاه های ارائه غذای آنلاین در سرتاسر جهان با در نظر گرفتن تمهیداتی همچون گزینه تحویل بدون تماس تلاش کرده اند تا تعاملات فیزیکی میان مشتریان و تحویل دهندگان کالا را به کم ترین حد ممکن تقلیل دهند.

با این حال، همچنان در مواردی، ممکن است حضور فیزیکی مشتری در محل ارائه خدمات یا کسب و کار الزام آور باشد. شرکت های ارائه کننده خدمات مسافرتی و پرواز از این جمله مکان ها به شمار می روند. در این قبیل مراکز نیز تدابیر لازم برای کاهش خطر و اطمینان از سلامت و ایمنی مشتریان و کارمندان اندیشیده شده است. بدیهی است که اتخاذ این رویکرد و اجتناب از تماس با اشیاء و وسایل مسافر نیازمند به کار گیری استانداردهای بسیار دقیقی است.

۲. مشارکت در ایمنی با نوآوری در الگوی محصولات

در شرایط کنونی، لازم است سازمان ها نسبت به تولید محصولات دقت بیش تری به خرج داده و به پرسش های مهم از این قبیل پاسخ دهند: آیا سازمان مذکور محصولاتی را تولید می کند که در موقعیت فعلی از اقلام ضروری جهان به شمار می رود؟ آیا سازمان یاد شده قادر است با سرعت هر چه تمام تر الگوی تولید خود را با نیازهای جاری بشر هماهنگ ساخته و تهیه کالاهای ضروری را در اولویت قرار دهد؟

به دنبال این رویکرد، شرکت ها می‌توانند با استفاده از نقاط قوت خود در جهت تهیه و تولید کالاهای اساسی اقدام کنند. این در حالی است که بسیاری از کالاهای مذکور، پیش از این، هرگز در دایره محصولات تولیدی شرکت قرار نداشته اند. به عنوان مثال، برخی از کارخانه های سازنده مشروبات الکلی از تجهیزات تقطیر و سایر توانایی های خود به منظور تهیه مواد ضدعفونی کننده بهره می جویند. در عین حال، این کارخانجات با پالایشگاه ها نیز مشارکت کرده و منابع اتانول خود را در اختیار آن ها قرار می دهند.

تهیه تجهیزات پزشکی و اقلام بهداشتی نیز از آن دسته ضرورت هایی است که بسیاری از شرکت ها و نام های تجاری معتبر را بر آن داشته تا به منظور تأمین تقاضای روزافزون آن ها گام بردارند. به عنوان مثال، شمار قابل توجهی از تولیدکنندگان پوشاک، تولیدات عادی خود را کنار گذاشته یا به حداقل تقلیل داده اند و به تولید انبوه ماسک روی آورده اند. برخی از شرکت های خودروسازی هم تمام توان سازمانی خود را به تولید دستگاه های تنفس مصنوعی اختصاص داده‌ اند. به عنوان مثال، شرکت جنرال موتورز این روزها در حال همکاری با یک شرکت آمریکایی تولید کننده تجهیزات پزشکی بوده و تولید محصولات مراقبت تنفسی را در اولویت کارهای خود قرار داده است.

از طرف دیگر، سازمان هایی که در زمینه هایی غیر از تولید فعالیت می کنند هم قادر هستند از توان سازمانی خود در جهت مشارکت در امر ایمنی و ارائه برخی راه کارهای خلاقانه بهره جویند. به عنوان مثال، بسیاری از شرکت های مسافربری تلاش می کنند تا در شرایط بحرانی کنونی، نقش مثبتی را ایفا کرده و از شبکه گسترده وسایل نقلیه و رانندگان خود برای حمل دارو و کالاهای اساسی استفاده کنند. این قبیل شرکت ها با انجام این کار می توانند به افرادی کمک کنند که به واسطه اعمال قرنطینه، به بسیاری از کالاها و داروهای اساسی و نجات دهنده دسترسی ندارند.

نکته مهم این است که در کلیه موارد یاد شده، رهبران سازمان ها تعهد خود را نسبت به مشتریان و جامعه نشان داده اند. در عین حال، این افراد و گروه ها به ایجاد گزینه های جایگزینی فکر کرده اند تا بتوانند با وجود کاهش قابل توجه تقاضا در عرصه کسب و کار اصلی خود، برای کارمندان خویش فعالیت های معناداری را ایجاد کنند.

۳. ارائه کمک های عملی به مشتریان گرفتار در بحران مالی

در شرایط بحرانی، نگرانی های اقتصادی و مالی نیز از جمله مواردی هستند که پس از تأمین سلامت فردی، زندگی افراد را به شدت تحت تأثیر خود قرار می دهد. امروزه، بسیاری از مراکز کسب و کار و سازمان ها ناچار هستند برای مدت زمان نامشخصی فعالیت های تجاری خود را کاهش دهند. از این رو، طیف گسترده ای از صاحبان مشاغل کوچک و میلیون ها نفر از کارگران و کارمندان سراسر دنیا با مشکلات مالی و نقدینگی رو به رو شده اند.

اکنون، ارائه راه کارهای منعطف برای مواجهه با چالش های مالی، از  بزرگ ترین و جدی ترین مسئولیت هایی است که بر عهده بسیاری از شرکت ها و موسسات قرار دارد. برای حل چنین معضلاتی، اغلب مراکز مالی تصمیم گرفته اند که حداقل تا ماه مارس، از جریمه مشتریانی چشم پوشی کنند که قادر به پرداخت بدهی‌های خود نبوده اند. به عنوان مثال، اغلب شرکت های ارائه دهنده خدمات مخابراتی، روند خدمات رسانی خود را محدود نکرده و عقب افتادن پرداخت اشتراک ماهیانه و سایر بدهی های مخابراتی را تا 60 روز  بلامانع اعلام کرده اند. شمار قابل توجهی از سازمان های فعال در بخش تأمین انرژی سرتاسر دنیا نیز تصمیم گرفته اند تا در صورت عدم پرداخت هزینه های انرژی مصرفی، ارائه خدمات به مشتریان را قطع نکنند. حتی در مواردی دیده شده که بخش قابل توجهی از معوقات پرداخت مشتریان پیش از دوران بروز بحران هم مورد چشم پوشی قرار گرفته و خدمات رسانی به آن ها از سر گرفته شده است.

با شیوع ویروس کرونا، بخش قابل توجهی از شرکت ها و سازمان ها تصمیم گرفته اند تا فشارهای اقتصادی ناشی از این بحران را برای مشتریان خود کاهش دهند. به همین منظور، در شرایط کنونی، برخی شرکت های مسافرتی از جمله بسیاری از خطوط هواپیمایی معتبر، از دریافت هزینه های مربوط به لغو سفر چشم پوشی کرده اند. این امر در حوزه های دیگر نیز به روشنی مشاهده می شود؛ به عنوان مثال، در حال حاضر، بسیاری از خانواده های آمریکایی که برای تأمین وعده های غذایی فرزندان خود به رستوران ها و سلف سرویس های مدارس متکی بودند و در قبال انجام این خدمات هزینه ای را پرداخت می کردند، اکنون، با استفاده از اپلیکیشن Burger King می توانند از خدمات رایگان این غول بزرگ صنایع غذایی بهره مند شوند.

۴. حمایت از نیازهای عاطفی مشتریان در مدت خانه نشینی و قرنطینه

در روزهای فراگیری بحران کرونا، بسیاری از افراد به ناچار در خانه مانده اند و کلیه نگرانی های مربوط به خانه نشینی را نیز به دوش می کشند. این روند، علاوه بر مشکلات بسیار زیادی که در ذات خود دارد، برخی معضلات اساسی نظیر افسردگی را هم به دنبال خواهد داشت. از این رو، بسیاری از شرکت ها و سازمان ها بر آن هستند تا در جهت رفاه حال مشتریان خود گام برداشته و شرایطی ایجاد کنند تا آحاد جامعه بتوانند دوران قرنطینه را با سهولت بیش تری سپری کرده و حتی از آن لذت ببرند.

در شرایط بحرانی فعلی، سرگرم کردن کودکان و ایجاد بستر مناسبی برای دسترسی آسان آن ها به اینترنت و مطالب آموزشی و کمک آموزشی آنلاین از جمله دغدغه هایی است که علاوه بر خانواده ها، ذهن شرکت های ارائه دهنده خدمات مخابراتی و اینترنتی سرتاسر جهان را نیز به خود مشغول کرده است.

از این رو، بسیاری از شرکت های مذکور در بخش های حوزه فعالیت خویش، دسترسی به اینترنت نامحدود و رایگان ۶۰ روزه را از طریق تلفن همراه برای مشتریان خود امکان پذیر کرده اند. تعدادی از شرکت های فعال در حوزه سینما هم فیلم ها و انیمیشن های خود را زودتر از موعد مقرر منتشر کرده‌اند. به عنوان مثال، شرکت والت دیزنی، انیمیشن Frozen2 را سه ماه زودتر از موعد روی آنتن برده است. اپرای متروپولیتن نیویورک (New York’s Metropolitan Opera) هم نمایش های دیجیتال و رایگان خود را در اختیار مخاطبان مجازی قرار داده و با انجام این کار تلاش کرده است تا به سهم خویش، در جهت سرگرم کردن افراد گرفتار در قرنطینه گام موثری بردارد. این در حالی است که پلت فرم Google Arts & Culture هم طی همکاری نزدیک با موزه ها و مراکز هنری سرتاسر جهان، امکان گشت و گذار در تورهای مجازی و قدم زدن در موزه ها و نمایشگاه های معتبر دنیا را برای علاقه مندان فراهم کرده است.

شرکت های دیگری هم وجود دارند که به واسطه نوع کسب و کار و حوزه تخصص خود، با روش های دیگری به کاهش استرس مشتریان خویش کمک می کنند. برای نمونه، برخی ارائه دهندگان خدمات مراقبه و مدیتیشن از جمله ارائه دهندگان اپلیکیشن Headspace هم خدمات رایگان خود را در اختیار کارشناسان و متخصصان عرصه مراقبت های بهداشتی و سایر مشتریان خویش قرار داده اند. شرکت های ارائه دهنده خدمات غذایی نیز با تمهیدات گوناگونی نظیر تحویل رایگان غذا، به اشتراک گذاری دستور تهیه و طبخ غذاها و خوراک های گوناگون و برگزاری دوره‌های آنلاین در تلاش بوده اند تا در این میان نقش موثری ایفا کنند.

۵. انتقال مشتریان به شبکه‌های آنلاین

با توجه به توصیه های جهانی مبنی بر حفظ و رعایت قرنطینه خانگی، بسیاری از شرکت ها به ناچار مشتریان خود را به سمت استفاده از شبکه ها و راه کارهای آنلاین سوق داده اند. به عنوان مثال، بسته شدن باشگاه های ورزشی و سالن های بدنسازی، فعالان این عرصه را بر آن داشته تا صدها دوره ورزشی رایگان را به صورت آنلاین برگزار کنند.

از طرف دیگر، بسیاری از شرکت های فعال در حوزه خدمات آنلاین نظیر شرکت نرم افزاری Cisco Webex  هم که در زمینه توسعه و فروش نرم افزارهای ویژه برگزاری جلسات برخط، ویدئو کنفرانس و کنفرانس مجازی فعالیت می کند، با ارائه ابزارهای رایگان برای آموزگاران، والدین و دانش آموزان، به مدارس و دانشگاه ها کمک می کنند تا به اهداف خود در زمینه توسعه برنامه های آموزشی آنلاین دسترسی پیدا کنند.

تعداد قابل توجهی از بانک ها و موسسات مالی ایتالیایی نیز ضمن ارائه رایگان آموزش بانکداری، تلاش می کنند تا افراد را به استفاده از شبکه‌های بانکی دیجیتال ترغیب کنند. از سوی دیگر، ارائه دهندگان خدمات سلامت، با بهره گیری از فضای آنلاین، امروزه، بسیاری از خدمات خود از قبیل مشاوره های پزشکی از راه دور را با کمک اینترنت و به صورت رایگان ارائه می دهند.

در این میان، شرکت های فعال در عرصه های دیگری غیر از خدمات آنلاین هم بهتر است به فضای مجازی روی آورده و برای تطبیق دادن کسب و کار خود با راه کارهای آنلاین روش های تازه ای را در نظر بگیرند و ارائه خدمات خود از راه دور را امکان پذیر کنند. دلیل این امر روشن است؛ با گذشت زمان، نیازهای مشتریان آنلاین به مراتب بیش تر از امروز خواهد شد. تردیدی نیست که پس از برون رفت از بحران کرونا نیز انتقال مشتریان از دنیای واقعی به دنیای مجازی ادامه یافته و از این پس، ترافیک درخواست ها و مراجعات آنلاین به طرز چشمگیری افزایش خواهد داشت.

۶. در دسترس بودن و اتخاذ رفتار محتاطانه با مشتریان در تعاملات شخصی

بدیهی است که تعطیلی مراکز فیزیکی نظیر شعب بانکی، خرده فروشی های ارائه دهنده اقلام غیر ضروری و غیره هرگز قادر نخواهد بود روند عادی زندگی بشر را برای طولانی مدت مختل کند. منظور این است که بسیاری از مشتریان برای پیدا کردن پاسخ مناسبی به پرسش ها و مطرح کردن نیازهای خود، ناگزیر به روش های دیگری متوسل خواهند شد.

به همین دلیل، در شرایط کنونی، بسیاری از شرکت ها و سازمان های ارائه دهنده خدمات مخابراتی و بانکی شاهد افزایش تماس‌های ورودی مشتریان خود هستند. در عین حال، این قبیل سازمان ها به واسطه بروز بحران، مجبور بوده اند در زمینه ارائه خدمات مشتری تغییراتی را اعمال کرده و روند انجام کار را به سمت دورکاری سوق دهند.

به عنوان مثال، یکی از سازمان های اروپایی پیشرو در امر ارائه خدمات مخابراتی، تنها در طول یک هفته، ده هزار نفر از نیروهای مجرب واحد خدمات پشتیبانی خود را به لپ تاپ و سایر تجهیزات اساسی و مورد نیاز برای انجام تماس و ارائه پاسخ گویی مجهز کرد تا بتوانند روال مرسوم کار را از منزل و به صورت دورکاری انجام دهند.

بنابراین، شرکت هایی که ارتباطات نزدیک تر و گسترده تری با مشتریان خود داشته و در زمینه ارائه راهنمایی و پشتیبانی به آن ها فعال تر عمل می کنند، قادر خواهند بود از این طریق ارتباط متقابل خود را حفظ کرده و حتی می توانند پایه های آن را مستحکم تر کنند.

سایر شرکت ها نیز گزینه های دیگری در اختیار مشتریان قرار داده اند تا بتوانند از طربق فضای مجازی به اطلاعات مورد نیاز خود و برقراری تعاملات احتمالی دسترسی داشته باشند. به عنوان مثال، شرکت چینی و خوشه ای Erdos Group با راه اندازی یک سرویس پیام رسانی چند منظوره برای تلفن های همراه            ( WeChat) در زمینه ارائه مشاوره آنلاین در چین عملکرد بسیار موثری داشته است.

این روزها، بسیاری از شرکت های هواپیمایی با معضل لغو سفرها یا بروز تغییرات ناگهانی در برنامه پروازها دست به گریبان هستند. به همین منظور، آن ها نیز برای برآورده کردن نیازها و خواسته های مشتریان خود از آن ها درخواست کرده اند تا برای رسیدگی به این امور به وب سایت شرکت های مورد نظر مراجعه کنند.

امروزه، طیف گسترده ای از مراکز و شرکت های ارائه کننده خدمات پزشکی در تلاش هستند تا پرسش های روز افزون مشتریان در زمینه ویروس کرونا و مسائل مرتبط با آن را پاسخ دهند. بنابراین، به جرأت می توان گفت که آموزش نیروی کار برای مطابقت با شرایط حاکم و ارائه اطلاعات لازم به واحد پشتیبانی برای پاسخ گویی فعالانه و مدیریت موثر در رابطه با این قبیل درخواست ها از اصلی ترین اولویت های حال حاضر به شمار می رود.

به همین منظور، شرکت مدیریت خدمات درمانی آمریکایی Cigna به منظور پاسخ به سوالات مشتریان در مورد ویروس کرونا، یک مرکز جدید مدیریت ارتباط با مشتری تأسیس کرده است که در کلیه روزهای هفته و تمامی ساعات روز برای پاسخ گویی به مشتریان در دسترس بوده و آماده به کار است. بنابراین، رسیدگی به  طیف گسترده ای از نیازهای نوظهور امروزی، مستلزم آن است که شرکت ها به نحوه آماده سازی و آموزش نیروهای خود دقت کرده، آن را از نو ارزیابی کنند و در این باره به شکل فوری تصمیم بگیرند.

۷. مراقبت از آحاد جامعه و پایبندی به ارزش های سازمانی

در شرایط کنونی، لازم است شرکت ها ارزش های سازمانی خود را بار دیگر برای کارکنان و مشتریان خود دوباره تبیین کرده و با رعایت این ارزش ها از آحاد جامعه هدف پشتیبانی و مراقبت کنند. به خاطر داشته باشید که اقدامات صورت گرفته شده در زمان بحران می تواند اعتمادسازی و تقویت ارزش برند را در پی داشته باشد. به عنوان مثال، در این مورد می توان به عملکرد مجموعه هایی نظیر مک دونالد و ALDI اشاره کرد. این دو شرکت علاوه بر ایجاد یک طرح مالکیت سهام کارکنان، تلاش کرده اند تا علاوه بر حفظ مشاغل کارمندان خویش در جهت تأمین نیازهای مشتریان خود گام بردارند.

به این ترتیب، بخش اعظم کارمندان شعبه‌هایی از مک دونالد که به صورت موقتی تعطیل شده‌اند به فروشگاه‌های ALDI انتقال یافته اند. انجام این کار، با هدف پاسخ گویی بهتر به تقاضاهای فزاینده مشتریان خرده فروشی ها صورت گرفته است. حمایت از جوامع محلی علاوه بر احقاق ارزش های سازمانی به استحکام روابط جامعه و کسب و کارها نیز کمک می کند. تعهد شخصی و مواردی نظیر آن چه گفته شد، بسیاری از شرکت ها و مراکز ارائه دهنده خدمات غذایی را بر آن داشته است تا بخش قابل توجهی از مواد غذایی کارمندان واحد بهداشت و درمان شهرهای محل استقرار خود را تأمین کنند.

از طرف دیگر، سایر تولید کنندگان نیز به وضوح تمایل دارند تا در این میان نقش قابل توجهی را ایفا کنند. به عنوان مثال، شرکت Allbirds که یکی از تولیدکنندگان دوست دار محیط زیست به شمار می رود، در این روزهای بحرانی، کفش های تولیدی خود را به طور رایگان در اختیار کارکنان بخش سلامت قرار می دهد تا در حد توان، سپاس و قدردانی خود را به کادر بهداشت و درمان ابراز کند. از طرف دیگر، بسیاری از داروخانه ها هم برای واگذاری محل پارک خودروهای خویش به فعالان حوزه بهداشت و درمان و فوریت های پزشکی اعلام آمادگی کرده اند.

شرکت Alibaba هم از جمله موسساتی است که تجهیزات پزشکی مختلف و مورد نیاز کادر جهانی درمان را تهیه کرده و آن ها را به ۱۴ کشور آسیایی و ایالات متحده اهداء و ارسال کرده است. به علاوه، این شرکت بر آن است تا یک کتابچه راهنمای دیجیتالی را هم منتشر کند. در این کتابچه، اطلاعات مرتبط و تجربیات افرادی به اشتراک گذاشته خواهد شد که در چین با کووید 19 دست و پنجه نرم کرده و زندگی آن ها به انواع گوناگون تحت تأثیر این ویروس قرار گرفته است.

از نمونه های دیگر، می توان به نرم افزار آمریکایی Tableau اشاره کرد که با استفاده از اطلاعات موردی و توسط سازمان های برجسته آموزشی و پژوهشی دولتی تهیه شده و با در اختیار قرار دادن یک مرکز اطلاعاتی رایگان به افراد کمک می کند تا بتوانند آمار مربوط به ویروس کرونا را در سریع ترین زمان ممکن در اختیار داشته باشند. شرکت LinkedIn هم تلاش کرده تا در این دوران رکود اقتصادی با فراهم کردن دسترسی رایگان به ویژگی های برتر ( premium features) خود در کمک به رونق کسب و کارهای کوچک و کارمندان آن ها سهمی داشته باشد.

امروزه، بسیاری از نام های تجاری معتبر و شناخته شده می توانند از طرق گوناگون پیام هایی را به مشتریان خود در سرتاسر جهان انتقال داده و حس همدلی و وحدت را گسترش دهند. به عنوان مثال، بخش بازاریابی Coca-Cola با در نظر گرفتن پیام تازه ای به مشتریان یادآوری می‌کند «جدا ماندن بهترین راه برای متحد شدن است» (staying apart is the best way to stay united).

تمام این تلاش ها نشان دهنده آن است که سازمان ها و کسب و کارها تا چه اندازه برای مشتریان خود اهمیت قائل بوده و نسبت به آن ها احساس تعهد می کنند. به این ترتیب، کلیه اقدامات صورت گرفته توسط نهادها و سازمان ها به مشتریان گوشزد خواهد کرد که سازمان مذکور به چه میزانی حاضر است در جهت مراقبت و کمک به مشتریان و کارمندان خود سرمایه گذاری می کند.

برقراری ارتباط ماندگار با مشتریان

چنان که گفته شد، در شرایط بحرانی فعلی، شرکت های پیشرو در تلاش هستند تا در حد توان خود برای تحقق خواسته های مشتری و رفع نیازهای او گام بردارند. این قبیل سازمان ها در کلیه امور خود، از بازاریابی گرفته تا عرضه محصول و پشتیبانی، اقدامات خویش را بر مبنای محوریت مشتری انجام می دهند.

شیوع بیماری کرونا یک بحران جهانی و یک فرصت تازه برای رهبران است تا میزان تعهد و پشتیبانی خود را از مشتریان و جوامع مختلف به نمایش بگذارند. در این شرایط دشوار، راهبری همدلانه یک سازمان در ایجاد پیوندهای عاطفی عمیق با کارمندان و مشتریان به شدت تأثیرگذار خواهد بود. به خاطر داشته باشید که بحران ها روزی به پایان رسیده و آن چه بر جا می ماند، همین روابط مستحکمی است که با آحاد جامعه ایجاد شده است. بی تردید، ایجاد چنین پایگاه عاطفی در زمان مناسب به رونق فعالیت های تجاری و رشد و توسعه اقتصادی کسب و کارها نیز خواهد انجامید.

Connecting with customers in times of crisis

2020-04-28

آینده تجارت الکترونیک به کدام سمت پیش می رود؟

بررسی نقطه نظر های ارائه شده در رابطه با تکامل و تحولات حوزه تجارت الکترونیک,Nick Winkler,Jan 2020

در دنیای پیرامون ما، سبک و سیاق تجارت باز هم در حال تحولی دوباره است. امروزه، بسیاری از برندهای دیجیتالی پیشرفته روش های تجاری صوتی (voice commerce) را آزمایش کرده و برای راه اندازی فروشگاه های انحصاری و موقتی با هتل های لوکس لاس ‌و گاس همکاری می کنند. به علاوه، این برندها روش های تجاری آنلاین و آفلاین مختلفی را نیز امتحان می کنند. روش های مذکور از طریق واقعیت افزوده توانمند شده و تجربیات تازه ای را برای مشتری رقم می زنند.

رشد تجارت Headless و برنامه های پیش رونده وب (progressive web applications) و در عین حال، گسترش ابزارهای دیجیتالی و تجاری تازه ای نظیر آینه های هوشمند، بازی های ویدیویی و پخش زنده، جهان به ویترینی برای ارائه محصولات نوین تبدیل کرده است. جالب این جا است که مراکز تجاری کوچک با حس و حالی که پیش از این می شناختیم نیز به همراه پارک های تفریحی،  سرسره های آبی و پیست های اسکی داخل سالن خود دوباره در حال ظهور و پیدایش هستند. تولید کنندگان قدیمی و کمپانی های CPG در حال باز آفرینی خود بوده و از طریق فروش مستقیم به مشتری (DTC) رشد و توسعه خویش را سرعت می بخشند.

در سال گذشته، انتظار می رفت که در حدود ۱۲ هزار واحد از مراکز خرده فروشی سنتی تعطیل شده و به کار خود پایان دهند. با این حال، از قرار معلوم حذف هر یک از خرده فروشی های سنتی با ظهور و سربرآوردن خرده فروشی آنلاین تازه ای توأم بوده است. ناگفته پیدا است که حضور آنلاین هر یک از این فروشگاه ها، توان بالقوه ای را در اختیار آن ها قرار می دهد تا از این طریق بتوانند در سرتاسر جهان گسترش یافته و مرزهای فیزیکی را پشت سر بگذارند.

تا به امروز، تجارت مسیر پر پیچ و خمی را پشت سر گذاشته و با عبور از مراحل آنلاین، آفلاین و سایر روش های مختلف به شرایط فعلی دست یافته است. به این ترتیب و در کمال خوشوقتی، آینده تجارت را می توان روشن توصیف کرد. در ادامه به بررسی روندهایی خواهیم پرداخت که ساختار کلی تجارت در سال ۲۰۲۰ را معرفی می کنند:

  1. تجارت الکترونیک سهم عمده ای از بازار را به خود اختصاص داده است؛ با وجود این، روند رشد و توسعه آن کندتر خواهد شد.
  2. فروش مستقیم تولید کنندگان به مشتری و تولید محصولات به سفارش مشتری (Private Lable) رشد فزاینده ای خواهد یافت.
  3. روند خرید و فروش از طریق دستگاه های همراه با استفاده از برنامه های پیش رونده وب (PWAs) و صفحات موبایلی پرشتاب (AMPs) افزایش خواهد یافت.
  4. تجارت الکترونیک جهانی در خارج از مرزهای آمریکا به شکل قابل توجهی گسترش خواهد یافت.
  5. استفاده از اتوماسیون میزان بهره وری را تقویت خواهد کرد.
  6. تجارت الکترونیک پایدار و دوست دار محیط زیست به شکل چشمگیری توسعه خواهد یافت.
  7. برندهای دیجیتالی به سمت ارائه خدمات آفلاین پیش خواهند رفت.
  8. انتظارات مشتریان در رابطه با سفارش گردانی افزایش یافته و هزینه های تجاری نیز رو به فزونی خواهد گذاشت.
  9. فناوری تشخیص صدا مسیر خرید و فروش را تغییر خواهد داد.
  10. کانال ها و دستگاه های جدید هدف بازاریابی قرار می گیرند.

 

  1. تجارت الکترونیک سهم عمده ای از بازار را به خود اختصاص داده است؛ با وجود این، روند رشد و توسعه آن کندتر خواهد شد.

در دنیای کنونی، مرز میان تجارت فیزیکی و تجارت الکترونیک به شکل قابل توجهی در هم تنیده و مبهم است. با این حال، تفاوت ها و وجه تمایزات موجود در مسیر رشد و گسترش خرده فروشی و تجارت الکترونیک همچنان واضح و آشکار به نظر می رسند.

روی هم رفته، در سال 2019 میلادی، انتظار می رفت که بازار جهانی خرده فروشی رشد چشمگیری را تجربه کرده و ارزشی معادل ۲۵ تریلیون دلار پیدا کند. با این حال، در کمال تأسف شاهد آن بودیم که این میزان در مقایسه با پنج سال پیش از آن به طور قابل ملاحظه ای رو به کاهش گذاشت. با توجه به فعل و انفعالات کنونی، پیش بینی می شود که تا سال ۲۰۲۳ میلادی هم این روند همچنان ادامه یابد. منظور این است که انتظار نمی رود بازار خرده فروشی در مدتی زمانی زودتر از تاریخ مذکور بتواند به رشد نهایی خود دست پیدا کند.

تصویر زیر، برآورد کل فروش خرده فروشی های سرتاسر جهان از سال 2017 تا 2023 میلادی را بر مبنای تریلیون دلار آمریکا نشان می دهد:

به عبارت دیگر، شاهد آن بودیم که انتظارات برآورده نشدند و میزان فروش تجارت الکترونیک در سال 2019 میلادی، تنها تا مرز ۳.۵ تریلیون دلار افزایش یافت. این عدد نمایان گر رشدی ۱۸ درصدی در مقایسه با سال قبل از خود بوده است. به این ترتیب، احتمال می رود سود حاصل از تبادلات تجارت الکترونیک تا سال ۲۰۲۳ میلادی نیز دو برابر این رقم شده و چیزی در حدود ۶.۵ تریلیون دلار باشد. گذشته از این موارد، برخی چشم اندازها از روندی مناسب و حرکتی رو به جلو برخوردار بوده و مطابق با انتظارات پیش رفته اند.

در طول چند سال گذشته، تجارت الکترونیک به مراتب سریع تر از خرده فروشی های سنتی توسعه یافته است. با این حال، همان طور که پیش از این هم گفته شد، رشد آن قانع کننده نبوده و تنها بخشی از انتظارات را برآورده کرده است.

در سال ۲۰۱۹ میلادی، تجارت الکترونیک تنها 14.1 درصد از سهم  کل بازار خرده فروشی را به خود اختصاص داده است. نتایج حاصل از تحقیقات نشان می دهد که تا سال 2023 میلادی این رقم سالیانه تنها 2 درصد افزایش خواهد یافت.

تصویر زیر سهم تجارت الکترونیک از کل خرده فروشی جهانی را در فاصله سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۳ میلادی نشان می دهد:

بخش عمده ای از سهم رشد تجارت الکترونیک مربوط به شرکت Amazon بوده است که آماری به مراتب بیش تر از کل بازار را نشان داده و انتظار می رفت در سال ۲۰۱۹ میلادی نیز بتواند حدود ۳۷.۷ درصد از فروش بازار تجارت الکترونیک ایالات متحده را از آن خود کند.

این در حالی است که خرید و فروش سنتی از طریق فروشگاه های فیزیکی همچنان در حدود 90 درصد کل تبادلات خرده فروشی جهان را به خود اختصاص می دهد. با وجود این، برای نخستین بار در تاریخ آمریکا، سهم تبادلات خرده فروشی آنلاین ایالات متحده از کل بازار به مراتب بیش تر از سهم فروش از طریق روش های خرید و فروش سنتی بوده است.

2. فروش مستقیم تولید کنندگان به مشتری و تولید محصولات به سفارش مشتری  (Private Lable)  رشد فزاینده ای خواهد یافت.

با وجود همه انتظارات و پیش بینی ها در زمینه افزایش 16.1 درصدی آمار فروش خرده فروشی های آنلاین در سال ۲۰۲۰ میلادی، امروز شاهد آن هستیم که تولید کنندگان و فروشندگان سنتی به طور روز افزونی شرکای خرده فروش خود را کنار گذاشته و به فروش مستقیم به مشتری مبادرت می ورزند. در حقیقت، این رشد و توسعه تجارت الکترونیک بوده که به تولید کنندگان قدیمی این امکان را داده است تا میزان فروش خود را گسترش داده و تبادلات راکد درون فروشگاهی را رونق بخشیده و ضررهای آن را خنثی کنند.

فروش مستقیم و بی واسطه دارای سه مزیت اساسی است:

  • امکان برقراری ارتباط مستقیم با مشتری

به این ترتیب، تولید کننده و خریدار می توانند بدون هیچ واسطه ای با یکدیگر تعامل داشته باشند. در این صورت، دیگر نیازی نخواهد بود که برندها برای پیشرفت و توسعه به شرکای خرده فروش خود چشم دوخته و به آن ها متکی باشند. ایجاد ارتباط مستقیم با مشتری و مخاطب، امکان ارائه خدمات پس از فروش و پشتیبانی های لازم را نیز فراهم خواهد کرد.

  • جمع آوری و بهره برداری از اطلاعات مشتری

فروش مستقیم به شما کمک خواهد کرد تا اطلاعات دست اول مفیدی را در رابطه با خرید و فروش و تجربه مشتری به دست آورده و از آن در جهت شخصی سازی تجربه مشتری و بهبود روابط خود با او بهره جوئید.

  • ارائه محصولات شخصی سازی شده

فروش مستقیم این امکان را در اختیار تولید کننده قرار می دهد تا بتواند مشتریان خود را از نزدیک شناسایی کرده و پیشنهاداتی را به آن ها ارائه دهد که با نیازها و خواسته های شخصی آن ها تطابق داشته باشند. این امکان در اختیار خرده فروشی های سنتی قرار ندارد. به این ترتیب، برندهای DCT به خریداران اجازه می دهند تا بسته بندی دلخواه خود را طراحی کرده و مجموعه سفارش های خود را با یکدیگر ترکیب کنند. به علاوه، با استفاده از این روش، مشتریان می توانند به عنوان مروجان برند در بحث ها و گفتگوها حضور یافته و کسب و کار مورد نظر را به سایرین نیز معرفی کنند.

پیدایش برندهای تولید به سفارش مشتری (private-label) از محرک های اصلی گسترش روند  DTC به شمار می رود.

در حال حاضر، حدود 20 درصد از بازار کالاهای مصرفی به برندهای تولید کننده به سفارش مشتری (Private Label) اختصاص دارد. بخش عمده ای از رشد این بازار، سهم شرکای خرده فروشی است که شرکت های تولیدی همواره در زمینه توزیع به آن ها متکی بوده اند.

در حال حاضر، شرکت های تولید کننده به سفارش مشتری، به طور فزاینده ای برندهای خود را ارائه داده و با تولید کنندگان قدیمی و تولیدات آن ها رقابت می کنند. فروش مستقیم، پاسخی به رقابت فزاینده شرکای خرده فروشی است که محصولات منحصر به فردPrivate Label  خود را به طور مستقیم در اختیار مشتری قرار می دهند.

تولید با برند مشتری (Private-label products) به خلق محصولات جدید و چالش برانگیزی می انجامد و مصرف کنندگان را بر آن می دارند تا در ازای دریافت کالاهایی ارزشمندتر، وفاداری خود به برندهای قدیمی را کنار بگذارند.  

نکته مهم این است که برندهای تولید به سفارش مشتری یا همانPrivate Label  محصولات خود را هم به صورت آنلاین و هم در فروشگاه های سنتی ارائه می کنند. به عنوان نمونه، می توان گفت که نزدیک به یک سوم از فروش فروشگاه هایCostco  و 19 درصد از فروش شعب مختلف Walmart به محصولاتی اختصاص دارد که به سفارش مشتری تولید شده و بنا به تقاضای او برچسب خورده اند.

لازم است به خاطر داشته باشید که مشتریان تنها به دلیل صرفه جویی های اقتصادی به خرید محصولات Private Label رو نیاورده و کیفیت کالا نیز برای آن ها از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. موضوع این است که کیفیت برخی از محصولاتی که به سفارش مشتری تولید می شوند (Private Label) به مراتب بهتر از تولیدات برندهایی است که با قیمت بالاتری به فروش می رسند. در حال حاضر، محصولاتPrivate Label ، 7.2 درصد از سهم مبادلات تجاری ایالات متحده را به خود اختصاص داده اند. همین سه سال پیش، این رقم چیزی در حدود 5.9 درصد بود. بنابراین، می توان مشاهده کرد که سهم این محصولات از بازار افزایش پیدا کرده است.

3. روند خرید و فروش از طریق دستگاه های همراه با استفاده از برنامه های پیش رونده وب (PWAs) و صفحات موبایلی پرشتاب (AMPs) افزایش خواهد یافت.

تخمین زده می شود تا سال ۲۰۲۱ میلادی، میزان ۵۳.۹ درصد از کل فروش حوزه تجارت الکترونیک از طریق دستگاه های قابل حمل نظیر تلفن های همراه و تبلت ها انجام گیرد. در عین حال، انتظار می رود که این روش تجاری در سطح جهان نیز به مراتب بیش تر از گذشته متداول شود.

با این حال، لازم است بدانیدکه تنها مهیا کردن یک وب سایت پاسخ گو برای پلت فرم تجارت الکترونیک به این معنی نیست که شما در ایجاد تجربه ای عالی برای مشتریان خود موفق عمل کرده اید. منظور این است که ارائه یک تجربه کاربری عالی از طریق دستگاه های قابل حمل مستلزم در نظر گرفتن پیش نیازهای دیگری هم هست. از جمله نکات مهمی که باید به آن توجه داشت این است که نرخ تبدیل مشتری از طریق دستگاه های همراه به مراتب کم تر از کامپیوترهای شخصی است.

تحقیقات نشان می دهند که ۵۳ درصد از مصرف کنندگان، وب سایت‌هایی که بارگذاری آن ها بیش از سه ثانیه زمان می برد را کنار می گذارند و از آن ها استفاده نمی کنند. همچنین، نتایج مطالعات انجام شده حاکی از آن است که نرخ پرش کاربر (Bounce Rate) در دستگاه های همراه حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد بیش تر از کامپیوترهای شخصی است.

برخی برندها برای ارائه یک تجربه کاربری مناسب از طریق دستگاه های همراه به استفاده از مدل فناوری برنامه های پیش رونده وب (PWAs) روی آورده اند. به این ترتیب، وبسایت مورد نظر به راحتی در دسترس بوده و بدون توجه به آنلاین بودن کاربر به محض درخواست او بارگذاری می شود.

به احتمال قوی، این فناوری جزئی از استراتژی تجارت Headless  است که به تیم کارشناسان این امکان را می دهد تا بتوانند به صورت هم زمان بر روی سیستم های Front-end و Back-end کار کرده و عملکرد دستگاه همراه و پلت فرم موجود در آن را بهبود بخشند.

شرکت(Rothy’s) که روی فروش کفش های بانوان تمرکز دارد و محصولات خود را با استفاده از مواد بازیافتی و تجدید پذیر تولید می کند، وبسایت موبایل خود را با استفاده از برنامه های پیش رونده وب (PWA)  راه اندازی کرده است:

مدیر واحد تجربه وبسایت شرکتRothy's  در این باره می گوید، «مانند بسیاری از برندهای دیگر، بخش عمده ای از ترافیک ما نیز مدیون دستگاه های قابل حمل است. این روندی است که در فصول تعطیلات و در مواقعی که کاربران از کامپیوترهای شخصی خود فاصله می گیرند، نمود بیش تری پیدا می کند. لازم است بگویم، ما برای ارتقاء رضایت کاربران، مدتی است که اولویت های خود را تغییر داده و در حال حاضر، بیش از هر چیز بر ارائه تجربه ای عالی بر روی دستگاه های قابل حمل و افزایش سرعت بارگذاری برنامه ها تمرکز داریم.»

در مواردی می توان گام را از این هم فراتر گذاشت و برنامه های پیش رونده وب (PWA) را با صفحات موبایلی پرشتاب (AMP) ترکیب کرد. این امر در برخی نسخه های HTML مخصوص موبایل به کار گرفته شده و موجب بارگذاری سریع تر صفحات وب می شود.

برنامه های پیش رونده وب (AMP) اساس الگوریتم mobile-first index گوگل بوده و بهینه سازی نتایج جستجو در دستگاه های همراه را برترین اولویت خود قرار می دهد. باید اذعان کرد که ترکیب این دو می تواند نتایج جستجوی بهتر، ترافیک ورودی بالاتر برای قیف فروش و بهبود نرخ تبدیل مشتری را به همراه داشته باشد.

4. تجارت الکترونیک جهانی در خارج از مرزهای آمریکا به شکل قابل توجهی گسترش می یابد.

انتظار می رود نرخ فروش جهانی تجارت الکترونیک در سال 2020 میلادی، تنها در ایالات متحده به رقم 4.2 تریلیون دلار و تا سال 2023 میلادی به رقم 6.5 تریلیون دلار برسد. یعنی، پیش بینی می شود که تا سال 2021 میلادی، بیش از 2.1 میلیارد نفر از خریداران اقلام مورد نیاز خود را به صورت اینترنتی و با استفاده از خدمات آنلاین خریداری کنند. جالب است بدانید که بخش عمده ای از خریداران یاد شده در خارج از مرزهای آمریکا زندگی می کنند.

پیش بینی می شود که تا پایان سال ۲۰۲۰ میلادی، در حدود ۱.۴ میلیارد نفر از ساکنان سرتاسر نقاط دنیا به طبقه متوسط جهانی بپیوندند. اغلب این افراد، یعنی چیزی در حدود 85 درصد از آن ها از ساکنان منطقه آسیا-اقیانوسیه (APAC) خواهند بود. به طور کلی، می توان گفت که تجارت الکترونیک از مدتی قبل تغییر مسیر داده و از کشورهای غربی فاصله گرفته است. با توجه به شواهد موجود، می توان چنین برداشت کرد که حتی با وجود کاهش قابل توجه مصرف گرایی در چین، روند رشد همچنان ادامه خواهد یافت. در سال گذشته، تجارت الکترونیک در کشورهای حوزه آسیا-اقیانوسیه چیزی در حدود ۲۵ درصد رشد یافته و به مرز ۲.۲۷ تریلیون دلار رسیده است.

تصویر زیر میزان رشد و توسعه فروش خرده فروشی های تجارت الکترونیک در سرتاسر جهان را بر مبنای منطقه در سال 2019 میلادی نشان می دهد:

با وجود این که بیش از نیمی از کشورهای در حال توسعه حوزه تجارت الکترونیک به منطقه آسیا-اقیانوسیه تعلق داشته اند، می توان دید که آمریکای لاتین هم در این زمینه به رشد قابل توجهی دست یافته است. در این میان می توان به مکزیک اشاره کرد که بالاترین میزان رشد را در این مدت تجربه کرده است.

تصویر زیر، فهرست 10 کشور برتری را نشان می دهد که در سال 2019 میلادی از بیش ترین رشد در حوزه خرده فروشی تجارت الکترونیک برخوردار بوده اند:

با این حال، لازم است به این نکته توجه داشته باشید که آمار نرخ رشد تنها بخشی از داستان را بیان می کند. واقعیت این است که در سال 2019 میلادی، چین با فروش تقریبی 1.9 تریلیون دلار یعنی چیزی در حدود سه برابر میزان فروش کل ایالات متحده، موفق شده که عنوان بزرگ ترین غول تجارت الکترونیک جهان را به خود اختصاص دهد.

در واقع، سهم چین از بازار جهانی تجارت الکترونیک چیزی بالغ بر ۵۴.۷ درصد است. به عبارت دیگر، می توان گفت که سهم چین از این بازار در حدود دو برابر مجموع سهم 5 کشور زیر است.

فهرست 10 کشور برتری که در طول سال های 2018 و 2019 میلادی از بالاترین میزان فروش در خرده فروشی های تجارت الکترونیک برخوردار بوده اند (بر مبنای میلیارد دلار آمریکا):

هنگامی که صحبت از توسعه بین المللی به میان می آید، بومی سازی به شکل فزاینده ای اهمیت پیدا می کند. مطالعات انجام شده توسط موسسه بومی سازی استانداردهای صنعتی (LISA) نشان می دهد به ازای هر یک دلاری که روی بومی سازی هزینه می شود، چیزی در حدود 25 دلار بازگشت سرمایه وجود خواهد داشت. شایان ذکر است که ارائه برخی راه کارهای پرداخت محلی، استفاده از وجه رایج منطقه و ترجمه و تولید محتوا به زبان های محلی نیز می توانند شانس تبادلات برون مرزی را به شکل قابل قبولی افزایش دهند.

به عنوان مثال، شرکت 100%Pure یک تولید کننده محصولات آرایشی و بهداشتی است که از ویژگی های آن می توان به آزمایش نکردن محصولات بر روی حیوانات اشاره کرد. محصولات این کمپانی به طور مستقیم از طریق پلت فرم Tmall Global  به دست مصرف‌کننده های کشور چین رسیده و از طریق شرکای لجستیکی طرف سوم به آن ها ارائه می شوند. بومی سازی از جمله دلایل اصلی پیشرفت و توسعه این شرکت و چهار برابر شدن فروش سالیانه آن به شمار می رود.

بخشی از این استراتژی مرهون وجود Juhuasuan است که از جمله ویژگی های خرید گروهی داخل پلت فرمTmall  بوده و برای معاملات روز (Flash Sales) در نظر گرفته شده است. این شرکت برای بالا بردن میزان فروش خود از چهره های تأثیر گذار و محبوب در فضای آنلاین نیز کمک گرفته است.

ریک کاستیک (Ric Kostick) یکی از بنیان گذاران این شرکت در این باره می گوید، «مبنا بر این نیست که بازار چین را به همان روشی اداره کنیم که در ایالات متحده رواج دارد. بنابراین، ما در این جا به برخی افراد محلی نیاز داریم که بتوانند در این زمینه به ما کمک کنند. به این ترتیب، قادر خواهیم بود کارها را به شیوه بومی پیش ببریم.»

5. استفاده از اتوماسیون میزان بهره وری را تقویت خواهد کرد.

در سال‌های آینده، مشاغل مختلف به شکل فزاینده ای به سمت خودکارسازی یا همان اتوماسیون حرکت کرده و عمده فعالیت های خود را از این طریق انجام خواهند داد. روند خودکارسازی به طور ویژه برای برندهایی مفید خواهد بود که قصد دارند فعالیت های خود را در سطح جهانی گسترش دهند. انجام این کار مستلزم تأسیس فروشگاه های متعدد، انبارهای بزرگ تر و شبکه های لجستیکی گسترده تر خواهد بود. به طور میانگین، کسب و کارهای بین المللی کالاهای خود را به 31 کشور جهان ارسال می کنند. به این ترتیب، می توان شاهد آن بود که کاربرد اتوماسیون در تجارت الکترونیک به شکل روز افزونی افزایش یافته و بهره وری و سرعت انجام کار را بهبود بخشد.

خودکارسازی تجارت الکترونیک

خودکارسازی تجارت الکترونیک بسیاری از عملیات دستی، تکراری و وقت گیر را حذف کرده و به افزایش بهره وری کمک خواهد کرد. آسان سازی تجارت برون مرزی، کاهش خطای انسانی طی فرآیند مدیریت فروشگاه های متعدد و ارائه تجربه ای بی نظیر برای مشتری سه اصل مهمی هستند که از طریق خودکارسازی تجارت الکترونیک محقق شده و در افزایش بهره وری موثر خواهند بود. مزایای اتوماسیون تجارت الکترونیک عبارتند از:

  • پیش بینی تغییرات مورد نیاز در ویترین فروشگاه برای رویدادهای مهم
  • بازگرداندن خودکار تغییرات اعمال شده به حالت عادی
  • خودکار سازی روند معاملات روزانه یا فروش محصولات انحصاری
  • فهرست بندی محصولات جدید در کانال های متعدد
  • حفظ، شناسایی و طبقه بندی مشتریان موجود
  • یکپارچه سازی و ساده سازی روند ردیابی و ارائه گزارش
  • شناسایی و لغو سفارشات پر خطر
  • ارائه برنامه ای مشخص برای اطلاع از کاهش موجودی انبار، سفارش مجدد و بازاریابی
  • استاندارد کردن روند تجارت
  • یکپارچه سازی اپلیکیشن های طرف سوم برای ایجاد جریان کار در فضای خارج از اکوسیستم تجارت الکترونیک

نکته مهم این است که فرآیند خودکارسازی تجارت الکترونیک، نام های تجاری معتبر را از خطرهای فزاینده ای نظیر کلاه برداری در امان نگه می دارد. یعنی، به جای بررسی سفارشات به صورت دستی و مطابقت دادن آن ها با مدارک خرید، برندها می توانند سیستم محافظت خودکار را در پلت فرم تجارت الکترونیک خود تعبیه کرده و بر آن تکیه کنند. روند خودکارسازی از ثبت و ارسال سفارش‌های پرخطر ممانعت کرده و با این کار از انجام تراکنش های پرهزینه جلوگیری می کند.

به کارگیری ربات ها در انبار کالا

برندهایی که از انبارهای خصوصی ویژه خود برخوردار هستند، به منظور کاهش هزینه ها و افزایش بازدهی می توانند به شکل قابل توجهی از ربات ها استفاده کنند. در سطح جهان، اکنون بیش از ۳۲۰۰ مرکز سفارش گردانی رباتیک وجود دارد.

انتظار می رود تا سال 2022 میلادی، میزان سرمایه‌گذاری جهانی در رابطه با استفاده از ربات‌ در فرآیند‌ها به عدد ۳ میلیارد دلار برسد. بالا بودن هزینه استفاده از ربات ها به عنوان مانعی جدی بر سر راه صنایع مختلف قرار دارد؛ با این حال، ۴۸ درصد از کسب و کارهایی که از فناوری های جدیدی مانند رباتیک استفاده می کنند، انتظار دارند بتوانند شمار نیروی کار خود را کاهش داده و از این طریق، بخشی از هزینه تحمیل شده را جبران کنند.

هوش مصنوعی

اجرای روند خودکارسازی به شیوه ای که برای مدیریت برنامه ها به هوش خود متکی بوده و نیازی به دخالت انسان نداشته باشد، به احتمال قوی، مستلزم سطح بالایی از یادگیری ماشینی و هوش مصنوعی خواهد بود تا با استفاده از آن ها بتواند جایگزین عامل انسانی شود. به این ترتیب، انتظار می رود کسب و کارها سرمایه‌ قابل توجهی را برای اتوماسیون مبتنی بر هوش مصنوعی صرف کنند. تخمین زده می شود که تا سال 2021 میلادی، میزان هزینه های صرف شده جهانی در زمینه هوش مصنوعی و اتوماسیون فرآیند ها به رقم ۱۵.۴ میلیارد دلار برسد.

برآورد هزینه کل عملیات اتوماسیون و هوش مصنوعی در سرتاسر جهان در طی سال های 2016 تا 2021 میلادی (برمبنای میلیارد دلار آمریکا):6. تجارت الکترونیک پایدار و دوست دار محیط زیست به شکل چشمگیری توسعه می یابد.

مصرف کنندگان همواره از برندها انتظار دارند که ارزش های مشتریان را در نظر گرفته و با آن ها مطابقت داشته باشند. اما موضوع این است که دیگر سازگاری برند با خواسته ها و اهداف اجتماعی، کافی و قانع‌کننده نیست. در واقع، مشتریان از برند خود انتظار دارند محصولاتی را ارائه کند که با محیط زیست نیز سازگار باشند. آن ها از تولید کنندگان توقع دارند که زنجیره های تأمین خود را با معیارهای زیست محیطی مطابق کرده و تولید زباله را به حداقل برسانند.

زنجیره های تأمین سازگار با محیط زیست

شرکت‌ها برای کاهش ضایعات و کارایی بیش تر به استفاده از طیف گسترده ای از فناوری ها روی آورده اند. روش‌های سفارش هوشمند، همراه با در نظر گرفتن انبارهای متعدد و مسیریابی خودکار سفارش، همگی در کنار هم می توانند در تسریع و ساده سازی ثبت سفارش موثر بوده و سفارشات را از نزدیک ترین انبار به محل مشتری انتقال دهند. انجام این کار، در کاهش حجم ترافیک و آلودگی هوا تأثیر گذار خواهند بود. استفاده از روش خودکارسازی سفارشات، علاوه بر صرفه جویی در وقت، مراحل اجرایی را سرعت بخشیده و هزینه های حمل و نقل را نیز به شدت تقلیل خواهد داد.

به علاوه، تقاضای مشتری برای اطلاع از چرخه عمر محصول نیز نیازمند استفاده اخلاقی از منابع و مولفه های پایدار است. این حساسیت به معنی آن است که چرخه تولید باید بر روی محیط زیست تاثیر حداقلی داشته باشد و علاوه بر این، موازین اخلاقی و انسانی در برخورد با نیروی کار هم باید رعایت شود.

خرده فروشی های بزرگ و توزیع کننده های کالا از برندها می خواهند تا اهداف خود را تعیین کرده و کاهش انتشار گازهای گلخانه ای و کمک به محیط زیست را در برنامه های سالیانه خود قرار دهند.

به همین منظور، فروشگاه Walmart شاخص پایداری را برای عملکرد زنجیره تأمین خود در نظر گرفته و آن را به تأمین کنندگان خویش ابلاغ کرده است. شاخص مذکور، میزان تعهد تأمین کننده به موارد زیر را ارزیابی می کند:

  • میزان تولید زباله در حد صفر باشد.
  • از منابع انرژی ۱۰۰ درصد تجدیدپذیر استفاده شود.
  • محصولات پایدار به فروش برسند.

تولید پایدار

در آینده، رضایت مشتریان نه تنها بر کیفیت و قیمت استوار خواهد بود بلکه نحوه تولید محصولات هم بر این امر تأثیر خواهد گذاشت. بنابراین، می توان گفت که نظارت بر روند تولید و صرفه جویی در مصرف انرژی و منابع به شکل قابل توجهی گسترش خواهد یافت.

برای درک مزایای زیست محیطی تولید پایدار لازم است به سیستم تولید توزیع شده یاDMS  نیز توجه شود. این اصطلاح به معنی وجود شبکه های غیرمتمرکزی از کارخانه جات سازگار و انعطاف پذیر است. نزدیک کردن تولید و فرآیند های آن به محل حضور مشتری نهایی، حجم نقل و انتقالات فیزیکی را کاهش داده و از این طریق به کم کردن آلاینده ها کمک خواهد کرد. به علاوه، این امر به برانگیختن اقتصاد‌های محلی و ایجاد مشاغل بیش تر نیز منجر خواهد شد. غیرمتمرکز کردن فرآیند تولید، انعطاف پذیری بیش تر نام های تجاری و افزایش توان آن ها برای پیکربندی هر چه سریع تر، واکنش پذیری بهتر به سلایق و رفتارهای پیوسته در حال تغییر مشتریان را به دنبال خواهد داشت.

بسته بندی بدون زباله

بسته بندی بدون زباله یک سیستم بسته بندی است که در آن به طور کامل از مواد بازیافتی استفاده شده و هیچ گونه زباله ای تولید نمی شود. براساس تقاضای مشتریان امروزی، لازم است برندها علاوه بر به کار گیری تجهیزات بسته بندی پایدار به مواد مصرفی بسته بندی های خود نیز نظارت داشته باشند. به این ترتیب، تلاش بر این است که علاوه بر حذف دور ریزها، تمامی مواد استفاده شده در بسته بندی قابلیت تجدید پذیری یا بازیافت داشته و به هیچ عنوان سوزانده یا دفن نشوند.
بسته بندی مینیمالیستی، کاهش ابعاد و اندازه بسته ها و طراحی مجدد روند نقل و انتقال کالا، همگی مواردی هستند که آینده تجارت الکترونیک را رقم می زنند. برای کاهش زباله های ایجاد شده در طول فرآیند بسته بندی و همچنین، تقلیل هزینه‌های اجرایی آن، Amazon تمهیداتی را در نظر گرفته و برای فروشندگانی که از دستورالعمل های ویژه بسته بندی تبعیت نمی کنند مبالغی را به عنوان جریمه در نظر گرفته است. به این ترتیب، به ازای هر یک از بسته بندی های بزرگ و غیر ضروری، مبلغ 1.99 دلار جریمه دریافت خواهد شد. از جمله الزامات بسته بندی بدون زباله می توان به استفاده از بسته های انعطاف پذیری اشاره کرد که به طور کامل قابل بازیافت و تجدید پذیر بوده و از لحاظ ابعاد و اندازه با محصولات مطابقت داشته باشند. در نگاه نخست، ممکن است اجرای این تمهیدات اندکی پر هزینه به نظر برسد. با این حال، به خاطر داشته باشید که انجام این قبیل کارها در نهایت به نفع کلیه طرفین بوده و برای خرده فروش نیز بسیار سودمند خواهد بود. تحقیقات نشان می دهند که مشتریان امروزی تمایل به خرید محصولاتی دارند که با محیط زیست و شرایط اجتماعی آن ها مطابقت داشته باشند.

7. برندهای دیجیتالی به سمت ارائه خدمات آفلاین پیش می روند.

عدم توانایی در ارائه یک تجربه منحصر به فرد آنلاین، برندها را ناگزیر بر آن می دارد تا به شکل روز افزونی به سمت ارائه تجربیات آفلاین تمایل پیدا کنند. این امر، لزوما به معنای بازگشت و احیاء فروشگاه های سنتی نیست. بلکه، ممکن است با روش آمازون در خرده فروشی های Amazon Go شباهت داشته باشد که در آن فرآیند خرید آنلاین از بخش تسویه حساب نهایی Checkout برخوردار نبوده و روند پرداخت با شیوه های دیگری نظیر پرداخت در محل انجام می گیرد.

تجارب خرده فروشی همراه

شرکت تولید دست بندهای تزئینی Pura Vida  که به تازگی در حوزه تولید زینت آلات و لوازم جانبی دیگر پیشرفت قابل توجه و رشد سریعی داشته است، از طریق کانال های یکپارچه خرده فروشی رویکرد مناسبی را اتخاذ کرده و دنیای مجازی و فیزیکی را به هم پیوند داده است. این برند، از جمله نام های تجاری است که در فضای مجازی متولد شده و کار خویش را در پلت فرم های آنلاین و رسانه های اجتماعی آغاز کرده است. امروز، برند یاد شده از طرفدارانی میلیونی برخوردار است؛ با این حال، به تازگی از طریق شبکه های اجتماعی یک خرده فروشی سنتی را راه اندازی کرده و به این ترتیب به مصرف کنندگان اجازه می دهد تا در دنیای واقعی نیز با این برند ارتباط برقرار کنند.

فروشگاه های موقتی

به عنوان مثال می توان به گروه Emazing اشاره کرد که در سال 2019 میلادی و در طول برگزاری فستیوال EDC با هتل و کازینوی Luxor  لاس وگاس همکاری کرد و با راه اندازی چندین فروشگاه لوکس و موقتی در مساحتی بالغ بر ده ها هزار فوت مربع تجربه ای هیجان انگیز را برای مشتریان و بازدید کنندگان به ارمغان آورد. انجام تبلیغات مناسب باعث شد که نظر بیش از 250 هزار طرفدار موجود در منطقه لاس وگاس به این رویداد جلب شود. به این ترتیب، رویداد مذکور با میزان کل بازگشت سرمایه 12 به 1 موفقیت عظیمی را برای این گروه در پی داشت.

صرف نظر کردن از سود کوتاه مدت در جهت ارائه تجربه ای فراموش نشدنی

همین چند وقت پیش بود که برند تولید کننده کفش Allbird  به جای همراه شدن با سایر برندها و ترغیب مشتریان برای خرید هر چه بیش تر در رویداد جمعه سیاه تصمیم گرفت فروش خود در آن روز را به طور نسبی متوقف کند. در عوض، این نام تجاری پر طرفدار، فروشگاه های خود را به کارگاه های آموزشی رایگان یک روزه و محل اجرای موسیقی زنده تبدیل کرد. به این ترتیب، به جای متمرکز شدن بر فروش بیش تر و تشویق مشتریان برای خرید و مصرف فزاینده، آن ها را از روند تولید کفش های خود آگاه ساخت و به پایداری و صرفه جویی و مراقبت از محیط زیست ترغیب کرد.

با این حال شرکت Allbird مشتریان خویش را به طور کامل دلسرد نکرد و تنها سه مدل از تولیدات جدید خود را در جمعه سیاه سال گذشته به نمایش درآورد. به این ترتیب، این برند، در عوض تمرکز بر فروش بیش تر، یک تجربه قابل توجه و عالی را برای مشتریان خود رقم زد.

8. انتظارات مشتریان در رابطه با سفارش گردانی افزایش یافته و هزینه های تجاری نیز رو به فزونی خواهد گذاشت.

خواسته های فزاینده مشتریان در رابطه با تحویل هر چه سریع تر کالاها، شرایط و وضعیت خرده فروشی و همچنین هزینه های مرتبط با آن را دچار تغییراتی خواهد کرد. کارشناسان پیش بینی می کنند که در سال ۲۰۲۰ میلادی، در حدود ۶۵ درصد از خرده فروشان زمان تحویل خود را تغییر داده و کالاها را در مدتی کم تر از یک روز به دست مشتری خواهند رساند. این امر در حال حاضر فراگیر شده و به تدریج به یک استاندارد عمومی تبدیل می شود. دو سوم از مشتریان اظهار می کنند که تنها به دلیل زیاد بودن هزینه حمل و مدت زمان بالای حمل و نقل کالا، فرآیند خریدهای دیجیتال خود را نیمه کاره رها می کنند.

هزینه های تحویل هم درست مانند انتظارات مشتریان، پیوسته در حال افزایش است. به عنوان مثال، هزینه های سفارش گردانی و حمل و نقل یا همان هزینه های لجستیک Amazon، در حال حاضر حدود ۲۶.۵ درصد از مبلغ فروش را به خود اختصاص می دهند. با این حال، نکته قابل توجه این است که این محاسبات مربوط به قبل از دوره ای است که این شرکت خدمات تحویل یک روزه خود را راه اندازی کند.

شرکت Amazon تنها در سال 2018 میلادی رقمی بالغ بر ۲۷ میلیارد دلار را بر روی خدمات تحویل کالا هزینه کرده است. با توجه به رشد نرخ فروش و راه اندازی خدمات تحویل یک روزه، تخمین زده می شود که در سال جاری، خدمات تحویل کالا برای این شرکت هزینه ای بالغ بر ۳۵ میلیارد دلار را به همراه داشته باشد.

به منظور برآورده کردن خواسته های مشتریان و پائین آوردن هزینه های مربوط به تحویل سریع کالا، برندها به طور هوشمندانه ای سقف مشخصی را برای تحویل رایگان کالا در نظر گرفته اند تا به این وسیله مشتریان را به اضافه کردن اقلام بیش تر به سبد خرید خود تشویق کنند. این تمهید، میانگین ارزش سفارش ها (AOV) را به شکل قابل توجهی افزایش داده است. بدیهی است که برندها به منظور جلوگیری از کاهش موجودی و اجتناب از تأخیر در روند سفارش گردانی فوری به طور فزاینده ای بر سیستم مدیریت موجودی انبار (IMS) خود متکی هستند.

وجود چندین انبار مختلف در موقعیت های مکانی گوناگون به کاهش هزینه حمل و نقل و زمان تحویل کمک خواهد کرد. لازم به ذکر است که سایر گزینه های حمل و نقل با مدت تحویل بیش از یک روز هم برای آن دسته از مشتریانی در نظر گرفته می شود که به کالاهای خریداری شده خود نیاز فوری ندارند. همچنین لازم است برنامه بارگیری و حمل نیز به طور دقیق برای مشتری به نمایش گذاشته شده و در دسترس باشد تا زمان تحویل هر یک از سفارش ها بسته به گزینه حمل به خوبی مشخص شود.

این هم از جمله دلایل دیگر همکاری برندهای دیجیتال با خرده فروشی های سنتی به شمار می رود. چرا که، گزینه خرید آنلاین و تحویل در فروشگاه (BOPS) نیز می تواند هزینه حمل را به شکل قابل توجهی کاهش دهد. اطلاعات به دست آمده حاکی از آن است که در حدود ۶۸ درصد از مشتریان آنلاین، بنا به تمایل خویش، محصولات خریداری شده خود را از فروشگاه ها تحویل می گیرند. با وجود همه این ها، نظرسنجی های انجام شده توسط Afflink نشان می دهند که تعداد قابل توجهی از مشتریان، همچنان تمایل دارند کالاهای خود را ظرف 3 ساعت پس از ثبت سفارش تحویل بگیرند.

9. فناوری تشخیص صدا مسیر خرید و فروش را تغییر می‌دهد.

ارزیابی ها نشان می دهند که در حدود ۳۵ درصد از کل خانوارهای آمریکایی حداقل از یک دستگاه بلندگوی هوشمند استفاده می کنند. بسیاری از خانواده ها ممکن است حتی بیش تر از یک بلندگوی هوشمند هم داشته باشند. بنابراین عجیب نیست اگر گفته شود که در سال 2019 میلادی، نزدیک ۲۶.۱ درصد از مصرف کنندگان بخش قابل توجهی از خریدهای خود را با استفاده از بلندگوهای هوشمند انجام داده اند. اکنون، در حدود ۳.۹ درصد از مصرف کنندگان ادعا می کنند که خریدهای روزانه خود را با استفاده از بلندگوهای هوشمند انجام می دهند.

به نظر می رسد که گوگل با کمک سازمان های Apple و Amazon قصد دارد دقیق ترین پاسخ ها را در رابطه با موضوع تجارت جمع آوری کند:

اطلاعات به دست آمده نشان می دهند که کالاهای مصرفی روزمره خانوارها، بیش ترین اقلام خریداری شده از طریق بلندگوهای هوشمند را به خود اختصاص می دهند. با این حال، به نظر می‌رسد خرید پوشاک با استفاده از این دستگاه ها هم به امر رایجی تبدیل شده است. بررسی این موضوع ثابت می کند که آمار خریدهای صوتی به شکل قابل توجهی رو به افزایش است. به علاوه، موضوع قابل توجه این است که از قرار معلوم، مصرف کنندگان بلندگوهای هوشمند هنگام استفاده از این دستگاه ها تمایل پیدا می کنند که مقادیر خرید خود را به شکل قابل توجهی افزایش داده و بیش از نیاز خود خریداری کنند!

بنابراین، برندها هم در تلاش هستند تا نتایج جستجوی صوتی مبتنی بر اسنیپت ها را به شکل قابل قبولی بهینه سازی کنند. در حال حاضر، بیش از 40 درصد از نتایج جستجوی موتور جستجو بر اسنیپت ها مبتنی است. در واقع می توان گفت که حداقل در حال حاضر، تمرکز بر فرمت Featured Snippets تنها روش موثر برای پیروزی در نبرد جستجوی صوتی به شمار می رود.

از جمله روش های دیگر می توان به استفاده از بلندگوی هوشمند Amazon Echo Dot اشاره کرد. این دستگاه نیز همچون Alexa از توانایی جستجو میان فروشگاه ها و محصولات مختلف برخوردار بوده و قادر است دستورات صوتی را دریافت و فرآیند خرید را به انجام رساند.

10. کانال ها و دستگاه های جدید هدف بازاریابی قرار می گیرند!

در دنیای کنونی، تلویزیون ها و سایر دستگاه های صوتی و خانگی هوشمند بستری تازه و قابل توجه برای تبلیغات به شمار می روند. البته، Facebook و Instagram همچنان به عنوان اصلی ترین و مهم ترین کانال های تبلیغاتی آنلاین قلمداد شده و اغلب برندها باز هم مانند گذشته به آن ها تکیه خواهند کرد.

شرکت  Trade Desk به عنوان یک پلت فرم برنامه نویسی تبلیغاتی اشاره می کند که در سال 2020 میلادی، روش های نوین تبلیغاتی از طریق دستگاه های جدید و بسترهای نو به شدت شتاب یافته و با جهش چشمگیری مواجه خواهد بود. به عنوان مثال، در جمعه سیاه سال گذشته، یعنی سال ۲۰۱۹ میلادی،‌ این شرکت به بخش بازاریابی خود پیشنهاد کرد که دستگاه های صوتی و تصویری هوشمند از جمله تلویزیون های هوشمند را به عنوان اصلی ترین و مهم ترین رسانه دیجیتالی برای تبلیغات مورد استفاده قرار دهند.

براساس اطلاعات به دست آمده از شرکتTrade Desk ، انجام تبلیغات از طریق تلویزیون های هوشمند با روند تبلیغات در پلت فرم های اجتماعی مشابه بوده و قادر است مصرف کنندگان را در جریان موضوعات مورد علاقه آن ها قرار دهد. از جمله مزایای تبلیغ از طریق دستگاه های هوشمند خانگی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • هدف گذاری مبتنی بر اطلاعات: از اطلاعات طرف اول یا طرف سوم، برای دستیابی به مخاطبان ارزشمند خود بهره ببرید. این درست مشابه همان کاری است که در کمپین ها و کارزارهای دیجیتالی مورد استفاده قرار می گیرد.
  • سنجش بهتر: تاثیر‌گذاری کمپین های CTV خود را با معیارهای دیجیتال و سنتی ردیابی کنید. این معیارها شامل میزان بازدید و پخش ویدیوهاVCR  و ناخالص هدف زنی ها (GPR) است.
  • هدف گیری‌ مجدد و هوشمندانه تر: از طریق کامپیوترها، تبلت ها یا گوشی های همراه نیز نظر بازدید کنندگان خود را بارها و بارها به خود جلب کنید. به این ترتیب، قادر خواهید بود طرح جامع تری از مسیر تعامل مشتری را ارائه دهید.
  • سرمایه گذاری بیش تر بر روی تبلیغات: تبلیغات خود را در طول برنامه ها و فیلم های پر مخاطب و محبوب نمایش دهید.

مدیر عامل کمپانی Trade Desk  اعتقاد دارد سرویس پخش زنده Netflix به زودی امکان حمایت از تبلیغات را فراهم خواهد کرد. به این ترتیب، مشتریان با پرداخت هزینه اندکی می توانند از گزینه مشاهده تبلیغات انتخابی و کم تر بهره جویند. با وجود این، ارزیابی ها نشان می دهند که بسیاری از مخاطبان با وجود عدم تمایل برای مشاهده تبلیغاتی که به طور مکرر به نمایش در می آیند، تنها به منظور کاهش هزینه اشتراک ماهیانه با پخش این تبلیغات موافقت کرده اند.

بنابراین، در سال 2020 میلادی و سال های پس از آن انتظار می رود که برندها به عنوان بخشی از رویکرد کانال های خرده فروشی یکپارچه خود به طور فزاینده ای در زمینه تبلیغات با کیفیت در جریان پخش زنده اینترنتی فعالیت و سرمایه گذاری کنند. با توجه به رشد روز افزون مصرف کنندگان تلویزیون ها و سایر دستگاه های هوشمند خانگی و افزایش تعداد مخاطبان تبلیغات پخش زنده اینترنتی، انتظار می رود این گرایش تا اواسط دهه پیش رو نیز همچنان رشد و گسترش یابد.

روند تجارت الکترونیک در سال های آتی چگونه خواهد بود؟

با تکیه بر احتمالات نمی توان درباره آینده پیش‌بینی کرد. منظور این است که این امر ممکن است از زمان بندی دقیقی برخودار نباشد. با این حال، می توان گفت که جریان تحول آفرینی های موجود در حوزه خرده فروشی و رشد نوآوری های این عرصه، علاوه بر ایجاد برخی تهدیدها و خطرات، فرصت هایی را هم در پیش روی فعالان این صنعت قرار می دهد. فرصت های به جود آمده از آن دست موارد منحصر به فردی هستند که پیش از این هرگز توسط هیچ کسب و کاری تجربه نشده اند. توجه داشته باشید که در سال های پیش رو، برای فائق آمدن بر روند پیوسته در حال تغییر تجارت الکترونیک، نیازی نیست که تمامی روش ها و گرایش های موجود را به کار بگیرید. مشتریان تنها از شما انتظار دارند که آن ها را در همان بستری بیابید و هدف قرار دهید که بیش از همه در آن حضور داشته و از آن بهره می جویند. حال، این بستر می تواند به صورت آنلاین یا آفلاین در دسترس بوده یا از طریق دستگاه های هوشمند یا سازگار با محیط زیست قابل دستیابی باشد. مهم این است که شما بتوانید تجربه ای ارزشمند را در اختیار مشتریان خود قرار دهید. در دنیای کنونی کسب و کار، هیچ چیزی قطعی نیست. با این حال، بدیهی است که وقتی یک پلت فرم، دستگاه یا ایده تجاری منسوخ می شود، روش دیگری می تواند جای آن را خواهد گرفت .

https://www.shopify.com/enterprise/the-future-of-ecommerce

2020-04-20

بعد از شیوع ویروس کرونا

بعد از شیوع ویروس کرونا چهره جهان چگونه خواهد بود؟ JOHN ALLEN, NICHOLAS BURNS, LAURIE GARRETT, RICHARD N. HAASS, G. JOHN IKENBERRY, KISHORE MAHBUBANI, SHIVSHANKAR MENON, ROBIN NIBLETT, JOSEPH S. NYE JR., SHANNON K. O'NEIL, KORI SCHAKE, STEPHEN M. WALT MARCH , 2020

 

شیوع ویروس کرونا هم درست مانند سقوط دیوار برلین یا ورشکستگی برادران لمن (Lehman Brothers)، یک رویداد جهانی است که بر زندگی کلیه آحاد بشر در سرتاسر گیتی تأثیر گذاشته و عواقب آن از همین حالا در گوشه و کنار جهان قابل مشاهده است.

به وضوح می توان دید که این بیماری همه گیر اکنون روند عادی زندگی و عملکرد همیشگی بازارهای جهانی را مختل کرده و صلاحیت دولت ها را به شدت زیر سوال برده است؛ بدیهی است که می توان انتظار داشت این امر در آینده ای نه چندان دور نیز بر سیاست و اقتصاد نیز اثر گذاشته و این حوزه ها را دچار تغییر و تحولی دائمی کند.

در ادامه این مطلب با پیش بینی های انجام شده توسط ۱۲ نفر از متفکران برجسته سرتاسر جهان آشنا خواهید شد. این پیش بینی ها در زمینه تأثیر ویروس کرونا بر نظم جهانی و دگرگونی های احتمالی پیش رو ارائه شده اند.

ظهور جهانی با آزادی ها و کامیابی های کم تر!

استفن والت (Stephen M. Walt) نویسنده و استاد روابط بین الملل دانشگاه هاروارد

«به گمان من، این همه گیری، پایه های دوام و بقای دولت ها را تثبیت کرده و احساساتی نظیر ملی گرایی را تقویت خواهد کرد. در مدت شیوع، دولت ها برای مدیریت بحران اقداماتی اضطراری را اتخاذ کرده و پس از اتمام بحران نیز به منظور حفظ منافع و بقای این قدرت تازه به دست آمده به ادامه همان روند اصرار خواهند ورزید.

به علاوه، کووید ۱۹ جریان قدرت و تأثیر گذاری آن را از غرب به شرق تغییر خواهد داد. در مدت اخیر، کشورهایی نظیر کره جنوبی و سنگاپور به خوبی به این بیماری واکنش نشان داده اند و چین هم فارغ از اشتباهات اولیه خود، توانسته است ویروس کرونا را به خوبی مدیریت کند. این در حالی است که اروپا و آمریکا بسیار آهسته به این بیماری واکنش نشان داده اند و با این کار قدرت غرب را به شدت کم رنگ کرده و چهره مستحکم و شکست ناپذیر آن را مخدوش کرده اند.

در این میان، تنها ماهیت متناقض سیاست جهانی است که پابرجا باقی خواهد ماند. همان طور که اپیدمی های قبلی، از جمله شیوع بیماری آنفولانزا در سال های ۱۹۱۸ تا ۱۹۱۹، قادر نبود که رقابت قدرت های بزرگ را پایان دهد، کووید ۱۹ هم هرگز توانایی انجام چنین کاری را نخواهد داشت. در جهان پس از کرونا، ما شاهد عقب نشینی هر چه بیش تر ایده ها و تفکراتی خواهیم بود که به جهانی شدن مربوط باشند؛ دلیل این امر آن است که در شرایط کنونی جهان، شهروندان بیش از هر چیز دیگری بر محافظت از جان خود تمرکز کرده و در آینده نیز از دولت ها انتظار خواهند داشت تا با ترفندهای مختلف آسیب پذیری جامعه و نهادها و بنگاه ها را به حداقل برسانند و با انجام این کار از بروز صدمات احتمالی آتی جلوگیری کنند. این امر، مستلزم آن است که دولت ها تا جای ممکن روی مسائل ملی و تحولات داخلی تمرکز داشته و دست از جهانی شدن بردارند.

به طور خلاصه، می توان پیش بینی کرد که دنیای پس از شیوع ویروس کووید ۱۹، جهانی بسته تر از گذشته بوده و چهره آزادی و کامیابی به روشی که امروز می شناسیم در آن به کلی متحول خواهد شد. البته، در واقع این اتفاقی قابل پیشگیری است؛ با این حال، از قرار معلوم تمایلی برای مقابله با آن وجود ندارد. بنابراین، می توان دریافت که ترکیب مواردی نظیر فراگیری ویروس کشنده کرونا، برنامه ریزی های ناکافی و رهبری توأم با بی کفایتی، جهان را در مسیری جدید و نگران کننده قرار خواهد داد.»

پایان روش های مرسوم و شناخته شده جهانی سازی!

رابین نیبلت (Robin Niblett) رئیس مرکز مطالعاتی چتم هاوس (Chatham House)

«به نظر من، شیوع بیماری کرونا می تواند ضربه نهایی را به پیکر بی جان اقتصاد جهانی وارد کرده و روند جهانی شدن را در هم بشکند. قدرت اقتصادی و نظامی در حال رشد چین، باعث شد که آمریکا به شدت احساس خطر کند و چین را از دسترسی به فناوری های پیشرفته ایالات متحده و حقوق معنوی آن محروم کند. به این ترتیب، ایالات متحده از کشورهای دوست و متحدان خود انتظار داشت تا آن ها نیز از این تصمیم پیروی کنند. افزایش فشارهای جمعی و سیاسی برای کاهش انتشار آلاینده های کربنی، پیش از این نیز اعتماد به عملکرد بسیاری از شرکت های مبتنی بر زنجیره های تأمین در مسافت های دور دست را متزلزل کرده بود. اکنون کووید ۱۹ دولت‌ها، شرکت‌ها و جوامع را مجبور کرده است تا برای مقابله با دوران طولانی مدت انزوای اقتصادی، ظرفیت های خود را افزایش دهند.

با وجود این شرایط، بعید به نظر می رسد که دنیا بتواند روند متقابل و سودمند جهانی شدن را به همان شیوه ای از سر بگیرد که در اوایل قرن ۲۱ برای آن برنامه ریزی شده بود. موضوع این است که اگر انگیزه ای برای حمایت از منافع مشترک در برابر یکپارچگی اقتصادی جهانی وجود نداشته باشد، بنای حاکمیت اقتصادی جهانی که در قرن بیستم پایه ریزی شده بود به سرعت به سمت نابودی پیش خواهد رفت. از این پس، تداوم همکاری های گسترده بین المللی و جلوگیری از رشد فزاینده رقابت های ژئوپولیتیک برای رهبران سیاسی جهان بسیار دشوار بوده و دستیابی به این امر، مستلزم پیروی از روند انضباطی عظیم و برقراری نظمی گسترده خواهد بود.

امروزه، آن دسته از رهبران سیاسی که بتوانند بحران ویروس کرونا را به خوبی مدیریت کنند، نزد شهروندان خود سرمایه سیاسی عظیمی به دست خواهند آورند. از طرف دیگر، گروهی از رهبران جهانی نیز که از عهده مدیریت این بیماری و شیوع آن به خوبی برنیایند، برای شکست خود سایرین را مقصر جلوه خواهند داد و از این طریق، تلاش خواهند کرد تا اعتبار از دست رفته خود را بازگردانند.»

جهانی شدن با محوریت هر چه بیش تر چین!

کیشور محبوبانی (Kishore Mahbubani)، دیپلمات برجسته سنگاپوری و استاد دانشگاه ملی سنگاپور

«به گمان من، همه گیری بیماری کووید ۱۹ تغییر عمده ای را در جهت گیری های اقتصادی جهانی ایجاد نخواهد کرد؛ این امر، تنها تغییر و تحولاتی که از قبل شروع شده بود را سرعت خواهد بخشید؛ منظور این است که پیش از این هم روند جهانی شدن با محوریت ایالات متحده دستخوش تغییر شده و به سمت مرکزیت هر چه بیش تر چین میل کرده بود. حال، این روند با سرعتی به مراتب بیش تر از گذشته ادامه خواهد یافت.

دلیل ادامه چنین روندی آن است که مردم آمریکا اعتقاد خود به جهانی سازی و تجارت بین الملل را از دست داده اند. فارغ از این که رئیس دولت ایالات متحده چه کسی باشد، آمریکایی ها امروز عقیده دارند که پای بندی به موافقت نامه های تجاری برای اقتصاد این کشور زیان آور خواهد بود. این در حالی است که مردم چین هنوز هم به روند جهانی سازی معتقد هستند. این امر در پیشینه تاریخی هر دو کشور ریشه دارد. امروزه، رهبران چینی به خوبی می دانند که دوران تحقیر و کوچک شمردن چین که از سال ۱۸۴۲ تا ۱۹۴۹ ادامه یافت، نتیجه تلاش های بیهوده رهبران آن در جدا کردن چین از بقیه جهان بوده است. در مقابل، طی چند دهه گذشته، کشور چین از طریق تعامل با جهان، توانسته است اقتصاد خود را به میزان قابل توجهی بازسازی کند. این تجدید حیات اقتصادی مرهون روابط گسترده ای است که چینی ها در طول ده سال گذشته با تمام دنیا داشته اند.  به علاوه، در طول سال های گذشته، اعتماد به نفس مردم چین و اطمینان آن ها به پایه های فرهنگی خود به شکل قابل توجهی افزایش یافته است. آن ها بر این باور هستند که تحت هر شرایطی و در هر مکانی می توانند با دیگران به رقابت بپردازند.

از این رو، همان طور که در کتاب جدید خود با عنوان «آیا چین برنده شد؟» (?Has China Won) ذکر کرده ام، امروز، آمریکا دو گزینه را پیش روی خود دارد. در وهله نخست، اگر هدف اصلی آمریکا به دست آوردن برتری جهانی باشد باید از نظر سیاسی و اقتصادی، درگیر یک رقابت ژئوپلیتیکی با چین شود. از طرف دیگر، موضوع این است که اگر هدف آمریکا بهبود زندگی مردمی باشد که وضعیت اجتماعی آن ها رو به وخامت گذاشته است نیز ناچار است با چین همکاری کند. با این حال، با توجه به فضای مسموم سیاسی که در آمریکا نسبت به چین وجود دارد، بعید می‌رسد گزینه همکاری با چین پیروز شود.»

ظهور ابعاد تازه ای از دموکراسی خواهی!

جان ایکنبری (G. John Ikenberry) نظریه‌پرداز روابط ‌بین‌الملل و سیاست خارجی آمریکا و استاد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل دانشگاه پرینستون آمریکا

«من عقیده دارم، در مدت زمانی کوتاه، بحران کرونا و شیوع آن استراتژی های بزرگ غرب را به شدت زیر سوال خواهد برد. به این ترتیب، ملی گراها، مخالفان روند جهانی سازی، افرادی که با چین ضدیت داشته اند و فراملی گرایان لیبرال، همگی بر عقاید خود پافشاری کرده و شواهد جدیدی را برای الزام به کار گیری نقطه نظرهای خویش ارائه خواهند داد. با توجه به آسیب های اقتصادی و فروپاشی اجتماعی که امروزه شاهد آن هستیم، به سختی چیزی به جز تقویت حرکت به سمت ملی‌گرایی، احیاء رقابت قدرت‌های بزرگ و جدایی استراتژیک کشورها را می توان انتظار داشت.

با وجود این، ممکن است اتفاقاتی مشابه دهه های ۱۹۳۰ تا ۱۹۴۰ روی دهد و احتمال دارد به تدریج، نوعی ضد حمله شکل بگیرد؛ این مشابه همان دیدگاه فراملی گرایی سرسختانه ای است که فرانکلین روزولت و دولتمردان دیگر نیز در دوران قبل از جنگ جهانی دوم و در طول آن بر آن اصرار می ورزیدند. فروپاشی اقتصاد جهانی در دهه ۱۹۳۰ نشان داد که جوامع مدرن تا چه حد با هم در ارتباط بوده و در برابر آنچه فرانکلین روزولت از آن به عنوان بیماری واگیردار یاد می کرد تا چه اندازه آسیب پذیر بوده اند. ایالات متحده به مراتب کم تر از سایر قدرت های بزرگ توسط مدرنیته مورد تهدید قرار گرفته است. آن چه فرانکلین روزولت و سایر فراملی گرایان به دنبالش بودند، نظمی بود که پس از دوران مخرب جنگ بتواند شکل تازه ای از یک سیستم باز اقتصادی را ارائه داده و وابستگی های پیش بینی شده و ناگزیر آتی را مدیریت و از آن ها حمایت کند. واقعیت این بود که در شرایط به وجود آمده در آن دوران، ایالات متحده نمی توانست به سادگی درون مرزهای خود پنهان شود. این کشور قدرتمند برای ایجاد شرایطی باز و برپا کردن نظم در دوران پس از جنگ به ایجاد زیرساخت های جهانی و یک همکاری‌ چند جانبه نیاز داشت.

بنابراین، امروز هم ایالات متحده و سایر دموکراسی های غربی ممکن است نسبت به هجوم فزاینده احساس آسیب پذیری موجود، واکنش های مشابهی را از خود نشان بدهند. بخش بزرگی از این واکنش ها، در ابتدا ممکن است برخاسته از حس ملی‌گرایی باشد؛ با این حال، در طولانی مدت، دموکراسی خواهی در ابعاد تازه ای جان می گیرد و نوع جدیدی از فراملی گرایی محافظ کارانه و عمل‌ گرا از پوسته خود بیرون خواهد آمد.»

سود کم تر و ثبات بیش تر!

شانون کی اونیل (Shannon K. O’Neil) عضو ارشد مطالعات آمریکای لاتین در موسسه «شورای روابط خارجی» آمریکا 

«تصور من این است که در شرایط موجود، شیوع بیماری کرونا پایه های اصلی تولید جهانی را تضعیف خواهد کرد؛ به همین دلیل، امروزه شرکت ها به دنبال کوچک کردن و ساده کردن روال کار زنجیره های تأمین خود هستند تا از این طریق، بتوانند بر روند کنونی تولید جهان تسلط یابند.

در حال حاضر، زنجیره های تأمین جهانی به دلایل مختلفی نظیر افزایش هزینه نیروی کار در چین، جنگ تجاری دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا، پیشرفت های انجام شده در علوم رباتیک، اتوماسیون و چاپ سه بعدی به شدت تحت فشار قرار دارند. علاوه بر موارد ذکر شده، زنجیره های تأمین به ویژه در اقتصادهای بالغ جهان نیز به واسطه بحران مشاغل و از دست رفتن آن از نظر سیاسی به شکل قابل توجهی آسیب پذیر شده اند.  اکنون، کووید ۱۹ بسیاری از پیوندهای ارتباطی پیشین را گسسته است: تعطیلی کارخانه‌ها در مناطق آلوده به ویروس باعث شده که تولیدکنندگان، بیمارستان ها، داروخانه ها، سوپرمارکت ها و خرده فروشی ها به موجودی انبار و محصولات خود دسترسی نداشته و در برخی موارد با کاهش تولید و کمبود کالا مواجه شوند.

از طرف دیگر، در شرایط کنونی اغلب شرکت ها خواستار کسب اطلاعات بیش تر در مورد جزئیات تهیه کالاهای خود و افزایش بهره وری در داد و ستدهای خود هستند. به این ترتیب، دولت ها نیز به زودی در روندهای تجاری مداخله خواهند کرد و صنایع را مکلف می کنند تا برای مواجهه با روزهای دشواری نظیر آن چه امروز با آن مواجه هستیم، برنامه های پشتیبانی و ذخایر لازم را در اختیار داشته باشند. بدیهی است که با اتخاذ این روش ها سودآوری کاهش خواهد یافت اما به احتمال قوی، ثبات تأمین افزایش می یابد.»

شیوع بیماری کرونا می تواند هدف مفیدی را به دنبال داشته باشد!

شیوشانکار منون (Shivshankar Menon)؛ مشاور امنیت ملی هند

«به نظر من، ما تازه در حال سپری کردن روزهای آغازین این بحران هستیم؛ با این حال، سه نکته واضح به نظر می رسد. نخست آن که همه گیری ویروس کرونا، چه در درون کشورها و چه در خارج از مرزها، سیاست گذاری ها را تغییر خواهد داد. تغییرات به وجود آمده در جوامع، حتی جوامع آزادی خواه در جهت تأمین منافع دولت ها خواهد بود. موفقیت نسبی دولت ها برای غلبه بر این بیماری همه گیر و تأثیراتی که بر اقتصاد بر جای می گذارد، موجب تشدید یا کاهش تمهیدات امنیتی شده و روند چند قطبی شدن جوامع را تشدید خواهد کرد. به هر حال، واقعیت مهم این است که دولت ها نیاز به بازسازی و بازنگری عملکردهای خود خواهند داشت. شواهد نشان می دهند که دولت های اقتدارگرا و پوپولیست در کنترل این بیماری فراگیر چندان موفق عمل نکرده اند. در واقع، کشورهای دموکراتیکی نظیر کره جنوبی و تایوان به سرعت به شیوع این ویروس واکنش نشان داده و به شکل موفقیت آمیزی توانستند با آن رو به رو شوند. با این حال، حکومت های استبدادی در انجام این امر توفیق چندانی نداشته اند.

دوم این که هنوز هم در جهانی به هم پیوسته زندگی می کنیم. فراگیری گسترده این بیماری، اثبات وابستگی متقابل ما است؛ با این حال، اکنون شاهد آن هستیم که در همه سیاست‌ها و در تمام نقاط جهان، نوعی تمایل برای چرخش به سمت داخل، خودمختاری و استقلال برای برخورداری از حق تعیین سرنوشت به وجود آمده است. واضح است که ما به سمت جهانی کوچک تر و فقیرتر پیش می رویم.

با این حال، نشانه هایی از امیدواری و حسن نیت نیز در میان جوامع وجود دارد. به عنوان مثال، کشور هند به منظور دستیابی به پاسخی قابل قبول و منطقه ای در مواجهه با این تهدید، کنفرانسی ویدیویی را ترتیب داد و از مشارکت تمامی رهبران آسیای جنوبی بهره جست. در نهایت، ممکن است بیماری همه گیر کرونا باعث شود تا ما کمی به خودمان بیاییم و متوجه شویم که انجام همکاری های چند جانبه‌‌ در حل مشکلات و معضلات جهانی موثر بود و تأمین کننده منافع ما خواهد بود. در این صورت، می توان گفت که این پدیده ما را به سوی هدفی والا و آینده ای درخشان پیش خواهد برد.»

ایالات متحده آمریکا به یک استراتژی جدید نیاز دارد!

جوزف نای (Joseph S. Nye, Jr) دانشمند و پژوهشگر سیاسی اهل ایالات متحده آمریکا

«در سال ۲۰۱۷، رئیس جمهور آمریکا، دونالد ترامپ از استراتژی امنیت ملی جدیدی رونمایی کرد که بر رقابت میان قدرت های بزرگ جهان متمرکز بود. کووید ۱۹ نواقص این استراتژی را به خوبی نمایان کرد. به این صورت که نشان داد، حتی اگر آمریکا قدرت بزرگ و غالب باشد هم به تنهایی قادر نخواهد بود امنیت خویش را تأمین کند. ریچارد دانزیگ (Richard Danzig) در سال ۲۰۱۸ به طور خلاصه به بیان این مسئله پرداخته است: «فناوری های قرن بیست و یکم ابعادی جهانی دارند. یعنی، در کل دنیا گسترش داشته و پیامدهای بهره برداری از آن ها نیز در سطح جهان قابل مشاهده است. پاتوژن‌ها، سیستم های هوش‌ مصنوعی، ویروس های رایانه‌ ای، پرتوها و تشعشعاتی که هرکدام از آن ها حتی اگر تصادفی منتشر شده باشند، نه تنها برای ما، بلکه برای تمامی جهان می توانند مشکل‌ آفرین باشند هم از آن دسته به شمار می روند. به این ترتیب، کل این فناوری ها همراه با سامانه های گزارش دهی، سیستم های کنترل و نظارت مشترک و برنامه ها و هنجارهای احتمالی، همگی باید به عنوان وسیله ای برای تعدیل خطرات متقابل و بی‌شماری مورد استفاده قرار گیرند که پی در پی زندگی بشر را تهدید می کنند».

به گمان من، در برخورد با تهدیدهایی فراملیتی نظیر کووید ۱۹ و تغییرات آب و هوایی، تنها نمی توان به توانمندی های آمریکا اکتفا کرد. کلید موفقیت در این رویارویی، در نظر گرفتن اهمیت توانمندی های سایر کشورها در مواجهه با چنین مسائلی است. بدیهی است که منافع ملی هر کشوری در اولویت قرار دارد؛ با این حال، مسئله مهم این است که این منافع از چه دامنه ای برخوردار هستند. کووید ۱۹ به وضوح به ما نشان می دهد که در تنظیم استراتژی های خود با جهان جدید ناکام بوده ایم.»

برندگان بحران فراگیری کرونا پیشتازان تاریخ خواهند بود!

جان آلن (John Allen) رئیس موسسه بروکینگز (Brookings)

«مثل همیشه، این بار هم نام برندگان این بحران در تاریخ ثبت شده و آیندگان از آن ها با افتخار یاد خواهد کرد. این روزها، تمامی ملت ها و کلیه آحاد بشر در سرتاسر گیتی، فشارهای ناشی از شیوع این بیماری را در سطوح اجتماعی و اقتصادی تحمل می کنند. پیروزان و فاتحان این بحران آن دسته از افراد و ملت هایی خواهند بود که نظام های اقتصادی و سیاسی یکپارچه و هماهنگی داشته و توانسته باشند از نظر سلامت عمومی در برابر این ویروس مقاومت کنند. از نظر برخی افراد، این یک پیروزی بزرگ و مسلم برای دموکراسی، چندجانبه گرایی و سیستم بهداشت و سلامت جهانی تلقی می شود. با این حال، برخی دیگر عقیده دارند که این بحران، آشکارا به نفع حکومت های قاطع و اقتدارگرا خواهد بود.

در هر صورت، شیوع این بیماری و معضلات ناشی از آن ساختار قدرت را در ابعاد بین المللی تغییر خواهد داد. همه گیری ویروس کووید ۱۹ به کاهش فعالیت های اقتصادی دامن زده و تنش بین کشورها را افزایش خواهد داد. در طولانی مدت، این ویروس با تعطیل کردن کسب و کارها و از دست رفتن مشاغل، ظرفیت تولید اقتصاد جهانی را به میزان قابل توجهی کاهش خواهد داد. این امر برای کشورهای در حال توسعه و سایر کشورهایی که سهم زیادی از کارگران و اقشار آسیب پذیر اقتصادی را در اختیار دارند، خطرات به مراتب بیش تر و بزرگ تری را به دنبال خواهد داشت. از طرف دیگر، سیستم اقتصاد بین المللی نیز به واسطه افزایش بی ثباتی و درگیری های گسترده در داخل و خارج از کشورها، متحمل فشارهای بسیار زیادی خواهد شد.»

سرمایه داری جهانی و ورود به مرحله ای تازه و نه چندان خوشایند!

لوری گرت (Laurie Garrett)؛ مقام ارشد سابق بخش بهداشت جهانی در Foreign Policy

«از نظر من، اصلی ترین شوک برای سیستم اقتصادی و مالی جهان، پذیرش این مسئله است که زنجیره های تأمین جهانی و شبکه های توزیع به شدت در برابر ویروس کرونا آسیب پذیر بوده اند. بیماری همه گیر کرونا علاوه بر این که اثرات اقتصادی طولانی مدتی بر جای خواهد گذاشت، به تغییرات بنیادین دیگری نیز منجر خواهد شد. جهانی سازی به شرکت ها این امکان را می دهد تا بتوانند در سراسر دنیا به امر تولید بپردازند و با صرفه جویی در هزینه های انبارداری، محصولات خود را به موقع به بازارهای هدف تحویل دهند. باقی ماندن کالاها و اقلام تجاری در قفسه فروشگاه ها و انبارها نوعی شکست و ناکامی تجاری به حساب می آید. به این ترتیب، واضح است که زنجیره تأمین باید در سطح جهانی و با هماهنگی و دقت بالایی فعالیت کند. در نتیجه، می توان دریافت که کووید ۱۹ نه تنها انسان ها بلکه کل سیستم تولید به هنگام (JIT) را آلوده و مسموم کرده است.

با توجه به زیان هایی که از ماه فوریه به بازارهای مالی دنیا وارد شده است، شرکت هایی که به خاطر بیماری کرونا متحمل ضررهای زیادی شده اند، پس از عبور از این بیماری، درباره مدل سیستم به‌ هنگام و تولید پراکنده جهانی تجدید نظر خواهند کرد. در نتیجه می توان گفت که ممکن است به مرحله ای جدید و نه چندان خوشایند از سرمایه داری جهانی قدم بگذاریم که در آن زنجیره های تأمین به منازل نزدیک تر می شوند. این زنجیره ها، مملو از کالاهای ریز و درشتی خواهند بود تا بتوانند در برخورد با چنین پدیده هایی از خود محافظت کنند. چنین کاری ممکن است سود شرکت ها را در کوتاه مدت کاهش دهد اما در کل، سیستم را انعطاف پذیرتر خواهد کرد.»

رویارویی با تعداد بیش تری از دولت های شکست خورده و ناموفق!

ریچارد اِن. هاس (Richard N. Haass) رئیس شورای روابط خارجی آمریکا

«دائم»، «هیچ» یا «کم» از آن دست واژه هایی نیستند که توجه چندانی به آن ها داشته باشم. با این حال، فکر می کنم بحران کرونا برای چند سالی دولت ها را به خود مشغول خواهد کرد و باعث خواهد شد تا بیش تر روی اتفاقاتی تمرکز کنند که در داخل مرزهای آن ها رخ می دهند. به این ترتیب، برای مدتی هم که شده نسبت به اتفاقات خارجی واکنش چندانی نخواهند داشت. با توجه به آسیب پذیر بودن زنجیره تأمین و آشکار شدن این امر در جریان بحران کرونا، پیش بینی می کنم که اغلب کشورها تلاش کنند تا به نوعی خودکفایی دست یابند. به علاوه، حدس می زنم که مخالفت درباره موج گسترده مهاجرت مقیاس وسیع تری پیدا کند. در عین حال، کاهش تمایل برای مقابله با مشکلات جهانی یا منطقه ای (از جمله تغییرات آب و هوایی)، اختصاص منابع جهت بازسازی داخلی و مقابله با پیامدهای اقتصادی ناشی از بحران کرونا نیز از جمله مواردی هستند که تصور می کنم به واسطه این بحران در جوامع اتفاق بیافتند.

به نظر من بسیاری از کشورها برای خروج از این بحران با سختی ها و مشکلات بسیاری رو به رو خواهند شد. به گمان من، ضعف و ورشکستگی دولت ها نیز به تدریج به موضوعی عادی در جهان تبدیل خواهد شد. این بحران، روابط چین و آمریکا را وخیم تر کرده و ادغام و یکپارچگی اروپا را تضعیف خواهد کرد. اگر از جنبه مثبت به این موضوع نگاه کنیم، در آینده شاهد پیشرفت حاکمیت بهداشت عمومی جهانی خواهیم بود؛ اما به طور کلی، به نظر من، این بحران به جای این که میل و رغبت و توانایی کشورها برای جهانی سازی را افزایش دهد، باعث تضعیف آن خواهد شد.»

ایالات متحده از امتحان حکمرانی بر جهان چندان سربلند بیرون نیامده است!

کوری شایک (Kori Schake)؛ معاون مدیرکل انستیتوی بین المللی International Institute for Strategic Studies

«دیری نمی‌پاید که مردم به دلیل منفعت طلبی ها، تنگ نظری ها و بی کفایتی های آمریکا، دیگر از این کشور به عنوان رهبری بین المللی یاد نخواهند کرد. اطلاعات مربوط به این بیماری همه گیر باید به مراتب سریع تر و گسترده تر از این توسط سازمان های بین المللی در دسترس کشورها قرار می گرفت. به این ترتیب، دولت ها از فرصت کافی برای آماده سازی منابع و مواد اولیه برخوردار بودند و می توانستند از منابع خود در جهت مقابله با این بیماری استفاده کنند. این همان چیزی است که ایالات متحده باید آن را سازمان دهی می کرد. بنابراین، می توان دریافت که ایالات متحده از امتحان حکمرانی بر جهان چندان سربلند بیرون نیامده است! به این ترتیب، آینده درخشانی نیز در انتظار آن نخواهد بود.»

مواجه شدن با موج بشر دوستی و نوع دوستی کشورها!

نیکولاس برنز (Nicholas Burns) دیپلمات ارشد بازنشسته امریكا و استاد دانشگاه هاروارد

کووید ۱9 بزرگ ترین بحران جهانی قرن ۲۱ است. عمق و مقیاس آن بسیار گسترده و عظیم است. بحران بهداشت و سلامت عمومی، کل ۷٫۸ میلیارد نفر ساکنان روی کره زمین را تهدید می کند. تأثیر اقتصادی و مالی این بحران می‌تواند ابعادی به مراتب وسیع تر از رکود اقتصادی بزرگ سال‌های ۲۰۰۸-۲۰۰۹ داشته باشد. این فاجعه ای به تنهایی قادر است پس لرزه هایی ایجاد کند که برای همیشه سیستم های کنونی بین المللی و موازنه فعلی قدرت جهانی را تغییر دهند.

تا این لحظه، همکاری های بین المللی به شکل رقت انگیزی ناکافی بوده اند. اگر ایالات متحده و چین که قدرتمندترین کشورهای جهان هستند نتوانند جنگ لفظی خود را کنار بگذارند و در صورتی که همچنان به مقصر جلوه دادن یکدیگر در پذیرش مسئولیت این معضل ادامه دهند، ممکن است هر دو اعتبار خود را به شدت تقلیل داده یا آن را به کلی از دست بدهند. اگر اتحادیه اروپا نتواند به پانصد میلیون شهروند خود تسهیلات لازم را ارائه دهد، دولت های هر یک از کشورهای اروپایی ممکن است در آینده از قدرت به مراتب بیش تری برخوردار شوند و یکپارچگی اروپا را دیگر به رسمیت نشناسند. در ایالات متحده، آن چه بیش از همه بحث برانگیز بوده است، توانایی دولت فدرال در اتخاذ رویکردهای موثر برای مهار این بحران است.

با این حال، در هر کشوری تعداد بسیار زیادی افراد بشر دوست و نوع دوست وجود دارد. از این میان می توان به پزشکان و پرستاران و بسیاری از رهبران سیاسی و شهروندان عادی جهان اشاره کرد. واقعیت این است که بشر تنها از طریق گسترش امیدواری قادر خواهد بود بر این بحران فراگیر و خطرناک غلبه کند.»

How the World Will Look After the Coronavirus Pandemic

 

2020-03-02

هدایت کسب و کار

هدایت کسب و کار در دوران بحران کرونا,Martin Reeves , Nikolaus Lang and Philipp Carlsson-Szlezak , Feb ,2020

در حال حاضر، بحران کرونا به مرحله تازه ای رسیده و دستگاه های بهداشت و سلامت ناچار هستند با قاطعیت بیش تری عمل کنند تا از مهار رشد آن در خارج از مرزهای چین اطمینان یابند. بدیهی است که در این دوران، تأکید اصلی بر روی مهار و کاهش شیوع خود بیماری خواهد بود. با این حال، واضح است که تأثیرات اقتصادی حاصل از بروز این اتفاق در کل جهان را نیز نمی توان نادیده گرفت. امروزه، بسیاری از سازمان ها و شرکت ها در تلاش هستند تا تبعات این ماجرا را در دنیای کسب و کار درک کرده و روش های پاسخ گویی به آن ها را به سرعت فراگیرند. اکنون، انتشار هر خبر جوانب تازه ای از موضوع را آشکار کرده و گاه چرخش های جدیدی را با خود به همراه می آورد. در این میان، ما تنها به بررسی اخبار پرداخته و اطلاعات به دست آمده را مانند قطعات یک پازل بزرگ در کنار هم می چینیم تا بتوانیم تصویری جامع از آن چه روی داده یا در حال روی دادن است را در مقابل چشمان خود ایجاد کنیم.

با این وجود، میزان آمادگی سازمان ها و شرکت ها می تواند در بالا بردن توان بالقوه برای تحول آفرینی و رویارویی با بحران های آتی تأثیر گذار باشد. به همین دلیل است که تلاش می کنیم تا آن چه تاکنون آموخته ایم را ابتدا ارزیابی کرده و در مرحله بعد با سایرین به اشتراک بگذاریم. این مقاله و نکات دوازده گانه آن، حاصل تجزیه و تحلیل مداوم و پشتیبانی مشتریان جهانی ما است.

  1. اطلاعات خود را به صورت دائمی به روز رسانی کنید!

در شرایط کنونی، حجم اطلاعات به شکل چشمگیری رو به افزایش است. زوایای آشکار شده جدید، تصویر کلی ما از بحران موجود را به شکلی روزانه تغییر می دهد. به عنوان مثال، تا همین چند روز پیش تصور می کردیم که شیوع این بیماری تنها به چین محدود بوده و ابعاد آن تحت کنترل قرار گرفته است. با این حال، اکنون می دانیم که این بیماری با سرعت هر چه تمام تر در خارج از مرزهای چین گسترش یافته است. به این ترتیب، به مرحله جدیدی قدم گذاشته ایم که در آن اتخاذ استراتژی های نوین مقابله با بیماری و تلاش برای کاهش عوارض به مراتب ضروری تر از مهار بیماری تلقی می شود. به این ترتیب، ما نیز به نوبه خود تصمیم گرفتیم تا اطلاعات تیم خود را هر 72 ساعت یک بار به روز رسانی کرده و چشم انداز کلی خود در مواجهه با این امر را پیوسته بازسازی کنیم.

  1. مراقب دریافت اخبار باشید!

در اغلب مواقع، بنگاه های خبری بیش از آن که به اصل خبر و تصویر کلی آن بپردازند، توجه خود را تنها به اخبار جدید معطوف می کنند. بسیاری از رسانه ها میان انتشار اطلاعات خبری و تبعات عاطفی و احساسی ناشی از آن تمایزی قائل نیستند. به احتمال قوی، ساختار فکری کنونی شما درباره بحران جاری حاصل خبرهایی است که در مدت اخیر دریافت کرده اید. هنگامی که در معرض تبادل اطلاعات سریع و پیوسته در حال تغییر قرار داشته باشیم، بالطبع در ابتدا بسیاری سیگنال ها را مورد غفلت قرار داده و نسبت به اتفاقات جدیدتر واکنشی غیر منطقی نشان می دهیم. البته، گاهی اوقات در نهایت موفق می شویم به دیدگاه دقیق تری دست پیدا کنیم. بنابراین، در هنگام دریافت خبرها دقت کنید و منبع اطلاعات را با نگاهی انتقادی بنگرید.

  1. دریافت اطلاعات به منزله افزایش آگاهی نیست!

با توجه به این که در عصر ارتباطات به سر می بریم، بسیاری از کارکنان به صورت مستقیم به منابع اطلاعاتی دسترسی دارند. به این ترتیب، ممکن است مدیران سازمان به طور منطقی نتیجه گیری کنند که کارمندان سازمان به اندازه کافی در جریان تبادل اطلاعات هستند و نیازی نیست مطالب دیگری را با آن ها به اشتراک بگذارند. مطالعات نشان داده اند که دسترسی به اطلاعات و قرار گرفتن در جریان خبرها به خودی خود به معنای افزایش آگاهی نبوده و این امور تنها زمانی اثر گذار خواهند بود که افراد بتوانند راجع به آن ها بحث و گفتگو کرده و نقطه نظرات خویش را با یکدیگر به اشتراک بگذارند. به این ترتیب، قادر خواهند بود مسائل را از زوایای گوناگونی ارزیابی کنند و همین امر به ارتقاء آگاهی آن ها کمک خواهد کرد.

  1. از نظرات کارشناسان و پیش بینی های انجام شده با دقت استفاده کنید!

اطلاعات پیچیده و متغیر توسط کارشناسان حوزه اپیدمیولوژی (epidemiology)، ویروس شناسی، بهداشت و سلامت عمومی، لجستیک و بسیاری از رشته های دیگر به طور پیوسته تفسیر می شوند. این امر از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. با این حال، بدیهی است که کارشناسان یاد شده در بسیاری از زمینه های اساسی نظیر اتخاذ بهترین سیاست ها برای مهار  ویروس و تأثیرات اقتصادی آن دارای نظرات متفاوتی هستند. بنابراین، برای انتخاب بهترین رویکرد لازم است با چند منبع مختلف مشورت کنیم. شیوع هر بیماری دارای شرایط و اثراتی غیر قابل پیش بینی و منحصر به فرد است. در مورد وضعیت موجود نیز همه ما همچنان در حال یادگیری هستیم و تلاش می کنیم تا زوایای مختلف موقعیت کنونی را درک کنیم. بنابراین، به ناچار با تکیه بر رهنمودهای کارشناسان باید رویکردهای خود را برمبنای تجربه و تکرار اتخاذ کنیم.

  1. ساختار کلی ادراکات خود از آن چه اتفاق می افتد را به طور مداوم بازسازی کنید!

دید کلی ما از این ماجرا حاصل شرایط موجود و برنامه هایی است که برای مقابله با آن در نظر می گیریم. بنابراین، تعلل در تصمیم گیری و انجام کاغذبازی های مرسوم باعث خواهد شد تا در این وضعیت پیوسته در حال تغییر دچار نوعی بی تحرکی شویم. یک ضرب المثل چینی در این باره می گوید، «رهبران بزرگ باید بتوانند صبح هنگام دستوراتی را صادر کنند و شبانگاه آن ها را تغییر دهند.»

با وجود این، همگی از این نکته آگاه هستیم که اغلب سازمان های بزرگ به ندرت از توان انعطاف پذیری برخوردار هستند. مدیران این قبیل سازمان ها در اغلب مواقع تا جای ممکن از در میان گذاشتن برنامه ها خودداری کرده و این روند را تا جایی ادامه می دهند که از تصمیمات خود به طور کامل اطمینان یابند. سپس، به دلیل ترس از متهم شدن به نا آگاهی یا عدم توانایی در تصمیم گیری یا حتی به دلیل واهمه از ایجاد سردرگرمی و ابهام در سازمان از تغییر نظرات و برنامه های خود امتناع می ورزند. بهتر است بدانید که در شرایط فعلی لازم است نظرات و برنامه های خود را با اطلاعات و تغییرات روز مطابق کرده و آن ها را با تحولات موجود سازگار کنید.

  1. مراقب کاغذ بازی های مرسوم باشید!

به طور معمول، مسائل بحث برانگیز، حساس یا پر مخاطب باید توسط مدیران ارشد و مدیران بخش های امور اداری، امور حقوقی و مدیریت ریسک مورد ارزیابی قرار گیرند. هر یک از این واحدها به نوبه خود در زمینه ارائه بهترین روش های برقراری ارتباط پیشنهاداتی خواهند داشت. چنین روندی، در ایجاد یک چشم انداز کلی و محافظه کارانه و روندی کُند و دست و پا گیر موثر خواهد بود.

گردآوری یک تیم کوچک و قابل اعتماد و ارائه فرصت اتخاذ تصمیم گیری های سریع و تاکتیکی در چنین شرایطی ضروری تلقی می شود. در موقعیت فعلی و با توجه به اطلاعاتی که پیوسته در حال تغییر هستند می توان دریافت که بررسی بیش از اندازه جوانب، تلاش برای مدیریت بیش از حد ارتباطات و تعلل در تصمیم گیری ممکن است خطر آفرین باشد. بنابراین، لازم است سرعت انجام امور و اتخاذ تصمیمات داخلی را با شتاب اتفاقات خارجی هماهنگ کنید. به عنوان مثال، برای افزایش سرعت در وضعیت فعلی می توان از روند بی معنی صدور و تأئید اسناد متعدد خودداری کرد و در عوض، با به اشتراک گذاری نسخه دیجیتالی مدارک، توان به روز رسانی اطلاعات و تأئید و انصراف از راه کارها را تسریع کرده و خطرات ناشی از تعلل را تقلیل داد. به علاوه، لازم است بتوانیم واقعیت ها، فرضیات و گمانه زنی های موجود را به خوبی از یکدیگر تفکیک کرده و در مسیر دستیابی به یک دید جامع تر حرکت کنیم.

  1. برای ارائه بهترین واکنش ممکن، جوانب هفت گانه زیر را در نظر داشته باشید!
  • ارتباطات:

به احتمال قوی، کارمندان سازمان شما این روزها در معرض اطلاعات متناقضی قرار گرفته و در انتخاب بهترین مسیر عملی دچار اضطراب و سردرگمی شده اند. بنابراین، لازم است هر چه زودتر سیاست های لازم را اتخاذ کرده و به شکلی آشکار و فوری با آن ها ارتباط برقرار کنید. به علاوه، اطلاعات پایه ای و استدلال حاکم بر سیاست ها را باید با کارمندان به اشتراک گذاشته و به آن ها کمک کنید تا درک عمیق تری از مسائل پیدا کنند. به این ترتیب، کارمندان شما در مواقع لازم و شرایط غیر قابل پیش بینی قادر خواهند بود ابتکار عمل های مورد نیاز را به کار بندند.

  • نیازهای کارمندان:

محدودیت های اعمال شده در زمینه سفر و برقراری تجمعات ممکن است نیاز کارمندان برای دسترسی به آموزش، خدمات بهداشتی، تدارکات روزمره و مسائلی از این قبیل را تحت الشعاع خود قرار دهد. لازم است شما برای این موارد راه کارهایی را پیش بینی کرده و توسعه دهید. به عنوان مثال، می توانید با ایجاد یک مرکز اطلاع رسانی به کارکنان خود کمک کنید تا به کلیه اطلاعات مفید و مورد نیاز دسترسی داشته باشند. بسیاری از نیازهای ذکر شده مسائلی محلی بوده و سیاست گذاری مناسب برای رفع آن ها نیازمند اتخاذ رویکردی پیچیده و چند جانبه است.

  • سفر:

در این دوران، لازم است برای سفرهای ضروری کارمندان سیاست هایی واضح و روشن را در نظر بگیرید و مقاصد سفر، دلایل مسافرت و مجوزهای لازم برای انجام آن را به خوبی مشخص کنید.

  • دورکاری:

خط مشی خود را به شکل واضحی مشخص و بیان کنید. لازم است درباره زمینه های دورکاری، روش انجام آن و نحوه بررسی عملکرد حاصل، سیاست های روشنی را اتخاذ کرده و به شکل مناسبی اطلاع رسانی کنید. در برخی مناطق جغرافیایی نظیر چین، دورکاری از جمله موارد نادری است که درک آن نیازمند ارائه توضیحات بیش تر است. بنابراین، لازم است پاسخ ها و توضیحات احتمالی را از قبل پیش بینی کنید.

  • ایجاد موازنه و تثبیت زنجیره تأمین:

برای ایجاد موازنه و تثبت زنجیره تأمین، لازم است از ایمنی انبارها، وجود منابع جایگزین و همکاری با تأمین کنندگان در جهت رفع تنگناهای موجود اطمینان یابید. در مواردی ممکن است دستیابی به راه کارهای فوری مقدور نباشد. در این صورت، لازم است از طریق همکاری متقابل، برنامه های مشارکتی و تازه ای را توسعه داده و برای ایجاد و ارائه راه کارهای موقتی تلاش کنید. این راه کارها و برنامه ها باید در اختیار افراد ذینفع و مرتبط قرار گرفته و به خوبی اطلاع رسانی شوند.

  • پیگیری مشاغل و انجام پیش بینی های لازم:

به احتمال قوی، بحران کنونی سازمان شما را هم با نوسانات و تغییرات پیش بینی نشده ای مواجه کرده است. در این صورت، لازم است چرخه های ارائه گزارش را به گونه ای تنظیم کنید که هر چه سریع تر در اختیار شما قرار گیرند تا از این طریق بتوانید درک جامع تر و تازه تری از شرایط موجود به دست آورید. بررسی نحوه تأثیر پذیری کسب و کار شما از اتفاقات جاری و بررسی روش های موثر در کاهش خسارات و نحوه تسریع و بهبود بخشیدن به عملیات، جملگی از مواردی هستند که مبتنی بر گزارش های ارائه شده بوده و باید هر چه سریع تر مورد ارزیابی قرار گیرند. به خاطر داشته باشید که بروز بحران شما را از مدیریت عملکردهای جاری مصون نساخته و دیر یا زود، فعالان و سازمان های حوزه کسب و کارتان درباره نحوه مدیریت بحران و روش رویارویی شما در مقابله با چالش های کنونی قضاوت خواهند کرد.

  • شما هم باید بخشی از راه کار جامع باشید:

به عنوان یک شهروند مسئول، شما هم در چنین بحرانی باید به نوبه خود از زنجیره تأمین، صنایع مرتبط و حکومت محلی حمایت کنید. بنابراین، لازم است روش های لازم برای مشارکت خود در زمینه بهداشت و سلامت عمومی، ارتباطات، تأمین مواد غذایی یا سایر حوزه ها را ارزیابی کنید. بهتر است روی قابلیت های خود در برآورده کردن نیازهای اجتماعی تمرکز کرده و در جامعه نقش موثری را عهده دار شوید.

  1. در تدوین سیاست ها انعطاف پذیر باشید!

بهره وری از آن دسته مفاهیمی است که در جهانی پایدار و عاری از فعل و انفعالات کنونی می تواند حاکم باشد. با این حال، در شرایط موجود، ادامه بقاء و فائق آمدن بر چالش ها از جمله اهداف اصلی مدیریتی پویا و انعطاف پذیر است. در مواقع بحرانی، مدیران باید بتوانند در برابر تغییرات، وقایع نامطلوب و چالش های غیر قابل پیش بینی به شکل منعطف تری عمل کرده و سیاست های خود را بر این مبنا تدوین کنند. مطالعات انجام شده در زمینه سیستم های انعطاف پذیر و پایدار نشان می دهد که آن ها به طور عمده از شش ویژگی مشترک برخوردار هستند:

  • افزونگی (Redundancy):

دسترسی به ظرفیت تولید اضافی می تواند به مدیریت نوسانات زنجیره تأمین کمک کند. در کوتاه مدت، ممکن است لازم باشد که سازمان ها در ارائه راه کارهای خود به دنبال منابع گسترده تری باشند. با این حال، در طولانی مدت می توان از راه حل هایی نظیر افزونگی کمک گرفت.

  • تنوع:

رویکردهای اتخاذ شده در جهت تحقق اهداف و خواسته ها ممکن است به اندازه کافی کارایی نداشته باشند؛ با این حال، انجام این امر در شرایط بحرانی می تواند میزان انعطاف پذیری و تاب آوری سازمانی را افزایش دهد. تنوع ایده ها می تواند در توسعه راه کارهای جدید و تقویت آن ها موثر باشد. بنابراین، لازم است برای مدیریت بحران موجود، تیم متنوعی را ایجاد کنید. اعضای این تیم می توانند راه حل های احتمالی متعددی را پیش روی شما قرار دهند. انجام این امر، به ویژه در شرایطی امکان پذیر خواهد بود که فرهنگ سازمانی برپایه حق اظهار نظر، احترام به دیدگاه های مختلف و ترغیب کارمندان برای به کار گیری این اصول بنا شده باشد. به خاطر داشته باشید که بحران هایی از این دست را هرگز نباید به صورت تک بعدی مورد بررسی قرار دهید. منظور این است که باید از ارزیابی آن به عنوان یک مشکل مالی یا لجستیکی صِرف اجتناب کرده و لازم است با کمک کارمندان خود تمامی جوانب آن را بررسی کنید.

  • ماژولار بودن:

در شرایط عادی و مطلوب، ممکن است سیستم های یکپارچه از کارایی به مراتب بهتری برخوردار باشند. با این حال، این قبیل سیستم ها در شرایط بحرانی می توانند به شدت آسیب پذیر باشند. به این معنا که در موارد حاد، ایجاد هر گونه اختلالی در بخشی از آن ها به فروپاشی کل سیستم خواهد انجامید. در مقابل، یک سیستم ماژولار از انعطاف پذیری و تاب آوری به مراتب بیش تری برخوردار خواهد بود. سیستم ماژولار در یک سازمان، سیستمی است که در آن کارخانه ها، واحدهای سازمانی یا منابع تأمین می توانند با روش های گوناگونی با هم ترکیب شده و در کنار هم به فعالیت خود ادامه دهند. به عنوان مثال، یکی از تأمین کنندگان اصلی شیر ترمز تویوتا همین چند سال قبل در اثر حریق به طور کامل نابود شد. با این حال، شرکت تویوتا به دلیل توانایی خود در جانشین کردن تأمین کنندگان دیگر به سادگی توانست ظرف چند روز مشکل موجود را برطرف کرده و روند عرضه محصولات را ادامه دهد. بنابراین، لازم است هم در کوتاه مدت و هم در طولانی مدت به دنبال یافتن پاسخی مناسب برای جایگزین کردن سیستم های تأمین خود بوده و گزینه های مناسب برای این امر را پیدا کنید.

  • قابلیت هماهنگی و تطابق (Evolvability):

سیستم ها یا بر مبنای بهینه سازی و اوج بازدهی ایجاد می شوند یا بر اساس قابلیت هماهنگی و انطباق پذیری و بهبود مداوم در رویارویی با فرصت های تازه، چالش ها یا اطلاعاتی که به تازگی به دست می آورند. پاسخ به بحران های پویایی نظیر شیوع ویروس کوید-19 نیازمند برخورداری از قابلیت انطباق پذیری است. موضوع این است که پرسش های امروز ما دارای پاسخ دقیق و صحیحی نبوده و هر جواب از پیش تعیین شده ای هم به احتمال قوی اشتباه بوده یا با گذشت زمان اعتبار خود را از دست خواهد داد. بنابراین، در حال حاضر تنها از طریق تکرار و یادگیری می توانیم به راه کارهای موثرتری دست یابیم. بدیهی است که با نگاهی به گذشته نیز می توان از تجربیات سایرین درس گرفت. با این حال، این استراتژی تنها در کوتاه مدت پاسخ گو خواهد بود.

  • احتیاط:

ما از توانایی پیش بینی سیر وقایع آتی و تأثیر بحران کوید-19 بر آن ها برخوردار نیستیم. با این حال، می توانیم سناریوهای محتمل پیش رو را بررسی کرده و مقاومت خود را در چنین شرایطی بیازمائیم. اکنون تمرکز جهانی از فراگیری ویروس کوید-19 در چین به سمت جلوگیری از گسترش آن در خارج از مرزهای این کشور و مقابله با ایجاد یک مرکز شیوع دیگر معطوف شده است. بنابراین، می توان گفت که باز هم به مرحله جدیدی قدم گذاشته ایم که برای ما سرشار از عدم قطعیت و ناشناخته ها است. در چنین شرایطی، لازم است سازمان ها با نگاهی تازه به سناریوهای موجود، بدترین احتمالات ممکن را در نظر گرفته و راه کارهای احتمالی برای مقابله با هر یک را تدوین کنند.

  • در هم تنیدگی (Embeddedness):

در چشم اندازی گسترده، سازمان ها را می توان به عنوان صاحبان منافع سیستم های صنعتی، اقتصادی و اجتماعی در نظر گرفت که در بحران کنونی، هر یک به شدت تحت فشار قرار دارند. سازمان ها باید بتوانند به زنجیره های تأمین و اکوسیستم خود نگاه جامعی داشته باشند. در غیر این صورت، عمر کوتاهی خواهند داشت. راه کارهایی که به بهای زیر پا گذاشتن منافع سایرین و بدون توجه به آن ها تنها برای برطرف کردن نیازهای سازمان خاصی ارائه شده باشند، در طولانی مدت موجب بی اعتمادی مخاطبان شده و کسب و کار مذکور را با آسیبی جدی مواجه خواهد کرد. در مقابل، پشتیبانی از مشتریان، شرکاء، سیستم بهداشت و سلامت عمومی و سایر دستگاه های اجتماعی در شرایط بحرانی به ایجاد حس اعتماد دامن خواهد زد. در دوران بروز سختی ها و در مواقعی که احتمال می رود این مسائل به دست فراموشی سپرده شوند، پایبند بودن به تعهدات و ارزش ها از جمله عناصر اصلی برای مقابله با فشارهای اقتصادی به شمار می رود.

  1. خود را برای بحران جدید آماده کنید!

کوید-19 آخرین چالش پیش روی ما نخواهد بود. در آینده باید انتظار رویارویی با مراحل بعدی این همه گیری و شیوع بیماری های دیگری را داشته باشیم. مطالعات انجام شده در زمینه اثر بخشی واکنش های سازمانی به بحران های پویا نشان می دهد که آماده سازی و پیش بینی مقدمات لازم از مهم ترین عوامل مورد نیاز برای موفقیت در رویارویی با بحران ها به شمار می رود. در حال حاضر، بهترین کار این است که به جای ارائه یک واکنش موقتی در رابطه با بحران فعلی، خود را برای مواجهه با چالش های آتی آماده کنیم.

  • آمادگی فکری کافی نیست!

بسیاری از سازمان ها با در نظر گرفتن سناریوهایی تلاش می کنند تا فضای سازمانی را برای مواجهه با موقعیت های غیر منتظره آماده کنند. با این حال، لازم است این سناریوها با توجه به اساسی ترین خطرات پیش روی هر کسب و کاری به روز رسانی شده و مطابقت یابند. با ظهور ابعاد تازه گسترش این ویروس، حتی در بازه زمانی کوتاه مدت و در خلال چند روز گذشته هم این خطرات احتمالی تا حدودی تغییر کرده اند. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که در این میان آمادگی فکری به تنهایی کفایت نمی کند. منظور این است که شاید بتوانیم موضوعی را به خوبی درک کنیم؛ با وجود این، ممکن است در عمل توان مقابله با آن را نداشته باشیم. از این رو، سناریوها را باید به گونه ای تنظیم کرد که مثل بازی های جنگی، توانایی شبیه سازی بحران را داشته باشند تا افراد بتوانند با رفتار و عملکرد مناسب در شرایط بحرانی آشنایی پیدا کنند. به این ترتیب، در نظر گرفتن فضا و تجهیزات مناسب برای مقابله با بحران و انتخاب یک تیم کوچک شامل افرادی متعهد که به طور اختصاصی برای انجام تصمیم گیری های لازم در شرایط چالش برانگیز گزینش شده باشند و آماده سازی مداوم آن ها از جمله مواردی هستند که ممکن است در کاهش پیچیدگی های سازمانی موثر باشد.

  • آموخته های خود را مورد استفاده قرار دهید!

پس از فروکش کردن بحران، به جای آن که نفسی به راحتی بکشید و به روال عادی زندگی خود بازگردید، باید تلاش کنید تا فرصت ارزشمندی که برای یادگیری پدید آمده را هدر ندهید. حتی پس از سپری شدن بحران و آشکار شدن تمام جوانب امر، باید واکنش ها و تأثیرات ناشی از آن را طبقه بندی کنیم تا بعدها مورد ارزیابی و پردازش قرار گیرند. شرایط چالش برانگیز و پیوسته در حال تغییر و تبدیل کنونی، نقاط ضعف سازمانی را با وضوح بیش تری به تصویر می کشند. رو به رو شدن با نقاط ضعفی نظیر عدم توانایی در اتخاذ تصمیمات دشوار یا تعصب بیش از اندازه درباره اجماع و توافق عام و تلاش برای برطرف کردن آن ها، می تواند فرصتی برای پیشرفت های آتی را در مقابل سازمان ها قرار دهد.

به عنوان مثال، می توان به موضوع ایمنی پرواز اشاره کرد. هر بار که یک حادثه هوایی به وقوع می پیوندد، دستگاه های مربوطه با تکیه بر پروتکل های از پیش تعیین شده علل اصلی بروز آن را مورد بررسی قرار داده و دستورالعمل های جدیدی را لازم الاجرا می دانند. به لطف استفاده از دانش به دست آمده از مصائب پیشین، سفرهای هوایی به ایمن ترین نوع سفر در کل جهان تبدیل شده اند.

  • برای زندگی در جهانی متفاوت آماده باشید!

انتظار می رود که شیوع ویروس کوید-19 چشم انداز کلی مشاغل و جوامع را به شکل قابل توجهی برای همیشه دگرگون کند. به احتمال قوی، حوزه هایی نظیر خرید و آموزش آنلاین و سرمایه گذاری در زمینه بهداشت و سلامت عمومی به شدت تقویت خواهند شد. به علاوه، احتمال دارد سازمان ها روش پیکر بندی زنجیره های تأمین و روند وابستگی به کارخانجات عظیم را تغییر دهند. پس از به پایان رسیدن این بحران، لازم است سازمان ها تغییر و تحولات مدت اخیر را به دقت بررسی کرده و آموخته های خود را در برنامه های آتی خویش منعکس کنند.

Lead Your Business Through the Coronavirus Crisis

2020-04-14

روند آموزش در محل کار در زمان کرونا

بررسی روند آموزش در محل کار و تحولات ناشی از گسترش ویروس کرونا,lok Kshirsagar, Tarek Mansour, Liz McNally, and Marc Metakis Open interactive popup, March 2020

خوشبختانه یا متأسفانه روند دائمی کار و انجام فعالیت های سازمانی هرگز نمی تواند برای مدتی طولانی متوقف شود. ایجاد قابلیت و ارتقاء مهارت های کارکنان هم از این قاعده مستثنا نیست. بنابراین، مدیران سازمان ها در شرایط فعلی می توانند برای افزایش توانایی های کارکنان از آموزش مجازی بهره ببرند. در این جا با تعدادی از روش ها و استراتژی هایی آشنا خواهید شد که به شما کمک خواهند کرد تا در این مسیر گام های موفقی را بردارید.

در موقعیت کنونی، کلیه صاحبان مشاغل در گوشه و کنار این جهان پهناور، در واکنش به شیوع ویروس کرونا، جلسات حضوری خود را به تعویق انداخته یا لغو کرده اند. یادگیری و آموزش در محل کار از جمله نخستین روندهای تجاری نوظهوری است که به شدت تحت تأثیر اتفاقات جاری قرار گرفته است. مشاهدات انجام شده از ابتدای ماه مارس نشان داده اند که تنها در آمریکای شمالی در حدود نیمی از برنامه های آموزش حضوری تا پایان ژوئن سال 2020 میلادی به تعویق افتاده یا به کلی لغو شده اند. در بخش هایی از آسیا و اروپا، این رقم نزدیک به 100 درصد است.

با این حال، کسب و کارها هرگز قادر نخواهند بود توسعه قابلیت ها و مراحل یادگیری و آموزش در محل کار را متوقف کنند؛ ولو در شرایطی که ایمنی کارکنان در اولویت قرار داشته باشد. حال، این تلاش ممکن است در زمینه افزایش مهارت های مربوط به یکی از واحدهای کسب و کار یا ایجاد تحولاتی بنیادین در کل سازمان باشد. در هر صورت، هیچ یک از این فرآیندها برای مدتی طولانی متوقف نخواهد شد.

برای ادامه روند تلاش های مستمر در جهت ارزش آفرینی و توانمندسازی، مدیران بخش آموزش می توانند با در نظر گرفتن روش هایی برای محافظت از کارمندان، برنامه های آموزشی و تحویل آن ها را با شرایط جاری تطبیق داده و فضا و امکانات مناسب برای گسترش آموزش مجازی زنده را سازماندهی کنند. پیش از ظهور ویروس کرونا هم استفاده از برنامه های آموزش مجازی و دیجیتالی در حال گسترش بود. با این حال، در شرایط فعلی شاهد افزایش چشمگیر این قبیل برنامه ها و استقبال بسیاری از کارمندان جوان از آن ها هستیم.

در این جا، اقدامات استراتژیکی نظیر بررسی راه کارهای آموزش دیجیتال جایگزین وجود دارند که لازم است علاوه بر مراحل تاکتیکی توسط مدیران در نظر گرفته شده و در دوران فاصله گیری اجتماعی باید توسعه یابند. بدیهی است که استفاده از چنین قابلیت های نوظهوری در این مقطع زمانی حساس می تواند نتایج مثبت طولانی مدتی را به دنبال داشته باشد.

به کار گیری اقدامات مذکور می تواند به ایجاد تحرک و استفاده از مزایای برنامه های آموزشی محل کار کمک کرده و مبنای تازه و مستحکمی را در زمینه یادگیری مجازی به وجود آورد. ایجاد گروهی برای پاسخ گویی در زمینه های آموزشی، محافظت از کارمندان در برنامه های حضوری، تعدیل جلسات آموزش حضوری، ارتقاء سطح و معیارهای آموزش دیجیتال، بررسی راه کارهای دیجیتالی جایگزین برای آموزش و تمرین و آماده سازی از اهداف و نتایج مختلفی هستند که استفاده از این اقدامات آموزشی به دنبال خواهند داشت.

ایجاد تیم آموزشی-پاسخ گویی در دوران شیوع کوید-19

برای ایجاد تصویری جامع از مواد آموزشی پیشنهادی و نحوه سازگار کردن آن ها با فضای جدید، لازم است گروهی متشکل از کلیه افراد ذینفع و مرتبط را ایجاد کنید که دارای قابلیت واکنش و عملکرد متقابل باشند. شرکای تجاری واحد منابع انسانی، کارمندانی که ارائه مواد آموزشی را برعهده دارند، کارکنان فنی واحدهای فناوری اطلاعات و فروشندگان نیز در زمره افرادی هستند که لازم است در گروه مذکور فعالیت داشته باشند.

پس از آن، زمان آن خواهد بود تا با ایجاد فضایی هماهنگ و عملکردی منظم با تیم واکنش کوید-19 همکاری کنید. در این مقطع، لازم است تصمیماتی واضح و صریح را اتخاذ کرده و درباره معیارهای لغو یا تعویق برنامه ها به شکلی شفاف عمل کنید. کلیه تصمیمات و نحوه برقراری ارتباطات را برای اعضای تیم به خوبی تشریح کنید.

کلیه اولویت ها و موارد اضطراری لازم را مشخص کرده و در صورت لزوم آن ها را با ساختار آموزش مجازی و دیجیتال تطبیق دهید. از آن جا که ایجاد نسخه دیجیتال از تمامی مطالب و موارد امکان پذیر نخواهد بود، به دست آوردن بینشی کامل به شما کمک می کند تا روند کار و مطالب را اولویت بندی کنید. تخصیص منابع محدود طراحی نیز باید به صورت استراتژیک انجام گیرد. معیارهای اثر گذاری را به صورت ضابطه مند تنظیم کنید. به عنوان مثال، مطالب را براساس اهمیت و میزان تأثیر گذاری طبقه بندی کنید. در عین حال، امکان ارائه مطلب به صورت دیجیتال را نیز مورد بررسی قرار دهید.

برنامه های ضروری نظیر  onboarding کارمندان را در اولویت قرار دهید. پس از آن می توانید مباحث دیگری از قبیل، آموزش مهارت های مورد نیاز برای دور کاری، قابلیت مدیریت از راه دور و مهارت های رهبری در زمان بحران را نیز در برنامه آموزشی خود در نظر بگیرید.

به خاطر داشته باشید که دستیابی به اطلاعات مناسب به شما کمک خواهد کرد تا در شرایط حساس کنونی بهترین تصمیمات ممکن را اتخاذ کنید. بهتر است پیش از انجام هر کاری، چند وسیله کاربردی را تهیه کرده و برای پیشبرد اهداف خود از آن ها کمک بگیرید:

  • یک تقویم برای یادداشت کردن برنامه های هفتگی و مراحل آن
  • یک نقشه رنگی برای علامت گذاری شرکت کنندگان و تعداد آن ها بر حسب منطقه و نوع برنامه
  • فهرست اولویت بندی برنامه ها برای طراحی مجدد
  • بورد یا صفحه ای که بتوان میزان پیشرفت، شاخص های اصلی و محرک های تصمیم گیری را بر روی آن نمایش داد.

حفاظت از کارمندان در طول برنامه های حضوری

کار حفاظت از کارمندان را با اجرای دقیق دستورالعمل های ارائه شده توسط مقامات بهداشت و سلامت محلی و بین المللی نظیر مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری ها آغاز کنید. برنامه های آموزشی آتی را برای کارمندان به طور واضح مشخص کرده و ضوابط مربوط به لغو یا تعویق یا اصلاح این برنامه ها را به طور مستمر با آن ها در میان بگذارید.

در صورت لزوم برقراری دوره های آموزش حضوری، باید اقداماتی نظیر فاصله گیری اجتماعی، اجتناب از دست دادن و روش های تمیز و ضد عفونی کردن محیط را از قبل رعایت کنید. درباره کلاس های غیر حضوری و مجازی، لازم است تمهیداتی مانند وجود ابزارهای مشارکتی لازم از قبیل، تجهیزات مناسب برای انجام کنفرانس ویدیویی و به اشتراک گذاری اسناد و مدارک از طریق روش های مبتنی بر رایانش ابری را در نظر داشته باشید.

تعدیل جلسات آموزش حضوری

ممکن است برخی جلسات آموزش حضوری پیش از شیوع بیماری آغاز شده و همچنان در جریان باشند؛ لازم است با تعدیل این جلسات خطر قرار گرفتن شرکت کنندگان در معرض بیماری را کاهش دهید. به عنوان مثال، می توانید رویدادهای حضوری را به صورت غیر متمرکز برگزار کنید. انجام این امر، از طریق صرف نظر کردن از برگزاری رویدادهای اجتماعی بزرگ و جایگزین کردن آن با چندین جلسه کوچک محلی یا راه اندازی چندین کنفرانس ویدیویی برای گروه های کم جمعیت تر امکان پذیر خواهد بود.

در شرایط کنونی، ممکن است محدودیت سفر، همکاری با گروه های تسهیل کننده را دشوار کرده و دسترسی به آن ها را غیر ممکن کرده باشد. در این صورت، می توانید از مشارکت آن دسته از کارمندان یا فارغ التحصیلان محلی بهره جوئید که در برنامه های قبلی با شما همکاری کرده یا برای انجام این کار از تجربه لازم برخوردار هستند. بدیهی است که ابتدا لازم است این گروه را با کمک مربیان متبحر آموزش دهید. انجام این کار مستلزم آن است که ابتدا تعدادی از مربیان را به صورت مجزا تعلیم داده و نحوه برگزاری و اداره کلاس و ارائه مطالب را به آن ها آموزش دهید. برگزاری نخستین جلسات باید با همراهی یک مربی با تجربه انجام گرفته و از ایشان بخواهید درباره روند این جلسات نظرات و بازخوردهای خود را ارائه دهند.

به خاطر داشته باشید که برگزاری جلسات زنده مجازی با محدودیت هایی توأم خواهد بود. از آن جمله می توان به محدودیت برقراری روابط عمیق شخصی و اجتماعی و ارتقاء این قبیل مهارت ها اشاره کرد. بنابراین، به منظور برطرف کردن این کاستی ها و به حداکثر رساندن تأثیر این جلسات باید راه کارهایی را در نظر گرفته و آن ها را در مقاطع زمانی قبل و بعد از برگزاری کلاس ها یا در حین انجام آن اعمال کنید.

لازم است توجه داشته باشید که ارائه تجربه ای دلپذیر برای شرکت کنندگان در بالا بردن توان یادگیری و بازده کلاس ها موثر خواهد بود. بنابراین، بهتر است ابتدا فناوری های مورد نیاز برای برگزاری کلاس را آزمایش کرده و از عملکرد صحیح آن ها اطمینان یابید. در عین حال، دقت کنید که شماره تماس همه شرکت کنندگان ثبت شده و در دسترس باشد. تعیین نقش ها، توجیه مربیان، سخنرانان و شرکت کنندگان و توزیع به موقع پیش نویس جلسات در میان افراد مربوطه نیز از جمله ملزومات موثر در موفقیت جلسات به شمار می روند. با استفاده از فناوری های روز می توانید در حین جلسات به شرکت کنندگان انرژی داده و مشارکت آن ها را برانگیزید. به عنوان مثال، می توانید گزینه ویدیو را بر روی کامپیوترهای کلیه شرکت کنندگان فعال کنید تا همگی احساس کنند که به صورت جمعی در این جلسات حضور دارند. همچنین، لازم است اصول و ضوابط حضور در جلسات را نیز تنظیم کرده و برای ایجاد مشارکت بیش تر از ابزارهایی استفاده کنید که انجام چت و رای گیری میان شرکت کنندگان را میسر می کنند. به کار گیری ویژگی هایی نظیر تفکیک مجازی کلاس ها و دریافت بازخورد پس از برگزاری جلسات نیز در جلب مشارکت شرکت کنندگان موثر خواهد بود.

ارتقاء سطح و معیارهای آموزش دیجیتال

امروزه، استفاده از کلاس ها و جلسات آموزشی در سرتاسر جهان و در میان تمامی بخش های نیروی کار از مدیران خط مقدم گرفته تا رهبران ارشد سازمان ها با رشد قابل توجهی همراه بوده است. کشورهای آسیایی چندین هفته است که سیاست هایی مانند محدودیت سفر و دورکاری را اعمال کرده و از مزایای تازه چنین تجربیات دیجیتالی بهره می برند. ارتقاء روزافزون حس وابستگی اجتماعی، هدفمندی و تمرکز از جمله مزایایی است که افراد را تحت تأثیر خود قرار داده و قطع ارتباط و حضور در فضای کاری مشترک را به نحوی جبران می کنند. در سرتاسر جهان، سازمان هایی وجود دارند که از جلسات یادگیری دیجیتالی برای افزایش همکاری های تیمی در میان افرادی استفاده می کنند که در مناطق مختلف جغرافیایی و از طریق دورکاری با یکدیگر در ارتباط هستند. به این ترتیب، این افراد می توانند به صورت مشترک در دوره های مختلف شرکت کرده و از طریق ساختارهای مجازی نظیر کنفرانس ویدیویی و پیام رسانی فوری با یکدیگر همکاری کنند. با توجه به گسترش ویروس کرونا انتظار می رود که شمار افراد دورکار در آینده نزدیک به میزان قابل توجهی افزایش یابد. بنابراین، سازمان ها می توانند با تکیه بر استدلال های مذکور در کمال آرامش به برگزاری دوره های مجازی و جلسات دیجیتالی بپردازند.

هنوز زود است که درباره نحوه تأثیر کوید-19 بر تسریع روند آموزش دیجیتال قضاوت کنیم. با این حال، شاهد آن هستیم که حفظ ایمنی افراد و کاهش خطر قرارگیری آن ها در معرض ابتلا به بیماری به اصلی ترین عامل محرک ایجاد فضای یادگیری مجازی تبدیل شده و اولویت ها را تغییر داده است. این فرصت مغتنمی است که مدیران پیشرو در زمینه آموزش دیجیتالی می توانند از آن بهره جسته و از این طریق، فضای مناسبی را برای کمک به همکاران خود در این روزهای دشوار ایجاد کنند. این ارتباط هدفمندی است که به کلیه افراد از جمله کارکنان یادآوری می کند که با محدود شدن سفر و گسترش دورکاری، روند رشد و یادگیری متوقف نخواهد شد.

به علاوه، رشد چشمگیر ارائه مطالب به صورت مجازی فرصت افزایش توان و بهبود تجربه دیجیتالی نیروی کار را نیز در اختیار مدیران قرار خواهد داد. فراهم کردن فضای آشنایی هر چه بیش تر آن ها با اهداف سازمانی و گسترش روابط فردی به صورت دیجیتالی از جمله روش هایی است که در ایجاد و ارتقاء انگیزه های فردی کارکنان موثر خواهد بود. همچنین، رهبران ارشد سازمان ها از این طریق می توانند در خلال دوره های دیجیتالی، الگوهای رفتاری مطلوبی را نیز در میان کارکنان گسترش دهند.

در صورت امکان، در طول برگزاری این جلسات می توان ایجاد مولفه های یادگیری اجتماعی را نیز در دستور کار قرار داد. در نظر گرفتن فضایی برای بحث و گفتگو به افراد کمک خواهد کرد تا دوره ها را به اجبار براساس برنامه زمان بندی شده و به همراه اعضای گروه سپری کنند. این امر موجب خواهد شد که روند برگزاری جلسات به جای فرد بر گروه مبتنی بوده و سرعت یادگیری و همکاری تیمی افزایش یابد. به علاوه، در نظر گرفتن پروژه های آموزشی کوچک برای تعداد محدودتری از شرکت کنندگان به بالا بردن حس مشارکت، تعامل و ارتقاء موارد کاربردی دیگر کمک خواهد کرد.

در نهایت، کسب نتایج تجاری مطلوب، برقراری ارتباط و ایجاد مهارت و قابلیت های طولانی مدت از ملزومات دورانی است که با تحولاتی چشمگیر و سریع همراه است. به خاطر داشته باشید که برگزاری جلسات گسسته به تقویت روند یادگیری کمکی نخواهد کرد. بنابراین، لازم است جلسات خود را به صورت منسجم و یکپارچه برگزار کرده و برای کسب بهترین نتیجه، برای یک مقطع 12 تا 18 ماهه برنامه ریزی کنید. در فضای کنونی، محدودیت سفر ممکن است بر روند ایجاد برنامه های آموزش حضوری تأثیر بگذارد. با این حال، به خاطر داشته باشید که هنوز هم می توانید با به کار گیری ترفندهای یاد شده به ارتقاء توانمندی ها و پیشبرد اهداف طولانی مدت سازمان خود کمک کنید.

بررسی راه کارهای آموزش دیجیتالی جایگزین

شواهد حاکی از آن است که با توجه به گسترش روزافزون روند آموزش دیجیتالی و ارتقاء گزینه های موثر در آن بسیاری از سازمان ها برنامه های آموزش حضوری خود را مورد بازبینی قرار داده و به طور کلی در نظر دارند ساختار آموزش دیجیتال را جایگزین آن کنند. این قبیل تلاش ها، به مراتب فراتر از برگزاری کلاس های مجازی با کمک فناوری های موجود بوده و نیازمند تجدید نظری اساسی در زمینه یادگیری هستند. تلاش های مذکور در ایجاد تجربیاتی تعاملی و افزایش همکاری و مشارکت در میان گروه های تحت آموزش موثر خواهد بود. ارائه دهندگان خدمات آموزش مجازی به خوبی آگاه هستند که شیوع ویروس کرونا انتقال روند آموزش حضوری به دیجیتالی را تسریع کرده است. در نتیجه، این افراد به دنبال راه هایی هستند تا بتوانند با مشتریان خود در جهت هماهنگی با سیر این تحولات همکاری کنند. این گروه ها با ارائه خدمات مکمل مشتریان خود را تشویق می کنند تا این روند انتقالی را با سرعت بیش تری پشت سر بگذارند.

در زمینه انتقال دوره های حضوری و تبدیل آن ها به تجربیاتی دیجیتالی، رعایت چند اصل راه گشا خواهد بود. مشکلات آموزشی را به عنوان فرصتی برای ساختاربندی و طراحی مجدد در نظر گرفته و به عنوان یک طراح، تجربه کاربری افراد تحت تعلیم را مورد بازبینی و تجدید نظر قرار دهید.

اهداف اصلی یادگیری را تعیین کرده و آن ها را با محوریت انتخاب مطالب آموزشی، اولویت بندی کنید. در طرح های آموزشی خود زمان بیش تری را برای برقراری ارتباط در فاصله بین جلسات در نظر بگیرید. این امر به تقویت روند آموزش کمک خواهد کرد.

در هر زمان و موقعیت ممکن، بر روی ارتباطات انسانی تمرکز کرده و تعاملاتی معنادار و برنامه ریزی شده را ایجاد کنید. در نهایت، روند آموزشی را به عنوان تجربه ای یکپارچه در نظر گرفته و حمایت و پشتیبانی از این روند را از آغاز تا پایان ادامه دهید. دقت کنید که همه شرکت کنندگان تجربه مشابهی را پشت سر بگذارند.

امروزه، اغلب سازمان ها به شکل فزاینده ای در حال آشنایی با فضاهای آموزش دیجیتالی و اجرا و پیاده سازی آن ها هستند تا از این طریق بتوانند مهارت های نیروی کار خود را ارتقاء دهند. به این ترتیب، برای کاهش تعاملات رو در رو، شاید لازم باشد راه کارهای مبتنی بر فناوری غیر مستقیم دیگری را نیز مورد بازبینی قرار دهند. از آن جمله می توان به نمونه هایی نظیر شبیه سازی آموزش با بهره گیری از فناوری واقعیت مجازی اشاره کرد. همه موارد یاد شده روش های تازه و متفاوتی هستند که می توان آن ها را برای ایجاد مشارکت بیش تر در میان گروه های آموزشی به کار گرفت. بدیهی است که اجرا و پیاده سازی روش های خلاقانه تر نیازمند صرف زمان بیش تری خواهد بود. به این ترتیب، بهتر است سازمان ها این موارد را با در نظر گرفتن نتایج احتمالی و پیامدهای طولانی مدت وقوع رویدادهایی نظیر شیوع ویروس کوید-19 بر روند آموزش و یادگیری در محل کار خود اعمال کنند.

Adapting workplace learning in the time of coronavirus

2020-04-05

کانال های یکپارچه خرده فروشی

روش استفاده از بازاریابی کانال های یکپارچه خرده فروشی (Omnichannel) بدون ایجاد واهمه در مشتری,Sarah Boesveld

در مقام یک کسب و کار، فرض کنید به خوبی با خانم ایکس آشنایی دارید. او 32 ساله است. با توجه به همه خریدهای اخیری که انجام داده، از انواع و اقسام لباس هاس سرهمی مخصوص نوزادان گرفته تا گهواره و شیشه شیرهای مختلف و پوشک های رنگ و وارنگ، می توان دریافت که او به تازگی صاحب یک فرزند شده است. از تصاویر منتشر شده در اینستاگرام وی می توان فهمید که او در حومه تهران یا دقیق تر بگوئیم، در منطقه لواسانات همراه با همسر خود زندگی می کند. اطلاعات ثبت شده در فیسبوک خانم ایکس نشان می دهد که او به پیاده روی و قایق سواری علاقه دارد. در واقع، همین چند روز پیش تصویر تازه ای را در یکی از شبکه های اجتماعی خود به اشتراک گذاشته که نشان می دهد به همراه همسرش در کنار یکی از زیباترین دریاچه های ایران چادر زده و مشغول تفریح و سپری کردن تعطیلات است.

لازم است توجه داشته باشید که شما هرگز خانم ایکس را از نزدیک ملاقات نکرده اید؛ به احتمال قوی، او نیز شما را نمی شناسد. با این حال، مجموعه قابل توجهی از اطلاعات شخصی او را در دست دارید. این اطلاعات از کلیه صفحات شبکه های اجتماعی وی جمع آوری شده و حاصل تعاملاتی است که با دنیای اطراف خود داشته است.

کافی است برای لحظه ای هم که شده به این موضوع فکر کنیم تا دریابیم هیچ یک از ما ابعاد به اشتراک گذاری اطلاعات در فضای مجازی را به درستی نمی شناسیم. امروزه، با هر خرید آنلاین یا به اشتراک گذاری هر مطلب و تصویری، طرح کامل تری از زندگی خود را در اختیار سایرین و به ویژه کسب و کارها قرار می دهیم. حتی فکر کردن به این موضوع وحشتناک است؛ با وجود این، یک کسب و کار به هیچ عنوان تمایلی ندارد که برای مشتریان خود واهمه ایجاد کند. چراکه به این ترتیب، اعتماد آن ها را از دست خواهد داد.

در اصل، می توان گفت که امروزه صنعت خرده فروشی به جامع ترین ابزارهای جمع آوری اطلاعات مشتری مجهز است. این اتفاقی است که پیش از این هرگز سابقه نداشته است. ظهور پدیده ای به نام بازاریابی کانال های یکپارچه خرده فروشی (omnichannel) کسب و کارها را قادر کرده است تا بتوانند بدون ایجاد ترس و وحشت در مشتری و بی آن که احساس عدم امنیت را در او بیدار کنند، تجربه بی نظیری را در اختیار وی قرار دهند.

این روش به خرده فروشان کمک می کند تا خواه در یک فروشگاه سنتی و خواه در فروشگاه های آنلاین امروزی، مشتری و نیازهای او را با دقت شناسایی کنند. مطالعات نشان می دهند که این امر تأثیر شگفت انگیزی بر روی فروش داشته و به سادگی می تواند مصرف کننده را به خرید ترغیب کند. در سال 2017 میلادی، دانشکده بازرگانی هاروارد (Harvard Business School) بر روی خریداران کانال های یکپارچه خرده فروشی تحقیقات جامعی را انجام داد. این تحقیقات نشان می دهند که روش بازاریابی کانال های یکپارچه خرده فروشی، مشتریان را به انجام 4 درصد خرید بیش تر در فروشگاه های سنتی و 10 درصد خرید بیش تر در فروشگاه های آنلاین ترغیب می کند.

در این جا تلاش خواهیم کرد تا برخی روش های موثر در کنترل اطلاعات مشتری و در عین حال، افزایش فروش کانال های یکپارچه خرده فروشی را با شما به اشتراک بگذاریم. با توجه به این مطالب قادر خواهید بود بدون آن که احساس ترس و ناامنی را در مشتری تقویت کنید، آمار فروش خود و تأثیرگذاری بر مشتری را افزایش دهید:

چگونه می توان با روشی مناسب و درست از اطلاعات مشتری در جهت منافع بازاریابی کانال های یکپارچه خرده فروشی بهره جست؟   

از افراط و تفریط اجتناب کنید!

هیچ کس دوست ندارد، گاه و بی گاه شاهد پیام های ریز و درشتی باشد که بر روی صفحه گوشی همراه نقش می بندند. به خاطر داشته باشید که این روش موثری نیست. اغلب مردم، با دیدن این قبیل تبلیغات و پیام ها احساس بدی را تجربه می کنند. استفاده از چت بات هایی که به طور دائمی بر روی صفحه تلفن همراه پدیدار می شوند و سوالات مختلفی را مطرح می کنند هم روش نادرست و اغراق آمیزی است که احساس ناامنی را در مخاطب تقویت می کند. این معادل همان احساسی است که در فروشگاه های سنتی به تبع تعقیب مداوم فروشنده و اظهار نظرهای گاه و بی گاه او و مطرح کردن پرسش های گوناگون در مشتری ایجاد می شود. به خاطر داشته باشید که با انجام چنین کارهایی به طور دائمی به مشتریان خود خاطر نشان می کنید که در حال جمع آوری اطلاعات آن ها هستید. طبیعی است که این امر، حس خوبی را در مخاطب ایجاد نخواهد کرد.

تنها کافی است از قوی و موثر بودن روش های ارتباطی خود با مشتریان اطمینان حاصل کنید. به عنوان مثال، یکی از بهترین راه کارها این است که با مراجعه مجدد بازدیدکننده به وبسایت پیام مناسبی را در معرض دید او گذاشته و به او خوشامد بگوئید؛ یا کد تخفیف تازه ای را ارائه دهید. یا شاید بهتر باشد همان جا و در همان موقعیت او را از افتتاح فروشگاه جدیدتان که در نزدیکی محل زندگی وی تأسیس شده یا از اجناس تازه فروشگاه مطلع سازید.

مواجه شدن با چنین پیام هایی نه تنها نگران کننده و تهدید آمیز نیست، بلکه به مشتری خاطرنشان می کند که شما به او توجه داشته و حضور وی را در کسب و کار خود دنبال می کنید.

نظرسنجی های گوگل در میان عده کثیری از خریداران جهانی حاکی از آن که در حدود 49 درصد از این افراد تمایل به دریافت کدهای تخفیف و اطلاعیه های حراجی دارند که برندها با توجه به خرید قبلی برای آن ها ارسال می کنند. اما، از همه مهم تر این است که خریداران علاقه دارند، حضوری انسانی و گرم را تجربه کرده و احساس کنند که از پشتبانی مناسبی برخوردار هستند. استفاده صحیح از اتوماسیون هوشمند و ایجاد ارتباطی انسانی و محترمانه که در عین جمع آوری اطلاعات بتواند انتظارات مخاطبان را برآورده سازد از مهم ترین مسائلی است که سازمان ها باید فرابگیرند.

از اطلاعات مشتری برای ایجاد تجربه ای شخصی بهره ببرید!

فروشگاه آرایشی بهداشتی   Sephora مدت ها است که برای کلیه خریدهای آنلاین و حضوری مشتریان پاداش هایی را در نظر گرفته و در تاریخ خاصی نظیر روز تولد مشتریان دائمی خود، هدایایی را به آن ها عرضه می کند. در واقع، اغلب روزها می توانید افراد زیادی را ببینید که برای رسیدن به فروشگاه های سنتی Sephora و دریافت هدایای تولد خود سر و دست می شکنند.

از طرف دیگر، این فروشگا های زنجیره ای در شعب مختلف خود رویدادهایی را برگزار می کنند که در آن ها مشتریان می توانند محصولات آرایشی و بهداشتی را روی پوست خود استفاده کرده و آن ها را امتحان کنند. برنامه عضویت آنلاین این فروشگاه ها نیز خدمات پشتیبانی شخصی سازی شده ای را به مشتریان دائمی خود ارائه می دهد. بررسی ها نشان داده اند، ارائه چنین خدماتی موجب افزایش 15 درصدی حضور مشتریان در وبسایت این فروشگاه می شود. با توجه به این که وبسایت فروشگاه Sephora در حدود 10 میلیون مشترک دارد، می توان نتیجه گرفت که در مقایسه با سایر فروشگاه ها از بازگشت سرمایه چشمگیری برخوردار خواهد بود.

این فروشگاه در زمینه ارائه کارت های هدیه دیجیتال هم اقداماتی به عمل آورده است. در سال 2015 میلادی، جانشین مدیر عامل بخش نوآوری این فروشگاه، Bridget Dolan، در این باره اظهار داشته است، «ماهیانه 51 درصد از کارت های هدیه دیجیتال و 33 درصد از کارت های هدیه پلاستیکی ما توسط مشتریان مورد استفاده قرار می گیرند.»

اصطکاک را به حداقل برسانید!

خریداران به خوبی به این امر واقف هستند که فروشگاه ها اطلاعات مربوط به آن ها و عادات خریدشان را جمع آوری می کنند. با وجود این، بهتر است از این اطلاعات تنها در جهت کمک به مشتری و بهبود روند خریدهای آتی او استفاده کرده و تا جای ممکن، بر موضوع گردآوری داده ها تأکید نکنید. به عنوان مثال، باز هم می توان به فروشگاه Sephora اشاره کرد. وبسایت این فروشگاه دارای یک ویژگی عالی است که به منظور شخصی سازی کردن تجربه خرید مشتری ایجاد شده است.

به این ترتیب، با توجه به تاریخچه خرید مشتری، محصولات مورد علاقه او طبقه بندی شده و هر از چندی به مشتری یادآوری می شود که در صورت تمایل برای خرید مجدد می تواند از این محصولات هم بازدید کند. در سال 2019 میلادی، مطالعات جهانی گوگل در زمینه خرده فروشی انتشار یافت. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که 32 درصد از خریداران جهانی شرکت کننده در نظرسنجی، بیش تر تمایل دارند خرده فروشان تاریخچه خرید آن ها اعم از نوع محصول و سایز آن را به خاطر داشته باشند. به علاوه، 34 درصد از خریداران احساس می کنند، این امر در بهبود تجربه مشتری تأثیرگذار خواهد بود.

در واقع، انجام هر کاری که تجربه خرید آنلاین را بهبود ببخشد با استقبال مواجه خواهد شد. 35 درصد از خریداران شرکت کننده در نظرسنجی مذکور حفظ اطلاعات مربوط به پرداخت و جاگذاری خودکار آن ها را در جهت تسریع نقل و انتقالات مالی مفید قلمداد کرده اند. به علاوه، این افراد از دریافت پیشنهادهایی که فروشگاه های آنلاین براساس خریدهای پیشین آن ها ارسال می کنند ابراز خوشنودی کرده و 33 درصد اذعان داشته اند که در اغلب موارد، به این قبیل توصیه ها عمل می کنند.

استفاده عاقلانه از GPS

اطلاعات مربوط به مکان یابی جغرافیایی تلفن های همراه و ترکیب آن ها با سایر اطلاعات مخاطبان از جمله شگفت انگیزترین ابزارهای پیشرفته ای است که در بازاریابی کانال های یکپارچه خرده فروشی کاربرد دارند. این فناوری به کسب و کارها کمک می کند تا مشتریان را سر به زنگاه مورد هدف قرار دهند. به عنوان مثال، می توانید لحظه ورود مشتری به مراکز خرید یا فروشگاه های سنتی خود را شناسایی کرده و برای آن ها پیامی ارسال کنید. با این حال، لازم است از فناوری GPS به شیوه ای استراتژیک و هدفمند استفاده کنید. یعنی، باید از رضایت مشتری اطمینان داشته باشید. در غیر این صورت، مشتریان پیام های شما را نادیده گرفته و به بخش هایی از فروشگاه یا مراکز خرید مراجعه می کنند که بتوانند احساس بهتری را در آن جا تجربه کنند. به عنوان مثال، می توانید در هنگام ارائه اینترنت وای فای فروشگاه یا موقع دانلود یک اپلیکیشن از مشتری اجازه بگیرید که برای او پیام ارسال کنید. به این ترتیب، مشتری احساس خواهد کرد، این پیام ها و پیشنهادها تحت نظر و با اجازه خود او و تنها به دلیل مشارکت فعالانه وی ارسال می شوند.

به جای استفاده از ربات بر روابط انسانی تکیه کنید!

برندهایی نظیر Gucci و Neiman Marcus از برنامه ای به نام Inside استفاده می کنند که توسط پلت فرم Powerfront ارائه می شود. این برنامه، خریداران آنلاین را براساس رفتارها و تاریخچه خرید و مرورهای گذشته در فضای آنلاین، تصویرسازی می کند. این ابزار به کارکنان واحد خدمات مشتری کمک می کند تا بتوانند از مشتریان آنلاین هم درست مانند مشتریان فروشگاه های سنتی پشتیبانی کنند.

برندهای یاد شده در فروشگاه های مجازی خود نیز درست مانند فروشگاه های سنتی، مشاورانی را در اختیار مشتریان قرار می دهند که ربات های الگوریتمی نبوده و انسان هستند. مدیر بخش حریم خصوصی مرکز اینترنت و اجتماع دانشکده حقوق استانفورد در این زمینه به روزنامه The New York Times گفته است، «بسیاری از مکالمات معمول اجتماعی را از تعاملات آنلاین حذف کرده ایم تا به این طریق بتوانیم مزایای استفاده از این روش را افزایش دهیم.»

خرید کردن یک تجربه حسی است؛ بنابراین، این ابزارها وظیفه دارند در طول مکالمات مشتریان با مسئولان واحد خدمات مشتری احساسات آن ها را ارزیابی کنند. پلت فرم مذکور با استفاده از تجزیه و تحلیل همین سخنان رد و بدل شده، حرکت مکان نمای کامپیوتر مشتری و سایر اطلاعات شخصی می تواند پروفایل منحصر به فردی را بر اساس روحیات مشتری، برای او ایجاد کند. با این حال، پیوسته هشدار داده می شود که ذخیره و فروش این پروفایل ها و اطلاعات شخصی و احساسی مشتری امری غیراخلاقی به شمار می رود.

استفاده هم زمان از تعاملات آنلاین و سنتی

همچنین، مطالعات انجام شده در دانشکده بازرگانی هاروارد نشان داده است که مشتریان کانال های یکپارچه خرده فروشی علاقه دارند در فروشگاه های سنتی هم از ابزارهایی نظیر کاتالوگ های تعاملی، تبلت یا جستجوگر قیمت استفاده کنند. این ابزارها در هنگام خرید از فروشگاه های سنتی به مشتریان کمک می کنند تا به راحتی و به بهترین نحوی تصمیم گیری کنند.

گزارش های گوگل حاکی از آن است که 56 درصد از خریداران جهانی، در طول هفته گذشته و هنگام خرید از فروشگاه های سنتی برای پیدا کردن اقلام مورد نیاز خود از تلفن های هوشمند بهره جسته اند. این نشان می دهد که خریداران، فروشگاه های آنلاین و سنتی را جدا از هم نمی دانند؛ بنابراین، بهتر است شما هم این موارد را به شکلی یکپارچه در نظر داشته باشید.

پلت فرم های اجتماعی جایی برای تشویق بازدید از فروشگاه های آنلاین!

شبکه های اجتماعی مکانی مناسب برای دسترسی به مشتریان هستند. گزارش سال 2019 پلت فرم  Gladly در زمینه انتظار مشتریان از واحد خدمات مشتری به افزایش 14 درصدی تمایل برای گفتگوی زنده با خرده فروشان و افزایش 6 درصدی میل مشتریان برای رد و بدل کردن پیام با خرده فروشی ها در شبکه های اجتماعی اشاره دارد.  این ارقام از سال 2017 تاکنون بررسی شده و نشان می دهند که آمار ارسال و دریافت ایمیل در حدود 18 درصد تنزل داشته است.

به علاوه، مشتریان تمایل دارند پاسخ خود را در اسرع وقت و به صورت بلادرنگ دریافت کنند. مطالعه انجام شده در هاروارد نشان می دهد، مشتریانی که پیش از حضور در فروشگاه، اقلام مورد نظر خود را در فضای مجازی جستجو و انتخاب می کنند به مراتب بیش از سایرین در امر خرید موفق عمل خواهند کرد. به عنوان مثال، فروشگاه  Nordstrom به خریداران خود پیشنهاد می کند که تصاویر مربوط به کالاهای مورد نظر خود را از وبسایت فروشگاه برداشته و آن ها را بر روی صفحات Instagram یا Pinterest این فروشگاه پست کنند. به این ترتیب، متوجه خواهند شد که کالای مذکور در کدام یک از شعبه های Nordstrom در دسترس خواهد بود.

حذف کوکی ها نزدیک است!

در اغلب مواقع، خرده فروشان برای یادگیری الگوهای رفتاری مشتری در پلت فرم های آنلاین به کوکی های طرف سوم (third-party cookies) تکیه می کنند. به این ترتیب، متوجه می شوند که چه موقع و در چه مکانی می توانند یک آگهی تبلیغاتی را در معرض دید مشتری قرار دهند. این روش، یکی از اصلی ترین بخش های بازاریابی کانال های یکپارچه خرده فروشی به شمار رفته و به شناسایی خریدار در صفحه مرورگر وب و همین طور در شبکه هایی نظیر  Instagram کمک می کند.

قرار است گوگل ظرف دو سال آینده کوکی ها را حذف کند. به این ترتیب، دسترسی به مشتریان در پلت فرم های آنلاین محدود خواهد شد. بنابراین، حالا زمان آن رسیده که بازاریابی بر اطلاعات طرف اول مبتنی باشد. جانشین مدیر عامل بخش توسعه شرکت Glamsquad و مدیر سابق بازاریابی Facebook، Monish Datta، در گفتگو با پادکست Modern Retail اظهار داشته است، «در مجموع، این اتفاق بر خرده فروشانی که از طرف اول کسب و کارشان اطلاعات کاملی در اختیار دارند، تأثیر چندانی نخواهد گذاشت.»

از طرف دیگر، Tanzil Bukhari از جمله سایر افرادی است که پیش بینی می کند، انجام این کار کمک خواهد کرد تا تبلیغات متنی با هدف گیری دقیق تری به انجام رسیده و جایگاه مناسبی را به خود اختصاص دهد. او اظهار می دارد، «به این ترتیب، به جای این که آگهی Nike تنها مدت اندکی پس از خرید کفش برای شما به نمایش درآید، به دلیل مطالعه مطالب مربوط به المپیک در اختیارتان قرار خواهد گرفت.»

بازاریابی کانال های خرده فروشی یکپارچه در خدمت برقراری ارتباطی واحد

در نهایت، فارغ از آن که خانم ایکس را در وبسایت خود و در خلال گفتگوی زنده پیدا کنید یا در رسانه های اجتماعی، از طریق تلفن یا در فروشگاه سنتی، مهم این است که به او دسترسی داشته باشید. خانم ایکس هم درست مانند بسیاری از خریداران (41 درصدی که طی نظرسنجی گوگل بر این عقیده بوده اند) ترجیح می دهد از برندی خرید کند که از راه هایی متنوع و به روشی ساده و روان با مشتریان خود ارتباط برقرار می کند. خانم ایکس تمایلی به تکرار مکررات ندارد. او نمی خواهد همه روز را صرف ارائه اطلاعات و صحبت کردن با شما کرده و در نهایت، نگران اطلاعاتی باشد که در اختیارتان قرار داده است. خانم ایکس فقط می خواهد کالای مورد نظر خود را با قیمتی مناسب و با سرعت هر چه تمام تر در اختیار داشته و در عین حال، از خرید خود لذت ببرد.

دست بالای دست بسیار است!

براساس شواهد به دست آمده از رویداد Dx3 کانادا، موج تازه ای از بازاریابی کانال های یکپارچه خرده فروشی در راه است که آن را «پیش بینانه» می نامند. به این ترتیب، زیرک ترین خرده فروشان در این فکر خواهند بود که خواه با استفاده از واقعیت مجازی و خواه با بهره گیری از کلیه امکانات و تجربیات دیگر بتوانند لحظات کلیدی و تجربیاتی ناب و تازه را برای خریداران خود ایجاد کنند. 

اگر شما هم در زمره خرده فروشانی هستید که نه تنها مشتریان خود را می شناسید، بلکه از موقعیت مکانی آن ها چه در زمان حال و چه در آینده، اطلاع دارید، لازم است بدانید که آینده درخشانی در پیش روی شما قرار دارد. فقط باید دقت کرده و در مشتری ایجاد واهمه نکنید.

How to do Omnichannel Marketing (Without Being Creepy)

2020-03-23

خطاهای رایج سازمانها

خطاهای رایج سازمانها در زمینه یادگیری و توسعه,Harvard Business Review ,Steve Glaveski,2019

آمار به دست آمده نشان می دهد که در سال 2016 میلادی، سازمان های جهان در حدود 359 میلیارد دلار از سرمایه خود را در زمینه آموزش هزینه کرده اند. حالا، این پرسش مطرح می شود که آیا پرداخت هزینه ای چنین گزاف به اندازه کافی مثمر ثمر بوده است؟

با در نظر گرفتن موارد زیر، پاسخ شما به این پرسش منفی خواهد بود:

  • طی نظرسنجی انجام شده در 50 سازمان مختلف، 75 درصد از 1500 مدیر فعال در این سازمان ها از عملکرد یادگیری و توسعه شرکت خود اظهار نارضایتی کرده اند.
  • 70 درصد از کارمندان اظهار داشتند که برای انجام امور خود از مهارت کافی برخوردار نیستند.
  • تنها 12 درصد از کارمندان، مهارت های جدیدی که در برنامه های یادگیری و توسعه آموخته اند را در مشاغل خود به کار می بندند.
  • تنها 25 درصد از شرکت کنندگان در این نظرسنجی اعتقاد دارند که برگزاری جلسات آموزشی به شکل قابل توجهی در بهبود عملکرد آن ها تأثیر گذار بوده است.

امروزه، اغلب جلسات و دوره های آموزشی که در سازمان ها برگزار می شوند، نه تنها بی فایده هستند، بلکه اهداف، زمان بندی و محتوای آن ها نیز محل اشکال است.

یادگیری به دلایل اشتباه

برایان کاپلان (Bryan Caplan)، استاد اقتصاد دانشگاه George Mason و نویسنده کتاب The Case Against Education، در کتاب خود اظهار می کند که در اغلب موارد، امر آموزش چندان با یادگیری مهارت های جدید شغلی در ارتباط نبوده و بیش تر فضایی را در اختیار قرار می دهد تا افراد در آن خودی نشان بدهند.

در دنیای امروز، اغلب کارمندان از طریق گذراندن دوره های مداوم آموزش تخصصی (CPE) کسب اعتبار کرده و از آن ها به عنوان عاملی برای ارتقاء شغلی بهره می جویند. کارمندان بخش یادگیری و توسعه (L&D) نیز به جای تمرکز بر تأثیر واقعی این دوره ها بر کسب و کار، از طریق شاخص های عملکرد کلیدی نه چندان قابل استنادی از قبیل، اعتباراتی که کارمندان از گذراندن دوره های مداوم آموزش تخصصی کسب می کنند، برای خود ارزش ایجاد می کنند. موضوع این است که انگیزه های نادرست، نتایج غیر قابل قبولی را در پی خواهند داشت.

یادگیری در زمان نامناسب

اغلب افراد وقتی ناچار به یادگیری چیزی هستند بهترین بازدهی را ارائه می دهند. استفاده از موارد آموخته شده در موقعیت های واقعی، عزم و تمرکز افراد را برای یادگیری تقویت می کند. در سال 1968 میلادی،Edwin Locke، روانشناس، در خلال نظریه خود درباره انگیزه، تأثیر چرخه های بازخوردی کوتاه مدت را نشان داد؛ با این حال،  وقتی از آموزش سازمانی صحبت به میان می آید، می توان دید که این امر هنوز به طور گسترده مورد استفاده قرار نگرفته است. در شرایط کنونی، اغلب کارمندان مباحثی یکنواخت را طی یک برنامه زمان بندی شده و درست در بدترین زمان ممکن فرا می گیرند؛ یعنی، درست هنگامی که آمادگی چندانی برای یادگیری نداشته و این مباحث با نقش سازمانی آن ها ارتباط فوری و موثری را برقرار نمی کنند. بنابراین، دوره های آموزشی نتایج چشمگیری را به دنبال ندارند.

 یادگیری مباحث و موضوعات بی فایده

برگزاری دوره های آموزشی با مباحثی از قبیل، «تقویت مهارت های نوشتاری» یا «حل و فصل مناقشات» یا هر دوره دیگری که کم ترین ارتباط ممکن با نیازهای کارمندان را دارد، موجب می شود که کارکنان سازمانی با وجود تمام مشغله ای که در خارج از این کلاس ها دارند، احساس کنند اوقات خود را به بطالت سپری می کنند. این افراد تنها انتظار می کشند که زمان دوره به پایان برسد تا آن ها بتوانند کار خود را از سر گیرند.

یادگیری سطحی

اغلب ما مواد آموزشی این قبیل دوره ها را به سرعت فراموش می کنیم. این اتفاق برای دانشجویان هم روی داده و اغلب آن ها 60 درصد مباحث سال نخست دانشگاه را هرگز به خاطر نمی آورند. گذراندن دوره های آموزشی با هدف دریافت پایان نامه و کسب اعتبار موجب می شود که کارمندان مواد آموزشی را به سرعت فراموش کنند. در اواخر قرن نوزدهم میلادی، روانشناس آلمانی، Hermann Ebbinghaus، تحقیقاتی تجربی درباره حافظه و عملکرد آن انجام داده و «منحنی فراموشی» را کشف کرد. وی دریافت که در صورت عدم دسترسی به اطلاعات جدید، ظرف شش روز 75 درصد از مواد آموزشی را فراموش خواهیم کرد.

منحنی فراموشی Hermann Ebbinghaus

حذف موارد غیر ضروری

به احتمال قوی، ناچاریم شرایط بیولوژیکی و تمایلات ذاتی و تکاملی بدن خود که برای ادامه بقا طراحی شده است را در زمینه فراموش کردن مواد آموزشی مقصر بدانیم. طبق اظهارات Matthieu Boisgontier از آزمایشگاه تحقیقاتی رفتار مغزی دانشگاه British Columbia، « صرفه جویی در انرژی برای بقا انسان ضروری است؛ زیرا به ما این امکان را می دهد تا در جستجوی غذا و سرپناه، رقابت در انتخاب شریک جنسی و اجتناب از مقابله با شکارچیان کارآمدتر عمل کنیم.»

در نتیجه، مغز ما به سرعت آن چه که از آن استفاده نمی کنیم را غیر ضروری تشخیص داده و به دست فراموشی می سپارد. به کار گیری مواد آموزشی جدید در امور روزمره و حرفه ای یکی از روش های موثر برای حفظ و نگه داری اطلاعات است. تکرار با فاصله یکی دیگر از روش های تأثیر گذار به شمار می رود. این روش، ابتدا در سال 1932 میلادی توسط Cecil Alec Mace، روانشناس، مطرح شد. این نظریه به گسترش یادگیری در طول زمان اشاره داشته و تأکید می کند که مطالب باید به تدریج و در فواصل منظم یک روزه، دو روزه، چهار روزه، هشت روزه و غیره، مرور و تکرار شوند تا بتوانند در ذهن انسان جا بگیرند. این رویکرد با استفاده از مبحث اثر فاصله که در روانشناسی مطرح است به قرار گرفتن در معرض اطلاعات به صورت دوره ای و ایجاد پیوندهای مستحکم با اطلاعات مذکور و حفظ و نگه داری آن ها اشاره می کند. مطالعات نشان می دهند که با کمک روش تکرار با فاصله می توان حدود 80 درصد از مواد آموزشی را پس از گذشت 60 روز به خاطر سپرد. این پیشرفت قابل توجهی به شمار می رود.

متأسفانه، اغلب برنامه های یادگیری و توسعه از این قبیل واقعیت های بیولوژیکی غافل بوده و میلیاردها دلار سرمایه خود را صرف انتقال اطلاعاتی می کنند که به سرعت فراموش خواهند شد.

چه باید کرد؟

امروزه، چشم انداز کسب و کارها به شکل شگفت انگیزی در حال تغییر است؛ این امر، سازمان ها را بر آن می دارد که خود و کارکنانشان را با سرعت هر چه تمام تر با شرایط موجود تطبیق داده و پیوسته در حال یادگیری باشند. طبق اظهارات Kevin Kelly، از بنیان گذاران مجله Wired، «در مقام یک مبتدی درست عمل کنید؛ سوالات احمقانه بپرسید؛ مرتکب اشتباهات احمقانه شوید؛ و چیزهایی که یاد گرفته اید را به دیگران نشان بدهید.»

یادگیری ناب (Lean learning) یکی از فرآیندهای یادگیری و توسعه است که ضمن تجلیل از سیستم تولید ناب (lean manufacturing) شرکت Toyota تأکید می کند که تلاش کافی به خودی خود می تواند در مواقع ضروری به بهبود نتایج و کاهش ضایعات منجر خواهد شد.

یادگیری ناب عبارت است از:

  • یادگیری ماهیت اصلی آن چه که باید آموخت؛
  • به کار گیری فوری مواد آموزشی در دنیای واقعی؛
  • دریافت بازخورد فوری و بهبود روند درک و برداشت؛
  • تکرار چرخه؛

یادگیری ناب نیز همچون تولید و استارتاپ ناب با پشتیبانی از توان انطباق پذیری، سازمان ها را به مزایای رقابتی تأثیر گذار در بازارهای امروزی مجهز می کند.

به کار گیری روش یادگیری ناب

استفاده از قانون 80/20

تیم فریس (Tim Ferriss)، کارآفرین و نویسنده مجموعه کتاب های The 4-Hour Workweek یکی از طرفداران روش یادگیری ناب است. وی پیشنهاد می کند که ابتدا حداقل واحد قابل یادگیری (MLU) را تعیین کرده و سپس، اصل پارتو (Pareto Principle) یا قانون 80/20 را به کار بگیرید. یعنی، اگر به عنوان مثال قصد دارید زبان ژاپنی را بیاموزید، روی 20 درصد از کلمات و عباراتی تمرکز کنید که در 80 درصد موارد کاربرد دارند. سپس، آن چه فراگرفته اید را به طور مستمر در مکالمات روزمره واقعی با افراد ژاپنی زبان مورد استفاده قرار دهید.

ضرورت به کار گیری مواد آموزشی در دنیای واقعی

در موسسه Collective Campus، ما تنها به آموزش اصول خاص بسنده نمی کنیم؛ بلکه، ابتدا اطمینان می یابیم که افراد قادر هستند این اصول را به شکلی واقعی در داخل سازمان به کار گیرند. ما از شرکت کنندگان تقاضا می کنیم که پروژه های واقعی از دنیای حقیقی را به کارگاه ها بیاورند. این امر به آموزش در اسرع وقت، کوتاه کردن چرخه بازخوردی، ارائه نتایج حرفه ای موثر و جا افتادن مطالب کمک می کند.

استفاده از روش یادگیری هدایت شده

روش یادگیری هدایت شده به جای ارائه آموزش در فواصل زمانی خاص بر یادگیری مداوم طی یک برنامه کاربردی زنده تمرکز دارد. به عنوان مثال، می توان از نرم افزارهای ویژه، پشتیبانی بلادرنگ با کمک مطالب پاپ آپ یا آموزش شخصی سازی شده استفاده کرد. این امور به ویژه برای موارد کاربردی، کارآموزی کارمندان، عملکرد متقابل تیم ها، فناوری اطلاعات و آموزش کاربران نهایی کارایی دارند.

شخصی سازی محتوا

با استفاده از فناوری های کنونی، شما قادر هستید که مطالب آموزشی را متناسب با نیازها و سبک یادگیری هر یک از کارمندان شخصی سازی کنید.

ارائه پشتیبانی مداوم

با کمک ترکیبی از روش های مختلف از قبیل، ارسال پیام های متنی، پیام های صوتی و استفاده از چت بات ها پس از برگزاری جلسات آموزشی می توانید تا حد امکان از کارمندان خود پشتیبانی کرده و از نحوه یادگیری مطالب و به کار گیری آن ها در شرایط خاص اطمینان یابید.

استفاده از روش یادگیری نظیر به نظیر (peer learning)

به احتمال قوی، کارمندان شما برای یادگیری یک مهارت جدید، ابتدا به گوگل یا سیستم مدیریت یادگیری (LMS) مراجعه نمی کنند. تحقیقات نشان داده اند که 55 درصد از این افراد، پیش از انجام هر کار دیگری از همکاران خود سوال می کنند. توجه به این نکته ضروری است که اغلب افراد تمایل دارند که ضمن تدریس به سایرین، خود نیز مطالب را بیاموزند. با توجه به این امر، یادگیری نظیر به نظیر روشی را ارائه می دهد که با استفاده از آن می توان به پشتیبانی فوری، یادگیری سریع و تقویت قدرت درک کارمندان از مفاهیم موجود دست یافت. انجام این کار بسیار ساده بوده و با ایجاد یک پلت فرم آنلاین یا کارگاه های آموزشی دوره ای و نظیر به نظیر امکان پذیر خواهد بود. به این ترتیب، کارمندانی که به تدریس مهارت های خاص تمایل دارند با همکارانی که می خواهند همان مهارت ها را کسب کنند مرتبط خواهند شد. سازمان ها با به کار گیری برنامه یادگیری نظیر به نظیر در دوره های کاربردی می توانند از انجام مستمر آن اطمینان حاصل کرده و کارمندان را تشویق کنند که وقت خود را صرف این برنامه کنند.

ارائه دوره های کوتاه مدت

برای کارمندان خود فرصت حضور در دوره های کوتاه مدت، قابل درک و یک ساعته را فراهم کرده و در خلال این دوره ها بر روی مطالب مرتبط با فرصت ها یا چالش های معمول و فوری تمرکز کنید.

تمرکز بر نتایج حاصله به جای اعتبار

برای آغاز روند یادگیری ناب، سازمان ها به جای تکیه بر گذراندن دوره های مداوم آموزش تخصصی و کسب اعتبار از این طریق باید بر ارزیابی نتایج حاصله از گذراندن دوره ها در جهت بهبود کسب و کار تمرکز کنند.

استفاده از روش یادگیری ناب نه تنها صحت مطالب آموزشی را تضمین می کند، بلکه اطمینان می دهد که کارمندان این مطالب را در زمان مناسب و به دلایل مناسبی یاد گرفته و در عین حال، آنچه که می آموزند را به خوبی در ذهن خود نگه می دارند. به قول Eric Ries، نویسنده کتاب The Lean Startup، « تنها راه پیروزی این است که سریع تر از هر کس دیگری یاد بگیریم.» این حرف، هرگز به اندازه امروز مصداق نداشته است.

Where Companies Go Wrong with Learning and Development

 

2020-03-18

واکنش به شیوع ویروس کرونا

واکنش Bill Gates، Jack Ma و یازده نفر دیگر از میلیاردرهای جهان به شیوع ویروس کرونا,Forbes,Will Yakowicz,March 2020

در حال حاضر، ویروس کرونای جدید به شکل فزاینده ای در حال گسترش است. در این میان، مجله Forbes تلاش کرده تا واکنش شمار قابل توجهی از میلیاردهای جهان را نسبت به شیوع این بیماری بررسی کند. در این مطلب، نظر این افراد را در مورد برخی از مهم ترین تأثیرات گسترش این بیماری جویا شده ایم. به این ترتیب، قصد داریم شما را نیز با دیدگاه های آن ها درباره اثرات این رویداد بر کسب و کار و معیشت کارکنان آشنا کنیم.

در اوج فراگیر شدن ویروس کرونا، شماری از ثروتمندترین افراد دنیا کمک هایی را برای کشورهای آسیب دیده از شیوع این بیماری در نظر گرفته و به آن ها اهدا کرده اند. بیل گیتس (Bill Gates) دومین فرد ثروتمند جهان، مبلغ 100 میلیون دلار کمک نقدی را از طریق بنیاد بیل و ملیندا گیتس (Bill and Melinda Gates Foundation) برای پیشبرد تحقیقات، جداسازی و درمان این ویروس در سطح جهان اختصاص داده است.

جک ما (Jack Ma) بنیان گذار شرکت Alibaba و دومین فرد ثروتمند چین نیز متعهد شده که مبلغ 14 میلیون دلار از نقدینگی بنیاد خود را برای کمک به توسعه واکسن ویروس کرونا اختصاص دهد. وی به تازگی، اعلام کرده که 500،000 کیت مخصوص آزمایش و یک میلیون ماسک را به همین منظور به آمریکا ارسال کرده است.

برایان چسکی (Brian Chesky) مدیر عامل شرکت Airbnb هم در حساب توئیتری خود اعلام کرده که این شرکت امکان لغو رزروهای مسافران خود در سرتاسر دنیا را فراهم کرده و متعهد می شود که کل هزینه پرداختی به آن ها بازگردانده شود.

کن گریفین (Ken Griffin) نیز از جمله میلیاردهای دیگری است که در این زمینه با او گفتگو کرده ایم. وی بنیان گذار شرکت Citadel است. بنا به اظهارات او، صندوق پوشش ریسک این شرکت مبلغ 7.5 میلیون دلار از سرمایه خود را به یکی از درگیرترین استان های چین اهدا خواهد کرد.

تد لئونسیس (Ted Leonsis)، مالک چندین تیم ورزشی معتبر هم از جمله افرادی است که علیرغم تعطیلی ورزشگاه ها قصد دارد دستمزد کلیه کارمندانی که قرار بوده تا پایان ماه مارس با وی همکاری کنند، اعم از کارگران، فروشندگان بلیط، کارکنان بخش های عملیاتی و سایر قسمت ها را پرداخت کند.

در این جا با دیدگاه ها و نقطه نظرهای تعدادی از ثروتمندترین افراد جهان درباره شیوع این بیماری و تأثیر آن بر کسب و کار آشنا خواهید شد:

وینسنت بولور (Vincent Bollore)، مدیر عامل شرکت Bolloré Group فرانسه اظهار می کند که بابت تأثیر ویروس کرونا بر شرکت خود به هیچ وجه نگران نیست. او می گوید، «شرکت ما از سال 1822 کار خود را آغاز کرده و علاوه بر انقلاب، شاهد دو جنگ جهانی و بسیاری موارد دیگر بوده است. بنابراین، ما توانایی آن را داریم که خودمان را با شرایط موجود سازگار کنیم.»

استیو ساروویتس ( Steve Sarowitz) بنیان گذار شرکت Paylocity و مدیر بخش حقوق و دستمزد همین شرکت هم اظهار می کند که برای جلوگیری از ابتلا و انتشار این ویروس، سفرهای خود و خانوده اش را محدود خواهد کرد. وی می گوید، «رنج و مرگ و میر ناشی از گسترش ویروس کرونا بسیار غم انگیز است. با این حال، با نگاهی خوش بینانه می توان دریافت که شیوع این ویروس از ویژگی های مثبتی هم برخوردار است. به نظر من، مهم ترین مشخصه مثبت آن این است که میزان وابستگی ما به یکدیگر را ثابت کرده و نشان می دهد که باید به یکدیگر اعتماد کنیم و دست در دست هم به جنگ این ویروس برویم. به علاوه، کاسته شدن حجم سفرها باعث می شود که افراد خانواده بیش تر در منزل بمانند و اوقات بیش تری را با یکدیگر سپری کنند. به شخصه، بابت معاف بودن از انجام سفرهای فراوان و وقت گذرانی با فرزندانم به شدت هیجان زده هستم. در نهایت، بروز بلایای طبیعی مانند امراض مسری و سیل و زلزله اعتقادات مذهبی ما را قوی تر کرده و به ما کمک می کنند تا از زندگی مادی اندکی فاصله بگیریم و به معنویات بپردازیم.»

جان پریتزکر (John Pritzker) بنیان گذار و مدیر عامل شرکت Geolo Capital هم از جمله افراد ثروتمندی است که از میان طرح های تجاری فراوان او می توان به سرمایه گذاری بر روی هفت هتل شناخته شده در سرتاسر آمریکا اشاره کرد. وی در این باره می گوید، «در حال حاضر، به طور عمده بر روی فاصله گیری اجتماعی و رعایت بهداشت تمرکز داشته و توجه می کنم که سایرین هم همین امور را رعایت کنند. مدتی است که ورزش فراوان و رژیم مبتنی بر دریافت ویتامین A/C و B3 را دنبال می کنم. اگر تأثیر داشته باشد که خیلی خوب است. در غیر این صورت، ناراحت خواهم شد که مثل سایرین، اوقات خود را با لم دادن روی مبل و بستنی خوردن سپری نکرده ام. بچه های من تصور می کنند که من به نوعی التهاب و تب آخرالزمانی دچار شده ام. با این حال، خوشبختانه، نوه ام جزو افرادی است که هنوز هم به شدت به من علاقه دارد! از نظر او، من فرد فوق العاده ای هستم. البته، لازم است بگویم که او هنوز نه صحبت می کند و نه راه می رود!»

«من در صنعت میهمان نوازی فعالیت می کنم! ما همین حالا هم لب مرز هستیم. با وجود این، هنوز هم امیدواریم که اوضاع هر چه زودتر بهبود یابد. از این ها گذشته، خودمان را برای پائین آمدن درآمد آماده کرده ایم. هنوز هم وضع ما خوب است. با این حال، گمان می کنم سرانجام این ماجرا دامن ما را هم خواهد گرفت.»

بیش از همه، نگران چه چیزی هستید؟

«ناشناخته ها. آنفولانزا یک بیماری قدیمی است که بیش از 2000 سال از پیدایش آن می گذرد. اما، COVID-19 یک ویروس جدید است که همین سه ماه پیش آشکار شده است. بنابراین، من در مورد جامعه و اثرات شیوع این بیماری بر سیستم سلامت اجتماعی نگران هستم. یعنی درباره این که، چه کسانی توانایی برخورداری از خدمات درمانی و بهداشتی را خواهند داشت؟ به علاوه، پیامدهای این بیماری واگیردار هم برای من نگران کننده است. مشکلاتی نظیر ورشکستگی ها، از دست دادن مشاغل، عمیق تر شدن فاصله طبقاتی … این عوامل، به سادگی می توانند دنیا را به یک ویران شهر تبدیل کنند. فکر می کنم، تنها کاری که از دست ما برمی آید این است که در حال حاضر نگرانی ها را کنار بگذاریم و امیدوار باشیم!»

اریک یوآن ( Eric Yuan) بنیان گذار شرکت ارتباطات ویدیویی Zoom، به جای آن که از آب گل آلود ماهی بگیرد، تصمیم گرفته خدمات شرکت خود را به صورت نامحدود در اختیار مناطق آسیب دیده قرار دهد. خدمات این شرکت، ابتدا در چین و اکنون در ایتالیا و کلیه مقاطع تحصیلی سرتاسر نقاط آمریکا در دسترس همگان قرار دارد.

وی در این باره اظهار داشته، «من به اعضای گروهم هشدار داده ام که از چنین بحران هایی به عنوان فرصتی برای افزایش فروش و بازاریابی استفاده نکنند. در این باره تأکید کرده ام که در عوض باید بر روی مشتریانمان تمرکز کنیم. بهره برداری از این فرصت برای کسب درآمد بیش تر، علامت ضعف فرهنگی وحشتناکی است.»

جیم مک کلوی (Jim McKelvey) یکی از بنیان گذاران و عضو هیئت مدیره شرکت Square، ادعا می کند که خانواده او سفر خود به ایتالیا را لغو کرده و در خانه مانده اند. وی در این باره می گوید، «ما از اعضای مسن تر خانواده درخواست کرده ایم تا در St. Louis همراه ما بمانند. این جا در مقایسه با سایر نقاط ایالات متحده، از سیستم مراقبت بهداشتی و درمانی به مراتب بهتری برخوردار است. اگر قرار است بحرانی روی بدهد ترجیح می دهیم همین جا باشیم. من بیش از همه، برای سالمندان و مستمندانی نگرانم که از امکانات درمانی کافی برخوردار نخواهند بود.»

https://b2n.ir/112043

2020-02-26

ظهور و گسترش همزادهای دیجیتال

تعالیم ناسا و تأثیر آن بر نحوه مدیریت زنجیره تأمین ,Jarrett Hendricks,February 2020

ارائه فناوری همزادهای دیجیتال و گنجاندن آن در چرخه تولید هایپ گارتنر (Gartner Hype Cycle for Manufacturing) در سال 2018 و چرخه مدیریت زنجیره تأمین هایپ گارتنر (Supply Chain Planning Hype Cycle) در سال 2019 میلادی به تازگی با سر و صدای زیادی همراه بوده است.

این روش ها در زمره برترین روندهای فناوری استراتژیک گارتنر (Gartner’s Top Ten Strategic Technology Trends) در سال 2019 شناخته شده و از جمله نتایج معمول و پیش بینی شده روش Hyperautomation هستند که خود در زمره ده روند برتر سال 2020 میلادی قرار دارد.

در این جا، این پرسش مطرح می شود که همزادهای دیجیتال زنجیره تأمین چیستند؟ این امر با الگوسازی کلاسیک زنجیره تأمین چه تفاوتی دارد؟ این تفاوت ها چگونه می توانند به بهبود مدیریت زنجیره تأمین کمک کنند؟

اصطلاح «همزاد دیجیتال» با مفهومی که این جا مد نظر است، برای نخستین بار در سال 2002 میلادی توسط John Vickers یکی از مسئولان ناسا و کمی بعدتر به وسیله دکتر Michael Grieves از موسسه فناوری فلوریدا مورد استفاده قرار گرفت. با این حال، این مفهوم بسیار قدیمی تر از این ها است.

به عبارت ساده، می توان گفت که همزاد دیجیتال یک بازنمایی مجازی در فضایی مجازی از یک ساختار فیزیکی حقیقی در فضای واقعی بوده و به جریان اطلاعات میان این دو دلالت می کند به شکلی که هر دو مورد بتوانند با یکدیگر هماهنگ شوند.

تفاوت اصلی میان الگوسازی کلاسیک زنجیره تأمین و مفهوم همزاد دیجیتال نیز در همین بخش آخر نهفته است؛ یعنی، در جریان اطلاعات میان این دو پدیده به شکلی که هماهنگ سازی مداوم میان مفاهیم دیجیتال و واقعی تسهیل شده و این امکان را داشته باشند که به طور پیوسته به روز رسانی شوند.

نخستین بار، این مفهوم در دهه 1970 میلادی و در طی برنامه آپولو 13 برای ناسا به کار رفت. در آن جا، لازم بود مهندسان مستقر بر روی زمین بتوانند با سرعت هر چه تمام تر تغییرات مربوط به فضاپیما را در مواجهه با شرایط حاد موجود در فضا برآورد کرده و به طور مداوم، با سرنشینان آن در ارتباط باشند.

با شکست پروژه حفظ حیات سرنشینان این فضاپیما، ناسا دریافت که آن ها دیگر نمی توانند تصمیمات اصلاحی خود را براساس الگوی اصلی اتخاذ کنند. چرا که، در واقعیت، ماژول اصلی در معرض محیطی بسیار تهاجمی قرار گرفته و بالطبع، تغییرات چشمگیری را متحمل می شود. منظور این است که آن ها به این نتیجه رسیدند که لازم است شرایط مدل اصلی با کم ترین خطای ممکن به روز رسانی شده با وضعیت جاری ماژول تطابق یابد. مفهوم همزاد دیجیتال در ناسا ترکیبی از مدل های فیزیکی و ریاضی بود. با این حال، امروزه، فناوری اطلاعات امکان ارائه مدل های مجازی را با دقتی شگفت انگیز فراهم کرده است.

همین شیوه از پویایی در مدیریت زنجیره تأمین نیز کاربرد دارد. شبیه سازی و بهینه سازی مدل های استاتیک زنجیره تأمین، ابزاری ارزشمند برای درک هر چه بهتر عملکرد جاری و بررسی تأثیر تغییرات به شمار می رود. با این حال، مشکل این جا است که مدل های مجازی به محض این که ایجاد می شوند، از موجودیت واقعی یا ساختاری خود جدا شده و شروع به واگرایی می کنند. این امر به دلیلی بسیار ساده اتفاق می افتد؛ یعنی، به این دلیل که همه چیز پیوسته در حال تغییر است و گاه  این تغییرات با سرعت و روشی دور از انتظار روی می دهند.

ایجاد یک همزاد دیجیتال برای زنجیره تأمین به ما کمک خواهد کرد تا با الگویی زنده در تعامل باشیم. این الگوی زنده پیوسته به روز رسانی می شود. به این ترتیب، تصمیمات همواره براساس شرایط کنونی اتخاذ شده و با وضعیت ماه ها و سال های گذشته و آغاز روند مطالعات مرتبط نخواهند بود.

در این رویکرد، روش های مدل سازی و تجزیه و تحلیل اطلاعات می توانند با اجرا توأم باشند. به این ترتیب، یک چرخه می تواند به طور مداوم بهبود یافته و متحول شود. بررسی عملکرد، طراحی و برنامه ریزی براساس وضعیت جاری، مشاهدات داده محور، اجرا و پیاده سازی طرح و ارزیابی مراحل اجرایی منطبق بر طرح از جمله مراحل مختلف این چرخه به شمار می روند. از مراحل دیگر آن می‌توان به مطابقت و اصلاح مداوم و منطبق با شرایط پیوسته در بازار متغیر و بهره برداری مناسب از فرصت های بالقوه، زودگذر و اضطراری اشاره کرد.

یک طرح تحقیقاتی، تنها در صورتی می تواند ارزشی واقعی ایجاد کند که تمامی توصیه های آن مو به مو به کار گرفته شود. این به آن معنا است که کلیه سهامداران و افراد ذینفع باید این طرح ها را باور کرده و اقدامات خود را بر آن مبتنی کنند. از آن جا که طرح های تحقیقاتی، همواره بر مدل جاری و در حال انجام مبتنی هستند، لازم است اعتبارسنجی آن ها نیز براساس مقایسه سطح مبادلات با هزینه انجام گیرد. توان تخمینی و قدرت پیش بینی این الگو امکان تصمیم گیری های سریع را محقق کرده، قابلیت انطباق و پذیرش زنجیره تأمین و تحرک پذیری آن را افزایش داده و در عین حال، ابزارهای لازم برای ارتقاء زنجیره تأمین به عنوان منبع قابل اعتمادی از مزایای رقابتی را فراهم می کند.

https://b2n.ir/767646

2020-02-26

شهرهای هوشمند

ارائه راه کارهای دیجیتالی همگانی و فراگیر در شهرهای هوشمند,Kathleen O’Dell, Adam Newman, Jenny Huang, Nick Van Hollen, August 2019

امروزه دسترسی و بهره مندی از امکانات کلیه مراکز شهری برای همه آحاد جامعه ممکن است؛ با توجه به این موضوع، طرح ها و برنامه های هوشمندسازی شهرها را چگونه می توان به این مراکز گسترش داد؟ فناوری چگونه می تواند به بهبود جامعیت خدمات شهری، مشارکت عمومی و فرصت های اقتصادی کمک کند؟

 تغییر ساختارهای مبتنی بر فناوری و حرکت در مسیر دستیابی به شهرهای هوشمند شهروند-محور

با توجه به رشد و گسترش فزاینده جمعیت شهری و تنوع آن، بسیاری از شهرها برای ارائه محیط هایی به مراتب مطلوب تر برای زندگی و ارائه خدمات عمومی به فناوری و راه کارهای هوشمند سازی شهرها روی آورده اند. این قبیل نوآوری ها قابلیت آن را دارند که در کلیه خدمات شهری به کار گرفته شده و مشارکت عمومی و در عین حال، رشد اقتصادی را بهبود بخشند. با این حال، ناکارآمدی ها و نواقص طراحی و اجرای هوشمند سازی به همراه شکاف دیجیتالی موجود در میان اقشار مختلف جامعه ممکن است دست به دست هم داده و باعث شوند که برخی جوامع و گروه های انسانی ناخودآگاه در این تحولات نادیده انگاشته شده و از آن ها عقب بمانند. این امر شهرها را با پرسش هایی از این قبیل مواجه می کند: راه کارهای دیجیتالی چگونه می توانند به جای مانع تراشی برای ادغام و دربردارندگی گروه های اجتماعی مختلف به رشد و پیشرفت آن کمک کنند؟

در این جا تلاش خواهیم کرد تا ارتباط میان نوآوری و جامعیت فناوری را در شهرهای کنونی بررسی کنیم. این ارزیابی بر اساس تحقیقات، مصاحبه ها و همکاری و همراهی با رهبران شهرهای جهان انجام شده و رویکردهای مختلفی را به تصویر می کشد که شهرداری ها با به کارگیری آن ها می توانند راه کارهای دیجیتالی را به شکل مفیدتری در اختیار کلیه شهروندان خود قرار دهند.

اولویت بندی جامعیت در توسعه شهری

جامعیت به معنای آن است که همه آحاد جامعه از جمله افراد کم توان و دارای معلولیت توانایی و امکان استفاده و بهره برداری از امکانات گوناگون را داشته و بتوانند در تمامی فعالیت ها شرکت نموده و تجربیاتی مشابه با سایرین داشته باشند.

شهرهای امروزی به مراتب وسیع تر از گذشته بوده و از تنوع بیش تری نیز برخوردار هستند. امروزه، نیمی از ساکنان جهان در مراکز شهری زندگی می کنند. پیش بینی می شود که این میزان تا سال 2050 میلادی به 70 درصد افزایش یابد. شهرنشینی مزایای بسیار زیادی را به دنبال داشته و شرایط زندگی میلیون ها نفر از ساکنان کره زمین را به شکل قابل توجهی بهبود بخشیده است؛ با این حال، اغلب نابرابری های دیرینه اقتصادی و اجتماعی نیز در همین مراکز شهری دیده می شوند. به گونه ای که یک نفر از هر سه شهروند دنیای در حال توسعه امروزی همچنان در زاغه ها و بدون برخورداری از خدمات و امکانات ابتدایی روزگار خود را سپری می کنند. این در حالی است که در 25 سال گذشته و با رشد 10 درصدی جمعیت، شکاف طبقاتی و اختلاف درآمد فقیرترین و ثروتمندترین آحاد جامعه در کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) در حدود 30 درصد افزایش یافته است. اغلب اقشار محروم و کم درآمدی نظیر سالمندان، مهاجران و افراد کم توان و دارای معلولیت هرگز از مزایای رونق و پیشرفت فضای شهری برخوردار نبوده اند.

گسترش این قبیل نابرابری های، مفهوم جامعیت و فراهم کردن امکان دسترسی مساوی به خدمات شهرداری، مشارکت اقشار گوناگون در تصمیم گیری های شهری و بهره مندی یکسان از رشد و توسعه شرایط اقتصادی را در صدر مفاهیم توسعه شهری قرار داده است. فراخوان های انجام شده توسط جامعه بین المللی، اقداماتی از این دست را تقویت کرده است. در سال 2012 میلادی، سازمان ملل متحد، اهداف توسعه پایدار خود را به منظور هدایت و جهت دهی برنامه های توسعه جهانی تا سال 2030 پایه ریزی کرد. ایجاد شهرها و شهرک های فراگیر، امن، مقاوم و پایدار از جمله همین اهداف است.

شهرهایی که به شکلی موثر از رویکرد جامعیت حمایت می کنند علاوه بر ارائه فرصت هایی به مراتب بزرگ تر از سایرین از مزایای گسترده اقتصادی نیز بهره مند می شوند. شرکت تحقیقاتی Urban Institute طی مطالعه ای ارتباط میان جامعیت و سلامت اقتصادی را در دویست و هفتاد و چهار شهر ایالات متحده و در خلال بیش از چهار دهه گذشته ارزیابی کرده است. این مطالعه بدون در نظر گرفتن برخی استثناهای کوچک، نشان داده است که جامعیت شهرها در بهبود شاخص های سلامت اقتصادی موثر است. تصویر (1) نمودار بهداشت اقتصادی هر شهر را در مقابل رتبه بندی فراگیری آن نمایش می دهد. این فراگیری رتبه بندی، جامعیت اقتصادی و فراگیری نژادی یا توانایی شهروندان کم درآمد و اقلیت ها برای بهره مندی از مزایای اقتصادی را در ترکیب با هم در نظر گرفته است. شمول اقتصادی، قیمت مسکن و سهم شهروندان مستمند از جمله مواردی هستند که فراگیری اقتصادی به ارزیابی آن ها می پردازد. در عین حال، فراگیری نژادی مسائلی از قبیل، وجود شکاف های نژادی در مالکیت ملک و دستیابی به تحصیل را در نظر می گیرد.

جامعیت و هوشمندی

در طول یک دهه گذشته، نوآوری های به کار رفته در جهت هوشمند سازی شهرها توانسته است فناوری را در جهات مختلف و با روش های گوناگون ارتقاء بخشد. به کار گیری پلت فرم های اطلاعاتی و سیستم های مبتنی بر رایانش ابری این امکان را فراهم آورده تا شهرها بتوانند اطلاعات جامع تری را گردآوری کرده و تصمیمات خود را برپایه این اطلاعات اتخاذ کنند. اپلیکیشن های تلفن همراه شهروندان را قادر ساخته اند تا با نهادهای دولتی به سادگی ارتباط برقرار کنند. فناوری حسگرها و تجزیه و تحلیل های پیش بینانه این امکان را فراهم آورده اند تا شهرها بتوانند خدمات خود را با نیازهای ساکنان خود هماهنگ کرده و به صورت پیشگیرانه و موثر، قبل از بروز بحران، به نیازهای آن ها پاسخ دهند.

به عنوان مثال، یکی از استارتاپ ها در شهر کلکته کشور هندوستان با استفاده از فناوری ژئوکدینگ برای بیش از 120 هزار نفر از زاغه نشینان این منطقه آدرس پستی ایجاد کرده و به این طریق به آن ها در جهت دستیابی به خدمات دولتی، گشایش حساب بانکی و ثبت نام در مراکز رأی گیری کمک کرده است.

در لندن، شرکت های گوگل و انجمن سلطنتی نابینایان لندن (Royal London Society for Blind People) طی یک سرمایه گذاری مشترک با ارائه دستورالعمل های صوتی از طریق برخی اپلیکیشن های تلفن های هوشمند به هدایت افراد نابینا در شبکه حمل و نقل شهری کمک کرده اند.

با این حال، نمونه هایی از به کار گیری نوآوری ها در شهرهای هوشمند هم وجود دارند که در عین خوش نیتی مواردی از قبیل، عمیق تر کردن نابرابری ها، عدم شفافیت، عدم توفیق در برانگیختن مشارکت عمومی یا نادیده گرفتن نیازهای اجتماعی اقشار گوناگون را دامن می زنند. به ویژه، برخی از نوآوری های اصلی به واسطه تمرکز بیش از حد بر مناطق پر درآمد شهری و عدم توزیع برابر مزایای اجتماعی با انتقاداتی مواجه بوده اند. این چالش ها به طور عمده از اشتباهات متداول در مراحل و جنبه های کلی نوآوری های مربوط به هوشمند سازی شهرها نشأت می گیرند. این مراحل عبارتند از:

  • طرح و برنامه
  •  
  • پیاده سازی و اجرا
  •  
  • بازتاب
  •  
  • «در اغلب موارد، شهرهای هوشمند به جای به کار گیری و در نظر گرفتن طرح های عادلانه از برنامه های همگن سازی استفاده می کنند. به طور معمول، این کار بدون درک درست از نیازهای ساکنان احتمالی این شهرها و آشنایی با مشکلات آن ها انجام می گیرد. به این ترتیب، بدیهی است که این نیازها برآورده نخواهند شد. بنابراین، لازم است نسبت به نحوه به کار گیری طرح ها و نوآوری ها در جوامع مذکور هوشیار باشیم.» - Aura Vasquez، مقام عالی رتبه و عضو سابق اداره آب و برق لس آنجلس

توجه به موضوع جامعیت در ارائه خدمات دیجیتالی

امروزه تلاش شده است تا نوآوری های اخیر مرتبط با شهرهای هوشمند بیش از توجه به زیرساخت ها و قابلیت اتصال آن ها به یکدیگر بر برآورده کردن نیازها و ترجیحات ساکنان آن ها تمرکز داشته باشند. آخرین نسل از شهرهای هوشمند از اطلاعات، فناوری دیجیتال و طراحی های انسان-محور بهره برده و از همه این ها در جهت ارتقاء تصمیم گیری در سطوح دولتی، شهروندی، تجاری و سایر افراد ذینفع استفاده می کنند. حتی برخی شهرها پا را از این هم فراتر نهاده و با توانمندسازی منابع، مهارت ها و ارتقاء دانش در مسیر دموکراتیزه کردن شهرها و به کار گیری مشارکت عمومی و رفع مشکلات محلی گام برداشته اند.

نوآوری هایی که از فناوری محور بودن به سمت شهروند محور بودن تغییر جهت می دهند، مشارکت و جامعیت را در مرکز توجه خود قرار می دهند.

با بهره گیری از این ساختار، شهرها از ابزارهای لازم برای جلب مشارکت و همکاری گروه های مختلف مردم را دارا بوده و از این مشارکت در جهت ایجاد راه کار و به اشتراک گذاری مزایا، کیفیت زندگی، رشد اقتصادی و پایداری در میان کلیه آحاد جامعه بهره می گیرند. فعال کننده های مذکور برای تحقق اهداف بالا و حیات بخشیدن به شهرهای هوشمند تلاش می کنند تا در حوزه های اساسی فعالیت کنند. این حوزه ها عبارتند از:

  • اطلاعات و امنیت: شهرها اتصالات و به اشتراک گذاری اطلاعات را مدیریت کرده و در عین حال از اطلاعات و کاربران محافظت می کنند.
  • دیجیتال و فناوری: فناوری های شهری در اختیار همه شهروندان قرار داشته و در عین حال به ادامه و پرورش نوآوری کمک می کنند.
  • اکوسیستم: شهرها با شهروندان، بخش های خصوصی، غیرانتفاعی، موسسات دولتی و آکادمی ها مشارکت می کنند.
  • مالی و تأمین بودجه: شهرها پروژه ها و ارزش ها را درک کرده، گزینه های سرمایه گذاری و تأمین بودجه را در نظر گرفته و سپس درباره روش های تدارکاتی و تحویل تصمیم گیری می کنند.
  • سازمان داخلی: شهرها با استفاده از توانمند سازی رهبری، تشویق و ترغیب کارمندان به کسب مهارت و انجام تلاش به بهترین و فعالانه ترین شکل ممکن در جهت بهبود سازمان های داخلی خود گام برمی دارند.
  • سیاست گذاری و وضع مقررات: شهرها سیاست ها و قوانینی راهبردی را در جهت نوآوری، پیشرفت و حفاظت از اطلاعات کاربران وضع می کنند.

اطلاعات و امنیت: افزایش شفافیت و ارائه اطلاعات در حوزه اطلاعات دولتی

ظهور پلت فرم های دیجیتالی و تجهیزات متصل به آن ها شهرها را بر آن داشته تا اطلاعات خود را از طریق فرآیندهای دولتی یکپارچه کنند. بخش اعظمی از این فرآیندها برای تحقق بخشیدن به افزایش بهره وری و ارائه خدمات مناسب به شهروندان و برآورده کردن نیازهای آن ها به کار گرفته می شوند. با این حال، گردآوری ناقص اطلاعات یا عدم بهره مندی از مشارکت عمومی در تصمیم گیری های مرتبط با چگونگی به کار گیری اطلاعات، خطر بی فایده کردن اطلاعات و از دست رفتن اعتماد عمومی نسبت به مدیریت اطلاعات را در پی دارد. اتخاذ رویکردهای زیر در اجتناب از این خطاها تأثیر گذار خواهد بود:

محافظت از حقوق دیجیتالی شهروندان

مشارکت مستقیم رهبران با شهروندان در ایجاد و تدوین حقوق دیجیتالی و قوانینی که با توسل به آن ها اطلاعات شهروندان جمع آوری، استفاده و محافظت می شوند، در افزایش اعتماد عمومی و پذیرش نوآوری های متکی بر اطلاعات عمومی تأثیر گذار خواهد بود. حقوق دیجیتالی می توانند در سیاست گذاری های مربوط به حفظ حریم خصوصی و بهره برداری از اطلاعات، دستورالعمل های قضایی مرتبط با فناوری و ابزارهای نرم افزاری رایگانی تحقق یابند که به شهروندان اجازه می دهند با اطلاعات عمومی به شیوه موثرتری تعامل داشته باشند. آمستردام مانیفستی را با عنوان « Tada-data disclose» ایجاد کرده و آن را توسط 80 نهاد دولتی و خصوصی به امضا رسانده است. این سند اصول شش گانه استفاده از اطلاعات در آمستردام را ارائه می دهد که عبارتند از:

  • جامعیت
  • برخوردار از کنترل و نظارت مردمی
  • متناسب با نیازهای مردم
  • برپایه اصول قانون و تحت نظارت
  • باز و شفاف
  • از همه و برای همه

حل مشکلات مربوط به جمعیتی که از نظر دیجیتالی قابل دسترسی نیستند

برخی از رهبران برای گردآوری اطلاعات شهروندانی مشکل دارند که از نظر دیجیتالی قابل دسترسی نیستند. مسئولان ارشد اطلاعاتی و سیاست گذاران می توانند این مشکل را با بهبود مدیریت پایگاه های اطلاعاتی برطرف کنند. این امر به طور معمول شامل جمع آوری اطلاعات از سیلوهای سازمانی، مسیریابی اطلاعات و شناسایی جمعیتی است که از نظر دیجیتالی نامرئی هستند. به علاوه، شهرها می توانند در این زمینه از حمایت رهبران جامعه محلی استفاده کرده و از این طریق علاوه بر دسترسی به اطلاعات از ساختارهای چند زبانه برای جلب اعتماد عمومی، منابع و غلبه بر موانع زبانی بهره جویند.

شهر Syracuse یک پلت فرم اطلاعات باز با عنوان « DataCuse» را راه اندازی کرده است . جمع آوری اطلاعات از کلیه دپارتمان های موجود در شهر و ادغام آن ها در یک پلت فرم واحد قابل دسترسی برای همه شهروندان، سازمان های مدنی، کسب و کارها و سایر علاقه مندان از اهداف این پلت فرم به شمار می رود. به علاوه، این شهر به منظور رفاه حال شهروندان غیرانگلیسی زبان و امکان برقراری ارتباط با آن ها همه روزه و به صورت شبانه روزی به مترجمان همزمان دسترسی دارد.

«در نهایت، همه اطلاعات شهری متعلق به مردم است و جزو دارایی های آن ها به شمار می رود. بنابراین، ما وظیفه داریم که به خوبی از این اطلاعات محافظت کنیم. امروزه، ضرورت دارد که دولت ها درباره کارهایی که انجام می دهند به اندازه کافی شفافیت به خرج داده و در زمینه مدیریت و بهره برداری از اطلاعلات مردم مسئولیت پذیر باشند.» - Ben Walsh، شهردار Syracuse

چشم پوشی از تعصبات اطلاعات محور

علاوه بر بررسی حریم خصوصی و شفافیت در حوزه اطلاعات، شهرها می توانند دقت الگوریتم های اطلاعات محور و تأثیر آن ها بر هدایت سیاست گذاری و تصمیمات عملیاتی را ارزیابی کنند. برخی ادعا می کنند که این قبیل ابزارهای تحلیلی در پاره ای مواقع براساس اطلاعات دموگرافیک به دست آمده و به صورت ناخودآگاه میان گروه های مختلف مردم تبعیض قائل می شوند. به عنوان مثال، الگوریتم های مرتبط با رتبه بندی اعتباری شهروندان که وثیقه بالاتری را برای متهمان سیاهپوست در نظر می گیرند و پیش بینی قوانین مربوط به سوء رفتار با کودکان از جمله ابزارهایی هستند که به طور عمده و نامتناسب خانواده های فقیر را هدف قرار می دهند. شهرها می توانند با بررسی فعالانه الگوریتم های تعصب آمیز و ارائه شفافیت بیش تر در مورد نحوه ارزیابی داده ها و آگاهی رسانی در زمینه مداخلات مثبت این نگرانی ها را برطرف کنند.

شهر Johnson County در ایالت کنتاکی الگوریتمی را توسعه داده است که به پیش بینی تکرار رفتارهای جنایت آمیز شهروندانی کمک می کند که پیش از این با سابقه مشکلات روانی در زندان بوده اند. این شهر به جای ارجاع اطلاعات به نیروهای پلیس و نظارتی از اطلاعات به دست آمده در جهت برقراری ارتباط با مراکز روان درمانی و بهره گیری از منابع آن ها برای بهبود حال این شهروندان استفاده می کند.

دیجیتال و فناوری: گسترش دسترسی به منابع دیجیتالی و ارتقاء مهارت ها

مشارکت شهروندان در شهرهای هوشمند مستلزم توانایی آن ها در دسترسی موثر به اطلاعات و قابلیت مسیریابی در کانال های دیجیتالی و برخورداری از خدمات آن ها است. علیرغم گسترش زیرساخت های شهری در دو دهه گذشته، بسیاری از شهروندان هنوز امکان دسترسی به اینترنت با کیفیت و پر سرعت را ندارند. پیشرفت های انجام شده در زمینه فناوری شبکه همراه و ظهور اینترنت 5G امکان گسترش چشمگیر قابلیت های اینترنت بی سیم و بهبود برقراری ارتباط برای کاربران تلفن همراه را محقق کرده است. چنین روندها و ترندهایی یک گام در جهت دستیابی به اهداف صحیح تلقی می شوند؛ با این حال، بسیاری از شهرهای موجود در مناطق جغرافیایی و اقتصادی خاص همچنان با مشکل پذیرش اینترنت و معضلات استفاده از آن دست و پنجه نرم می کنند.

ارزیابی دسترسی به زیرساخت های لازم برای اینترنت

شهرهایی که به دنبال برقراری ارتباط هر چه بیش تر از طریق اینترنت هستند می توانند با ارزیابی دسترسی به زیرساخت های لازم و فهرست بندی کیفیت خدمات و نحوه دستیابی به آن ها کار خود را شروع کنند. شهرها با استفاده از این اطلاعات به همراه تطابق آن ها با اطلاعات اینترنت می توانند خانوارهایی را شناسایی کنند که از خدمات دیجیتالی بی بهره مانده اند.

در شهر Kansas City، Google Fiber از طرف مقام های دولتی و شهرداری مطالعه جامعی را در زمینه دسترسی به اینترنت هدایت کرده است تا به این وسیله به گسترش خدمات اینترنتی در جوامع کم درآمد کمک کرده و در زمینه استراتژی عدالت دیجیتالی اطلاع رسانی کند. این مطالعه شامل تجزیه و تحلیل انواع خدماتی است که شهروندانی که به پهنای باند مناسب دسترسی نداشته و از اینترنت کم سرعت تری برخوردار هستند را به یکدیگر مرتبط می کند.

انجام نظرسنجی های مربوط به نرخ پذیرش اینترنت توسط کاربران

حتی شهرهایی که از پوشش گسترده اینترنت برخوردار هستند هم ممکن است همچنان با شکاف هایی در زمینه اتصال شهروندان به شبکه مواجه باشند. نرخ کاربران اینترنت بسته به قیمت بسته های اینترنتی و تمایل شهروندان برای پرداخت این ارقام می تواند متغیر باشد. نظرسنجی های انجام شده توسط موسسه Neighborhood درباره نرخ پذیرش اینترنت به وسیله کاربران به شهرها کمک می کند تا درک کنند که چرا برخی از شهروندان برای برخورداری از بعضی سرویس های اینترنتی تمایلی نشان نمی دهند؟ انجام این نظرسنجی ها کمک می کند که متولیان شهرها بر همین اساس برنامه ها و طرح هایی ایجاد کنند که با بهبود سطح پذیرش متناسب باشند.

زیر نظر موسسه Digital Equity Initiative شهر Seattle هر چهار سال یک بار یک نظرسنجی با موضوع دسترسی به اینترنت و پذیرش آن انجام می شود؛ این نظرسنجی جزئیات جمعیت شناسی و اقدامات انجام شده در جهت عملکرد پهنای باند را شامل می شود.

ایجاد طرح ها و برنامه های مرتبط با ارتقاء سطح سواد و معلومات دیجیتالی

لازم است که شهرها علاوه بر دسترسی و پذیرش اینترنت به مواردی از قبیل سطح مهارت عمومی و آشنایی مردم با دانش دیجیتالی نیز توجه داشته باشند. بسیاری از شهروندان از دانش دیجیتالی کافی برخوردار نبوده و با روش های استفاده از اینترنت، کسب اطلاعات، دسترسی به خدمات، جستجوی کار یا تکمیل تکالیف با استفاده از آن آشنایی ندارند. شهرها می توانند طی همکاری نزدیک با مربیان، مراکز اجتماعی، سازمان های غیر انتفاعی و کسب و کارها به اجرای طرح ها و برنامه هایی بپردازند که با کمک آن ها سواد و دانش عمومی جامعه درباره روش های استفاده از اینترنت افزایش یافته و مهارت هایی از قبیل، روش کار با کامپیوتر،  وب گردی و محافظت از اطلاعات به شهروندان آموزش داده شود.

شهر Louisville در مشارکت نزدیک با شرکت ها و آژانس های خصوصی برای بهبود و ارتقاء سطح دانش دیجیتالی شهروندان تلاش می کند. از جمله این شرکت های خصوصی می توان به Google Fiber اشاره کرد. این موسسه با ایجاد برنامه ای با عنوان « Grow with Google» آموزش مهارت های دیجیتالی به آحاد جامعه و مشاوره یک به یک برای ساکنان این شهر را پایه ریزی کرده است.

«ما باید علاوه بر این که خانواده ها به پهنای باند مناسب دسترسی دارند یا نه مسائل دیگری از قبیل، نحوه استفاده از این اتصالات و موفقیت جامعه در این زمینه را هم در نظر بگیریم. این شبیه سه پایه ای است که اینترنت، سخت افزار و مهارت هر یک از پایه های آن را تشکیل می دهند. اینترنت به آن توان می بخشد؛ سخت افزار موجب ارتقاء آن است؛ و مهارت و دانش استحکام آن را تضمین می کند.» - Grace Simrall، مدیر بخش نوآوری و فناوری مدنی شهر Louisville

اکوسیستم: محرک هم افزایی در جامعه

بسیاری از شهرها الگوهای مشارکت اجتماعی را با آغوش باز پذیرا شده اند. این الگوها کلیه شهروندان، سازمان های مدنی، کسب و کارها و سایر آحاد ذینفع در جامعه را در فرآیند ایجاد و ارائه راه کار دخیل می کند. این رویکرد هم افزایی می تواند در ایجاد راه کارهایی موثر باشد که با نیازهای شهروندان گره خورده اند. به این ترتیب، طیف گسترده تری از آحاد جامعه از نوآوری های نوظهور استقبال خواهند کرد. با این حال، مستثنا کردن اقلیت های همواره به حاشیه رانده شده از چنین مشارکت هایی باعث می شود که راه کارهای ارائه شده با نیازهای این گروه از افراد جامعه مطابقت نداشته باشند.

تأسیس و راه اندازی آزمایشگاه های فراگیر زندگی

آزمایشگاه های زندگی عبارت از برخی فضاهای عمومی که به طور اختصاصی به آزمایش و بررسی راه کارهای هوشمند و تأثیر آن ها در بستر زندگی عادی و روزمره تمرکز داشته و تلاش می کنند تا از نحوه تعامل این راه کارها با شهروندان و زیرساخت های اجتماعی آگاهی یابند. مراکز مذکور این امکان را فراهم می کنند که شهرها بتوانند چگونگی مورد پذیرش قرار گرفتن یک نوآوری را ارزیابی کنند و در نهایت بتوانند پیش از انتقال این نوآوری ها اصلاحات لازم را به انجام برسانند.

اداره شهرداری Boston همگام با آغاز جریان مقیاس پذیر کردن هوشمند سازی مراکزی اختصاصی را با عنوان Boston Beta Blocks در حوزه های مختلف ایجاد کرده است که به کار ارزیابی فناوری های جدید می پردازند. به طور که هر منطقه ای از یک گروه مشاوره ای ویژه برخوردار است که از نمایندگان انجمن های محلی، همکاران حوزه بهداشت و سلامت، کسب و کارهای کوچک و گروهی از جوانان محلی تشکیل شده اند. این گروه ها وظیفه ارائه مستقیم بازخوردهای گوناگون به مقامات دولتی شهر را برعهده دارند.

«ما می خواهیم اطمینان داشته باشیم که از یک جامعه باز برخوردار هستیم که همه می توانند هر نوع بازخوردی را که تمایل دارند به ما ارائه بدهند. برخی از این بازخوردها ممکن است منفی باشند. ما برای این قبیل واکنش ها ارزش قائل هستیم.» - Jacob Wessel، مدیر فضاهای عمومی شهر Boston

توسعه و ایجاد انجمن های مشاوره

انجمن مشاوره شهر هوشمند، متشکل از شهروندانی است که به عنوان نمایندگان این انجمن در تلاش هسنند تا با استفاده از این پلت فرم نیازها و ترجیحات آن را به گوش مقامات دولتی برسانند. در برخی موارد، ممکن است این انجمن ها با طرح ها و فرآیندهای راهبردی گسترده تری ادغام شوند.

در Toronto، انجمن بررسی طرح و برنامه ریزی با انجام قرعه کشی، مسئولیت گزینش شهروندان را برعهده گرفته و به این ترتیب، جمعیت گسترده تری از ساکنان شهر را در روند برنامه ریزی شهری و تصمیم گیری های مربوط به نوآوری های هوشمند دخیل می کند. نمایندگان این انجمن براساس آخرین سرشماری های انجام شده به طور متناسب از جنسیت، سنین و اقشار مختلف جامعه تشکیل شده اند.

به کارگیری روش انبوه سپاری چند منظوره

انبوه سپاری چند منظوره عبارت از جمع آوری و ثبت مشکلات، نظرات و بازخوردهای اعضای مختلف جامعه با استفاده از روش های گوناگون تبادل اطلاعاتی است. با به کار گیری ابزارهای دیجیتالی مختلف، شهرها می توانند از خرد جمعی برخوردار شوند. با این حال، برای در نظر گرفتن ترجیحات متنوع شهروندان، لازم است که به صورت آفلاین نیز فعالیت کنند.

تیم نوآوری شهر Jerusalem برای استفاده از ایده‌ها و نظریات مختلف جامعه در جهت رشد و توسعه مشاغل کوچک محلی یک نظرسنجی را راه اندازی کرد. این نظرسنجی به منظور آشنایی با فرهنگا‌های مختلف شهروندان تنظیم شد و به زبان‌های عربی، عبری و انگلیسی در دسترس آن ها قرار گرفت. متولیان انجام این کار، از فیس بوک برای دستیابی به شهروندان عرب و یهودی بهره جستند. این در حالی است که دسترسی به جوامع فوق ارتدکس از طریق محله پویی و به صورت شخصی انجام گرفت. این نظرسنجی موفق شد که بیش از یکصدهزار پاسخ را از پانزده هزار نفر به دست آورد.

امور مالی و تأمین بودجه: تشویق نوآوری فراگیر

نوآوری های مرتبط با هوشمندسازی شهرها به طور عمده به صرف هزینه و سرمایه گذاری های کلان نیازمند هستند. از این رو تأمین بودجه آن ها چالشی مداوم برای دولت ها است. این امر به ویژه درباره پروژه هایی که اقشار کم درآمد جامعه را هدف قرار می دهند صادق است. شهرهایی که از مکانیسم های مالی و اعتباری و منابع تأمین بودجه برخوردار نیستند، باید توسعه دهندگان راه کارهای تحول آفرین، ارائه دهندگان فناوری و سایر بازیگران بخش خصوصی را تشویق کنند تا راه کارهایی را برای بهبود شرایط گروه های اقلیتی به کار گیرند.

توسعه صندوق های سرمایه گذاری خصوصی و عمومی

دولت های محلی باید توانایی آن را داشته باشند که با ایجاد و ارائه مشوق های لازم پای صندوق های سرمایه گذاری عمومی و خصوصی را به چالش های مذکور باز کرده و از این منابع در جهت رشد و توسعه اقتصادی و گسترش فناوری بهره جویند. به ویژه، شهرها می توانند با سازمان های فعالی در حوزه ارتباطات و فناوری همکاری کنند. این همکاری موجب خواهد شد که سازمان های مذکور در زمینه گسترش دسترسی به اینترنت و توسعه مهارت های دیجیتالی سرمایه گذاری کنند. انجام این کار علاوه بر تأمین منافع جامعه محلی در گسترش پایگاه مشتریان این قبیل سازمان ها نیز تأثیر گذار خواهد بود.

اتخاذ برخی سیاست ها و برخورداری از کمک های مالی ائتلافی به افزایش سرمایه کمک خواهد کرد. به عنوان مثال، Opportunity Zone یک موسسه خصوصی است که به جواع کم در آمد اختصاص داشته و سرمایه گذاری در آن می تواند افراد را از برخی معافیت های مالیاتی برخوردار کند. صندوق توسعه سرمایه گذاری دیجیتال شهر San Jose با سرمایه ای بالغ بر 24 میلیون دلار آمریکا به منظور تنگ تر کردن شکاف دیجیتالی اقشار مختلف تأسیس شده است. علاوه بر سرمایه گذاری عمومی و خصوصی که از این صندوق پشتیبانی می کنند، درآمد آن از محل مبالغ اندکی تأمین می شود که سازمان ها برای ارتقاء شبکه و پهنای باند خود پرداخت می کنند.

توسعه و راه اندازی چالش های مبتکرانه

توسعه و راه اندازی چالش های مبتکرانه با استفاده از بودجه دولتی محدود، روشی موثر برای دامن زدن به نوآوری های عمومی و جذب سرمایه خصوصی به شمار می رود. راه اندازی این قبیل چالش ها به طور معمول مستلزم تعهدات دولتی برای فراهم کردن سرمایه اولیه است. به این ترتیب، توسعه دهندگان می توانند بر روی ارائه راه کار برای چالش های شهری به خصوصی تمرکز کنند که توسط رهبران شهر تعیین شده و در اختیار آن ها قرار گرفته است.

انجام این قبیل طرح ها به عرضه و نمایش فناوری های جدید و الگوهای خدماتی نوین کمک کرده و در عین حال، تأثیرات آن ها را در جامعه ارزیابی می کند. به عنوان مثال، چالش 8 میلیون دلاری Michigan Mobility Challenge در جهت ایجاد راه کارهای موثر برای حمل و نقل سالمندان، افراد کم توان و دارای معلولیت راه اندازی شد. این گروه از افراد به طور معمول در چشم انداز پیوسته در حال تغییر و تحول شهرهای هوشمند از قلم افتاده و به دست فراموشی سپرده می شوند. چالش مذکور بیش از 40 راه کار را دریافت کرده و 13 مورد کمک مالی را جذب کرد.

ارتقاء استراتژی های تدارکاتی رقابتی

شهرها با ارتقاء قدرت خرید خود می توانند ارائه دهندگان خدمات را در جهت برطرف کردن چالش های اساسی تشویق کنند. برای خرید و تهیه اقلام تدارکاتی، شهرها می توانند با برگزاری مناقصه از شرکت کنندگان درخواست کنند که ملاحظات و پیشنهادات خود را به ثبت برسانند. مواردی از قبیل، نحوه مشارکت با اقشار ضعیف، همکاری با طرح جامعیت و محرومیت زدایی در زمره پیشنهادات و ملاحظات مذکور قرار دارند.

شهر Nashville طی برنامه ای با عنوان Regional Smart Mobility Assessment از اقشار مختلف ذینفع جامعه از قبیل، نمایندگان جمعیت سنتی تحت پوشش در خواست کرد که پیشنهادات خود را درباره ارزیابی روش حمل و نقل هوشمند در منطقه ارائه دهند. بسیاری از شهرها از استراتژی های تدارکاتی رقابتی به منظور کاهش شکاف های موجود در دسترسی به پهنای باند استفاده می کنند. آن ها این کار را با فراهم کردن زمینه های لازم و تشویق تأمین کنندگان برای ارائه طرح های کم هزینه مخصوص خانوارهای کم درآمد انجام می دهند.

سازمان های داخلی: ایجاد محرک های لازم برای مشارکت دپارتمان های مختلف دولتی و کارمندان متبحر بخش فناوری

نوآوری های مرتبط با شهرهای هوشمند طیف گسترده ای از اپلیکیشن ها و دامنه ها را پوشش می دهند. با این حال، این قبیل نوآوری ها اغلب توسط بخش های اطلاعات راهبردی، فناوری یا نوآوری برنامه ریزی و اجرا می شوند. این بخش ها عمده منابع مورد نیاز برای مدیریت سرمایه گذاری در حوزه فناوری را در اختیار دارند. با این حال، آن ها به ندرت از ارتباطات دیرینه اجتماعی مرسوم در سایر بخش های فعال در حوزه های بهداشت و درمان، توسعه اقتصادی یا موسسات خانوادگی برخوردار هستند. در تلاش برای غلبه بر این چالش سازمانی، شهرها فرآیندهای داخلی جدیدی از قبیل، استفاده از قابلیت های نیروی کار و الگوهای راهبردی را در نظر گرفته اند.

ایجاد انجمن های داخلی در ارتباط با جوامع غیر فعال

یک شورای اختصاصی فراگیر باید با نمایندگان مختلف موسسات کم جمعیت و غیرفعال شهری در ارتباط باشد تا بتواند نیازهای اقشار مختلف جامعه را انعکاس داده و آن ها را در نوآوری های مربوط به شهرهای هوشمند لحاظ کند. توانمندسازی این شوراها با ملزم دانستن و اعتبار بخشی به تأئیدیه ها و ارتقاء مشخصات عمومی آن ها امکان پذیر خواهد بود.

نهادهای دولتی حوزه Columbia شورایی را در زمینه نوآوری و فناوری فراگیر راه اندازی کرده اند. این شورا در اصل، انجمنی است که وظیفه ارائه مشاوره به شهردار و بهبود فرصت های اقتصادی برای شهروندان و کسب و کارها را برعهده دارد. شورای مذکور از 25 عضو از جمله نمایندگان انجمن های راهبردی متمرکز بر توسعه اقتصادی، آموزش و فناوری تشکیل شده است. همچنین، دفاتر نوآوری دانشگاه های محلی و شهروندان ناحیه Columbia نیز از اعضای این شورا به شمار می روند.

شورای مذکور به منظور ارائه توصیه هایی ارزشمند در جهت تنگ تر کردن شکاف موجود در جامعیت نوآوری و فناوری با شهرداری همکاری نزدیک دارد. توصیه های ارائه شده توسط این شورا به طور عمده بر مواردی از قبیل، دسترسی به زیرساخت های پهنای باند، علوم، فناوری، مهندسی و برنامه های آموزش ریاضیات و همچنین بر منابع کارآفرینی تمرکز دارد.

«تنوع از جمله ویژگی های اساسی اکوسیستم پر رونق نوآوری و فناوری کلمبیا دی. سی. به شمار می رود. در این اکوسیستم قصد ما این است که به صورت برنامه ریزی شده با انجمن ها و موسسات مرتبط همکاری داشته و در جهت ایجاد جامعیت و رشد و توسعه فناوری و نوآوری گام برداریم. این شورا به ما کمک می کند تا اهداف مترقی خود را به اجرا درآوریم.» - Joy James، مدیر بخش پورتفولیوی نوآوری و فناوری دولتی ناحیه Columbia

مجهز کردن کارکنان با ابزاهای لازم، فناوری و مهارت و گام برداشتن در جهت توانمندسازی آن ها

با توجه به فراگیر شدن فناوری و قرار گیری آن در متن اصلی عملیات شهری، دفاتر فعال در حوزه نوآوری می توانند سایر دپارتمان های شهر را با ابزارها و مهارت های لازم تجهیز کرده و راه کارهای مناسبی را برای رویارویی با چالش های جامعیت ارائه دهند. به عنوان مثال، مسئول اطلاعات راهبردی San Francisco به منظور برگزاری کارگاه های آموزشی برای کارمندان و کمک به بهره برداری موثرتر از اطلاعات یک آکادمی اطلاعاتی داخلی را راه اندازی کرده است. این کارگاه ها وظیفه آموزش کارکنان در زمینه استفاده از ابزارها را برعهده داشته و به آن ها کمک می کنند تا مهارت های خود را در حوزه اطلاعات ارتقاء دهند. به علاوه، کارگاه های مذکور به عنوان کانال هایی غیر رسمی برای به اشتراک گذاری اطلاعات و دانش نیز شناخته می شوند.

استقبال از برقراری ارتباطات میان گروهی

به علاوه، شهرها می توانند فرآیندها و سیستم هایی را ایجاد کنند که سیلوهای اطلاعاتی را در هم شکسته و محدودیت دسترسی و بهره برداری از نوآوری های شهرهای هوشمند را کاهش دهند. به این ترتیب، ایجاد فرآیندهایی از قبیل، کانال های ارتباطی میان گروهی، روش های به اشتراک گذاری اطلاعات و ذخیره سازی اطلاعات موثر خواهد بود. همه دپارتمان های دخیل در مدیریت هوشمند شهر Los Angeles هر دو ماه یکبار گردهم می آیند تا درباره به روز رسانی شرایط، فرصت های مشارکت، کمک های مالی موجود، به اشتراک گذاری اطلاعات و ظهور فناوری ها با یکدیگر به بحث و گفتگو بپردازند.

این امر، در مراکز مختلف هماهنگی های بیش‌تری را ایجاد می کند. از جمله این هماهنگی ها می توان به اشتراک گذاری اطلاعات جمع آوری شده توسط اداره برق خیابانی را برشمرد که به وسیله اپلیکیشن های هوشمند مخصوص روشنایی خیابان گردآوری شده و با دپارتمان های مختلف زیست محیطی، بهداشت و درمان و سایر حوزه ها مرتبط می شوند.

سیاست گذاری و تنظیم مقررات: تبدیل جامعیت به یکی از الزامات استراتژیک

شهرها از سیاست گذاری ها و تنظیم مققرات استفاده می کنند تا حدود انتظارات را تعیین کرده و برای اجرای نوآوری های هوشمند رهنمودهایی ارائه کنند. در صورت تصویب صحیح، این ابزارها می توانند به عنوان پلت فرم های موثری برای مدیریت نفوذ و تأثیر گذاری فروشندگان بخش خصوصی عمل کرده و از منافع اقلیت ها پشتیبانی کنند. با این حال، در بسیاری از شهرها نوآوری از توسعه سیاسی پیشی گرفته و ساختارهای موجود را پشت سر می گذارد؛ اغلب این ساختارها گسترده تر و دست و پاگیرتر از آن هستند که بتوانند فناوری های نوظهور را مدیریت کنند.

بسیاری از ساکنان و گروه های مدافع شهرها را ترغیب می کنند که این ساختارهای کهنه را به روز راسنی کرده و نگرانی های موجود در رابطه با اطلاعات و حفاظت از حریم خصوصی را برطرف کنند. در عین حال، آن ها انتظار دارند که اعتبار و مسئولیت پذیری درباره اهداف فراگیر و تعیین شده نیز بهبود یابد.

توسعه سیاست های مرتبط با حفظ حریم خصوصی و در اولویت قرار دادن شهروندان

بسیاری از شهرها دارای سیاست های گسترده ای هستند که از حریم خصوصی و از حقوق شهروندان حفاظت می کنند. در عین حال، فناوری های جدید و روش هایی نظیر دوربین ها و ویدیوهای نظارتی که برای جمع آوری اطلاعات مورد استفاده قرار می گیرند، نگرانی های مربوط به حریم خصوصی را دامن می زنند. برای مدیریت این نگرانی ها، شهرها باید آموزش های لازم به آحاد جامعه را ارائه داده و ذهن آن ها را درباره اهداف و قابلیت های فناوری روشن کند. به علاوه، لازم ایت که اعضای جامعه به طور مداوم در بحث ها و گفتگوهای مربوط به حفظ حریم خصوصی شرکت داده شده و درباره روش ها و مکان های به کار گیری از فناوری های خاص از شهروندان نظرسنجی شود. در سال 2013 میلادی، ساکنان Oakland نسبت به گسترش یکی از مراکز وابسته به شهرداری با عنوان Domain Awareness Center اعتراض کردند؛ این مرکز، نهادی است که اطلاعات و حاصل عملکرد فناوری نظارتی شهر را جمع آوری می کند. در پاسخ، این شهر به منظور توسعه حریم خصوصی و به کار گیری سیاست های مربوطه و همچنین، برای توسعه و ایجاد یک انجمن مشاوره حفظ حریم خصوصی (PAC) در دپارتمان های مختلف تلاش می کند. انجمن مشاوره حفظ حریم خصوصی (PAC) به تازگی یک دستورالعمل جدید را در زمینه فناوری های نظارتی شهر (Surveillance Technology Ordinance) تصویب کرده است. به موجب این دستورالعمل، هر نوع فناوری که توسط شهرداری به کار گرفته شود باید به شدت مورد ارزیابی قرار گرفته و نحوه استفاده از آن و همچنین، حوزه های مجاز یا غیر مجاز به کار گیری آن به روشنی مشخص شود.

«موضوع اصلی فرآیند است. برای هر یک از ساکنان اوکلند، مهم این است که از فرآیند هر یک از فناوری ها و از تلاش ما برای بررسی تأثیر آن بر آزادی های مدنی و حقوق شهروندی و توسعه سیاست های مربوط به استفاده از آن اطمینان پیدا کنند.» - Joe DeVries، مدیر ارشد حفاظت از حریم خصوصی Oakland

به روز رسانی مقررات شهرداری و ارائه خدمات به شهروندان کم درآمد و کم توان

سیاست ها و مقررات شهرداری نظیر صدور مجوز و قوانین مربوط به تراکم اهرمی هستند که دولت ها می توانند از آن در جهت پیشبرد فناوری و جامعیت آن استفاده کنند. شهرها می توانند از فروشندگان تجهیزات مرتبط با فناوری بخواهند تا راه کارهایی جامع تر و موانع نظارتی و قانونی کم تری را برای ارائه دهندگان فناوری در نظر گرفته و با این روش، چالش های جامعیت فناوری را تقلیل دهند.

وزارت حمل و نقل Washington, D.C قانون جدید را تصویب کرده که به موجب آن اپراتورهای وسایل نقلیه استیجاری ملزم هستند که برای اجاره کنندگان سفرهای خود گزینه های غیر مرتبط با تلفن های هوشمند، برنامه های قیمت گذاری برای اقشار کم درآمد و توزیع عادلانه تر وسایل نقلیه را نیز در کلیه مناطق هشتگانه شهرداری ارائه دهند. به علاوه، این شهر با در نظر گرفتن تمهیداتی از قبیل، تقبل مخارج مربوط به تطبیق وسایل نقلیه با شرایط جسمانی و موقعیت افراد کم توان و دارای معلولیت، این افراد را از پرداخت هزینه های وسایل نقلیه مذکور معاف کرده است.

ایجاد اهداف و معیارهایی مبتنی بر جامعیت

شهرداری ها می توانند با مشارکت در زمینه تعیین و اجرای اهداف و معیارهای ارزیابی جامعیت نوآوری های هوشمند در قالب ارائه برنامه های استراتژیک در کل شهر، اعتبار و تعهد خود را در زمینه تحقق بخشیدن به فراگیری دیجیتال به نمایش بگذارند. در سال 2013، شهر Chicago طرحی را در رابطه با فناوری ارائه داد تا بتواند میزان موفقیت نوآوری های تحول آفرین در حوزه فناوری را ارزیابی کند؛ این طرح شامل شاخص های عملکرد دسترسی دیجیتالی، مشارکت دیجیتالی، کیفیت خدمات و رشد نیروی کار دیجیتالی است. در حال حاضر، شهرداری این شهر با سازمان های غیرانتفاعی G3ict و World Enabled مشارکت می کند. این سازمان های غیرانتفاعی در زمینه طراحی فناوری فراگیر و در دسترس و همین طور در جهت راهبرد ابزاری تازه برای سنجش و ردیابی پیشرفت و هدایت طرح های آتی شهر فعالیت می کنند.

دست و پنجه نرم کردن شهرداری ها با نیازهای رو به رشد جمعیت و افزایش فشار برای ارائه خدمات عادلانه دیجیتال ایجاب می کند که موارد بسیار زیادی توسط مقامات شهری در نظر گرفته شود. با این حال، بسیاری از شهرها از مدتی پیش کار خود را آغاز کرده و بسیاری دیگر هنوز هم نمی دانند که چگونه باید در این راه قدم بگذارند.

در این جا، پرسش های ساده ای را مطح می کنیم که پیرامون مواردی از قبیل، طراحی، اجرا و بازتاب می گردند. این موارد، در مطلب فوق مورد بحث و بررسی قرار گرفتند. رهبران شهر می توانند بدون در نظر گرفتن موقعیت خود در مسیر هوشمند سازی شهر از این پرسش ها برای بررسی جامعیت و گسترش و ارزیابی نوآوری های شهر هوشمند استفاده کنند. به احتمال زیاد، پاسخ های به دست آمده شکاف ها و فرصت های موجود برای برنامه ریزی، اجرا یا بهبود و ارتقاء نوآوری های مرتبط با شهرهای هوشمند را آشکار خواهد ساخت.

طرح و برنامه

  • آیا ما گروه های متنوعی از شهروندان را جذب طرح های خود کرده ایم تا به این طریق بتوانیم نیازها و چالش های پیش روی آن ها را درک کرده و یافته های خود را در طرح های آتی بگنجانیم؟
  • آیا ما در فناوری ها و طرح های خود بخش هایی از جمعیت شهری را از قلم انداخته ایم؟
  • آیا با سایر موسسات و شرکایی که با اقلیت تاریخی شهری در ارتباط بوده اند مشارکت کرده ایم؟
  • آیا استراتژی های مربوط به جذب سرمایه و تأمین بودجه را برای پشتیبانی از ارائه خدمات بهینه به شهروندان کم درآمد و ناتوان یا دارای معلولیت به کار گرفته ایم؟

اجرا و پیاده سازی

  • آیا شهروندان درباره نوآوری ها از بینش مشترکی برخوردار بوده و آیا مکانیسم مشارکتی برای جمع آوری و به کار گیری بازخوردهای آن ها در اجرای طرح ها منظور شده است؟
  • آیا موقعیت هایی راهبردی را در نظر گرفته ایم که ما را قادر سازند تا با کمک طیف متنوعی از شهروندان بتوانیم عملکرد این نوآوری ها را ارزیابی کنیم؟
  • آیا شهروندان را در تصمیم گیری های مربوط به حفظ حریم خصوصی دخیل کرده ایم و آیا سیاست ها و روندهایی را برای حفاظت از اطلاعات جمع آوری شده منظور کرده ایم؟

بازتاب

  • آیا معیارهایی اجرایی و اطلاعاتی جمع آوری شده را برگزیده ایم که بتوانند عملکرد نوآوری ها را در نواحی جغرافیایی و جمعیتی متنوع نمایش دهند؟
  • آیا ما در جلب مشارکت جامعه و درگیر کردن آن ها موفق بوده ایم و توانسته ایم این کار را به شکلی انجام دهیم که بتوانیم احساسات آن ها را درباره نوآوری ها درک کنیم؟

زیرساخت های هوشمند و متصل و فناوری داده محور قابلیت این را دارند که زندگی میلیون ها نفر از جمعیت شهری ایالات متحده و میلیاردها نفر از ساکنان جهان را بهبود بخشند. با این حال، بسیاری افراد نگران آن هستند که این تلاش ها تنها در خدمت اقشار مرفه جامعه قرار گرفته و حفاظت از اطلاعات و حریم خصوصی آن ها را نادیده انگاشته و به طور بالقوه بتوانند اختلاف طبقاتی و نابرابری را افزایش دهند. شهرهایی که جامعیت و جذب و درگیر کردن شهروندان را سنگ بنای تلاش های خود قرار دهند، بی تردید قادر خواهند بود که اعتمادی طولانی مدت و مستحکم را با جوامع خود ایجاد کرده و در نهایت پتانسیل های کامل این نوآوری ها را شناسایی کنند.

https://b2n.ir/318739

2020-02-24

در تقاطع آمادگی و مسئولیت

نظرسنجی جهانی و سالیانه Deloitte درباره آمادگی کسب و کارها برای انطباق با انقلاب صنعتی چهارم عصر ارتباطات,Punit Renjen,January 2020

 

سفر کسب و کارها در مسیر دستیابی به سودی متعادل و رسیدن به هدف، شتاب به مراتب بیش تری یافته است. تمرکز دقیق تر بر استراتژی و سازگاری بیش تر با فناوری های پیوسته در حال تحول و مفید برای کسب و کارها و جوامع به سازمان ها کمک خواهد کرد تا با سرعت بیش تری به هدف دست یابند.

برخی باور دارند که سازمان ها باید سودآوری هر چه بیش تر را در مسند همه امور قرار دهند. آن ها اعتقاد دارند که کسب درآمد تنها دلیل حضور سهام داران در یک شرکت است. با این حال، با ادامه تحولات جاری در انقلاب صنعتی چهارم شاهد آن هستیم که رهبران تجاری جهان چشم انداز جامع تری را در مقابل چشمان خود نظاره کرده و با مسئولیت بزرگ تری مواجه می شوند.

به نظر می رسد، شکل تازه ای از سرمایه داری در حال ظهور است که با تکیه بر جنبش نسل گذشته در رابطه با مسئولیت اجتماعی سازمان‌ها (CSR) بنا شده است. این شکل تازه سرمایه داری، طیف گسترده تری از افراد ذینفع را مورد توجه قرار داده و تأثیرات اجتماعی را نیز در کنار عملکرد مالی در نظر می گیرد. در آگوست سال 2019 میلادی، مدیران عامل نزدیک به 200 سازمان چند ملیتی بیانیه ای را به امضا رساندند که توسط موسسه غیر انتفاعی Business Roundtable ارائه شده بود. به موجب این بیانیه، سازمان ها متعهد می شوند که تنها سود سهام داران را در نظر نداشته و منافع مشتریان، کارمندان، تأمین کنندگان و جوامع را نیز علاوه بر سهام داران مورد توجه قرار دهند.

رهبران تجاری جهان در تلاش برای همگام بودن با فناوری های پیوسته در حال تغییر و تحول، نیاز به یادگیری مداوم و تجهیز نیروی کار به مهارت های لازم را درک کرده و این عوامل را پیش نیاز دستیابی به موفقیت های آتی دانسته اند. به لطف فشار ناشی از افکار عمومی و تلاش های مشتریان و کارمندان، مدیران اجرایی نیز نگرانی عمیق خود را از تغییرات آب و هوایی و کمبود منابع ابراز داشته اند. تا همین چند سال پیش، توجه به چنین مواردی به ندرت در دستور کار سازمان ها قرار داشت.

در سومین نظرسنجی سالیانه Deloitte که در بین بیش از 2،000 نفر از مدیران اجرایی 19 کشور جهان به انجام رسید، نقطه تلاقی آمادگی و مسئولیت به منظور آگاهی از روش برخورد مدیران با این دوره انتقالی و حرکت در مسیر انقلاب صنعتی چهارم مورد بررسی قرار گرفت. این به معنای، سرمایه گذاری بر روی فناوری های پیشرفته برای کمک به پیشبرد مشاغل و در عین حال، عملکرد مسئولانه تر در زمینه های اجتماعی و به ویژه، نظارت بر موارد محیط زیستی است.

با توجه به رو به رو شدن سازمان ها با چنین واقعیت های تازه ای، رهبران تجاری به دنبال اتخاذ رویکرد مناسبی در حوزه های اصلی انقلاب صنعتی چهارم هستند. چهار حوزه اصلی انقلاب صنعتی چهارم عبارتند از:

  • استراتژی
  • تأثیرات اجتماعی
  • استعداد
  • فناوری

حاصل نظرسنجی این بود که معلوم شد برخی از سازمان ها، به ویژه سازمان هایی که برای انقلاب صنعتی چهارم استراتژی جامعی را در نظر گرفته اند از عملکرد مطلوبی برخوردار هستند. این در حالی است که سایرین از این قافله عقب مانده اند. گزارش امسال به برخی روندهای اصلی در این زمینه اشاره می کند:

اتخاذ استراتژی مناسب یکی از مهم ترین عوامل دستیابی به موفقیت است.

گزارش سال گذشته نشان داده است، تلاش برای ایجاد استراتژی های کوتاه مدت در روند توسعه و بهره مندی از فناوری های انقلاب صنعتی چهارم از نظر عملیاتی به ضرر بسیاری از سازمان ها است. دو سوم مدیران ارشد سازمان ها اظهار داشته اند که سازمان های آن ها هیچ استراتژی رسمی و جامعی را در نظر نگرفته یا رویکرد موقتی را پیش گرفته اند. در مقابل، تنها 10 درصد از این مدیران بیان کرده اند که در جهت ارتقاء فناوری نوین و دسترسی به آن ها از استراتژی های گسترده تری بهره می برند.

این امر مایه تأسف است؛ چرا که اطلاعات حاصل از نظرسنجی نشان می دهند، کسب و کارهایی که در انقلاب صنعتی چهارم از استراتژی های جامع تری بهره می جویند در مجموع، عملکرد به مراتب موفق تری را ارائه می دهند. این قبیل سازمان ها از نوآوری های تحول آفرین و رشد سریع تری برخوردار بوده و به شکل موفقیت آمیزتری با فناوری های انقلاب صنعتی چهارم ادغام و سازگار می شوند؛ در عین حال، سازمان های مذکور در جذب و آموزش افرادی که در آینده به آن ها نیاز خواهند داشت نیز به شیوه موفق تر و بهتری عمل خواهند کرد. در آستانه عصر انقلاب صنعتی چهارم، سیاست های راهبردی این سازمان ها نیز به مراتب منسجم تر و دلگرم کننده تر خواهد بود.

آگاهی و شناخت مسئولیت اجتماعی کسب و کارها

شواهد و مدارک کافی وجود دارد که نشان می دهند به لطف فشارهای فزاینده مشتریان، کارمندان و سایر افراد ذینفع، اکثر مشاغل تلاش می کنند تا میان دستیابی به هدف و کسب سود بیش تر تعادل برقرار کنند. در واقع، در حدود چهار نفر از 10 پاسخ دهنده نظرسنجی گفته اند که به دلیل اولویت های افراد ذینفع خارج از مجموعه، آن ها نیز بر روی موضوعات اجتماعی تمرکز خواهند کرد.

در حدود 70 درصد از افرادی که انقلاب صنعتی چهارم را در استراتژی های خود ادغام کرده و اصول آن را در نظر گرفته اند، اظهار داشته اند که در مقایسه با 10 درصدی که هیچ استراتژی خاصی ندارند، پیشرفت قابل توجهی را تجربه کرده و به سمت هدف خود که همان سودآوری بیش تر و در عین حال، اجرای نقشی موثرتر در جامعه است در حال پیشروی هستند.

این به معنای آن است که اغلب رهبران تجاری حاضر در این نظرسنجی از تغییرات آب و هوایی و تأثیر آن بر عملکرد سازمان های خود واهمه دارند. نیمی از این افراد، اظهار داشته اند که مقابله با چنین تغییراتی از مهم ترین اولویت های این نسل به شمار می رود. اغلب رهبران تجاری جهان، مسئولیت این امر را پذیرفته و برای رفع کمبود منابع و پایداری محیط زیست، برنامه هایی را در دست اجرا دارند. بیش از 90 درصد از پاسخ دهندگان به نظرسنجی اظهار داشته اند که سازمان های آن ها طرح ها و نوآوری هایی را در زمینه پایداری ارائه یا اجرا کرده اند.

تعهد به آموزش و توسعه

سازمان ها همچنان در تلاش هستند تا از مهارت لازم نیروی کار خود در جهت دستیابی به موفقیت در عرصه انقلاب صنعتی چهارم اطمینان حاصل کنند. این در حالی است که تنها یک پنجم مدیران اجرایی بر این باور هستند که سازمان های آن ها در حال حاضر برای این امر آمادگی کافی دارد. در عین حال، تنها 10 درصد از کل مدیران اظهار داشته اند که در شناسایی، جذب و حفظ استعدادهای مناسب پیشرفت قابل توجهی داشته اند. جالب این جا است که به نظر می رسد، مسئولیت توسعه و گسترش مهارت ها نیز با تغییرات عمده ای توأم بوده است. یعنی، تعداد فزاینده ای از رهبران تجاری مسئولیت توسعه مهارت های نیروی کار خویش را پذیرفته و در مقایسه با سال قبل، تعداد کم تری از مدیران این مسئولیت را به خود نیروی کار محول کرده و تنها بر همت فردی آن ها متکی بوده اند. بیش از 80 درصد از پاسخ دهندگان به نظرسنجی، اذعان داشته اند که ایجاد یک فرهنگ سازمانی مبتنی بر آموزش مادام العمر را در اولویت های خود قرار داده و به انجام این کار مبادرت کرده اند. این در حالی است که 17 درصد از شرکت کنندگان، در حال حاضر برای انجام چنین کاری هنوز برنامه ریزی می کنند.

چالش پیش رو

اغلب مدیران اجرایی هنوز هم با مهارت های لازم برای سازگاری با جهان پیوسته در تغییر انقلاب صنعتی چهارم آشنایی کامل ندارند. از هر 10 نفر از این مدیران، 6 نفر گزارش کرده اند که همچنان در حال بررسی هستند تا بتوانند توانایی ها و مهارت های مورد نیاز برای دستیابی به موفقیت در عصر انقلاب صنعتی چهارم را درک کنند.

فاصله گرفتن از تحول آفرینی

فناوری های انقلاب صنعتی چهارم از توانایی بالقوه برای تحول آفرینی و ایجاد تغییرات مثبت در زمینه های گوناگون تجاری برخوردار هستن؛ با این حال، به نظر نمی رسد که مدیران اجرایی برای به کار گیری و ارتقاء این فناوری ها در سازمان های خود در حال برداشتن گام موثر و گسترده ای باشند. تنها 17 درصد از مدیران اجرایی، سرمایه گذاری های موثر در زمینه فناوری انقلاب صنعتی چهارم را از اولویت های سازمانی خود برشمرده و بیان کرده اند که انجام این امر در بین اولویت های دوازده گانه سرمایه گذاری سازمانی کم ترین رتبه را به خود اختصاص داده است. این در حالی است که به نظر می رسد، رهبران تجاری جهان به مزایای اتخاذ رویکردی جامع و یکپارچه در جهت پیاده سازی فناوری های انقلاب چهارم واقف هستند. با این حال، تنها 5 درصد از آن ها در این زمینه پیشرفت قابل توجهی داشته اند.

با توجه به افزایش تمرکز سازمان ها بر فناوری های انقلاب صنعتی چهارم و تأثیرات مثبت آن بر جامعه، ممکن است مدیران، موضوع اثرات به کار گیری این فناوری ها بر پیشبرد نوآوری های تحول آفرین را نیز مورد بررسی قرار دهند. با این حال، اغلب مدیران هنوز قابلیت های بالقوه فناوری های انقلاب صنعتی چهارم و نقش آن در پیشبرد نوآوری های تحول آفرین اجتماعی و زیست محیطی را به رسمیت نمی شناسند؛ شواهد حاکی از آن است که تنها یک نفر از هر پنج رهبر تجاری، سرمایه گذاری بر روی فناوری های پیشرفته و دارای اثرات مثبت اجتماعی را در اولویت برنامه های سازمانی خود قرار داده اند.

از آن جا که مدیران اجرایی از این فناوری ها برای ایجاد نوآوری های تحول آفرین در سازمان های خود بهره نمی جویند، شاید تعجب آور نباشد که این امر در جهت رقابت با رقیبان نیز مورد استفاده قرار نمی گیرد. نظرسنجی درباره 10 نتیجه برتر احتمالی حاصل از به کار گیری این فناوری ها نشان داده است که تنها 3 درصد از مدیران، تحول آفرینی و تأثیر آن بر رقابت را در زمره 5 نتیجه برتر بررسی های خود اعلام کرده اند.

نظرسنجی امسال، نشان می دهد که اهداف تجارت سنتی، فناوری های تحول آفرین، مهارت های در حال تغییر و تعهدات و مسئولیت های فزاینده در جهت کسب منافع بیش تر گویی با یکدیگر گویی در نقطه ای با هم تلاقی می کنند. شماری از پاسخ ها از پیشرفت و استقبال از ارتقاء نیروی کار و توجه به نگرانی های اجتماعی حکایت می کنند. این در حالی است که برخی دیگر، تمایلی به پذیرش تمام و کمال فناوری های انقلاب صنعتی چهارم نداشته و به آن نگاهی کوتاه مدت دارند. به نظر می رسد که گروه اخیر بسیاری از فرصت های مناسب برای پیشرفت را از دست داده اند. در نهایت، این نظرسنجی نشان می دهد که حرکت کسب و کارها به سمت برقراری تعادل میان سودآوری و دستیابی به اهداف شتاب بیش تری پیدا کرده است. این امر، حاصل تمرکزی دقیق تر بر اتخاذ استراتژی مناسب و پذیرش و انطباق گسترده تر با فناوری های تحول آفرینی است که هم به نفع کسب و کارها بوده و هم منافع اجتماعی را در برمی گیرند. در نظر گرفتن این نکات به مدیران ارشد سازمان ها کمک خواهد کرد تا مسیر خود را با سرعت و موفقیت بیش تری پشت سر گذاشته و به هدف دست یابند.

https://b2n.ir/157444

2020-02-15

انبارهای تجارت الکترونیک

انبارهای تجارت الکترونیک پاریس شکل زیبایی به خود می گیرند!,Wired,Jan 2020

سفارش آنلاین به معنای امکان تحویل بیش تر کالاها به مکان های بیش تری است. یکی از مراکز تجارت الکترونیک پاریس، بخشی را به مرکز داده ها، دفاتر اداری، اماکن ورزشی نظیر زمین تنیس و یک مزرعه کوچک شهری اختصاص داده است.

پاریس یکی از شیک ترین شهرهای جهان است. به همین دلیل هم مراکز توزیع این شهر «هتل های لجستیکی» لقب گرفته اند. در طول دهه گذشته، فرآیند تحویل سریع کالا توسط شرکت هایی نظیر  Amazon، DPD و Deliveroo در پایتخت فرانسه هم درست مانند سایر شهرهای مرفه دنیا، بیداد کرده است. مصرف کنندگان فرانسوی سالیانه در حدود 400 میلیون خرید اینترنتی به ارزش  تقریبی 734 میلیون دلار انجام می دهد؛ طبیعی است که تمام این اقلام باید به خریداران تحویل داده شوند.

بر اساس یک نظرسنجی، در طول سال 2017 میلادی، حدود 95 درصد از ساکنان شهر پاریس، اقلام غیر خوراکی را به صورت آنلاین خریداری کرده اند. همین تحقیق نشان می دهد که تحویل سریع و بلادرنگ در شهر نور و روشنایی یعنی، منهتن نیویورک هم چندان محبوب نبوده و ساکنان هر دو شهر یاد شده به دریافت کالاهای خریداری شده در محل سکونت خود تمایل چندانی ندارند. اغلب اروپایی ها ترجیح می دهند اقلام خریداری شده به مکانی مرکزی انتقال یافته و در صندوق پستی آن ها قرار گیرند. این امر برای شرکت های تحویل دهنده مشکل آفرین است.

بنابراین، از سال 2013 میلادی، پاریس در صدد توسعه «هتل های لجستیکی» بوده است. این به معنای ایجاد مراکز لجستیکی چند منظوره ای است که به جای قرار گرفتن در حاشیه شهرها و مراکز صنعتی در مراکز شهری مستقر باشند. یکی از منحصر به فردترین این هتل ها، Chapelle International است که در ماه آوریل سال 2018 میلادی در شمال شهر پاریس و در طبقه هجدهم یکی از ساختمان های اداری متروکه راه آهن افتتاح شده است. اطلاق نام مرکز توزیع به هیچ عنوان برازنده این مکان نیست. این «هتل» چند منظوره در اصل فضایی به مساحت 484،000 متر مربع است که از سه طبقه مخصوص ورود، سازماندهی و خروج بسته ها برخوردار است.

با این حال، این محل از یک مرکز اطلاعاتی، دفاتر اداری، اماکن ورزشی از قبیل، زمین های تنیس و یک مزرعه شهری نیز برخوردار است. این پروژه، توسط شرکت فرانسوی Sogaris توسعه یافته است. این شرکت در واقع متعلق به شهرداری پاریس است؛ با وجود این، فعالیت های آن درست مثل یک شرکت خصوصی است.

در همین ارتباط، Laetitia Dablanc که خود از دانشجویان رشته لجستیک در دانشگاه Université Gustave Eiffel پاریس است، چنین می گوید، «وجود هتل مذکور از رویکرد نوگرایانه پاریس نسبت به طرح های شهری و لجستیکی در عصر تجارت الکترونیک حکایت می کند.»

به علاوه، این امر موجب می شود که مفهوم مرکز توزیع شهری برای ساکنان ملموس تر باشد. این مرکز علاوه بر ارائه خدمات مذکور، امکان دسترسی آسان به شبکه ریلی، وانت های حمل بار و نوارهای نقاله باربری با قابلیت حمل بسته ها تا آخرین مرحله را نیز فراهم می کنند. (خطوط ریلی این مرکز هنوز راه اندازی نشده اند.)

دابلان (Dablanc) در این باره می گوید، «انجام این کار به منزله توسعه هوشمند املاک و مستغلات نیز هست؛ زیرا،  این مراکز چند منظوره لجستیکی می توانند اماکن ورزشی و امکانات خود را با قیمتی به مراتب کم تر از سایر مراکز در اختیار شهروندان قرار داده و از این طریق، درآمد دیگری نیز برای  Sogaris ایجاد خواهد شد.»

ظهور پدیده تحویل سریع و بلادرنگ، مراکز توزیع شهری، لجستیکی و انبارهای سر تا سر نقاط جهان را با محبوبیت و رونق بیش تری مواجه کرده است. وجود انبارهای کوچک شهری موضوع جدید نیست؛ با این حال، شرکت هایی نظیر آمازون با کوچک تر کردن ابعاد مراکز سفارش گردانی و قرار دادن آن ها در مجاورت مراکز شهری پر جمعیت به احیاء این مفهوم کمک می کنند. شرکت مشاوره املاک و مستغلات CBRE، اعلام کرده است که در طول 5 سال گذشته، اجاره بهای انبارهای کوچک شهری با مساحتی بالغ بر 2000 تا 3600 متر مربع در حدود 30 درصد افزایش یافته است. این در حالی است که دستیابی به این مکان ها با کاهش 7 تا 11 درصدی مواجه بوده است.

به واسطه ورود و خروج دائمی کامیون ها و ایجاد دسترسی آسان به شبکه خط آهن، مراکز لجستیکی از بدو تاریخ در حاشیه شهرهای بزرگ قرار داشته اند. واژه های انبار و مرکز توزیع، اغلب ساختمان های بزرگی را تداعی می کنند که می توانند پالت های گوناگون و چندین کامیون را در خود جای دهند. اما، اکنون دیگر توسعه دهندگان جهانی املاک و مستغلات خلاقیت بیش تری را به کار می گیرند. حالا دیگر مراکز توزیع در شهرها مستقر بوده و مقامات و توسعه دهندگان شهرهایی نظیر پاریس نسبت به ظاهر و موارد کاربردی این ساختمان ها حساسیت بیش تری به خرج می دهند.

در شهر پاریس، یعنی همان جایی که رهبران پیشرو تمام طول دهه گذشته را صرف آن کردند که مردم را متقاعد کنند به جای اتومبیل شخصی از مترو یا دوچرخه استفاده کنند، برای تبدیل فضای پارکینگ ها و پمپ بنزین های متروکه به مراکز توزیع و انبار طرح هایی در دست اجرا است. به علاوه، از قرار معلوم، این شهر از توسعه مراکز صنعتی سابق خود و تبدیل آن ها به مراکزی از این قبیل نیز استقبال می کند.

این روند به ایالات متحده هم تسری یافته است. شرکت Prologis یک انبار دو طبقه فرش را به مرکز توزیع مواد غذایی Walmart’s Jet.com تبدیل کرده است. به گفته معاون بخش تحقیقات این شرکت، Melinda McLaughlin، نوسازی و تغییر کاربری این قبیل اماکن تنها بخش کوچکی از این فرآیند است.

 به علاوه، شرکت Prologis بر ساخت یک مرکز توزیع سه طبقه در Seattle هم نظارت داشته اند. این مرکز در پائیز سال گذشته افتتاح شد و اکنون توسط Amazon.com و Home Depot مورد استفاده قرار می گیرد. به گفته McLaughlin، تجربیات پیشین این شرکت که حاصل کار در شهرهای پر جمعیت و کشورهای شلوغی از قبیل، ژاپن و چین بوده است، آن ها را آماده ساخته تا رویکرد استفاده از امکانات شهری چند طبقه را به ایالات متحده نیز منتقل کنند. سایر توسعه دهندگان هم در نظر دارند که انبارهایی را با حداقل سه طبقه در شهر نیویورک احداث کنند. این انبارها می توانند روزانه 1.5 میلیون بسته را دریافت کنند.

به گفته McLaughlin، «شرکت Prologis در صدد است تا امر تحویل فوری را برای مشتریان خود آسان تر کند. این به معنای بررسی تحولات و انجام طرح های توسعه بیش تری در آینده خواهد بود.»

https://www.wired.com/story/paris-ecommerce-warehouses-get-chic-makeover/

2020-02-09

شروع یک کار جدید

شروع یک کار جدید پر استرس است. اما اگر راه بهتری برای انجام آن وجود داشته باشد چه می شود؟,Harvard Business Review 2018

به گفته ی دانیل کابل، استاد دانشکده بازرگانی لندن، " روز اول کاری، روزی است که هر شخص به دنبال ارائه بهترین حالت خود است و شرکت ها باید نهایت استفاده ی خود را از پتانسیل افراد در شرایطی  به دور از استرس ببرند."

این استاد بیان می کند: "امروزه جنگ جدیدی برای بروز استعدادها در محل کار وجود دارد.و این در مورد دور کردن کارکنان از رقبا نیست ، بلکه برای آزاد سازی اشتیاق خفته ای است که در حال حاضر در درون کارمندان است."

کابل پنج سال گذشته را صرف مطالعه در مورد آنچه به افراد کمک می کند تا بهترین خود باشند کرده است.  او آزمایشی را توصیف می کند که متمرکز بر یک مداخله بسیار ساده - اما مؤثر - با هدف استخدام های جدید است:

هنگامی که ادش (Adesh) در آپارتمان دهلی خود از خواب بیدار شد، ذهن او با این واقعیت مشغول شد که امروز اولین روز کاریش در Wipro ، یک شرکت هندی در زمینه فناوری و اطلاعات است.

 اگرچه این چهارمین شرکتی است که پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه در آن کار میکند، بسیار مضطرب است. اولین تاثیرگذاری بر همکاران، تلاش  برای جا افتادن، حصول اطمینان از اینکه او نیز به خوبی دیگران است، همه اینها بسیار استرس زا بود.

او درباره نقش (سمت) جدید خود نیز نگران بود. به عنوان نماینده مرکز تماس ، وی با مشتریان صحبت می کند و سعی در حل مشکلات آنها با چاپگر یا رزرو پرواز خود خواهد داشت. این موضوع برای او جدید بود - در حالی که او پشتیبانی از طریق چت انجام داده بود ، او هرگز به کسی  در آنسوی کره زمین، از طریق تلفن کمک نکرده بود.

اگرچه این یک کار عالی بود  او می دانست که بخش هایی از آن سنگین خواهد بود. از آنجاییکه او به مردم آمریکا کمک می کرد ، مجبور شد در ساعات کاری آنها کار کند - شیفت های او از ساعت 9 شب آغاز می شود و در شب ادامه خواهد داشت. او می بایست با مشتریانی ناامید ، که ممکن است بی ادب و نامحترم باشند ، با آرامش و حرفه ای برخورد کند. او همچنین مجبور است لهجه و نگرش غربی را اتخاذ کند. نمایندگان جدید که تازه شروع به کار میکنند پس از گذشت تنها چند ماه تمایل به ترک کار خود دارند.

وقتی Adesh وارد محوطه Wipro  شد ، وی با 18 استخدامی جدید دیگر به اتاقی راهنمایی شد. Adesh که در کارهای قبلی به این رویه مسلط شده بود، تمرین را می دانست: انواع سرپرست ها حضور خواهند داشت ، و او و همکارانش کاغذهایی را پر خواهند کرد و از جهت گیری در مورد مسئولیت های شغلی خود مطلع می شوند.

پس از گذشت چند دقیقه ، مردی وارد شد و خود را به عنوان رهبر ارشد Wipro معرفی کرد. Adesh شگفت زده شد؛ مرد از واحد منابع انسانی نبود. به جای صحبت کردن در مورد روشها و مسئولیتها، 15 دقیقه درمورد اینکه چرا Wipro یک شرکت برجسته است به بحث پرداخت. وی به این گروه گفت: "کار در Wipro به شما امکان می دهد تا خود را نشان دهید."

برخلاف بیشتر مدرسان جدید استخدامی ها، به نظر نمی رسید که، او از یک متن از پیش نوشته شده بخواند. این مرد پس از به اشتراک گذاشتن داستان خود در مورد زمان حضورش در Wipro ، از این افراد خواست تا چند دقیقه زمان گذاشته و پاسخی برای یک سؤال بنویسند:

 "چه چیزی در مورد شما بی نظیر است که منجر به بهترین زمان شما و بهترین عملکرد در محل کارتان می شود؟- شاید در شغل ، شاید در خانه- وقتی که شما به همان روشی که برای آن متولد شده اید عمل می کنید. "

شروع کار جدید مانند بازدید از یک کشور خارجی است: همه چیز ناآشنا است و ما نمی توانیم به روابط، روال ها و فرضیات قبلی متکی باشیم.

Adesh به کاغذ خالی خیره شد. او می دانست که Wipro متفاوت است ، اما انتظار نداشت که با کاوش در زندگی شخصی خود با این محیط آشنا کند. اما بعد از چند لحظه ، وی به یاد کمکش به برادرزاده 12 ساله  اش آنیل در تکالیف ریاضی افتاد.

آنیل که نمی توانست نحوه استفاده از قوانین هندسه را برای اندازه گیری درجه های زاویه درک کند، ناامید و عصبانی کاغذها را پاره کرد. با اندکی تلاش، Adesh خواهرزاده خود را آرام کرد. سپس او را با قواعد آشنا کرد. و گفت: "نگاه کن ! آنیل ، یک خط صاف همیشه 180 درجه است." "بگذار آن را در اینجا بنویسیم. و اگر می دانی این زاویه 50 درجه است ، پس زاویه دیگر چه مقدار باید باشد؟ "

Adesh  به مدت 30 دقیقه به کمک آنیل ادامه داد و به آرامی او را راهنمایی کرد. پس از گذشت زمان کمی، آنیل آن قوانین را یاد گرفت و بدون اینکه سوالی بپرسد و اعتماد به نفس خود را از دیگران کسب کند، جلو رفت. وقتی Adesh  در حال رفتن بود ، آنیل زمزمه کرد ، "از شما سپاسگزارم. اما Adesh  نیازی به شنیدن تشکر نداشت - او سپاس و  قدردانی را در چهره خواهرزاده اش می دید.

Adesh اکنون، در برگه آشناسازی خود ، با خوشحالی این خاطره را نوشت.

مدیر Wipro بعد از اینکه همه نوشتند ، گفت: "شما هنوز همدیگر را ملاقات نکرده اید ،" ما باید آموزش های زیادی را با هم ببینیم. بنابراین جمع شوید و خودتان را معرفی کنید. من می خواهم هر کدام از شما بهترین خودتان را معرفی کنید. شاید بهتر باشد داستانی را که نوشتید بخوانید و به گروه آنچه را که بهترین حالت ممکن شما است بگویید. "

Adesh احساس خوبی داشت که داستان خود را بخواند و به داستان همه افراد گوش دهد. او احساس کرد که همکاران جدید خود را از قبل می شناسد و برعکس. در این لحظه، او احساس بهترین خود بودن را داشت. بعد از اتمام خواندن داستان ها ، مدیر به هر شخص یک نشان و یک پیراهن با نام خود اشخاص داد.

سازمان ها می دانند که شروع به کاری جدید وضعیتی، آسیب پذیر است - بنابراین آنها از این کار برای تشویق کارکنان برای جذب ارزش هایشان و شیوه منحصر به فرد انجام کار استفاده می کنند.

همه ما در جایگاه Adesh بوده ایم. وقتی به سازمان جدیدی می پیوندیم ، هفته های اول بسیار نامشخص است. کلمات و اصطلاحات گیج کننده ای به طرف ما پرتاب می شود. ما باید بفهمیم که چه موضوعاتی برای بحث در جلسات و هنگام ناهار قابل قبول و یا غیرقابل قبول است. باید یاد بگیریم اولویت های ما چیست. این مانند بازدید از کشوری خارجی است: همه چیز و همه کس ناآشنا است و ما نمی توانیم به روابط قبلی ، روال ها و فرضیات اعتماد کنیم.

همچنین زمان آن رسیده است که نیازهای اساسی انسان برای جا افتادن و پذیرش را توسط مدیران و همکاران جدید مان تجربه کنیم. شروع کار، یک وضعیت آسیب پذیر است. سازمان ها این را می دانند  و به همین دلیل آنها از دوره آشناسازی به عنوان زمانی برای ایجاد ارتباط با کارمندان خود، به عنوان یک مخاطب مجذوب و نیازمند، برای جذب ارزش های سازمان و نحوه انجام کارها استفاده می کنند.

هیچ مشکلی در باره این روش وجود ندارد. مهم این است که کارکنان شرکت ها ، به ویژه شرکت های بزرگ، یک هدف مشترک را درک کنند و آن را با یکدیگر به اشتراک بگذارند.

هنگامی که من و همکارانم 605 کارمند جدید Wipro را در سه مرکز مختلف عملیات، در هند مورد مطالعه قرار دادیم، فهمیدیم که می توان روش بهتری برای بکارگیری کارکنان جدید داشت. از طریق مطالعات و آزمایشات خود با Wipro ، ما به فرآیند جدید آشناسازی که Adesh تازه در آن شرکت کرده بود، رسیدیم.

با به اشتراک گذاشتن داستان های شخصی خود در ابتدای کار، کارکنان جدید می توانند خود کامل و با ارزش ترین ویژگی هایشان را به همکارانشان نشان دهند.

همانطور که دریافتیم (و در مطالعات بعدی تأیید شد) ، برگه آشناسازی که تازه واردها در مورد بهترین خود می نوشتند  و آن داستان ها را با همکاران جدید خود به اشتراک می گذاشتند ، منجر به عملکرد  بهتر و حفظ بیشتر کارکنان شد و شاید مهمتر از آن ، کارمندان را به سازمان هایشان نزدیکتر کرد.

در آزمایش، ما به طور تصادفی افراد تازه وارد را به یکی از سه گروه (که در ادامه مطرح میگردد) اختصاص دادیم. در شرط اول (در بالا توضیح داده شد) از کارمندان جدید خواسته شد در مورد زمان هایی بنویسند که از بهترین ویژگی های خود استفاده می کردند و این موارد را با گروه به اشتراک می گذاشتند. در پایان جلسه ، آنها نشان کار خود و یک پیراهن شخصی را دریافت می کردند.

در گروه دوم ، از افراد جدید خواسته شد 15 دقیقه وقت صرف کنند تا در مورد سخنان رهبر ارشد تأمل کنند. افراد پس از گفتگو درباره افکار خود درباره سخنان وی، یک نشان و یک پیراهن عمومی را دریافت کردند.

کارکنان جدید در گروه سوم، گروه کنترل، آشناسازی معمول Wipro را انجام داند ، که تمرکز آن بر آموزش مهارت ها بود.

پس از گذشت شش ماه با بررسی شرکت کنندگان، متوجه شدیم که Adesh و همکارانش در گروه اول یا  "بهترین خود"، نسبت به اشخاصی که در گروه معمولی Wipro شرکت کرده بودند ، عملکرد بهتری داشتند. به عنوان مثال، مشتریان آنها 11 درصد رضایت بیشتر (72 درصد در مقابل 61 درصد) گزارش دادند. ما همچنین دریافتیم که گروه "بهترین خود" به احتمال بیشتری در کار خود باقی می مانند و نگهداشت کارکنان 32 درصد افزایش یافته است.

نتایج گروه دوم (که به صحبت درباره ارزشهای Wipro پرداختند) نیز جالب بود. در مقایسه با گروه کنترل، 14 درصد از ترک کار آنان کاسته شده بود - اما کارشان منجر به رضایت‌مندی بهتر مشتری نشده بود.

آیا همه انسانها "بهترین خود" را دارند؟ بله. فراموش نکنید که این یک داستان است که ما در مورد خودمان می گوییم،

در ویپرو ، آنچه روانشناسان "مداخله عاقلانه" می نامیدند - اتفاق جدید و كوچكی كه تأثیرات نامتناسب بزرگی دارد ، و شرایطی را باعث می شود که افراد از نظر عاطفی آسیب پذیر باشند رخ داد. آزمایش ما احتمالاً چنین تأثیراتی داشته است زیرا کارکنان جدید از ملاقات با همکارانشان مضطرب بودند. در آن شرایط، ما تمایل داریم قسمتهایی از خود را که با گروه مطابقت دارند و متناسب با انتظارات دیگران است برجسته کنیم. این می تواند خسته کننده و استرس زا باشد.

حالا آیا همه انسانها "بهترین خود" را دارند؟ بله. فراموش نکنید که این یک داستان است که ما در مورد خودمان می گوییم، این قابل مشاهده نیست - شما نمی توانید آن را ببینید یا لمس کنید. اما بسیار واقعی است به این معنا که این داستان بر نحوه عملکرد ما و نحوه پاسخ دیگران به ما تأثیر می گذارد. اگر داستانی را که درباره خودمان می گوییم تغییر دهیم ، رفتارهایمان را تغییر می دهیم. همانطور که استاد روانشناسی سازمانی لورا رابرتز و همکارانش در دانشگاه میشیگان تعریف کرده است، بهترین خود، "نمایش شناختی خصوصیاتی است که فرد در بهترین حالت خود به نمایش می گذارد."

 

بهترین خود، آنچه که ما ممکن است روزی از خود بسازیم نیست - بلکه مبتنی بر تجارب و اقدامات واقعی ما است و هرچه همکاران ما بیشترین شناخت را از ما داشته باشند که ما در بهترین شرایط چه کسی هستیم، احتمال اینکه بتوانیم خودمان را در محل کار احساس کنیم بیشتر است.

ما فکر می کردیم که به همین دلیل است که افرادی که مداخله عاقلانه را تجربه کرده اند ، خیلی طولانی تر در سازمان مانده و رضایت مشتری هایشان بیشتر بود، زیرا آنها می توانند خود را واقعی تر مطرح کنند. این امر آنها را به روشی متفاوت به Wipro پیوند می دهد. به عنوان مثال  Amit ، یکی از مدیران شرکت که به مطالعه کمک کرده است ، به من گفت: "مردم دوست دارند که به عنوان افراد خاص، شناخته شوند. این موضوع به آنها هویتی متمایز در سازمان می دهد و به آنها کمک می کند خیلی سریعتر با سازمانها ارتباط برقرار کنند. و در این شرایط آنها ارتباط صمیمانه تری را با سازمان احساس میکنند.

به خاطر داشتن این نکته مهم است که بهترین خود، فقط یکی از انواع هویتی است که هر یک از ما بسته به شرایط زندگی انتخاب می کنیم. گاه ممکن است برجسته ترین هویت ما مانند پدر یا دختر و یا گاهی به عنوان یک فرد دانشگاهی ، مدیر یا نویسنده باشد.

مداخله بهترین افراد این مشکل را کاهش داده است. با به اشتراک گذاشتن داستان های شخصی خود در ابتدا ، استخدامهای جدید می توانند خود را کامل تر بیان کرده  و به همکارانشان ارزشمندترین رفتارها و صفات خود را نشان بدهند. و در نتیجه ، آنها توسط همکاران خود به روشی که می خواستند دیده شوند - دیده می شدند - و احساس می کردند بهترین خودشان هستند.

اگر احساس می کنیم کار بیشتر شبیه به "زندگی واقعی" است ، ما بیشتر به کمک به سازمان خود تمایل داریم.

بهترین خود، مانند هویت های دیگر ما، باید فعال شود. اما همانطور که در Wipro دیدیم ، انجام این کار خیلی زمان بر نیست. به دلیل مداخله ما ، افراد جدید احساس کردند که اگر به یافتن بهترین خود تشویق شوند دقیقا مانند وقتی که تازه همکاران جدیدشان را ملاقات کردند، این کار معنایی متفاوت به شغلشان می دهد و این کار احتمالاً موجب شده است که بیشتر اوقات بهترین صفات خود را به نمایش بگذارند. از آنجا که همکاران و مدیران شان از مهارتها و خصوصیات منحصر به فرد قدردانی می کردند، آنها(کارکنان) در تعامل های بعدی توانستند آزادانه تر و معتبرتر عمل کنند.

بهترین چیز در مورد فعال سازی بهترین خود ایجاد اثرات بلند مدت است. به عنوان مثال Adesh، گزارش كرد كه احساسات مثبتی از قبیل شور و شوق را پس از این فعال سازی تجربه كرده است و این امر موجب پردازش خلاقانه تر اطلاعات و پاسخی مناسب در برابر استرس می شود. خلاقیت بهتر و تعامل بهتر با همکاران و مشتریان ، بیشتر بر "بهترین خود" وی تأکید کرد ، و در عین حال منجر به احساسات و عملکرد مثبت او و دیگران شد.

دیوید وایت ، نویسنده و شاعر، می نویسد: "شركت ها برای زنده ماندن در دریای تغییرپذیری كه در آن حضور دارند، به نشاط همه جانبه افرادی كه برای آنها کار می كنند، نیاز دارند."  او در کتاب عبور از دریای ناشناخته نوشته است که "کارفرمایان می بایست راهی برای ترغیب کارکنان برای استفاده از خصوصیات پنهان قلبیشان در کار بیابند، روشی که باعث نشود احساس ناخوشایندی به آنها دست بدهد. "

مسئولیت حل این مشکل بر عهده رهبران سازمان ها است و فعال کردن "بهترین خود" افراد به دو دلیل بهترین راه برای انجام این کار است. اول، چون این برای ما خوب است - تحقیقات نشان می دهد وقتی افراد نقاط قوت منحصر به فرد خود را شناسایی و از آنها استفاده می کنند ، آنها احساس می کنند "زنده تر" یا حتی "بسیار زنده تر" هستند.

دوم ، اگر احساس کنیم که کار، بیشتر شبیه به "زندگی واقعی" است که با انگیزه های ذاتی و احساسات مثبت تکمیل شده است، بیشتر خواستار کمک به سازمان های خود در انطباق ، نوآوری و مرتبط ماندنشان هستیم.

 این امر می تواند سود زیادی به شرکتها برساند، همانطور که وایت می نویسد، "سازگاری بیشتر، نشاط، خیال پردازی و تمایل مشتاقانه برای رو به جلو بودن - خصوصیاتی است که حتی از دوران باستان وجود داشته و  انسانها از ابتدای تاریخ به دنبال آن بوده اند."

https://ideas.ted.com/starting-a-new-job-is-stressful-but-what-if-there-was-a-better-way-to-do-it/

2020-02-05

فرهنگ سازمانی

آشنایی با فرهنگ سازمانی و نقش آن در بهبود اوضاع جهان, Ken Allen,Jan 2020

  • فرهنگ سازمانی روحیه بردباری را در کارمندان تقویت کرده و در بهبود شرایط کلی جهان تأثیر به سزایی دارد.
  • با تکیه بر فرهنگ سازمانی و مشارکت، سازمان ها از ابزارهای کافی برای حمایت و پشتیبانی از کارمندان خود برخوردار بوده و می توانند در زمینه توسعه و تعامل با دیگران گام بردارند.
  • فرهنگ سازمانی، تمایل برای تغییر و تحولات چشمگیر را در سازمان های بزرگ ایجاد کرده و یکی از محرک های ارائه طرح های جهانی فراگیر به شمار می رود.

در شرایطی که به نظر می رسد برخی از سیاست مداران به ترویج سیاست های ناسیونالیستی و حمایت گرایانه تمایل یافته اند، لازم است سازمان ها گام موثری برداشته و جهان را به محل بهتری برای زندگی کردن تبدیل کنند. اعتقاد دارم که افراد با انگیزه در ایجاد تحولات اجتماعی و اقتصادی نقش به سزایی را ایفا کرده و در عین حال، سازمان های بزرگ نیز به عنوان عاملان اصلی ایجاد انگیزه و حمایت از نیروی کار جهانی در ایجاد تغییر و تحولات بسیار تأثیر گذار هستند.

سال گذشته این فرصت را داشتم که درست مانند هر فرد عادی دیگری، مسابقات قهرمانی فوتبال را از نزدیک تماشا کنم. در این جا از مسابقات جام جهانی فیفا یا مسابقات لیگ قهرمانان اروپا که بازیکنان معروفی نظیر  Messi و Ronaldo در آن توپ می زنند صحبت نمی کنم. برعکس، همه بازیکنان مسابقه ای که من به تماشای آن نشستم، کارمندان حوزه های آفریقا و خاورمیانه DHL Express بودند که برای رقابت در یک مسابقه درون سازمانی گرد آمده بودند. انتظار می رفت که شاهد همان مسابقه سالیانه و معمولی باشیم؛ با این حال، برنامه ای که ما شاهدش بودیم، به هیچ عنوان عادی تلقی نمی شد؛ خیل جمعیت تشویق کننده و سطح بازی چشمگیر و غافلگیر کننده بود.

در حال تماشای مسابقه، آرزو می کردم، ایکاش سیاسست مداران جهان نیز در آن مکان حضور داشتند. اگر آن ها هم مانند من مسابقه را می دیدند، متوجه می شدند که سعودی ها، افغان ها، اهالی سوریه، مصری ها، ایرانی ها و افراد بسیاری از سایر ملل در مسابقه ای مشترک در کنار یکدیگر بازی می کنند و با هم جشن می گیرند.

در این مسابقات، تنها مردان به مصاف یکدیگر نمی رفتند. در منطقه ای که اغلب تصور می شود برای رسیدن به برابری جنسیتی مسیری طولانی پیش رو دارد، تیم هایی متشکل از زنان نیز با هم به رقابت پرداختند. این زنان از کشورهایی نظیر ایران، مصر، سوریه، کویت و حتی عربستان سعودی گرد هم آمده بودند. هرگز تصور نمی کردم در طول عمر خود بتوانم شاهد چنین منظره ای باشم.

تجارت جهانی و نقش کلیدی آن

تماشای بازیکنانی این چنین مشتاق، زیرک و پر شور، موجب شد درباره فرهنگ سازمانی خودمان و نقش فرهنگ های سازمانی در جهان به فکر فرو بروم. تاکنون، درباره نقش رهبری در تجارت و نظریه های بسیار در زمینه فرهنگ مشارکت و تأثیر آن بر ایجاد حس همکاری میان کارمندان و نتایج مالی آن بر شرکت ها، مطالب فراوانی شنیده ایم.

با این حال، به شخصه، تفکرات به مراتب جاه طلبانه تری را در سر دارم؛ به اعتقاد من، فرهنگ مشارکت می تواند جهان را به معنای واقعی در ابعادی وسیع تحت تأثیر خود قرار دهد. اگر سازمان های بزرگی نظیر سازمان خود ما بتوانند در زمینه ایجاد حس مشارکت و توانمند سازی کارمندان موفق عمل کنند، اطمینان دارم که تأثیرات آن به خارج از سازمان ها نیز سرایت کرده و در کل جهان، تغییر و تحولاتی چشمگیر را ایجاد خواهد کرد.

عناصر سخت عبارتند از:

استراتژی: سازمان برای فائق آمدن بر چالش های کنونی و آتی باید چه گام هایی بردارد؟

ساختار: تقسیم کار به چه صورتی انجام می گیرد؟ بخش های مختلف سازمان چگونه با یکدیگر مشارکت می کنند؟

سیستم ها: ساختار سازمانی بر اساس کدام یک از فرآیندهای رسمی و غیر رسمی بنا شده است؟

عناصر نرم عبارتند از:

فرهنگ سازمانی: فرهنگ سازمانی از یک طرف عبارت از ارزش ها و هنجارها و از طرف دیگر، سبک مدیریتی سازمان است.

کارکنان: فرآیندهای مرتبط با کارمندان و توسعه آن ها و در عین حال، برنامه های مربوط به بازخورد ها و عملکرد آن ها.

مهارت ها: مهارت ها و قابلیت های اصلی سازمان.

ارزش های مشترک: سازمان برای تحقق چه ایده ها و اهدافی ایجاد شده است؟ آیا این ایده ها نفعی به حال سایرین نیز دارند؟

پایگاه جهانی و فرهنگی مشترک

به عنوان یکی از جهانی ترین سازمان های دنیا، ما به ملیت، نژاد، مذهب یا گرایش جنسی افراد به هیچ عنوان توجه نمی کنیم. در عین حال، همه افراد خود را ترغیب می کنیم که دل به دریا بزنند و با تمام جهان در تعامل باشند. به عنوان مثال، همکاران ما در تمام نقاط جهان، اغلب تمایل دارند که به صورت داوطلبانه در تیم های پاسخ به سوانح ما نقشی ایفا کرده و پس از بروز بلایای طبیعی به مدیریت لجستیک رسیدگی به این سوانح کمک کنند. سازمان ما یک روز در سال را به عنوان روز جهانی داوطلبان نام گذاری کرده است. سالیانه در این روز، حدود 100،000 نفر از همکاران ما در سر تا سر نقاط جهان طی مشارکتی هماهنگ به انجام کارهایی از قبیل، تمیز کردن سواحل، کمک به ساخت خانه در مناطق محروم و انواع کارهای دیگر می پردازند. علاوه بر این ها، ما برای کارمندانی که در اوقات فراغت خود، داوطلبانه به انجام امور خیریه می پردازند هم پاداشی در نظر گرفته ایم. به این ترتیب، هر سال با داستان های باورنکردنی از انسان های شگفت انگیزی مواجه می شویم که تصمیم گرفته اند با از خودگذشتگی تمام، اوقات فراغت خود را به ارائه خدمات به دیگران اختصاص دهند.

سازمان ها نقشی اساسی را در جامعه ایفا می کنند

ما در سرتاسر جهان، رویدادهایی مشابه با مسابقه فوتبال مذکور را برگزار می کنیم و هر بار، شاهد همان روحیه مشارکت و همدلی هستیم. در شرایطی که برخی از دولت های جهان به طور فزاینده ای به تفکرات ناسیونالیستی روی می آورند و در جهانی که منافع ایدئولوژیک و مسائل مربوط به تمامیت ارضی شعله های جنگ را دامن می زنند، اهمیت این چنین اموری بیش از همیشه آشکار می شود. بدیهی است که در حال حاضر، سازمان ها و به ویژه، سازمان های بزرگ چند ملیتی، در جامعه نقش به سزایی را ایفا می کنند.

ما در هر فرصتی تلاش می کنیم تا روابط مستحکم تری را با یکدیگر ایجاد کنیم. به این ترتیب، هم مشتریان خود را خوشحال می کنیم و هم تجارت جهانی خویش را پیش برده و با مردم سرتاسر جهان ارتباط پایدارتری را ایجاد می کنیم. این امر به ما کمک می کند تا از ابزارهای کافی برای پشتیبانی از کارمندان خود برخوردار بوده و به آن ها کمک کنیم تا روابط خویش را با سایرین توسعه دهند. در عین حال، تلاش می کنیم تا در مسیر تحقق ایده های جدید گام برداشته و به مقابله با مشکلات مربوط به تغییرات آب و هوا و ارائه راه کارهای جدید و نوآوری هایی که تمام سطوح جامعه را تحت تأثیر خود قرار می دهند نیز کمک کنیم.

به شدت معتقدم، در زمانه ای که سیاره ما با مشکلات زیست محیطی دست و پنجه نرم می کند و به شدت در معرض خطر قرار گرفته است و در دورانی که مردم از جنگ و قحطی رنج می برند و در عین حال، در دوره ای که تفکرات ناسیونالیستی و نژاد پرستانه رو به رشد است، هر یک از ما وظیفه داریم به نوبه خود هر کاری که می توانیم را برای بهبود اوضاع انجام دهیم.

این موضوع تنها به DHL محدود نمی شود؛ بلکه، بازیگران بی شمار کوچک و بزرگی وجود دارند که در عرصه های جهانی فعالیت کرده و برای حل این قبیل چالش ها دست به کار شده اند. اطمینان دارم که اگر تمامی ما در کنار هم تلاش کنیم به دستارودهای عظیمی دست خواهیم یافت. زیرا، ناگفته پیدا است که هر یک از ما قادر هستیم به تنهایی جهان را به جلو و به سمت بهبود سوق دهیم. بدیهی است که در کنار هم می توانیم تغییراتی عمده ایجاد کرده و شرایط دنیا را بهبود بخشیم.

  • چکیده ای از کتاب (Radical Simplicity) اثر «Ken Allen»

https://www.weforum.org/agenda/2020/01/why-corporate-culture-has-a-critical-role-to-play-in-making-the-world-a-better-place/

2020-02-03

پیروزی قریب الوقوع

2020-02-01

برنامه ها و طرحهای شگفت انگیز

برنامه ها و طرحهای شگفت انگیز ترکیه برای مقابله با مشکلات اقتصادی,DHL Magazine,November 2018

 

در طول پنج سال گذشته، کشور ترکیه در ایجاد طرحی گسترده برای بهبود و توسعه زیرساخت ها سرمایه گذاری کرده است. آیا ارتباطات حاصله، توانمندسازی بخش های مختلف و فضای باز تجاری قادر خواهند بود کشور را از ورطه مشکلات اقتصادی کنونی نجات داده و در مسیر درست هدایت کنند؟

در تاریخ 29 اکتبر سال 2018 میلادی، مقارن با روز استقلال ترکیه، فرودگاه به غایت پیشرفته و جدید استانبول با مقاصد تجاری افتتاح شد و توجه عموم مردم و رسانه ها را به خود جلب کرد. البته، فقط فاز اول آن افتتاح شده است! این سازه عظیم، با مساحتی بالغ بر  76.5 میلیون متر مربع، شش باند، ظرفیت پذیرش سالیانه در حدود 200 میلیون مسافر، حمل بار هوایی با ظرفیت 2.5 میلیون تُن در سال در فاز نخست و توانایی افزایش این ظرفیت به میزان 5.5 تُن در سال دوم و با پذیرش 100 خط هوایی مختلف که به بیش از 300 مقصد گوناگون پرواز می‌کنند، پس از اتمام، بزرگ‌ترین فرودگاه جهان خواهد بود. انتظار می رود که راه اندازی چنین زیرساخت غول پیکری ارتباطات منطقه ای را تشدید کرده و دسترسی صادر کنندگان ترکیه به بازارهای جهانی را افزایش داده و تولید ناخالص داخلی را در حدود 5 درصد فزونی بخشد.

متأسفانه، این تنها فرودگاه جدید ترکیه نیست که در صدر اخبار قرار گرفته است. از ابتدای ماه ژانویه، لیر ترکیه در حدود 40 درصد از ارزش خود را در مقابل دلار از دست داده است. در اوایل ماه اوت، با اعلام دولت آمریکا مبنی بر افزایش دوبرابری تعرفه های فولاد و آلومینیوم ترکیه، شوک بزرگی به بازار ارز وارد شد. مدتی بعد در همان ماه، آژانس های رتبه بندی اعتباری Moody’s و  S&P Global Ratings اعتبار ترکیه را کاهش دادند. تا ماه سپتامبر، نرخ تورم در کشور به حدود 25 درصد رسیده بود. با این حال، در ماه اکتبر، Suma Chakrabarti، مدیر بانک نوسازی و توسعه اروپا (EBRD) مشکلات ترکیه را  نه یک بحران، بلکه تنها کند شدن حرکت در مسیر توسعه عنوان کرد. او برای سال 2018 میلادی، رشدی معادل 3.9 درصد و برای سال 2019 میلادی رشدی یک درصدی را پیش بینی کرد. وی اظهار داشت، «مقامات مربوطه در حال بررسی اوضاع و رسیدگی به مشکلات اقتصادی هستند. لازم است، سرمایه گذاران روند انجام امور و اجرای تعهدات را با دقت مورد ارزیابی قرار دهند. ارائه واکنش های درست و اتخاذ سیاست گذاری های صحیح موجب خواهد شد که شرایط اقتصادی با سرعت بیش تری بهبود یابد.»

با وجود این، شرایط اقتصادی کنونی کشور بی تردید با آن چه که در ظاهر پیدا است فاصله شگرفی داشته و به هیچ عنوان مطلوب نیست.

طرح زیرساختی بی نظیر و جاه طلبانه

علیرغم آشفتگی های موجود، دلایلی برای خوش بینی نسبت به آینده وجود دارد؛ فرودگاه جدید استانبول هم نماد همین خوش بینی است. در سال 2013 میلادی، دولت ترکیه اعلام کرد که سرمایه ای معادل 200 میلیارد دلار را برای انجام پروژه های زیرساختی و حمایت از طرح ها و برنامه های جاه طلبانه در نظر گرفته تا بتواند نرخ مبادلات تجاری کشور را تا سال 2023 در حدود 1.1 تریلیون دلار افزایش دهد. ساخت فرودگاه مذکور نیز بخشی از همین ابتکار عمل ها به شمار می رود. تصور می شود که ساخت این فرودگاه چیزی بالغ بر 7 میلیارد دلار هزینه در برداشته باشد. این در حالی است که پروژه های دیگری هم وجود دارند که یا تکمیل شده و یا در حال اجرا هستند. این به معنای آن است که فرصتی دست داده تا این کشور با جمعیتی بیش از 80 میلیون نفر بتواند به یکی از مراکز اصلی تجاری و قطب های منطقه تبدیل شود. کشور ترکیه از مزایای بالقوه فراوانی برخوردار است.

برای شروع، می توان به شرایط جغرافیایی منحصر به فرد ترکیه اشاره کرد. این کشور در چهار راه اروپا و خاور میانه، در مجاورت بازارهای بالکان، روسیه و آسیای مرکزی قرار داشته و در عین حال، یکی از نقاط استراتژیک ما بین آفریقا و اروپا به شمار می رود. موقعیت رشک برانگیز این کشور به صورت پیش فرض آن را به یکی از مراکز مهم و قطب های اصلی منطقه تبدیل می کند؛ با این حال، بخش اعظمی از این رویا به دلیل محدودیت های تاریخی موجود در زمینه زیرساخت های حمل و نقل، تا کنون تحقق نیافته است.

شبکه جاده ای ترکیه از توان و قدرت کافی برخوردار است. این شبکه، مسئولیت حمل و تحویل 85 درصد از محموله های داخلی را برعهده دارد. با این حال، شبکه خط آهن کشور سال ها مورد کم توجهی قرار گرفته و با عدم سرمایه گذاری کافی مواجه بوده است. این امر، تا حد زیادی به این دلیل روی داده که اتحادیه اروپا هدف اصلی بازار صادرات ترکیه به شمار می رود و انجام صادرات به کشورهای این حوزه به سادگی از طریق شبکه جاده ای امکان پذیر است؛ به طوری که تنها 5 درصد از حمل و نقل داخلی به وسیله خطوط آهن و قطار انجام می پذیرد. نزدیک به 90 درصد از تجارت خارجی این کشور از طریق دریا صورت می گیرد. این در حالی است که فقط یک درصد از کالاهای صادراتی از طریق خطوط هوایی انتقال می یابند.

البته، ممکن است این آمار در حال حاضر اندکی تغییر کرده باشند. در سال 2015 میلادی، نخستین ترمینال حمل و نقل کانتینری در بندر Asyaport افتتاح شد. این مکان با گنجایش 2.5 میلیون کانتینر 20 فوت بزرگ ترین بندر کشور به شمار می رود. در سال 2016 میلادی، کار احداث پل 3 میلیارد دلاری Yavuz Sultan Selim به اتمام رسید. گفته می شود این پل وسیع ترین پل معلق جهان است که بر روی بسفر ایجاد شده و خط ارتباطی مهمی میان اروپا و آسیا به شمار می رود. خطوط آهن نیز از جمله زیرساخت های سرمایه گذاری در چشم انداز جدید 2023 به حساب می آیند. وزیر حمله و نقل ترکیه، Ahmet Arslan، در اوایل سال جاری اظهار داشت، «در پنج سال آینده، ترکیه سرمایه ای بیش از 46 میلیارد دلار (معادل 39 میلیارد یورو) را به حمل و نقل ریلی، اعم از سریع السیر یا عادی، اختصاص خواهد داد. ترکیه پس از چین، دومین کشوری است که بزرگ ترین ساخت و سازها را در حوزه خط آهن انجام می دهد. هدف ما این است که تا پایان سال 2023 میلادی، 7،270 مایل (معادل 11،700 کیلومتر) از خطوط آهن ویژه قطارهای سریع السیر را تکمیل کرده و 41 شهر را به یکدیگر متصل کنیم.»

اقتصاد متنوع

مسلم است که موقعیت جغرافیایی ترکیه و هم مرز بودن با کشورهایی نظیر سوریه و عراق و قرار گرفتن در معرض تنش های ژئوپولیتیک آن ها نگران کننده نیز هست. با این حال، علیرغم این موضوع و بدون در نظر گرفتن مشکلات اقتصادی اخیر، بخش های تجاری ترکیه رو به رشد هستند. مدیر کل حمل و نقل جهانی DHL در کشور ترکیه، Ingo-Alexander Rahn، اظهار می دارد، «اقتصاد ترکیه در حال متنوع شدن است. بخش های مهندسی، تولید، خرده فروشی کالاهای مصرفی، علوم زیستی، انرژی و انرژی های تجدید پذیر همگی کار خود را به خوبی انجام می دهند. جالب این جا است که هیچ یک از این ها بیش از 10 درصد از اقتصاد کشور را به خود اختصاص نمی دهند. خودروسازی یکی از مهم ترین بخش های اقتصادی ترکیه است. ترکیه پنجمین تولید کننده بزرگ اتومبیل در اروپا و یکی از اصلی ترین قطب های تولیدی در این بخش از جهان به شمار می رود.»

خودروسازان بزرگی نظیر تویوتا، فورد و هوندا همگی در ترکیه کارخانه دارند. به عنوان مثال، شرکت هوندا در سال 2017 میلادی، سرمایه گذاری خود را در تأسیسات مستقر در ترکیه برای تولید مدل جدید Civic سدان افزایش داد. در ماه ژوئیه، روزنامه  The Daily Sabah گزارش داد که در نیمه نخست سال 2018 میلادی، میزان صادرات خودروی ترکیه به عددی بالغ بر 16.4 میلیارد دلار رسیده است. مضاف بر این که، فروش خودرو به کشورهای اروپایی در حدود 80 درصد از کل صادرات این بخش را به خود اختصاص داده است.»

در عین حال، بخش تجارت الکترونیک به شکلی تصاعدی در حال رشد است. به این ترتیب، به جرأت می توان گفت که جوانان که 16.3 درصد از جمعیت کل کشور را به خود اختصاص می دهند، آینده ترکیه را در اختیار داشته و به شکل فزاینده ای در بخش فناوری تبحر یافته اند.

طبق اطلاعات به دست آمده از موسسه آمار ترکیه، بازارهای اینترنتی و آنلاین نیز به شدت در حال گسترش هستند. در حال حاضر، چهار نفر از هر پنج جوان 16 تا 24 ساله از اینترنت استفاده می کنند. این در حالی است که تعداد کاربران تلفن های همراه کشور در سال گذشته به حدود 41.09 میلیون نفر رسیده است. در ماه سپتامبر گذشته، غول تجارت الکترونیکی، آمازون، بازار ترکیه خود را راه اندازی کرده  و در همین ابتدای امر 15 گروه از محصولات را ارائه می دهد. بر اساس گزارش Reuters، مدیر کل Amazon.com.tr در بیانیه ای کتبی اظهار داشت، «ما متعهد هستیم که در طول ماه های آتی کسب و کار خود را در ترکیه ایجاد کرده و گزینه های انتخاب و تحویل را گسترش دهیم.»

یکی از بنیان گذاران، مدیران و شرکای برند ترک KAFT، Ali Emre Arpacı، اظهار می دارد، «با این حال، تجارت الکترونیک برای مشاغلی که که مایل به گسترش کسب و کار خود در خارج از مرزهای ترکیه هستند هم از جذابیت زیادی برخوردار است. به ویژه، با وجود نوسانات اخیر ارز در ترکیه، انتظار می رود تولید کنندگان محلی ارزش بیش تری برای تجارت الکترونیک برون مرزی قائل شوند. این در حالی است که انگیزه های دولتی نیز به واسطه همین موضوع افزایش یافته است.»

وی در ادامه می گوید، «تجارت الکترونیک هسته اصلی الگوی تجاری ما را تشکیل می دهد. ما از روز نخست افتتاح پورتال آنلاین، اقلام و کالاهای خود را بر روی یک پلت فرم بین المللی به فروش رسانده و در حال جاضر، موفق به جلب نظر مشتریان در 60 کشور جهان شده ایم.»

مدیر عامل DHL Express ترکیه، Claus Lassen، در موافقت با او می گوید، «از نقطه نظر رشد، تجارت الکترونیک یک صنعت مهیج به شمار می رود. حالا دیگر کسب و کارهای کوچک و متوسطی که به صورت سنتی در زمره بازیگران داخلی به حساب می آمدند، به لطف فرصت های ارائه شده توسط تجارت الکترونیک جهانی می شوند.»

کمربند اقتصادی راه ابریشم جدید

در سال 2016 میلادی، موسسه تجارت و صنعت ترکیه پیش بینی کرد که به زودی، بخش تجارت الکترونیک ارزشی بالغ بر 9.18 میلیارد دلار (معادل 7.95 میلیارد یورو) خواهد داشت. از ظواهر امر چنین برمی آید که این بخش تا پایان امسال بیش از 35 درصد رشد به همراه داشته باشد. این امر از نگاه تیزبین خرده فروشی آنلاین شناخته شده، یعنی Alibaba مخفی نمانده است. در ماه جولای، خرده فروشی مذکور اعلام کرد که حدود 750 میلیون دلار بر روی برترین پلت فرم اینترنتی مد و فشن ترکیه، Trendyol، سرمایه گذاری کرده است. این بزرگ ترین رقم مبادلات تجاری اینترنتی کشور تا این تاریخ به شمار می رود. به علاوه، Alibaba به تازگی با یکی از ارائه دهندگان خدمات B2B با نام E-Glober شریک شده تا در زمینه گسترش خدمات ابری در کشور با یکدیگر همکار کنند. در این زمینه، Alibaba خاطر نشان کرده، «با توجه به گزارش شرکت بین المللی اطلاعات (International Data Corporation) و ارزش بازار عمومی رایانش ابری در سال 2017 میلادی که معادل 96.93 میلیون دلار بوده است، می توان دریافت که پذیرش خدمات ابری در ترکیه به شکل چشمگیری در حال افزایش است. علاوه بر این، ترکیه به عنوان پل ارتباطی شرق و غرب در نظر گرفته شده و در کمربند اقتصادی راه ابریشم جدید نقشی کلیدی دارد. بنابراین، ارتباطات پیشرفته و فعالیت های روز افزون تجاری در منطقه، فرصت های بیشماری را در اختیار سازمان های مجهز به فناوری رایانش ابری ترکیه قرار خواهد داد.»

ابتکار کمربند اقتصادی راه ابریشم جدید چین مدت ها است که جهانیان را در انتظار خود قرار داده و به یقین می تواند برای ترکیه سرنوشت ساز بوده و به رشد و توسعه اقتصادی آن دامن بزند. پکن در نظر دارد که بسیاری از شاهراه های ارتباطی تاریخی و اصلی راه ابریشم را دوباره راه اندازی کند. راه ابریشم، مسیری ارتباطی در خشکی است که به شکل کمربندی از چین تا آسیای مرکزی و قاره اروپا ادامه یافته و آسیای جنوب شرقی را از طریق بنادر به هند و آفریقا متصل می کند. ترکیه به عنوان یکی از بازیگران اصلی این پروژه، می تواند به شکل بهتری با سایر کشورهای موجود در مسیر راه ابریشم ارتباط برقرار کرده و به این ترتیب، در زمینه صادرات، فرصت های بیش تری در اختیار کسب و کارهای ترک قرار خواهد گرفت.

زیرساخت های راه ابریشم جدید به گونه ای طراحی شده اند که با کردیدور مرکزی ترکیه ادغام شوند. این یکی از مسیرهای حمل و نقل چند وجهی است که از گرجستان و آذربایجان، دریای کاسپین، ترکمنستان، قزاقستان و ازبکستان  عبور کرده و در چین به پایان می رسد. در ماه نوامبر گذشته، سفیر ترکیه در چین، Abdulkadir Emin Önen، طی مصاحبه ای با روزنامه The Daily Sabah اعلام کرد که توسعه و گسترش زیرساخت های جاده ای در اولویت کار دولت ترکیه قرار دارد.

او اظهار داشت، «ترکیه در حال اجرای پروژه های زیرساختی عظیمی است که چین و اروپا را به یکدیگر متصل خواهند کرد. به عنوان مثال، ساخت سومین پل بوسفر که از خط آهن برخوردار است و بازسازی خطوط مختلف آهن از جمله همین زیر ساخت ها به شمار می روند. افتتاح خط آهن باکو – تفلیس – کارس در تاریخ 30 اکتبر سال 2017 میلادی، را می توان مهم ترین گام در این مسیر تلقی کرد. تحقق این پروژه، این امکان را به وجود می آورد که محصولی که در چین تولید می شود، طی 14 روز از طریق ترکیه به لندن برسد. این امر به افزایش حجم مبادلات تجاری میان کشورها کمک خواهد کرد.»

سایر مزایای تجاری

از این گذشته، مدیر عامل سابق عملیاتی فرودگاه عظیم ترکیه (IGA) اعتقاد دارد که فرودگاه جدید استانبول به خودی خود راه ابریشمی هوایی به شمار آمده و مسیر منحصر به فردی را ایجاد می کند که با کمک آن کشورهایی مانند هند و چین می توانند به مراتب ساده تر از گذشته با استانبول در ارتباط باشند. وی می گوید، «ما از طریق مشارکت با بازیگران جهانی که فعالیت های تجاری مشترک با آن ها به قرن ها پیش از این باز می گردد، فرصت های جدید را ایجاد کرده و نه تنها در ترکیه، بلکه در رقابت تجاری سر تا سر جهان روح تازه ای خواهیم دمید.

استانبول در نظر دارد به یکی از مراکز حمل و نقل هوایی بین المللی تبدیل شود. بنابراین، DHL Express قصد دارد تا پایان سال 2019 یا اوایل سال 2020 میلادی، یک مرکز پشتیبانی به مساحت 42،000 متر مربع را در فرودگاه استانبول تجهیز و افتتاح کند.

به گفته Claus Lassen، کشورهای علاقه مند به برقراری ارتباط با ترکیه بهتر است بدانند که فرصت های بی نظیری را پیش رو دارند. به عنوان مثال، ترکیه از بازار داخلی عظیم و استعدادهای بالقوه فراوانی برخوردار است.   Claus Lassen در این باره می گوید، «ترکیه از جمعیتی جوان و پویا و نیروی کاری ماهر و سخت کوش برخوردار است. محیط این کشور برای فعالیت های تجاری بسیار مناسب است. راه اندازی یک شرکت در این جا کار ساده ای است و به طور متوسط تنها 5 روز زمان می برد. در عین حال، ارقام مربوط به مالیات بر درآمد نیز در ترکیه به نسبت پائین است. از اواسط دهه 1990 میلادی، این کشور عضو اتحادیه گمرکی EU بوده است. همین امر، حذف تعرفه های گمرکی بسیاری از اقلام صنعتی را برای طرفین معامله در پی داشته و به این ترتیب، به کاهش موانع تجاری موجود میان طرفین کمک کرده است. ابتکارات زیادی هم در زمینه ساده سازی فرآیند و رهایی از کاغذ بازی های معمول و حرکت به سمت دیجیتالی شدن صورت گرفته است.»

همه از چالش های اقتصادی کنونی ترکیه اطلاع دارند. با این حال، Ingo-Alexander Rahn، نسبت به آینده این کشور بسیار خوش بین است. وی اظهار می دارد، «گسترش سرمایه گذاری بر روی ایجاد زیرساخت های ترکیه به ادامه روند تسهیل انجام امور تجاری کمک خواهد کرد. به خاطر داشته باشید که انجام این قبیل طرح ها و سرمایه گذاری ها هدف استراتژیکی را دنبال می کنند. ترکیه قصد دارد به یکی از قطب های لجستیکی منطقه تبدیل شود.»

http://www.delivered.dhl.com/en/articles/2018/11/turkey-charting-a-new-course.html

2020-01-20

آیا شما از افراد گیرنده هستید یا دهنده

2019-12-31

فناوری نسل پنجم

بررسی 5 نمونه از مزایای استفاده از فناوری نسل پنجم و تأثیر آن در صنعت لجستیک,DHL Magazine,April 2019

نسل پنجم اینترنت تلفن همراه (5G) دروازه ای شگفت انگیز به سوی دنیایی به مراتب هوشمندتر و مرتبط تر از گذشته است که می تواند در خدمت لجستیک قرار گیرد.

فناوری نسل پنجم تلفن همراه با وعده دانلود توقف ناپذیر اطلاعات و بارگذاری هر چه سریع تر، پوشش گسترده تر و ایجاد ارتباطی به مراتب پایدارتر، ارتباطات همراه را دچار تغییرات قابل توجهی خواهد کرد. در حال حاضر، با توجه به دسترسی هر چه بیش تر بازارهای بین المللی به فناوری نسل پنجم (5G) در طول سال های آتی، انتظار می رود این فناوری زنجیره تأمین جهانی را متحول کند.

امروزه، بسیاری از سازمان ها به منظور پیش بینی عملکرد آتی و بهینه سازی بازده عملیاتی، در تصمیم گیری های خود رویکردی مبتنی بر اطلاعات را اتخاذ می کنند. انجام این امر، مستلزم جمع آوری و تحلیل طیف گسترده ای از داده ها است که اغلب این کارها هم باید در زمان واقعی و به صورت بلادرنگ انجام پذیرند.

افزایش نمایی سرعت انتقال اطلاعات و کاهش زمان تأخیر به ایجاد و گسترش یک شبکه به مراتب پاسخ‌گوتر از گذشته منتهی خواهد شد. پشتیبانی از این تحولات و هموار کردن مسیر دستیابی به تجهیزات اینترنتی به مراتب هوشمندتر به یکپارچگی هر چه بیش تر زنجیره تأمین لجستیک منجر خواهد شد. این امر موجب می شود که فرآیندهای لجستیکی به مراتب سریع تر، ایمن تر و مطمئن تر از گذشته عمل کنند. در این جا به بررسی جایگاه فناوری نسل پنجم (5G) و 5 نمونه از تأثیرات آن در صنعت لجستیک خواهیم پرداخت:

  1. دیجیتالی شدن لجستیک

به کار گیری هر چه بیش تر تجهیزات هوشمند، از حسگرهای کنترل دما گرفته تا وسایل نقلیه خودکاری که بر روی فرکانس های محدود شبکه های قدیمی تر همراه ضمیمه شده اند، کارایی اپراتورهای شبکه تلفن همراه را در کانال های رادیویی با طیف های کنونی مختل خواهد کرد.

با این حال، با توجه به توانایی بیش تر 5G در مقایسه با فناوری های پیش از خود برای اتصال به کاربران بیش تر، مشکل محدودیت فضای شبکه به زودی برطرف خواهد شد. در حقیقت، فناوری نسل پنجم قادر است در هر متر از فضای تحت پوشش خود، یکهزار دستگاه بیش تر را با سرعتی معادل 10 گیگابیت بر ثانیه (10Gbps) و در اصل، یکصد برابر سریع تر از فناوری نسل چهارم پشتیبانی کند.

تجهیزات هوشمند با سرعتی بیش تر، زمان تأخیر به مراتب کم تر، محدوده تحت پوشش وسیع تر و مصرف انرژی کم تر قادر خواهند بود با سرعتی معادل زمان واقعی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. این امر، استفاده از اپلیکیشن های حساس به زمان اینترنت اشیاء (IoT) را تسریع کرده و برای صنعت لجستیک و سایر حوزه ها فرصت های کاربردی جدیدی را ایجاد خواهد کرد.

با توجه به پیش بینی های انجام شده در زمینه ایجاد یک فرصت 1.9 میلیارد دلاری که با به کار گیری فناوری اینترنت اشیاء در صنعت لجستیک محقق می شود، فناوری نسل پنجم یکی از اصلی ترین عوامل تأثیر گذار بر تسهیل تجزیه و تحلیل اطلاعات و تصمیم گیری های مبتنی بر کلان داده ها و هوش مصنوعی به شمار خواهد رفت.

  1. به حداقل رساندن خطرات زنجیره تأمین

امروزه، ردیابی دقیق موقعیت مکانی یک بسته ارسالی یا حتی جعبه پیتزای سفارشی شما در شهر کاری بسیار ساده است. با این حال، با توجه به ماهیت حمل و نقل بین المللی و گستردگی محدوده تحویل در این مقیاس، ایجاد سطح مشابهی از قابلیت ردیابی در ترانزیت بین المللی همچنان چالشی است که باید با آن دست و پنجه نرم کرد.

مطالعات انجام شده توسط شرکت Moor Insights & Strategy حاکی از آن است که قریب 90 درصد از ارائه دهندگان خدمات لجستیک و حمل و نقل عقیده دارند که عدم توانایی در ردیابی زنجیره تأمین یکی از بزرگ ترین چالش هایی است که این صنایع با آن دست به گریبان هستند. در حقیقت، آن ها اعتراف می کنند که حداقل نیمی از زنجیره تأمین آن ها خارج از دیدشان قرار داشته و ردیابی آن مقدور نیست.

با این حال، فناوری اینترنت اشیاء (IoT) این جا است تا چشم انداز لجستیک را برای همیشه دگرگون کند. ردیاب های قابل حمل متصل به اینترنت که در زمان واقعی و به صورت بلادرنگ موقعیت مکانی و وضعیت کالاها را در کل زنجیره تأمین مورد نظارت و کنترل قرار می دهند، قادر هستند که چنین خلاء های اطلاعاتی را از بین ببرند.

بر اساس تازه ترین گزارش شرکت DHL با عنوان Logistics Trend Radar، مزایای گسترده به کار گیری فناوری نسل پنجم (5G) از قبیل کاهش مصرف انرژی، مسیر استفاده از روش های ردیابی بین المللی و نظارت بر وضعیت محموله ها و تجهیزات را هموار خواهد کرد.

برخی از تجهیزات هوشمند یاد شده شامل دستگاه های ردیابی باتری داری هستند که از قابلیت اتصال امن به کانتینرها، کامیون ها، بسته ها یا حتی خود کالاها برخوردار بوده و به این ترتیب، می توانند موقعیت مکانی، دما، رطوبت، نور، شوک و سایر معیارهای اساسی را تحت نظارت خود قرار دهند. قفل های الکترونیکی تعبیه شده در این تجهیزات از طریق اینترنت فعال شده و از قابلیت هشداردهی و ارائه گزارش برخوردار هستند. وجود این قابلیت ها از به سرقت رفتن یا دستکاری شدن این تجهیزات جلوگیری می کند.

این به آن معنا است که به لطف وجود فرآیندهای نظارتی بهتر و تبادل اطلاعات در زمان واقعی، احتمال دستکاری محموله های ارزشمند در طی روند حمل و نقل به حداقل خواهد رسید.

  1. کامیون های خودکار در جاده های عمومی

نوآوری های تحول آفرین عرصه فناوری، خلاقیت در حوزه سیستم های خودران را تنها به اتومبیل های سواری اختصاص نداده و کامیون ها را نیز مشمول این فرآیند کرده اند. انجام این کار، سیستم حمل و نقل جاده ای را با تحولات چشمگیری رو به رو کرده و فرآیند انجام کار را به جای نیروی کار بر یک عملیات کارآمد و قابل اتکا متمرکز می کند. با توجه به اهمیت زمان و تحویل به موقع کالا، تأخیر بسیار اندک فناوری نسل پنجم موجب می شود که استفاده از این فناوری یکی از اصلی ترین مولفه های حمل و نقل خودکار در جاده های عمومی به شمار آید. دلیل این امر آن است که با تکیه بر فناوری 5G اطلاعات می توانند با تأخیری معادل یک هزارم ثانیه منتقل شوند. این به منزله انتقالی 50 بار سریع تر از 4G است. کاهش نمایی زمان تصمیم گیری کامیون خودران به معنای ایجاد شرایط لازم برای برخورداری از جاده هایی ایمن تر و تحویل هایی مطمئن تر خواهد بود. شرکت های Ericsson، Einride و Telia به تازگی با هم متحد شده و از طریق به کار گیری کامیون های خودران مجهز به فناوری 5G برای ایجاد یک سیستم حمل و نقل پایدار، قابل اطمینان و ایمن با یکدیگر به همکاری پرداخته اند. این کامیون های کاملاً برقی بدون راننده که با عنوان « T-pod» نام گذاری شده اند به تازگی به عنوان بخشی از یک اکوسیستم حمل و نقل هوشمند به مرکز لجستیک شهر Jönköping، کشور سوئد معرفی شده اند.

این کامیون ها هم اکنون در یک محیط کنترل شده مستقر و تحت آزمایش هستند. با این حال، هدف نهایی از ساخت و راه اندازی آن ها این است که در آینده ای نه چندان دور به ناوگان حمل و نقل خودران جاده ای پیوسته و چشم انداز آتی صنعت لجستیک را دچار تحول کنند.

شرکت DHL هم در حال آزمایش بر روی ناوگان وسایل نقلیه برقی خود است (StreetScooter). عملکرد این اسکوترها نیز با اتصال به فناوری نسل پنجم بهبود خواهد یافت. با این حال، سازگاری عمده با کامیون های خودران مستلزم فائق آمدن بر چالش هایی است که در زمینه مقررات دولتی، زیر ساخت ها، پذیرش اجتماعی و مسائل ایمنی وجود دارند. تنها در چنین حالتی است که از مزایای چنین تحولاتی بهره مند خواهیم شد.

 

  1. تسریع و ایمن سازی عملیات بنادر

بندر Livorno از زمان رنسانس به عنوان دروازه توسکانی به شمار می رفته است. این مکان به عنوان بستری برای آزمایش یک پلت فرم تازه خلاقانه و مبتنی بر فناوری 5G در نظر گرفته شده است. ایجاد یک سیستم حمل و نقل هوشمند، مستلزم اتصال حسگرها، دوربین ها و تجهیزات به یک شبکه یکپارچه ارتباطی است. وسایل نقلیه هوشمند و بدون سرنشین زمینی قادر هستند که بار خود را به صورت خودکار بارگیری و تخلیه کنند. به علاوه، آن ها می توانند اطلاعات مربوط به موجودی محموله خود را منتشر کنند. بنابراین، دسترسی به مناطق کنترل شده و تحت نظارت برای آن ها امکان پذیر خواهد بود.

در این جا، نکته قابل توجه و کلیدی این است که ماهیت وجودی چنین سیستم هایی بر اتصالی سریع، قابل اطمینان و دارای پهنای باند گسترده مبتنی است. برقراری چنین ارتباطی تنها از طریق بهره گیری از سرعت و عملکرد فناوری نسل پنجم امکان پذیر خواهد بود.

تلاش های انجام شده در زمینه دیجیتالی شدن، فرصت های قابل توجهی را در اختیار ما قرار خواهد داد. چنان که در این بندر پیدا است، همگام سازی فناوری های اینترنت اشیاء و هوش مصنوعی و برقراری یک اتصال مناسب به ایجاد یک محیط عملیاتی قابل اتکا، ایمن و کارا کمک خواهد کرد.

 

  1. اپلیکیشن های واقعیت افزوده (AR)

اپلیکیشن های پیشرفته مبتنی بر فناوری واقعیت افزوده از قبیل، گزینش بصری (vision picking) در صنعت لجستیک موارد استفاده بسیار زیادی دارند. در صورت دریافت پشتیبانی از یک شبکه 5G، کاربرد این نوع برنامه ها به مراتب افزایش خواهد یافت.

کاهش زمان تأخیر در فناوری نسل پنجم این امکان را فراهم می کند که تحرکات محموله با سرعتی چشمگیر و به صورت هم زمان به روز رسانی شود. به این ترتیب، تجربه کاربر در زمینه استفاده از اپلیکیشن های واقعیت افزوده بهبود یافته و آخرین تغییرات اعمال شده به صورت بصری نمایش داده خواهد شد. این امر به کاهش احتمال خطا و افزایش کارآیی کارکنان مدیریت عملیات انبار منجر می شود.

علاوه بر گزینش بصری (vision picking) و کاربرد آن در گزینش سفارش، فرآیندهای مونتاژ و تعمیر مبتنی بر فناوری نسل پنجم که در انبار به کار گرفته می شوند، با تکیه بر قابلیت های دستگاه های مجهز به فناوری واقعیت افزوده و کاهش زمان لازم برای انتقال اطلاعات قادر خواهند بود تا به مراتب سریع تر از گذشته عمل کنند. به عنوان مثال، تیم های مجهز به عینک های واقعیت افزوده قادر خواهند بود با بهره گیری از لنزهای مخصوص و امکان نمایش گام به گام مراحل مونتاژ یا تعمیر در زمان واقعی، مدت مورد نیاز برای آموزش را به حداقل رسانده و هزینه های سربار نیروی انسانی را به شدت کاهش دهند.

آشنایی هر چه بیش تر با مزایا و توانایی های بالقوه فناوری نسل پنجم (5G) به ما کمک خواهد کرد تا معضلاتی از قبیل، از دست رفتن محموله، تحویل نادرست بسته های ارسالی و تحمل خسارات ناشی از خطای انسانی یا مشکلات نشأت گرفته از سوء مدیریت و ناکارآمدی ها را پایان دهیم.

https://logisticsofthings.dhl/5g-five-things-it-means-for-logistics/

2019-12-16

مدیریت و برقراری ارتباط میان سیلوهای سازمانی

اغلب مدیران با اهمیت از بین بردن مرزهای موجود در میان سیلوهای سازمانی و ایجاد شرایط همکاری متقابل آشنا بوده و در این مسیر تلاش می کنند. با این حال، دشواری های موجود در رسیدن به چنین هدفی کاملاً قابل درک است. -Tiziana CasciaroAmy C. EdmondsonSujin Jang,June 2019

کافی است برای لحظه ای هم که شده روابط شغلی خود در محل کارتان را در نظر بگیرید. بدیهی است که به طور دائمی باید گزارش کار خود را به افراد بالا دست خود ارائه دهید. از طرف دیگر، اشخاصی هم وجود دارند که باید به شما گزارش دهند. حالا، افرادی را در نظر بگیرید که در سایر بخش ها، واحدها یا مکان های جغرافیایی در حال انجام وظیفه هستند و عملکرد آن ها به نوعی فعالیت حرفه ای شما را تحت تأثیر قرار می دهد. کدام یک از روابط مذکور در حیات حرفه ای روزمره شما از اولویت بالاتری برخوردار است؟

این پرسشی است که برای بسیاری از مدیران، مهندسان، فروشندگان و مشاوران سازمان ها و شرکت های مختلف در سر تا سر نقاط جهان مطرح شده است. با این حال، پاسخ دریافتی همواره یکسان است و به روابط عمودی اشاره می کند. در مقابل، وقتی از این افراد سوال می شود، «کدام یک از روابط مذکور در ایجاد ارزش برای مشتریان از اهمیت بیش تری برخوردار است؟» پاسخ دریافت شده به طور کامل تغییر می کند.

امروزه، اکثریت قریب به اتفاق فرصت های تجاری و نوآوری ها در رابط های موجود بین ادارات، سازمان ها یا توابع سازمانی نهفته است. به عبارت دیگر، دستیابی به راه کارهای یکپارچه مورد نظر اغلب مشتریان و سازمان های در حال توسعه بیش از هر چیز دیگری مستلزم برقراری روابط افقی و همکاری بینابین توابع و بخش ها است.

ارزش انجام کارها به صورت تیمی و ایجاد ارتباطات افقی بر همگان آشکار است. کارکنانی که قادر هستند با واحدهای خارج از سیلوی سازمانی خود و با همکاران متخصص در سایر توابع ارتباط برقرار کنند در زمینه کسب اطلاعات، بالا بردن آمار فروش و یادگیری مهارت های جدید به مراتب موفق تر خواهند بود.

هایدی گاردنر (Heidi Gardner)، یکی از اعضای برجسته دانشکده حقوق دانشگاه هاروارد در ضمن مطالعات خود دریافت که اغلب سازمان هایی که از همکاری های متقابل برون مرزی سیلوها و میان واحدی بیش تری برخوردار هستند از نظر نرخ وفاداری مشتری و آمار فروش در رتبه بندی بالاتری قرار دارند. با توجه به وابستگی روز افزون فرآیندهای خلاقانه با همکاری و مشارکت متقابل رشته های مختلف علمی و سرعت فزاینده روند دیجیتالی شدن تجارت و در عین حال، با در نظر گرفتن نیاز رو به رشد نیروی کار فرامرزی برای تحقق اهداف جهانی سازی، کلیه کسب و کارها به دنبال آن دسته از مدیران اجرایی هستند که فارغ از زمان و مکان قادر باشند پروژه های مختلف را در درگاه های گوناگون هدایت کنند.

نتایج به دست آمده از پژوهش ها و مشاوره با صدها نفر از مدیران اجرایی و سایر مقامات ارشد چندین سازمان مختلف لزوم وجود مشارکت افقی درون سازمانی را تأئید می کنند و بر چالش های موجود در سر راه ایجاد چنین ارتباطاتی صحه می گذارند. برای مثال، در طی انجام این مطالعات، یکی از شرکای یک سازمان حسابداری بین المللی اظهار داشت، «تمرکز بر روی پروژه های بزرگی که نیازمند یکپارچگی در رویه ها هستند بی تردید ضروری است. این موضوع از آن دسته مسائلی است که ارزش های متمایز ما را رشد و توسعه می دهد. با این حال، اغلب ما خودمان را به انجام پروژه های کوچک تری محدود می کنیم که از عملکرد آن ها در حیطه رویه های معمول خود اطمینان داریم. این امر بسیار دلسرد کننده است».

از طرف دیگر، یکی از شرکای ارشد یک سازمان مشاوره ای برجسته بیان کرده است: «همه می دانند که صید ماهی های بزرگ در اقیانوس های دورتر و آب های عمیق تر امکان پذیر است. با این حال، دست و پا زدن در حوضچه های کوچک شخصی و شناخته شده و صید گروهی از ماهی های کوچک به مراتب ساده تر است».

طراحی مجدد ساختار رسمی سازمان از جمله روش هایی است که به در هم شکستن سیلوهای سازمانی و از بین بردن مرز میان آن ها کمک می کند. با این حال، لازم است بدانید که اتخاذ چنین رویکردی با محدودیت های متعددی رو به رو بوده و کاری پر هزینه، گیج کننده و کند خواهد بود. از همه بدتر این که، اگر چه ایجاد ساختارهای جدید به حل برخی مشکلات کمک می کند، اما خود، به وجود آمدن مسائل دیگری را موجب می شود. با تمرکز بر شناخت و آگاهی از روش هایی که از بین بردن مرزهای درون سازمانی را تسهیل می کنند، دریافته ایم که ایجاد ارتباط با گروه های کارشناسی درون سازمان و مشارکت بیش تر با سایر همکارانی که اغلب دارای تفاوت های عمده ای با یکدیگر هستند نیازمند آموزش است.

مواردی از قبیل، شناخت طرفین مقابل، آگاهی از نحوه عملکرد و برقراری ارتباط با آن ها همچنان از چالش های عمده فعالیت موثر رابط ها به شمار می رود. مواجه شدن با چنین چالش هایی آسان نیست؛ با این حال، بشر همواره در تلاش بوده است تا با سایر همنوعان خود ارتباط برقرار کرده و بر تفاوت های موجود فائق آید.

در این میان، رهبران سازمان ها ملزم هستند تا در توسعه ظرفیت های موجود برای غلبه بر چالش های به وجود آمده میان افراد و سطوح سازمانی راه گشا باشند. این به معنای فراهم کردن شرایط آموزش و پشتیبانی از روش هایی است که ایجاد چنین ارتباطاتی را ممکن خواهند ساخت. در این جا، چهار روش موثر در این زمینه را بررسی می کنیم

   1.توسعه و گسترش عملکرد واسط های فرهنگی:

خوشبختانه، در اغلب سازمان ها افرادی وجود دارند که همیشه در زمینه ایجاد تعامل سرآمد سایرین بوده اند. به طور معمول، دامنه تجربیات و روابط این دسته از افراد در بخش ها و توابع گوناگون سازمان گسترش می یابد و به عنوان رابطی در میان آن ها عمل می کند. ما این دسته از افراد را واسط های فرهنگی می نامیم.

مطالعات انجام شده بر روی بیش از 2000 تیم بین المللی نشان داده است که عملکرد تیم هایی که دارای یک واسط فرهنگی هستند به مراتب بهتر از گروه هایی است که این قبیل افراد را در خود ندارند. به طور معمول، یک واسط فرهنگی به عنوان پلی میان مرزهای موجود در بین توابع سازمانی عمل می کند. بنابراین، لازم است سازمان ها چنین افرادی را شناسایی کرده و در جهت تأثیر گذاری هر چه بیش تر به آن ها کمک کنند.

همان طور که گفته شد، واسط های فرهنگی در اصل، پلی هستند که برقراری ارتباط میان بخش ها و توابع مختلف سازمانی را تسهیل کرده و بروز اختلالات و اختلافات روزمره را به حداقل می رسانند. برای ایجاد تأثیر بیش تر، لازم است این گونه افراد از نحوه عملکرد هر یک از طرفین و نیازهای آن ها به اندازه کافی آگاهی داشته باشند. به همین دلیل، برخی سازمان ها افراد متخصص و کارشناسانی را به عنوان واسط فرهنگی استخدام می کنند  و آن ها را در میان بخش های دارای سابقه درگیری و سوء تفاهم با یکدیگر به کار می گمارند. این کارشناسان توانایی آن را دارند که با کلیه گروه ها به صورت یکسان ارتباط برقرار کنند. آن ها می توانند با بازاریاب ها درباره محتوای برند گفتگو کرده و در عین حال، جزئیات لازم درباره وجوه تمایز محصولات را برای فروشندگان مهیا کنند.

آگاهی از عملکرد طرفین، این کارشناسان را قادر می سازد تا بتوانند منطق رفتارهای حرفه ای و عادات شغلی افراد را با یکدیگر مرتبط کنند. به این ترتیب، بخش های بازاریابی و فروش این امکان را خواهند داشت تا بدون نیاز به تعامل مستقیم همکاری عملی تری با هم داشته باشند. این نوع به کار گیری واسط فرهنگی  از آن جهت کارآمد است که به گروه های مختلف اجازه می دهد تا بدون نیاز به شناخت چشم اندازهای طرف مقابل یا ایجاد تغییر در نحوه عملکرد آن ها روی اختلافات خود کار کنند. این امر به ویژه در مواردی کارآیی دارد که همکاری ها یک طرفه بوده یا سازمان از نظر وقت در مضیقه است و هر چه زودتر باید نتایج را ارائه دهد.

لازم است بدانید، اغلب کارمندانی که توانایی برقراری ارتباط با بخش های دیگر سازمانی را داشته باشند و بتوانند از مرزهای سیلوهای سازمانی فراتر روند علاوه بر کسب اطلاعات بیش تر قادر خواهند بود آمار فروش خود را نیز افزایش دهند.

واسط های فرهنگی می توانند افراد را به یکدیگر نزدیک کرده و در ایجاد روابط پایدار و درک متقابل موثر باشند. یکی از مدیران شرکت National Instruments که در زمره تولید کنندگان تجهیزات تست خودکار قرار دارد، اذعان داشته که پیوسته در تلاش است تا بین همکاران گوناگونی که در مناطق و توابع مختلف سازمانی فعالیت می کنند ارتباط موثری برقرار کند. او اظهار داشته، «من به ایجاد ارتباط در بین کارکنان فکر می کنم. در صورتی که کارکنان واحدها نیاز داشته باشند تا با کارمندان سایر بخش ها همکاری کنند، اطلاعات لازم را در اختیارشان قرار می دهم».

بنابراین، گروهی از واسط های فرهنگی مانند چسب و برخی دیگر نظیر پل عمل می کنند. گروه نخست، با اطمینان دادن و کمک به رمز گشایی زبان طرف مقابل روند مشارکت را تسهیل می کند. این گروه، بر خلاف دسته دوم، کمک می کند تا توانایی های طرفین برای کار کردن بدون مرز به شیوه ای ارتقاء یابد تا در آینده به کمک واسط فرهنگی نیازی نداشته باشند.

رهبران سازمان ها هم می توانند همچون پلی توابع مختلف سازمانی را با یکدیگر مرتبط کرده و افرادی با پیشینه های مختلف فرهنگی را استخدام کنند که از مهارت برقراری ارتباط با افراد و گروه های گوناگون برخوردار هستند. از آن جا که کار کردن افرادی با فرهنگ های مختلف به طور معمول با مقاومت هایی رو به رو خواهد بود، بهتر است سازمان ها نسبت به ایجاد طرز تفکری نوین در مورد رشد و گسترش میل یادگیری و چالش پذیری و توسعه فرصت ها مبادرت ورزند.

علاوه بر این، رهبران سازمان ها می توانند به افراد در کلیه سطوح فرصت دهند تا نقش های گوناگونی را در بخش های مختلف عهده دار شوند. بسیاری از برنامه های توسعه رهبری چرخشی قصد دارند تا چنین اهدافی را محقق کنند. کلودین ولف (Claudine Wolfe)، مدیر بخش استعداد و توسعه شرکت بیمه بین المللی Chubb معتقد است که توانایی این شرکت برای ارائه خدمات به مشتریان در سر تا سر جهان این است که به مجریان کارآمد فرصتی می دهد تا در موقعیت های جغرافیایی متنوع فعالیت کرده و نوعی ذهنیت فراگیر جهانی را ترویج دهند. او می گوید، «ما فرصتی اساسی را در اختیار افراد قرار می دهیم تا بتوانند در منطقه ای خاص به کسب تجربیات شغلی بپردازند. ابتدا، درباره هنجارهای فرهنگی و زبان منطقه آموزش های لازم به آن ها داده می شود. سپس، این افراد با اعزام به محدوده جغرافیایی مورد نظر و زندگی در آن جا این آموزش ها را نهادینه می کنند. آن ها به خواربار فروشی های محلی مراجعه کرده و محصولات داخل قفسه ها را از نزدیک مشاهده می کنند و در عین حال، با بازرگانان محلی گفتگو کرده و زندگی واقعی در محیط را فرا می گیرند».

ایجاد ساختارهای ماتریسی نیز ممکن است به توسعه واسط های فرهنگی کمک کند. در ساختارهای ماتریسی افراد موظف هستند تا گزارش های خود را به دو یا چند گروه مختلف ارائه بدهند. ساختار ماتریسی علیرغم وجود برخی چالش های ذاتی افراد را به برقراری ارتباط و فعالیت در گروه های مختلف عادت می دهد.

لازم نیست که همه کارکنان یک شرکت به شکل همه جانبه ای به عنوان یک واسط فرهنگی عمل کنند. با این حال، لازم است که شمار این قبیل افراد به شکلی آگاهانه گسترش یافته و هر یک از آن ها در جهت تسهیل و راه اندازی چرخه همکاری به کار گرفته شوند.

   2.ترغیب افراد به مطرح کردن پرسش های مناسب :

کار کردن به صورت فرامرزی در بخش های مختلف سازمانی بدون طرح سوالات مختلف تقریباً غیر ممکن است. طرح پرسش از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. دلیل این امر آن است که تجربیات و نگاه افراد به مسائل مختلف متفاوت است. بنابراین، آن چه در یک طرف دیده و دست کم گرفته می شود مشابه با چیزی نیست که طرف دیگر تجربه می کند.

در واقع، مطالعه ای که توسط دانشگاه تورنتو و دانشکده بازرگانی هاروارد بر روی بیش از یک هزار نفر از مدیران متوسط یکی از بانک های بزرگ تانزانیا انجام شده بر ارزش کنجکاوی و اهمیت آن در فعالیت های بین مرزی سازمانی صحه می گذارد. این تحقیق نشان می دهد که وجود مدیران کنجکاو و پرسش گر احتمال ایجاد شبکه هایی که بتوانند پلی میان بخش های مختلف و جدا افتاده سازمانی باشند را به شدت افزایش می دهد.

با این حال، تقریباً همه ما به طور معمول از مطرح کردن سوالات خود طفره می رویم. اغلب افراد موفقی که رشد حرفه ای قابل توجهی داشته اند، با گذشت زمان، کنجکاوی خود نسبت به دریافت دیدگاه های دیگران را از دست می دهند. از همه بدتر این که همه ما در اغلب موارد، از طرح سوالات خود واهمه داریم و از آن اجتناب می کنیم. چرا که می ترسیم این امر نشان دهنده ضعف یا بی اطلاعی ما تلقی شود. نورما کرای (Norma Kraay)، یکی از شرکا و مدیران بخش استعداد شرکت Deloitte کانادا در این باره اظهار داشته، «مشاوران خبره تمایل دارند تا در هر زمینه راه کاری ارائه دهند. آن ها برای همین کار آموزش دیده اند».

رهبران سازمان ها از دو طریق عمده می توانند افراد را به طرح سوال تشویق کنند و در طول این فرآیند محیطی را ایجاد کنند که از نظر روانشناختی برای طرح پرسش ایمن باشد.

  • الگوی دیگران باشید:

هنگامی که رهبران و مدیران سازمان با مطرح کردن سوال علاقه خود را به دیدگاه ها و تفکرات سایرین نشان می دهند، دیگر اعضای سازمان نیز تشویق می شوند که همین کار را انجام دهند. انجام چنین کاری نشان دهنده فروتنی و تواضع نیز هست. این از جمله صفاتی است که در حال حاضر، رهبران تجاری و محققان در مسیر موفقیت بیش از پیش بر آن تکیه دارند. بنا به نظریات لازلو باک (Laszlo Bock)، مدیر ارشد سابق بخش عملیات مردمی گوگل، افراد متواضع به مراتب بیش تر از سایرین موفق می شوند که اعضای گروه ها را در جهت رفع مشکلات گرد یکدیگر آورند. در یک محیط تجاری به شدت متغیر، فروتنی یک قدرت محسوب می شود. البته لازم است دقت کنید و فروتنی را با محافظه کاری یا کم گویی اشتباه نگیرید. در اصل، قدرت فروتنی از واقع گرایی نشأت می گیرد. زیرا واقعیت این است که دنیای ما امروزه با پیچیدگی ها و چالش های بسیار زیادی دست به گریبان است. در چنین فضایی، ما تنها در صورتی شانس موفقیت خواهیم داشت که با هم و در کنار هم کار کنیم. اذعان آشکار یک رهبر به بی اطلاعی از برخی مسائل، احساس راحتی و آسایش فکری را در سایر کارکنان به وجود می آورد.

  • هنر پرس و جو را به سایر کارکنان آموزش دهید:

به گفته هال گریگرسن (Hal Gregersen) از مرکز رهبری MIT، روند آموزش به گسترش دامنه و تناوب طرح سوال کمک کرده و حس کنجکاوی عمومی را بر می انگیزد. با این حال، همگی به این نکته واقف هستیم که برخی سوالات در مقایسه با سایرین بهتر هستند.

گاهی اوقات، ممکن است تشویق بیش از اندازه سایرین به سوال کردن نوعی تاکتیک بازجویی به نظر برسد و اثر بازدارنده داشته باشد. ادگار شین (Edgar Schein) از دانشگاه MIT در کتاب خود با عنوان «پرس و جوی متواضعانه» (Humble Inquiry) شرح می دهد که طرح پرسش و روش درست پرسیدن یکی از راه های برقراری روابط کاری موثر است. با این حال، این قبیل سوالات باید از علاقه واقعی به درک دیدگاه های سایرین نشأت گیرند.

روش طرح سوال:

طرح پرسش موثر

 اشتباهات رایج

کار خود را با طرح پرسش های باز آغاز کنید. به این ترتیب، پیش فرض ها را به حداقل خواهید رساند. سوالاتی از قبیل، «اوضاع شما چطوره؟» یا «به نظر شما، چه فرصتی توی این کار هست؟»

پرسیدن سوالاتی که پاسخ بله/خیر دارند.

طرح سوالاتی خاص که بر موضوعات ویژه ای تمرکز داشته و جای کافی برای توضیح و توصیف داشته باشند. از قبیل، «درباره موضوع x چه می دانید؟» یا «می توانید توضیح دهید که این امر/دستگاه/فرآیند چگونه کار می کند؟»

تداوم طرح سوالات تکراری و عمومی از قبیل، «نظر شما چیه؟»

درک خود را از آن چه می شنوید بیان کنید و موارد مبهم را بپرسید. «درست فهمیدم؟ چیزی رو از قلم ننداختم؟» «میشه دقیق تر توضیح بدید؟»

فرض این که مقصود گوینده را می دانید.
به طور متناوب زمان صرف کنید و از روند تجربیات و ارتباطات سایر اعضای گروه ها جویا شوید. «نظر شما درباره روند این پروژه چیست؟» یا «برای ایجاد فضای همکاری موثر چه راه هایی را پیشنهاد می کنید؟» فرض این که همه چیز خود به خود حل شده و فرآیند همکاری به صورت خودکار عمل می کند

 

به علاوه، آشنایی با روش های درخواست اطلاعات با کم ترین تعصب ممکن هم بسیار حائز اهمیت است. این به معنای طرح سوالات باز و ایجاد فضای تعامل است. به عنوان مثال، طرح پرسشی نظیر «به نظر شما انجام این کار چه فرصت هایی را با خود دارد؟» به ایجاد فضای تعامل و پیشبرد گفتمانی غنی کمک می کند. اما سوالاتی از قبیل، «فکر می کنید این فرصت مناسبی است؟» راه گفتگو را بسته و تنها به دریافت یک پاسخ بله/خیر بسنده می کند.

با پیشرفت همکاری، ایجاد فضای پرسش و پاسخ و برانگیختن کنجکاوی اعضای گروه برای غور هر چه بیش تر در مسائل و تشریح نظرات یا تجربیات از جمله موارد بسیار مهمی است که برای رهبران تیم یا مدیران پروژه مفید تلقی می شود. طرح سوالاتی از قبیل، «درباره مورد X چه اطلاعاتی دارید؟» یا «آیا ممکن است نحوه عملکرد آن را توضیح دهید؟» از جمله پرسش هایی هستند که به ایجاد چنین فضایی کمک می کنند. این ها سوالات متمرکزی هستند که اگر چه، پاسخ محدودی ندارند، با این حال، طرف مقابل را به پر گویی و خارج شدن از موضوع هم ترغیب نمی کنند.

نحوه پردازش پاسخ ها نیز حائز اهمیت است. طبیعتاً، فرض بر این است که شما محتوای گفتگو را درک می کنید. با این حال، شنیده های افراد غالباً تحت تأثیر تخصص و تجربیات آن ها قرار دارد. بنابراین، آموزش افراد به شیوه ای که بتوانند منظور طرف مقابل را به طور کامل درک کنند، موردی را از قلم نیاندازند و دچار سوء تفاهم نشوند امری بسیار مهم است. برای رسیدن به چنین مقصودی، بهتر است افراد از سوالاتی نظیرآن چه در ادامه می آید استفاده کنند: «من اینطوری متوجه شدم…چیزی رو از قلم ننداختم؟» یا «ممکنه کمک کنید تا درست متوجه منظورتون بشم؟» یا «به نظرم منظورتون اینه که این پروژه در حال انجامه. درست فهمیدم؟»

در نهایت، لازم است که به صورت دوره ای و متناوب کیفیت فرآیند همکاری و فعل و انفعالات درونی آن به طور مجزا بررسی شود. تنها راه درک تجربیاتی که سایرین از یک پروژه یا یک رابطه کسب می کنند این است که پرسش هایی از این قبیل برای آن ها مطرح شود: « درباره روند این پروژه چه نظری دارید؟» و «به نظر شما چطور می تونیم همکاری موثرتری با هم داشته باشیم؟»

   3.افراد خود را تشویق کنید تا از چشم سایرین به دنیا نگاه کنند:

دقت کنید که به عنوان یک رهبر، علاوه بر ایجاد حس کنجکاوی نسبت به سایر گروه ها و ترغیب افراد برای طرح سوالاتی درباره نظرات و روش های کاربردی طرف دیگر، لازم است تا افراد را واردار کنید تا به طور فعالانه دیدگاه های سایرین را درک کرده و آن ها را در نظر بگیرند. اعضای گروه های مختلف سازمانی از زوایای دید گوناگونی برخوردار هستند و مسائل را به طور مشابه نمی بینند. مطالعاتی از قبیل آن چه پروفسور Deborah Dougherty در دانشکده Wharton در باب موانعی بر سر راه نوآوری موفقیت آمیز محصول هدایت کرده، به طور مداوم نشان می دهند که بسیاری از سوء تفاهم ها از همین جا نشأت می گیرند.

بنابراین، کمک به افراد برای درک و آشنایی با چشم اندازهای دیگران از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. مطالعات انجام شده بر روی پروژه های خلاقانه و بلند پروازانه صنعت متقابل حاکی از آن هستند که موفقیت این پروژه ها در گرو مشارکت و درک متقابل شرکت کنندگان متنوع است. یکی از پروژه های در حال انجام کره جنوبی، ساخت شهری با نام New Songdo است که اجرای آن از ده سال قبل آغاز شده است. این یکی از نمونه های بسیار آموزنده به شمار می رود. در ابتدا، رهبران این پروژه تعداد زیادی از معماران، مهندسان، برنامه نویسان و کارشناسان محیط زیست را گرد هم آوردند و به آن ها کمک کردند تا طی یک فرآیند یادگیری با دقت طراحی شده، تخصص خود را با یکدیگر یکپارچه کرده و موانع موجود را از میان بردارند. امروز، بر خلاف سایر پروژه های شهری هوشمند، 50 درصد از New Songdo تکمیل شده و دارای 30 هزار سکنه و 33 هزار فرصت شغلی است. به علاوه، این شهر تازه توسعه یافته، موفق شده تولید گازهای گلخانه ای و دیگر آلاینده ها  خود را در مقایسه با سایر همتایان تا 70 درصد کاهش دهد.

برایان اوزی (Brian Uzzi) از دانشگاه Northwestern، طی مطالعاتی که بر روی گروه هایی از نوازندگان موسیقی جاز و تولیدات برادوی انجام داده به این نتیجه رسیده است که رهبران تیم های موفق توانایی آن را داشته اند که دیدگاه ها و نقطه نظرات دیگران را حدس بزنند. این رهبران قادر بوده اند که با زبان های مختلف با افراد تیم خود ارتباط برقرار کنند. یک تحقیق دیگر نشان داده است که رد و بدل کردن فعالانه چشم اندازها و دیدگاه ها به تبادل اطلاعات با شیوه ای موثرتر کمک می کند. در عین حال، این امر موجب افزایش خلاقیت تیمی نیز می شود.

 ایجاد فضا و فرهنگی که این چنین رفتارهایی را در پی داشته باشد از جمله وظایف و مسئولیت های یک رهبر سازمانی است. مطالعات روانشناختی نشان می دهند که اغلب افراد از توانایی درک دیدگاه های سایرین برخوردار هستند؛ با این حال، انگیزه و تمایل انجام چنین کاری به ندرت در آن ها وجود دارد. رهبران می توانند با تأکید بر ارزش های جدید ایجاد شده در اثر ادغام تخصص های متنوع در اعضای گروه ها ایجاد انگیزه کنند. برخی روش ها وجود دارند که به انجام این کار کمک خواهند کرد:

  • سازماندهی کردن فضای تعامل و گفتمان متقابل سیلوها:

برگزاری جلساتی که به صورت یک جانبه اطلاعاتی را در اختیار اعضای گروه قرار دهند به خودی خود کار خوبی است. با این حال، بهتر است رهبران سازمان ها برگزاری برخی جلسات تعاملی با گروه های مختلف سازمانی را هم در نظر داشته باشند. چنین فضاهایی به کارکنان کمک می کنند تا دنیا را از دریچه چشم مشتریان یا سایر همکارانی ببینند که در واحدهای دیگر سازمان مشغول به کار هستند.

هدف از انجام این قبیل کارها و برگزاری چنین جلساتی آن است که افراد بتوانند دانش خود را با سایرین به اشتراک گذاشته و با بهره گیری از ورودی های گوناگون به راه کارهای تازه ای دست یابند. رسیدن به این اهداف تنها در سایه ملاقات های رو در رویی امکان پذیر است که به دقت سازماندهی شده باشند و به اعضای گروه های مختلف اجازه دهند تا از نظرات و دیدگاه های متقابل آگاهی یابند. در برخی موارد، مشتریان نیز شامل این فرآیند خواهند شد.

به عنوان نمونه، برخی از شرکت های مشاوره ای، جلسات سنتی به اشتراک گذاری اطلاعات با مشتریان را با یک ساختار کارگاهی جدید جایگزین کرده اند که برای ایجاد مشارکت، کشف سوالات و توسعه راه کارها طراحی شده است. این ساختار جدید فرصتی فراهم می کند تا هر دو گروه مشتریان و مشاوران شانس آن را داشته باشند تا موارد کاربردی را از یکدیگر بیاموزند و با دیدگاه های هم آشنا شوند.

تحلیل رویدادهای متمرکز (FEA) در بیمارستان کودکان مینسوتا از جمله نمونه های کاربردی ایجاد فضای گفتمان سیلوهای متقابل به شمار می رود. در این جا، اعضای مختلف گروه های بالینی و عملیاتی سیستم بهداشت و درمان پس از یک پروژه ناموفق یا بروز یک شکست (از قبیل تجویز یک داروی اشتباه) گرد هم می آیند. سپس، هر یک از شرکت کنندگان برداشت خود را از آن چه روی داده بیان می کند. هدف از برقراری این گرد هم آیی آن است که بتوانند پیش از تلاش برای شناسایی علت، چشم اندازهای مختلف افراد را درباره موضوعات مطرح شده مستند سازی کنند.

اغلب شر کت کنندگان از دریافت های متفاوت و زوایای دید متنوع موجود در رابطه با یک اتفاق واحد شگفت زده می شوند. فرض اصلی FEA این است که اکثر شکست ها و ناکامی ها تنها از یک دلیل ناشی نشده و از علل مختلفی ریشه می گیرند. درگیر کردن افراد با تصویری چند بُعدی و نشان دادن ادراکات و برداشت های سایرین از عوامل موثری است که می تواند به تغییر رویه ها و فرآیندهای سیستم منجر شده و از بروز ناکامی های مشابه جلوگیری کند.

  • استخدام نیروی کنجکاو و یکدل:

با استخدام نیروی کار دلسوز و همدل که نسبت به احساسات، افکار و نگرش دیگران حساس بوده و با آن ها ارتباط برقرار کنند، قادر خواهید بود تا ظرفیت سازمان خویش را در جهت آشنایی و درک هر چه بیش تر دیدگاه های سایرین افزایش دهید. خطوط هواپیمایی Southwest که کم تر از 2 درصد کل متقاضیان کار در این شرکت را استخدام می کند، افرادی را انتخاب می کند که نسبت به ارائه خدمات به مشتریان از خود همدلی و اشتیاق بیش تری نشان می دهند. این شرکت گزینش خود را از طریق انجام مصاحبه های حضوری، بررسی رفتار ها ( با مطرح کردن سوالاتی که با «به من بگو اگر …» شروع می شوند) و مصاحبه های تیمی انجام می دهد که طی آن ها نحوه تعامل کاندیدها مورد ارزیابی قرار می گیرد. 

   4.دیدگاه های کارمندان خود را گسترش دهید:

اگر از رابط ها و جایگاه آن ها اطلاعی نداشته باشید ممکن نیست بتوانید آن ها را رهبری کنید. با این حال، بسیاری از سازمان ها ناخواسته کارکنان خود را تشویق می کنند که هرگز از محیط کاری خود و واحد تجاری که در آن فعالیت می کند فراتر نروند. در نتیجه، این افراد از دیدگاه های حاصله در اثر بررسی شبکه های دورتر از خود غافل می مانند. در این جا، روش هایی وجود دارد که رهبران با به کار گیری آن ها می توانند فرصتی ایجاد کنند تا کارکنان افق دید خود را گسترش دهند:

  • کارمندان مختلف از گروه های گوناگون را گرد هم آورید:

به عنوان یک قاعده کلی، تیم های عملکردی متقابل به افراد سیلوها فرصتی می دهند تا با انواع تخصص های موجود در سازمان خود آشنایی یافته و الگوی ارتباطی یا عدم ارتباط آن ها را شناسایی کرده و در عین حال، ببینند که چگونه می توان یک شبکه اطلاعات داخلی را به شیوه ای ایجاد کرد تا همکاری های ارزشمندی در آن شکل گیرد.

به عنوان مثال مدیر واحد مراقبت های بهداشتی دیجیتال در یک شرکت مشاوره بین المللی، مشاوران خود را بر آن می داشت تا تنها با مدیران ارشد فناوری اطلاعات سازمان هایی که به عنوان مشتری حضور داشتند ارتباط برقرار کنند. با این حال، او سرانجام به این نتیجه رسید که «این امر، توانایی شناخت فرصت های مربوط به ارائه خدمات به مشتریان در فضایی خارج از فناوری اطلاعات را به شدت محدود کرده است». بنابراین، وی با حضور کلیه مدیران اجرایی سازمان های مشتری جلساتی را راه اندازی کرد و تمامی مشاوران خود در کلیه بخش ها اعم از طراحی سیستم ها، تعالی عملکرد، استراتژی و تأمین اعتبار را نیز به این جلسات دعوت کرد. به این ترتیب، فضایی به وجود آمد که طرفین بتوانند از تخصص یکدیگر بهره مند شده و دیدگاه های خود را ادغام کنند.

در این جلسات به مشاوران فرصتی داده شد تا ارتباطات موجود در میان بخش های مختلف مراقبت بهداشتی را کشف کرده و با افرادی دیدار کنند که از بهترین موقعیت برای ایجاد پلی میان روش های مختلف برخوردار هستند. در عین حال، مشاوران با راه کارهای جدید برای ترکیب انواع تخصص ها در جهت برآورده ساختن نیازها و خواسته های مشتریان آشنا شدند.

این امر به مشاوران کمک کرد تا فرصت های ایجاد ارزش و ارائه خدمات در رابط های متقابل را شناسایی کنند. این رویکرد جدید به اندازه ای موثر بود که از رهبران خواسته شد تا روش کاربردی تازه ای را ارائه دهند که به عنوان واسط متقابل بخش فناوری اطلاعات عمل کند و به این ترتیب، این موفقیت در سایر بخش های سازمانی هم باز تولید شود.

  • از کارمندان خود بخواهید تا به کشف شبکه های دور دست بپردازند:

 دانش بشری در حوزه های مختلفی از قبیل، فناوری، تجارت، جغرافیا، سیاست، تاریخ، هنر، علوم انسانی و بسیاری موارد دیگر گسترش یافته است. ایجاد ارتباط میان رشته های مختلف علوم می تواند فرصت های تجاری جدیدی را در پی داشته باشد. به عنوان مثال، می توان به عملکرد خلاقانه شرکت طراحی IDEO اشاره کرد. این شرکت تکنیک های مربوط به فناوری، علوم و هنر را با روش های تجاری در هم آمیخته و به این ترتیب، در ارائه محصولات انقلابی توفیق یافته است (محصولاتی از قبیل، نخستین ماوس Apple که از نمونه اولیه Xerox PARC الهام گرفته و با انجام مراحل مورد نیاز توسعه آن را به یک محصول تجاری تبدیل کرده است). انجام چنین کارهایی به سازمان های مختلف فعال در حوزه های صنعتی متفاوت کمک می کند تا نگرش خود به طراحی را به سمت استراتژی های تحول آفرین سوق دهند.

برای انجام این کار، ابتدا لازم است حوزه های مرتبط با اهداف اصلی تجاری پیدا و مورد بررسی قرار گیرند. به اعتقاد آبراهام فلنکسر (Abraham Flexner)، مدیر موسس Institute for Advanced Study، اغلب نوآوری ها از «فواید دانش بی فایده» نشأت می گیرند. اغلب سازمان ها در انجام اکتشافات باز و تکیه بر آن ها ناتوان هستند. برای رسیدن به هدف و اجتناب از بروز هر گونه مشکلی، رهبران سازمان ها می توانند یکی از این دو رویکرد را اتخاذ کنند:

  • رویکرد بالا به پائین: اتخاذ این رویکرد زمانی موثر است که حوزه های دانش ارزشمند و مربوط و دارای پتانسیل بالا برای ایجاد ارزش از قبل مشخص شده باشند. به عنوان مثال، یکی از شرکای یک شرکت حسابداری که یادگیری ماشینی را به عنوان گامی اساسی و دانش کلیدی برای دستیابی به موفقیت های حرفه ای آتی تلقی می کند، ممکن است به گذراندن دوره های آنلاین یا شرکت در کنفرانس های مربوط به صنعت مذکور علاقه مند باشد. این فرد، پس از گذراندن دوره های مذکور می تواند همراه با ایده هایی جدید در زمینه اجرا و پیاده سازی دانش مذکور در ساختار سازمانی به شرکت خود بازگردد و با برگزاری کارگاه های مختلف، دانش و تجربیات به دست آمده را به کارمندان رده پائین یا سایر همکاران با تجربه منتقل کند.
  • رویکرد پائین به بالا: اتخاذ این رویکرد در مواردی موثر است که رهبران سازمان برای تعیین حوزه های علمی مربوطه و روش برقراری ارتباط با آن ها دچار مشکل شده باشند. با توجه به ایجاد و ارائه دائمی رشته های علمی جدید و سرعت گرفتن این روند، مدیران اغلب با این چالش رو به رو می شوند. لازم است رهبران سازمان ها به کارمندان خود اعتماد کنند و برای شناسایی و ایجاد ارتباط با حوزه های علمی گسترش یافته و خارج از حیطه سازمان دست آن ها را باز بگذارند. به عنوان مثال، رهبران می توانند از کارمندان خود دعوت کنند که دوره ها یا کنفرانس های مورد علاقه خود در حوزه های علمی و صنعتی گوناگون را پیشنهاد کرده و به آن ها کمک کنند تا در این دوره ها و جلسات حضور یابند. به این ترتیب، کارکنان سازمان پیوسته از مهارت های تازه ای برخوردار خواهند شد که مورد علاقه آن ها هم هستند. همچنین، سازمان ها می توانند از کارشناسان حوزه های مختلف دعوت کنند تا با برگزاری کارگاه هایی سطح علمی کارمندان را در حوزه های مختلف ارتقاء دهند. توجه داشته باشید که لازم است کارمندان از زمان و منابع کافی برای جستجوی عرصه های علمی جدید خارج سازمانی و برقراری ارتباط با آن ها برخوردار باشند.

شکستن سیلوهای سازمانی

همه از این موضوع آگاه هستند که در دنیای امروز و در اقتصاد کنونی، یافتن روش های تازه برای ترکیب دانش متنوع سازمانی یک استراتژی موفق در جهت ایجاد ارزشی پایدار به شمار می رود. با این حال، این اتفاق تنها در سایه بهره مندی کارکنان از فرصت ها و ابزارهایی روی خواهد داد که به همکاری متقابل و فعالانه آن ها در فضایی خارج از محدوده سیلوها بیانجامد. برای رها کردن پتانسیل مشارکت های افقی، لازم است رهبران سازمان ها افراد خود را به دانش، آموزش و ارتباط متقابل با بخش های لجستیک و فرهنگی مجهز کنند. به کار گیری چهار روش کاربردی ارائه شده در این مطلب در مسیر پیش رو به شما کمک خواهند کرد.

هر یک از این روش ها به خودی خود نه تنها در مقابله با چالش های مشخص پیش روی رابط موثر هستند؛ بلکه، در کنار یکدیگر هم به طور متقابل تقویت شده و مشارکت در یکی به ارتقاء ویژگی های مثبت دیگری می انجامد. استفاده از واسط های فرهنگی که وظیفه برقراری ارتباط متقابل گروه ها را بر عهده دارند موجب می شود که افراد نسبت به طرح سوال اشتیاق یافته و از این راه با دیدگاه ها و نظرات سایرین آشنایی یابند.

لازم است توجه داشته باشید که طرح سوالات بهتر به پیشرفت هر چه بیش تر افراد کمک می کند و باعث می شود که آن ها به واسطه درک بیش تر و بهتر چالش ها و دیدگاه های سایرین از موقعیت بهتری برخوردار شوند. دیدن مسائل از منظر دیگران و تصور کردن خود در جایگاه آن ها به نوبه خود در ارتقاء دانش فردی و جمعی موثر خواهد بود. در عین حال، بررسی اجمالی شبکه ها به روشن شدن رابط هایی می انجامد که واسط های فرهنگی باید ارتباط و مشارکت موثر در آن ها را تقویت کنند.

با گذشت زمان، به کار گیری این شیوه ها که هیچ یک به دانش فنی عمیق یا مدارک تحصیلی بسیار بالا نیازی ندارند به از بین بردن موانع موجود بر سر راه مشارکت متقابل کمک خواهند کرد. رهبران سازمان ها با ایجاد فضای پشتیبانی و تشویق استفاده از شیوه های مذکور، همکاری و مشارکت متقابل سازمانی را به رفتاری طبیعی تبدیل خواهند کرد.

https://hbr.org/2019/05/cross-silo-leadership

2019-12-01

بزرگ ترین خطرات پیش روی زنجیره تأمین در سال 2019

زنجیره های تأمین امروزی از هر زمان دیگری پیچیده تر و جهانی تر هستند. اما موضوع این است که همین ویژگی موجب می شود که زنجیره های تأمین کنونی در معرض طیف گسترده تری از خطرات و اختلالات قرار گیرند. در این جا 10 نمونه از بزرگ ترین خطرات پیش روی زنجیره تأمین در سال 2019 میلادی را بررسی خواهیم کرد,Tobias Larsson and Shehrina Kamal,2019

در دنیای امروز، اقتصاد بر پایه عملکرد بی عیب و نقص زنجیره های تأمین پیچیده بنا شده است. قابلیت جا به جایی عناصر، مواد و محصولات نهایی به روشی موثر و در بازه زمانی تعیین شده از جمله مواردی است که مزایای بسیار زیادی را برای گروه های بزرگی از افراد در پی خواهد داشت. از جمله این مزایا می توان به کاهش قیمت تمام شده محصولات نهایی، بهبود دسترسی به فناوری های پیشرفته یا داروهای حیاتی و ایجاد فرصت های تجاری و بازارهای جدید برای تولید کنندگان اشاره کرد.

با این حال، زنجیره های تأمین کنونی را به نوعی می توان آسیب پذیرتر از گذشته نیز توصیف کرد. مواردی از قبیل، تأخیر در امر حمل و نقل، ربوده شدن کالاها و بروز بلایای طبیعی، در کوتاه مدت، هزینه های پیش بینی نشده و قابل توجهی را به سیستم تحمیل کرده و زنجیره تأمین را با چالش های بزرگی مواجه می کنند. در عین حال، تغییر و تحولات پی در پی قوانین تجارت جهانی، مقررات ملی و قواعد محلی و در عین حال، تدوین و تنظیم سیاست گذاری های جدید به ایجاد اختلال در تبادلات اقتصادی و عملکرد زنجیره های تأمین منجر می شود. در ادامه به بررسی فهرست تازه ترین روندها و گرایش های سال 2019 پرداخته و تأثیر هر یک از موارد را در شبکه زنجیره تأمین بررسی خواهیم کرد.

  1. نبردهای تجاری

امروزه، تجارت جهانی با فشارها و دغدغه های روز افزونی مواجه است. وجود چنین فشارهایی به تدوین تعرفه های جدید وارداتی منجر شده و به این ترتیب، واردات طیف گسترده ای از کالاهای مصرفی و مواد صنعتی را با چالش های فراوانی مواجه ساخته است. در حال حاضر، ایالات متحده آمریکا و چین طرفین بزرگ ترین نبرد تجاری جهان هستند. دامنه این نبرد به کلیه کشورهای جهان و حتی اتحادیه اروپا نیز گسترش یافته و فعل و افعالات تجاری جهان را تحت تأثیر خود قرار داده است. بدیهی است که سازمان های سر تا سر نقاط جهان در واکنش به وضع قوانین جدید باید خود را با چنین تغییراتی سازگار کنند.

در ژوئن سال 2018 میلادی، شرکت تولید کننده موتور سیکلت Harley Davidson اعلام کرد که خط تولید محصولات انحصاری خود در بازار اتحادیه اروپا را از ایالات متحده به برزیل و تایلند انتقال خواهد داد. با توجه به شعله ور شدن جنگ تجاری موجود میان آمریکا و چین و وضع تعرفه های بیش تر و در عین حال، با در نظر گرفتن شکست توافق انجام شده بر سر خروج انگلستان از اتحادیه اروپا،  انتظار می رود که اتخاذ گرایش هایی از این دست در سال پیش رو گسترش یافته و روند تغییرات را سرعت بخشد.

شرکت آلمانی اتومبیل سازی BMW به تازگی اعلام کرده که قصد دارد خط تولید اتومبیل های Mini خود را از انگلستان به هلند منتقل کرده و در نظر دارد که خودروهای SUV مختص بازار چین را در کارخانجات این کشور تولید کند. شرکت ماشین سازی Honda هم اعلام کرده که تا سال 2021 میلادی، کارخانه خود در Swindon انگلستان را تعطیل خواهد کرد.

  1. کمبود مواد اولیه

اتخاذ استراتژی محلی سازی و تولید منطقه ای محصولات نهایی توسط سازمان ها به طور فزاینده ای در حال گسترش است. با این حال، طیف گسترده ای از مواد اولیه اساسی همچنان در سطح جهانی تولید می شوند. به این ترتیب، بالا رفتن تقاضا یا تنگناهای موجود بر سر راه تولید مواد اولیه اصلی، عرضه آن ها را دچار اختلال کرده و سیستم تأمین را آسیب پذیر می کند. در پایان سال 2018 میلادی، تأمین کنندگان مواد پلاستیکی سر تا سر اروپا نسبت به کمبود قریب الوقوع مواد پلی آمید که در تولید قطعات پلاستیکی مهندسی شده از قبیل قطعات خودرو مورد استفاده قرار می گیرند هشدارهایی جدی را ارائه کرده اند. این مسئله از عرضه پائین آدیپونیتریل (ADN) یعنی یکی از مواد شیمیایی اولیه و ضروری نشأت می گیرد.

در سر تا سر نقاط جهان تنها پنج کارخانه وجود دارند که آدیپونیتریل یا همان ADN را تولید می کنند. بنابراین، کمبودهای ناشی از مشکلات عملیاتی تعمیر و نگه داری، اختلال گسترده ای را در این زمینه به وجود آورده است. بدیهی است که به این ترتیب، سازمان های فعال در حوزه تولید خودرو، نساجی، صنایع الکترونیک و بسته بندی ممکن است مجبور شوند تا به صورت موقتی هم که شده ماده دیگری را جایگزین این محصول کنند. البته، انجام چنین کاری همیشه میسر نخواهد بود.

مواد مصرفی در باتری های لیتیوم-یونی که در طیف گسترده ای از محصولات ارزشمند از گوشی های همراه گرفته تا خودروهای برقی مورد استفاده قرار می گیرند نیز نگرانی های فزاینده ای را ایجاد کرده اند. آژانس منابع معدنی آلمان پیش بینی می کند که تا سال 2035 میلادی، تقاضا برای لیتیوم چهار برابر افزایش خواهد یافت. کبالت، یکی از اجزای سازنده باتری های لیتیومی است. دو سوم کبالت مورد نیاز جهان از کشور کنگو استخراج می شود. برخی کارشناسان عقیده دارند که طی سال های آتی، بی ثباتی و ناامنی موجود در این منطقه به کمبود عرضه کبالت و مشکلات متعدد ناشی از آن منجر خواهد شد. شرکت Apple و برخی تولید کنندگان خودرو برای ایجاد امنیت در زنجیره تأمین، وارد عمل شده و از طرف عرضه کنندگان باتری های خود نسبت به خریداری مستقیم کبالت مبادرت نموده اند.

  1. به کار گیری تمهیدات ایمنی

رعایت مقررات و کنترل کیفیت در زمینه تجهیزات مربوط به دارو و درمان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بنابراین، در بخش های ذکر شده، توجه به این امور به شکل فزاینده ای رو به افزایش است. این امر، از آگاهی روز افزون مردم نسبت به مشکلات ناشی از عدم کیفیت و وضع قوانین سخت گیرانه تر و اجرای دقیق تر آن ها در این حوزه نشأت می گیرد.

بین سال های 2017 تا 2018 میلادی، به دستور سازمان غذا و داروی ایالات متحده آمریکا، فراخوان جمع آوری برخی محصولات دارویی از کانترها تقریباً دو برابر شده است. مسائل مربوط به کنترل کیفیت این بخش به طور فزاینده ای رو به گسترش بوده و به معضلی جهانی تبدیل شده است. دلیل این امر آن است که اغلب شرکت های تولید کننده مواد دارویی، برخی از مواد اولیه اصلی خود   (APIs) ها را از تولید کنندگان مستقر در اقتصادهای در حال توسعه تهیه می کنند. سال گذشته، در پی کشف وجود ناخالصی هایی در داروهای مربوط به درمان فشار خون بالا که به صورت بالقوه سرطان زا تشخیص داده شدند، این داروها در چندین کشور جهان جمع آوری شدند. فراخوان مذکور، ارائه محصولات چندین تولید کننده در سطح جهانی را تحت تأثیر خود قرار دادند؛ با این حال، این موارد به مواد اولیه مصرفی تولید کنندگان مستقر در هند و چین مرتبط بودند.

این امر نگرانی های موجود درباره ضعف در سیستم کنترل تولید و وضع قوانین نظارتی در این مناطق را دو چندان کرده است. در مقابل، چین اکنون دومین بازار بزرگ داروسازی جهان به شمار می رود و آن دسته از سازمان های خارجی که تمایل دارند به طبقه متوسط رو به رشد این کشور خدماتی ارائه دهند، تلاش می کنند تا عملکرد خود را با الزامات وضع شده و قوانین سازمان غذا و داروی چین (CFDA) تطابق دهند.

  1. تغییرات آب و هوایی

همان طور که در سال 2018 میلادی شاهد بودیم، در سال پیش رو نیز تغییرات جوی و تحولات به وجود آمده در وضعیت آب و هوا به احتمال قوی بر روی زنجیره های تأمین جهانی به شکل گسترده ای تأثیر گذار خواهند بود. درواقع، با توجه به گرمایش زمین و افزایش طولانی مدت دمای حاصل از تأثیرات پدیده «ال نینو» و تشدید بالا رفتن دوره ای دمای آب های اقیانوس آرام و تأثیرات متقابل آن بر الگوهای آب و هوایی دنیا، امکان دارد که سال 2019 میلادی گرم ترین سال ثبت شده در جهان باشد.

گرم شدن تدریجی هوا مشکلات متعددی را در پی خواهد داشت. از آن جمله می توان به افزایش شدت و تناوب دوره های خشکسالی، دوره های بارندگی شدید، طوفان های گرمسیری و آتش سوزی های مخرب اشاره کرد. مشکل این جا است که زمان بروز این مشکلات و شدت خرابی ها و اختلال ناشی از آن ها غیر قابل پیش بینی و در عین حال، چشمگیر خواهد بود. با توجه به اختلال ناشی از پائین بودن سطح آب و پیامدهای موجود در حمل و نقل داخلی اروپا می توان ادعا کرد که در سال 2018 میلادی، مشکلات ناشی از کمبود آب، زنجیره های تأمین این قاره را به شدت تحت تأثیر خود قرار داده است. به علاوه، وجود تغییرات آب و هوایی در طولانی مدت به بروز سیل و تحول شدید الگوهای جوی خواهد انجامید.

  1. وضع قوانین و مقررات سخت گیرانه تر در ارتباط با مسائل زیست محیطی

در پی تحرکات انجام شده مربوط به مقابله با گرمایش زمین و تغییرات آب و هوایی، ارتقاء کیفیت هوای محلی و مبارزه با کلیه آلودگی‌های زیست محیطی، مقامات سر تا سر جهان در تلاش هستند تا مقررات تازه ای را وضع کرده و اقدامات جدید را به اجرا درآورند. انتظار می رود که بخش مهمی از تأثیرات حاصله از وضع قوانین و اتخاذ سیاست های تازه در کشور چین مشاهده شود. این کشور به تازگی قوانین سختگیرانه ای را وضع کرده که به کاهش تولید گازهای گلخانه ای حاصل از مصرف زغال سنگ کمک می کنند. اتخاذ چنین سیاست هایی به تعطیلی برخی کارخانجات و تولیدات آن ها منجر شده است.

در این میان، پکن در قبال این دسته از کنترل ها رویکرد انعطاف پذیرتری را اتخاذ کرده است. مسئولان این شهر به مقامات محلی اجازه می دهند تا اقدامات خود را با میزان انتشار آلودگی در منطقه مطابقت دهند. با این حال، صنایعی از قبیل، فولاد، آلومینیوم و سیمان که در زمره صنایع اصلی به شمار می آیند با نظارت سختگیرانه تری مواجه هستند. در سال 2019 میلادی، ممکن است اقداماتی از این دست طیف گسترده تری از صنایع موجود در سر تا سر آسیا را تحت تأثیر خود قرار دهند. در حال حاضر، مقامات چین در تلاش هستند تا برای مقابله با آلودگی خاک هم قوانین جدیدی را وضع کنند. این قبیل اقدامات بسیاری از تولید کنندگان را هدف قرار خواهند داد. در ژانویه سال 2019، مقامات تایلند برای جلوگیری از گسترش آلودگی هوا ساخت و ساز خطوط آهن بانکوک را به مدت یک هفته متوقف کردند.

از طرف دیگر، با توجه به نگرانی های روز افزون جهانی در زمینه تأثیرات ناشی از انتشار گازهای نیتروژن حاصل از عملکرد کامیون ها، آژانس حفاظت از محیط زیست ایالات متحده آمریکا نیز در سال 2019 میلادی قوانین تازه ای را در این حوزه وضع کرد.

در عین حال، در سنگاپور هم آن دسته از صنایعی که با ایجاد 25 هزار تُن گاز گلخانه ای در سال از بزرگ ترین سهم تولید گازهای آلاینده برخوردار بوده اند قرار است که مشمول مالیات های جدیدی شوند. صنعت بازیافت جهانی نیز درست مانند سایر کشورهای جنوب شرقی آسیا و در رأس همه آن ها کشور چین به انجام چنین تحولاتی ادامه داده و واردات قراضه را متوقف خواهند کرد. اعمال این قبیل سیاست ها و تغییراتی از این دست، کشورهای اروپایی بزرگ تولید کننده قراضه و زباله را بر آن خواهد داشت تا ظرفیت بازیافت داخلی خود را تقویت کنند.

  1. وضعیت بی ثبات اقتصادی و تغییرات ساختاری

وجود شرایطی از قبیل، جنگ جهانی تجارت، عدم قطعیت موجود درباره خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا و وضع قوانین و مقررات سخت گیرانه زیست محیطی ممکن است به عوامل محرکی تبدیل شده و به اعمال فشار مالی بر تأمین کنندگان صنعتی و صنایع خودروسازی رده پائین تر بیانجامند. به این ترتیب، در سال 2019 میلادی، ناتوانی از پرداخت دیون مسئله ای است که در صدر مدیریت زنجیره تأمین قرار خواهد گرفت.

بر اساس نظرسنجی انجام شده توسط موسسه تأمین و تدارکات Chartered، تأخیرهای موجود در اجرای مراسم گمرکی که به واسطه موضوع Brexit پدید آمده ممکن است 10 درصد از کسب و کارهای بریتانیایی که دارای تأمین کنندگان اروپایی هستند را به ورطه ورشکستگی بکشاند. در عین حال، با توجه به تغییر برخی تعرفه ها و تأثیر آن بر بالا رفتن هزینه ها و قیمت مواد اولیه و همچنین اجرای آزمایش های دقیق تری از قبیل  WLTP که در مورد انتشار آلودگی حاصل از فعالیت وسایل نقلیه انجام می شوند، تولید کنندگان رده پائین تر قطعات صنایع خودرو سازی را با فشارهای مالی تازه ای مواجه کرده است. با توجه به گرایش های به وجود آمده اخیر در رابطه با استفاده از وسایل نقلیه برقی که به طور بدیهی به قطعات کم تری نیاز دارند، بسیاری از تأمین کنندگان رده پائین تر به احتمال قوی ناچار خواهند شد تا عملکرد خود را با الگوهای جدید کسب و کار مطابقت دهند.

  1. ناآرامی های صنعتی

عملیات حمل و نقل همواره با خطرات ناشی از اقدامات صنعتی مواجه است. اعتصابات، ممانعت از انجام اضافه کاری یا انجام وظایف در محدوده قوانین کار ممکن است عملکرد انواع سیستم های حمل و نقل در سر تا سر نقاط جهان را تحت تأثیر خود قرار دهند. چنین وقایعی می توانند بر فعالیت شرکت های حمل و نقل اثرات بسیار مخرب و تحریک آمیزی را تحمیل کنند. با توجه به منازعات موجود در زمینه قوانین کار محلی و افزایش نارضایتی های کارگران که به واسطه تغییرات اقتصادی و اجتماعی پدید آمده اند، انتظار می رود که سال 2019 میلادی با موج فزاینده ای از اعتصابات رو به رو باشد.

با توجه به روش های موجود حمل و نقل، این قبیل اقدامات بر عملیات حمل بار اثرات گوناگونی را تحمیل خواهند کرد: در بخش هوایی، اعتصابات کارگری به طور معمول کوتاه مدت و بسیار شایع هستند. از طرف دیگر، اعتصاب بنادر به احتمال قوی طولانی مدت تر خواهند بود؛ با این حال، به دلیل ماهیت حمل دریایی و اهمیت پائین تر بازه زمانی در آن، در مقایسه با مورد قبل اثرات کم تری را بر سیستم تحمیل خواهند کرد.

در بخش حمل و نقل جاده ای، اعتصاب ها اغلب با اطلاع قبلی سازماندهی شده و اختلالات گسترده تر و اثرات طولانی مدت تری را در پی خواهند داشت. در حال حاضر، شمار قابل توجهی از منازعات صنعتی جاری، عملیات حمل و نقل جهانی را با تهدیدات جدی مواجه کرده است. کشور هند به تازگی دو اعتصاب عمومی با شرکت صدها میلیون نفر را از سر گذرانده است. تکرار چنین اقداماتی عملیات تولید و حمل و نقل کالاها را با خطرات قابل توجهی رو در رو خواهد کرد. در فرانسه نیز تحرکات اعتراض آمیز جلیقه زردها همچنان به ایجاد تأخیراتی در عملکرد بنادر و شبکه های جاده ای منجر خواهد شد.

  1. آتش گرفتن کشتی های باربری

هفته های ابتدایی سال 2018 میلادی با وقوع دو آتش سوزی بزرگ در کشتی های باربری تحت نظارت شرکت حمل و نقل دریایی Maersk توأم بود. این قبیل اتفاقات، بار دیگر بر احتمال بروز چنین تصادفاتی صحه گذاشت. بزرگ ترین حادثه در تاریخ سوم ژانویه سال 2018 در کشتی Yantian Express متعلق به شرکت حمل و نقل Hapag-Lloyd و در حالی اتفاق افتاد که این کشتی بر روی اقیانوس اطلس از سریلانکا به سمت شهر هیلی فاکس کشور کانادا در حرکت بود. گزارش های ارائه شده توسط شرکت بیمه بین المللی Allianz حاکی از آن است که به طور تقریبی، هر 60 روز یک بار، یکی از کشتی های باربری در دریاها و اقیانوس ها دچار حریق می شوند. اغلب این آتش سوزی ها به واسطه رعایت نکردن اصول ایمنی و از محل نگه داری کالاهای خطرناک آغاز می شوند. خطوط حمل و نقل دریایی Maersk اجرای عملیات نظارتی و بازرسی های تصادفی از کشتی های باربری ایالات متحده آمریکا را سازماندهی و آغاز کرده است؛ با این حال، عدم وجود امکانات کافی برای مقابله با حریق در اغلب کشتی های باربری و همچنین، گرایش به سمت استفاده از کشتی های باربری بزرگ تر، زنجیره های تأمین دریایی را با خطرات فزاینده ای مواجه می سازد.

  1. جنگ های مرزی

هجوم مهاجران به اروپای غربی و ادامه سیل مهاجرت به ایالات متحده آمریکا بسیاری از کشورها را بر آن داشته تا تدابیر امنیتی جدی تری را در مرزهای خود اعمال کنند. در تاریخ 25 نوامبر 2018، با نزدیک شدن کاروانی از مهاجران به بندر San Ysidro که در مرز مکزیک و کالیفرنیا قرار دارد و در پی آشوب و خشونت های به وجود آمده با مأموران گشت گمرک، مقامات محلی ناچار شدند که خطوط مرزی این بخش را به مدت 5 ساعت بسته نگه دارند و از تردد عابران پیاده و وسایل نقلیه جلوگیری کنند.

در انگلستان، عدم قطعیت موجود در رابطه با تغییر سیاست های تجاری پس از خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا این پرسش را ایجاد می کند که تعرفه های جدید و قوانین گمرکی پسا Brexit به چه صورتی خواهند بود؟ در عین حال، این سوال مطرح می شود که مقررات تازه بر زنجیره های تأمین مرتبط با بریتانیا چه تأثیری خواهند داشت؟

امروزه، سازمان ها با خطرات فوری افزایش هزینه و بالا رفتن زمان انتظار عبور و مرور از مرزها مواجه هستند. بروز چنین مواردی در مواقع انطباق مأموران گمرکی با فرآیندها و مقررات تازه چشمگیرتر خواهد بود. بسته شدن مرزها در بنادر ورودی بسیار به ندرت روی می دهند؛ با این حال، پلت فرم Resilience360 پیش بینی می کند که این قبیل رویدادهای به شدت تأثیر گذار در آینده نزدیک با تناوب بیش تری اتفاق می افتند.

   10. امنیت خطوط هواپیمایی و پهپادها

علیرغم پیشرفت های صورت گرفته در پیاده سازی و اجرای مقررات مربوط به حمل و نقل هوایی پهپادها در بسیاری از کشورهای جهان، سهولت دسترسی به پهپادها و عدم آگاهی عمومی از مقررات حمل و نقل هوایی، احتمالاً به بروز اختلال های بیش تر در سیستم ایمنی ترافیک هوایی منجر خواهد شد. به این ترتیب، عملیات لجستیک هوایی نیز با خطرات به مراتب بیش تری مواجه خواهد بود. از سال 2014 میلادی تا کنون، در انگلستان، حوادث ناشی از پرواز پهپادها در ارتفاع پائین تا 1850 درصد افزایش یافته است. در دسامبر سال 2018 میلادی، حضور دائمی و مکرر پهپادها در فرودگاه Gatwick لندن به لغو و ایجاد تأخیر در برنامه پرواز بیش از یک هزار هواپیما منجر شد. با وجود تمام تمهیدات انجام شده در اروپا و ایالات متحده آمریکا، همچنان از فرودگاه های کانادا، چین، فرانسه، نیوزیلند و لهستان گزارش هایی به دست می رسند که از انجام تخلف و پرواز برخی پهپادها در ارتفاع پائین حکایت دارند. کشورهایی از قبیل، بنگلادش، مصر، نیجریه، کنیا، اسرائیل، روسیه و عربستان سعودی از طریق وضع قوانین و مقررات سخت گیرانه و ایجاد برخی محدودیت ها چنین خطراتی را به شدت کاهش داده اند.

ارزیابی مجدد

محیط پر خطر زنجیره تأمین، پویا و همواره در حال تغییر و تحول است. سازمان ها در بیانیه های مالی عمومی خود به طور فزاینده ای از خطرات موجود انتقاد کرده و آن ها را به چالش کشیده اند. در عین حال، با توجه به اتخاذ تصمیمات استراتژیک تر و نظام مندی هر چه بیش تر زنجیره های تأمین، اختلالات ناشی از موارد ذکر شده به مسائل مدیریتی تبدیل می شوند. در عین حال، سازمان ها به صورت پی در پی با چالش ها، تهدیدات و وقایع غیر منتظره تازه و عواقب پیش بینی نشده ای مواجه هستند. هدف از ارائه این قبیل مطالب و در اختیار گذاشتن چنین اطلاعاتی این است تا شاید شما هم بتوانید محیط کسب و کار خود و خطرات پیش روی خویش را با نگاهی عمیق تر دوباره ارزیابی کنید. به این ترتیب، قادر خواهید بود تا با کسب بینش لازم تحولات استراتژیک تجاری جدیدی را اعمال و شبکه های خود را با وقایع موجود سازگارتر کرده و در نهایت از منافع و کسب و کار خویش محافظت کنید.

https://www.supplychainquarterly.com/topics/Strategy/20190514-the-top-10-supply-chain-risks-of-2019/

2019-11-27

مدلهای کسب و کار

مدلهای کسب و کار تنها مختص سازمان های تجاری نبوده و به تمام نهادها اختصاص دارند,Saul Kaplan,April 2011

اغلب افراد با آگاهی از تجربه 25 ساله من در بخش خصوصی و حضور تصادفی و شش ساله من در بخش بروکراسی و دیوان سالاری دچار تعجب می شوند. سوال رایجی که اغلب از من پرسیده می شود این است که آیا با عملکرد بسیار کُند بخش دولتی مشکلی ندارم؟ آیا بخش خصوصی با سرعت غیر قابل توجیهی حرکت نمی کند؟ در پاسخ به این دوستان باید گفت که نه تنها بخش های دولتی بلکه در اصل، همه نهادها و سازمانهای برزگ از مدلهای حرکتی بسیار کندی پیروی می کنند. جالب است بدانید که عملکرد مراکز آموزش عالی، دانشکده ها و دانشگاه ها حتی از نهادهای دولتی و تجاری هم کندتر است. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که این مشکلی فراگیر است که همه سازمان ها و موسسات را در بر می‌گیرد.

به نظر من، بیش از آن که عملکرد و حرکت کند بخش ها، نهادها و موسسات تأمل برانگیز باشد، زبان، رفتار، روابط پنهانی و نقطه نظرات آن ها نسبت به یکدیگر است که جای شگفتی دارد. موضوع این است که کلیه سیلوهای دولتی، خصوصی، غیر انتفاعی و حتی انتفاعی گرفتار نوعی بیگانه هراسی هستند. به این معنی که هر یک از سیلوها دنیای خاص خود را بنا کرده و با کلیه بخش های خارج از خود بیگانه هستند. در هر یک از این جهان ها، هر تازه واردی با نگاهی توأم با شک و تردید و بد گمانی رو به رو خواهد شد. بنابراین، هنگام بازدید از این سیلوها لازم است پیوسته خود را معرفی کنید و بگوئید که نماینده چه نهادی هستید و ذکر کنید که تنها قصد دارید به آن ها کمک کنید.

نکته جالب توجه این است که سازمان های فعال در بخش های اجتماعی همواره در برابر مدلهای تجاری مقاومت می کنند. منظور این است که موسسات غیر انتفاعی، نهادهای دولتی، تشکیلات اجتماعی، مدارس و دانشگاه ها و سازمان های مردم نهاد پیوسته بر عملکرد غیر تجاری خود تأکید می کنند و به این ترتیب، پیروی از مدلهای تجاری را غیر ضروری تلقی می کنند.

متأسفانه باید به استحضار این قبیل افراد برسانم که هر سازمانی، فارغ از دولتی یا خصوصی، وقتی در جهت ایجاد، ارائه و دریافت ارزش گام بر می دارد از یک مدلی تجاری پیروی کرده و دارای یک مدل کسب و کار است. فرقی نمی کند که این نهاد یک موسسه غیر انتفاعی باشد یا یک نهاد انتفاعی؛ سازمان های غیر انتفاعی ممکن است از بازده و بازگشت سرمایه بی بهره بوده و برای صاحبان و سهام دارای خود سود دهی نداشته باشند. با این حال، این قبیل سازمان ها همچنان از طریق کمک های مالی، اوقاف و از این قبیل موارد تأمین مالی شده و ارزش کسب می کنند. بنگاه های اجتماعی نیز عملکرد خود را بر پایه مأموریت خویش بنا کرده و به جای بازده مالی بر تأثیرات اجتماعی تمرکز دارند. با این حال، این دسته از سازمان ها هنوز هم برای قیاس عملکرد خود باید از یک مدل تجاری پایدار تبعیت کنند. نهادهای دولتی از طریق دریافت مالیات و ارائه خدمات تأمین مالی می شوند. اما، همچنان تا حدودی به امر ارائه ارزش به شهروندان مبادرت می کنند.

بنابراین، می توان نتیجه گرفت که مدل ها و مدلهای کسب و کار تنها به بنگاه های تجاری اختصاص نداشته و هر سازمانی که به نوعی ایجاد ارزش کرده یا ارزشی را ارائه می دهد هم باید دارای یک مدل تجاری پایدار بوده و بتواند آن را بیان کند و تکامل بخشد. برخوردار نبودن از مدل تجاری، عملکرد سازمان ها را دچار اختلال کرده و به شکست آن ها می انجامد.

با این وجود، ممکن است مدل تجاری شما صریح و آشکار نبوده و تا حدودی ضمنی تلقی شود. جالب است بدانید که اغلب سازمان ها از بیان دقیق مدل تجاری خود عاجز هستند. تنها شمار معدودی از افرادی که در یک سازمان فعالیت می کنند قادر هستند روش ایجاد، ارائه یا دریافت ارزش سازمان خود را به طور کامل تشریح کنند.

مهم ترین دلیل این امر آن است که در عصر صنعت، یعنی تا همین چند سال پیش، مدل های تجاری به ندرت تغییر می کردند. بنابراین، همه فعالان عرصه کسب و کار، بازی مشابهی را با قوانین شبیه به هم و در حوزه ای قابل درک ارائه می دادند. به این ترتیب، آگاهی کامل از مدل کسب و کار و بیان صریح آن چندان حائز اهمیت نبود. در نتیجه، مدل های تجاری به صورت فرضی و با دقت نه چندان زیادی مورد استفاده قرار گرفته و دست کم گرفته می شدند.

اما در قرن بیست و یکم چنین رویکردی کار ساز نخواهد بود. امروزه، دیگر مدل های تجاری دوام زیادی ندارند و با ظهور فناوری های تحول آفرین و حضور بازیگران جدیدی که در عرصه های گوناگون وارد میدان می شوند، مدلهای کسب و کار نیز تغییر می کنند.

امروزه، افراد و سازمان های خلاق به مدل های کسب و کار موجود اکتفا نمی کنند. به این ترتیب، ایجاد نوآوری در مدل تجاری به یکی از ضروریات استراتژیک سازمان های پیشرو تبدیل شده است. این روزها، سیستم های زیر بنایی اجتماعی جامعه مدرن از قبیل، آموزش، بهداشت، انرژی و کارآفرینی پیوسته در حال تحول بوده و نیازمند وجود مدلهای تجاری هستند که بتواند کلیه این سیستم های اساسی را در بر بگیرد. بنابراین، شاید همین امر مهم ترین دلیل توسعه یک زبان مشترک و وجود یک مدلی تجاری مشابه در بخش های دولتی، خصوصی، انتفاعی و غیر انتفاعی تلقی شود.

با توجه به روشن نبودن حدود و ثغور مرزهای تجاری کنونی، در حال حاضر به مدل های جدید و چند منظوره ای نیاز داریم که بتوانند کلیه بخش های اجتماعی را پشتیبانی کنند. در دنیای کنونی، ما ظهور سازمان های اجتماعی – انتفاعی، غیر انتفاعی با برخی بخش های انتفاعی و سازمان های انتفاعی با مأموریت اجتماعی را شاهد هستیم.

بنابراین، می توان دریافت که مرزهای بخش سنتی در هم تنیده و دچار دگرگونی شده اند. در دنیای کسب و کار امروز، ما استحاله های فراوانی را تجربه کرده و ناگزیر به اتخاذ یک رویکرد و نگاهی منعطف تر هستیم تا بتوانیم با ابهامات موجود دست و پنجه نرم کرده و به درک آن ها بپردازیم.

رونق اقتصادی و راه کارهای مواجهه با چالش های بزرگ پیش روی سیستم اجتماعی مستلزم نوآوری در مدل های تجاری کلیه بخش ها است. تمام سازمان های پیشرو امروزی ناگزیر هستند که روش های تحقیق و توسعه درباره مدلهای جدید کسب و کار را بیاموزند. سازمان های دولتی، مدارس، دانشگاه ها، بنگاه های اجتماعی و نهادهای غیر انتفاعی هیچ یک از این قاعده مستثنا نیستند. چرا که مدل های تجاری تنها به کسب و کارها و واحدهای تجاری اختصاص ندارد.

سائول کاپلان ( Saul Kaplan) بنیان گذار و مدیر عامل Business Innovation Factory  (BIF)

https://hbr.org/2011/04/business-models-arent-just-for

2019-11-11

فناوری های خرده فروشی

آشنایی با تازه ترین فناوری های خرده فروشی در سال 2019 میلادی ,Dan O'Shea

 

 

بسیاری از محبوب ترین فناوری های خرده فروشی، در واقع، تکرار همان فناوری های پیشین هستند که عاقبت پذیرفته شده اند.

فناوری خرده فروشی داستانی قدیمی است که می تواند برای مدتی طولانی مورد بررسی قرار گیرد و همچنان با اعمال خلاقیت های پیشرفته به توفیق دست یابد. فناوری های به کار رفته در خرده فروشی های امروزی ادامه همان فناوری هایی هستند که در فهرست 5 فناوری برتر  Retail Dive به آن اشاره شده بود و انتظار داشتیم تا در سال 2017 بازار خرده فروشی را دچار تحول کنند. این فناوری ها عبارتند از: رباتیک؛ استفاده از پهپاد برای تحویل کالا؛ زنجیره بلوکی و بیت کوین؛ ابزارهای مقابله با کلاهبرداری در تجارت الکترونیک؛ و دستیاران مجازی یا دیجیتال. بسیاری از فناوری های یاد شده هنوز هم به شکل گسترده مورد پذیرش قرار نگرفته اند.

به عنوان مثال، به دلیل استقبال خرده فروشی های مختلف و گسترش استفاده از فناوری رباتیک در زنجیره های تأمین سال 2017 میلادی، این فناوری یکی از داغ ترین مباحث فناوری خرده فروشی در آن سال به شمار می رفت. با این حال، با توجه به محدودیت به کار گیری ربات ها در داخل فروشگاه ها و همچنین استفاده از این فناوری در گام نهایی تحویل کالا، هنوز هم  نمی توان ادعا کرد که فناوری رباتیک در سال 2019 فراگیر شده است.

در عین حال، با توجه به تأخیرات ناشی از تنظیمات پهپادها، هیجان ابتدایی تحویل کالا توسط هواپیماهای بدون سرنشین فروکش کرده است. با این حال، این به معنای آن نیست که صنعت خرده فروشی از فناوری یاد شده دست کشیده باشد. در مورد زنجیره های بلوکی و بیت کوین هم اوضاع تقریباً به همین منوال است. یعنی، تعداد اندکی از خرده فروشی ها در حال آزمودن این فناوری ها هستند. با این وجود، اغلب آن ها همچنان در تلاشند تا با ماهیت فناوری مذکور آشنایی یابند. در عین حال، ابزارهای مقابله با کلاهبرداری تجارت الکترونیک و دستیاران مجازی و دیجیتال با رشد و گسترش قابل توجهی رو به رو بوده اند.

با توجه به آن چه گفته شد، می توان دریافت که اغلب فناوری های خرده فروشی قابل بحث در سال 2019، تکرار همان فناوری های پیشین هستند که انتظار می رود سرانجام در این سال در مرحله پذیرش و کاربرد قرار گیرند. این ها در واقع عرصه هایی از پیشرفت فناوری به شمار می روند که بخش خرده فروشی برای مدت قابل توجهی با آن ها مواجه بوده است. با این حال، انتظار می رود که در طول ماه های آتی محور انرژی و خلاقیت های نوینی باشند.

فناوری در خدمت سفارشی سازی

آیا سفارشی سازی همان شخصی سازی است؟ در سال های اخیر، این مفاهیم بر استراتژی های تجربه خرید در بازار خرده فروشی حاکم شده اند. بنابراین، لازم است که تعریف درستی از آن ها ارائه شود. شاید دقیق تر این باشد که سفارشی سازی را به عنوان محل تلاقی فناوری تولید بلادرنگ و مبتنی بر تقاضا (on demand manufacturing) با احساس نیاز برای دریافت تجربیات خرید به مراتب شخصی سازی شده تر توصیف کنیم. همچنین، تغییر و تحول به وجود آمده در نوع انتظارات مشتریانی که تمایل دارند در زمینه انتخاب محصول از کنترل به مراتب بیش تری برخوردار باشند نیز در این میان حائز اهمیت است. به طور خلاصه، می توان گفت که سفارشی سازی عبارت است از ارائه دقیق همان چیزی که مشتری از شما انتظار دارد.

خرده فروشانی از قبیل، Eloquii مدتی است که سعی بر حرکت در همین مسیر دارند. در عین حال، برندهایی نظیر Adidas هم مواردی از قبیل چاپ پوشاک سه بعدی و تحویل بلادرنگ آن را مورد آزمایش قرار داده اند. از طرف دیگر، استفاده آمازون از فناوری اسکن بدن که توسط شرکت نرم افزاری Body Labs و با سرمایه گذاری توسعه دهندگانی نظیر Naked labs ایجاد شده، موج تازه ای از هیجان را در این زمینه برانگیخته است. به علاوه، سازمان هایی نظیر OnPoint Manufacturing نیز اکنون می توانند فرآیند تولید را به گونه ای هدایت کنند که در هنگام خرید پوشاک امکان ترکیب سایز و اندازه را داشته باشند. این امر، طیف وسیعی از گزینه های انتخابی را به شکلی بدیع در دسترس مشتریان قرار خواهد داد.

مدیر شرکت OnPoint Manufacturing، یعنی Kirby Best طی گفتگویی با وب سایت Retail Dive اظهار داشت، «ارائه پوشاک با اندازه مناسب، تنها با مشکل سایز و ابعاد مواجه نیست؛ بلکه، این امر به فهرست موجودی انبار هم مربوط می شود.» با توجه به این موضوع، شرکت OnPoint در ایالت آلاباما کارخانه ای تأسیس کرده که لباس هایی با الگوهای منحصر به فرد تولید می کند. برای مثال، لباس هایی که ممکن است قسمت بالا تنه آن ها سایز 40 و بخش پائین تنه آن ها سایز 38 داشته باشد. به گفته Kirby Best، « به این ترتیب، همه می توانند دقیقاً همان چیزی که می خواهند را سفارش دهند. وظیفه ما هم این است که خواسته های آن ها را در اسرع وقت برآورده کنیم».

بنا به اظهارات وی، شرکت OnPoint تحولات مربوط به اسکن بدن را از نزدیک و با دقت رصد و مطالعه می کند. او خاطر نشان می کند که این قابلیت به زودی در ابعاد کوچک و به صورت مجازی و به شکلی گسترده در دسترس خواهد بود.

در نهایت، شرکت OnPoint در نظر دارد که تولید بر حسب تقاضا را در بازارهای گوناگون گسترش دهد. با این حال، این تنها شرکتی نیست که در زمینه شخصی سازی سرمایه گذاری کرده است. یکی از خرده فروشی های ارائه دهنده آثار هنری و صنایع دستی به نام  Joann با پذیرش این ایده به تازگی کارخانه ای به نام MyFabric را راه اندازی کرده که در زمینه تولید پارچه های منحصر به فرد و سفارشی فعالیت می کند. این کارخانه با کمک فناوری نساجی دیجیتال WeaveUp نقوش ویژه ای را بر روی این پارچه ها چاپ می کند. علاوه بر این، Joann بر روی یک استارتاپ لیزری سه بعدی به نام Glowforge هم سرمایه گذاری کرده است.

به گفته سخنگوی شرکت Joann، «همه مشتریان ما منحصر به فرد هستند. بنابراین، ما تمایل داریم ابزار و فناوری های لازم را در اختیار آن ها قرار دهیم تا بتوانند کالاهای خود را بر حسب سلیقه خود به طور کامل شخصی سازی کنند».

خرید آنلاین، تحویل حضوری در فروشگاه (BOPIS) فراتر از بازار انبوه

روش خرید آنلاین، تحویل حضوری در فروشگاه (BOPIS: Buy Online Pickup In Store) نمونه خوبی از نوآوری هایی است که در عرصه خرده فروشی تازگی ندارند. با این حال، در سال 2019 میلادی می توانند برای گسترش در بازار انبوه مورد توجه قرار گیرند. چندین خرده فروشی بزرگ، روش  BOPIS را پیش از این مورد استفاده قرار داده اند و در حال حاضر هم در زمینه نحوه طراحی و تبدیل عملیات مربوطه در فروشگاه ها، همچنان به اصلاح رویکردها و گسترش ایده های جدید می پردازند. برای مثال، Walmart در فروشگاه های خود غرفه هایی را برای تحویل کالاهایی در نظر گرفته است که به صورت آنلاین خریداری شده اند و نحوه به کار گیری هم زمان سایر فناوری های خلاقانه با BOPIS را نیز مورد بررسی قرار می دهد. به عنوان مثال، فناوری هایی از قبیل، اتومبیل های بدون راننده می توانند مشتریان را در داخل فروشگاه و تا غرفه های تحویل کالا هدایت کنند.

به تازگی، خرده فروشی rue21 که در زمینه پوشاک و خرده فروشی  Petco که در زمینه محصولات مخصوص حیوانات فعالیت می کنند نیز به کار گیری خدمات BOPIS را تصویب کرده و با موجی از اشتیاق علاقه مندان رو به رو شده اند. گزارش GPShopper حاکی از آن است که بیش از دو سوم از 1300 خریدار مشارکت کننده در نظرسنجی این سازمان، اذعان داشته اند که قصد دارند در روند خرید پایان سال خود از خدمات BOPIS بهره جویند.

بنابراین، انتظار می رود که فناوری های پشتیبان BOPIS هم در این سال با استقبال و پذیرش بیش تری رو به رو باشند. پلت فرم ها وتجهیزات مرتبط با اطلاعات زنجیره تأمین و موجودی انبار نیز با رویکرد به مراتب مثبت تری مواجه بوده اند. چرا که، این موارد، ذخیره و جا به جایی اقلام مربوط با سفارشات آنلاین را در بین فروشگاه ها امکان پذیر می کنند. در نهایت، می توان نتیجه گرفت که BOPIS و فناوری های پشتیبان آن گواهی روشن بر این مدعا هستند که پروژه یکپارچه سازی کانال های خرده فروشی، سرانجام به واقعیت تبدیل می شود.

با این وجود، لازم است که خرده فروشی ها با هوشیاری هر چه تمام در این عرصه قدم بگذارند. بدون فراهم آوردن بسترهای پشتیبان، حضور در عرصه  BOPIS ممکن است به ضرر کسب و کار تمام شود. شرکت Kibo فناوری های لازم برای راه اندازی rue21 را فراهم کرده است. بنا به اظهارات مدیر ارشد محصولات این شرکت، Danielle Roberts، «هر کسی نمی تواند بلادرنگ وارد عرصه خدمات BOPIS شده و به انجام آن بپردازد. در اغلب موارد، مشتریان تنها یک بار به خرده فروشی فرصت می دهند تا این کار را به شکل مناسبی به انجام رساند. یعنی، پس از ثبت و تأئید سفارش، بهتر است کالای مورد نظر در انبار موجود باشد».

وی در ادامه افزود، «مصرف کنندگان در کانال های مختلفی فعالیت دارند. یعنی، استفاده از یک دستگاه ویژه یا مراجعه به یک فروشگاه فیزیکی به وفاداری ارتباطی ندارد. فقط راحتی، هزینه و کیفیت مطرح است. همین حالا هم مصرف کنندگان برای مفاهیم آنلاین و آفلاین مرز مشخصی قائل نیستند و از نظر آن ها این دو با یکدیگر ارتباط دارند».

گسترش گزینه های جستجو

امروزه، جستجوی اقلام به صورت صوتی و بصری به شکل فزاینده ای افزایش یافته و این کار به طور معمول با ابزارهای همراه از قبیل تلفن های هوشمند صورت می گیرد. در این میان به ویژه می توان به جستجوی بصری اشاره کرد که در اپلیکیشن ها و شبکه های اجتماعی از محبوبیت خاصی برخوردار است. به گونه ای که Pinterest، Snapchat و Instagram در رابطه با این فناوری، پیش تر با خرده فروشی ها هماهنگ شده اند. در صورت استفاده از طریق تلفن همراه، این فناوری می تواند ابزار موثری برای کانال خرده فروشی یکپارچه قلمداد شده و خرید مبتنی بر اپلیکیشن را امکان پذیر کند و عامل محرکه تجارت در شبکه های اجتماعی باشد. با این حال، این امر شرایط لازم برای ترغیب مشتریان به حضور در فروشگاه های فیزیک را نیز فراهم می کند. به ویژه در مواردی که معلوم می شود کالای جستجو شده به صورت تصویری در یکی از نزدیک ترین فروشگاه های فیزیکی قابل دستیابی است.

معاون بازاریابی شرکت Shopgate، در این مورد اظهار داشته، «محصولاتی از قبیل، پوشاک، تجهیزات و لوازم منزل هر یک از نظر بصری منحصر به فرد هستند و جذابیت های خاص خود را دارند. بنابراین، کوتاه شدن مسیر خرید و پیمایش هر چه ساده تر این مسیر از عوامل موثر رشد فزاینده جستجوی تصویری و اهمیت آن است. این عمل در حال حاضر خلاقانه و نوپا است. با این حال، به زودی جایگاه مهمی را به خود اختصاص خواهد داد».

نیمه دوم سال 2018 میلادی، با تبلیغات گسترده درباره گسترش فناوری جستجوی بصری و مشارکت خرده فروشی ها در پذیرش آن، همراه بود. خرده فروشی آنلاین و لوکس  Farfetch با بهره گیری از فناوری های ارائه شده توسط شرکت Syte تلاش کرده است تا قابلیت جستجوی بصری را در اختیار اپلیکیشن های  iOS خود قرار دهد. در پی آن، فروشگاه هایی نظیر Forever 21 و H&M نیز به این جرگه پیوستند. خرده فروشی Hayneedle نیز طی همکاری خود با شرکت Slyce بر آن بوده است تا جستجوی بصری را در بخش هایی از کسب و کار خود گسترش دهد که در فروشگاه Walmart مستقر هستند. البته، بنا بر گزارش های به دست آمده در اواخر سال 2018 میلادی، فروشگاه Walmart در نظر داشته که فناوری جستجوی بصری را در کل فروشگاه های خود گسترش دهد.

به لطف وجود دستگاه هایی مانند Amazon Echo و Google Home، جستجوی صوتی نیز در حال گسترش است. پیش بینی های انجام شده توسط شرکت Capgemini نشان می دهد که طی سه سال پیش رو، جستجوی صوتی از طریق تلفن های هوشمند و وب سایت ها جایگزین جستجوی متنی خواهد شد.

با توجه به گسترش فزاینده دسترسی به دستیاران صوتی در تلفن های هوشمند و سایر تجهیزات، این کار امکان پذیر خواهد بود. گوگل این امر را با تعبیه کردن Google Assistant بر روی دستگاه های اندروید به سادگی مدیریت کرده و آمازون هم در حال حاضر در صدد است که اقدام مشابهی را به انجام رساند. به این ترتیب، در آینده ای نه چندان دور، امکان جستجوی صوتی با قدرت مضاعفی در اختیار کاربران خواهد بود. با این حال، Mike Mallazzo، مدیر بازاریابی شرکت Narrativ که از فناوری یادگیری ماشینی در جهت بهبود روند جستجو بهره می گیرد، اظهار داشته است که جستجوی صوتی برای خرید همچنان چشم انداز محدودی را در پیش رو دارد.

به گفته او، «در حال حاضر، جستجوی صوتی نگرانی هایی را ایجاد کرده است. چرا که، نتایج آن با نتایج حاصله از سایر جستجوها قابل قیاس نبوده و هنوز از دقت کافی برخوردار نیست. شاید بهتر باشد بگوئیم، این موضوع در حال حاضر، فقط در زمینه محصولات شرکت آمازون موفقیت آمیز بوده و طیف گسترده مطالب به دست آمده از سایر نتایج جستجو را در بر نمی گیرد».

شرکت Narrativ نتیجه می گیرد که امکان گسترش این قبیل نوآوری ها به اعمال آن در منابع اصلی اطلاعاتی منوط بوده و کار واقعی از آن جا شروع می شود. به گفته Mallazzo، به کار گیری فناوری یادگیری ماشینی و اطلاعات سازمان یافته کمک می کنند تا نتایج جستجو بهتر و معتبرتر باشند. در عین حال، به روز رسانی لینک محصولات تعبیه شده در مطالب و اطمینان از اعتبار آن ها ضروری خواهد بود.

جایگاه واقعیت افزوده و واقعیت مجازی در بازار خرده فروشی

با توجه به این که سال ها است خرده فروشان در حال شنیدن مزایای بالقوه این فناوری ها هستند، ممکن است تکرار این موضوع برای آن ها خسته کننده باشد. در اواخر سال 2017 و اوایل 2018 میلادی، اپلیکیشن های مجهز به قابلیت های مربوط به فناوری واقعیت افزوده با هدف قرار دادن خریداران لوازم و دکوراسیون منزل، راهی را برای تجسم محصولات ارائه شده در محیط خانه فراهم کردند. با این حال، تجربیات به دست آمده نشان می دهند که در آینده نزدیک، فناوری های واقعیت مجازی و واقعیت افزوده در کانال خرده فروشی یکپارچه و عملیات داخل فروشگاه هم جایگاهی ویژه را به خود اختصاص خواهند داد.

به تازگی،  Walmart Labs در زمینه توسعه یک اسکنر مبتنی بر واقعیت افزوده برای اپلیکیشن تلفن همراه خویش که در زمینه مقایسه محصول عمل می کند به توفیق دست یافته است. این فناوری می تواند در داخل فروشگاه مورد استفاده قرار گیرد و قادر است به جای اسکن بارکد هر یک از محصولات، کلیه بخش های قفسه های فروشگاه را اسکن و محصولات آن را با یکدیگر مقایسه کند. این ویژگی و قابلیت هایی از این قبیل، می توانند به توسعه جستجوی بصری کمک کنند. این امر برای هر دو گروه خرده فروشان و خریداران مزایایی را به همراه خواهد داشت.

از طرف دیگر، فروشگاه Macy's قصد دارد استفاده از فناوری واقعیت مجازی Marxent را در 90 فروشگاه خود گسترش دهد. این خرده فروشی خریداران خود را به یک هدست واقعیت مجازی مجهز می کند. وظیفه این هدست آن است که به خریداران کمک کند تا با تجسم و جا به جایی تصاویر سه بعدی لوازم منزل بتوانند چیدمان این وسایل را در اتاق یا خانه خود مجسم و طراحی کنند. در ابتدا، استفاده از این فناوری به افزایش 60 درصدی فروش منجر شد. این در حالی است که خرید افرادی که از فناوری واقعیت مجازی بی بهره می ماندند با کاهش چشمگیری رو به رو شد. بنابراین، دست اندرکاران این فروشگاه در مورد تهیه شمار بیش تری از هدست های واقعیت مجازی متقاعد شدند.

در همین حال، فروشگاه های Home Depot، Walgreens و Walmart نیز در زمینه به کار گیری واقعیت مجازی با شرکت نرم افزاری InContext Solutions شروع به همکاری کرده اند. این کار در جهت کمک به فروشگاه های مذکور در برنامه ریزی طرح ها و نحوه قرار گیری کالاها در فروشگاه انجام خواهد شد.

گزارش به دست آمده از CB Insights در مورد تازه ترین روندهای خرده فروشی برای سال 2019 میلادی، نشان می دهد که فناوری های واقعیت مجازی و واقعیت افزوده، هنوز در مرحله «گذار» هستند. این به معنای آن است که این فناوری ها همچنان در مرحله پذیرش و انطباق قرار داشته و هنوز لازم است تا بهتر درک شوند. در این گزارش آمده است، «به کار گیری واقعیت های مجازی و افزوده مزایای بی شماری را برای خرده فروشی ها در پی دارند؛ با این حال، بالا بودن هزینه های ابتدایی انجام این قبیل پروژه ها، خود مانع بزرگی بر سر راه پذیرش آن است. لازم است خرده فروشی ها همچنان روش های بهره برداری از این فناوری ها و بهترین راه بازگشت سرمایه را بررسی کنند».

پرداخت خودکار یا فروشگاه های بدون صندوقدار

به احتمال قوی آوازه Amazon Go و خواربار فروشی های بدون صندوقدار آن به گوش شما هم رسیده است. اما، چه سازمان های فعال در عرصه فناوری دیگری به سیستم پرداخت خودکار یا سایر روش های تسویه حساب سریع و پرداخت از طریق تلفن همراه مجهز هستند؟

در سال پیش رو، احتمالاً شاهد تحرکات بیش تری در عرصه برنامه های پرداخت خودکار، هوشمند و بی نیاز به صندوق خواهیم بود. اگر گزارش ها در مورد قصد آمازون برای بازگشایی 3000 فروشگاه تا پایان سال 2021 و برنامه ریزی برای ساخت فرودگاه درست باشد، می توان برداشت کرد که Amazon Go با سرعت به مراتب بیش تری در حال گسترش خواهد بود. با این حال، سایر سازمان های فعال در عرصه فناوری از قبیل، Standard Cognition، ادعا می کنند که در سال 2019 میلادی، راه کارهای خود را به وسیله سایر خرده فروشی ها گسترش خواهند داد.

بنا به اظهارات Evan Shiue، مدیر استراتژی شرکت Standard Cognition، تا پایان سال 2019 میلادی، هزاران فروشگاه به پلت فرم پرداخت خودکار این شرکت مجهز خواهند بود. به گفته او، «داروخانه ها، خواربار فروشی ها و سوپر مارکت ها در زمره نخستین مشتریان ما خواهند بود».

البته، تمام انواع خرده فروشی ها با هر ابعادی واجد شرایط استفاده از سیستم پرداخت خودکار نخواهند بود. شرکت Standard به تازگی یک نرم افزار استارتاپ مپینگ به نام Explorer.ai را ایجاد کرده که فناوری آن مشکلات موجود در بازار مورد نظر را برطرف و آن را پیشتاز این عرصه خواهد کرد.

به گفته Shiue، «از آن جا که همواره باید موجودی تمام فروشگاه ها بررسی و پی گیری شود، می توان دریافت که مپینگ یک روند مداوم خواهد بود. اگر قادر به انجام هر چه سریع تر این کار نباشیم و نتوانیم موجودی فروشگاه را تنها در چند دقیقه برآورد کنیم، هرگز تصویر دقیقی از آن در دست نخواهیم داشت. این چالشی است که تمام شرکت های فعال در زمینه پرداخت خودکار از جمله Amazon Go با آن رو در رو بوده اند. نخستین شرکتی که از عهده این چالش برآید سهم بزرگی از بازار را به خود اختصاص خواهد داد».

این به معنای کنار گذاشتن سایر روش های پرداخت نیست. او در ادامه اظهار می کند، «ما فکر می کنیم که پرداخت نقدی و پرداخت از طریق کارت اعتباری همچنان نقش بزرگی را در خرده فروشی ها بر عهده خواهند داشت. بنابراین، شرکت ما اقدام به ساخت کیوسک هایی کرده که چنین پرداخت هایی را نیز محقق می کنند. تا کنون، تمام خرده فروشی ها اعلام کرده اند که به هیچ عنوان تمایل ندارند که فرآیند پرداخت آن ها فقط مبتنی بر اپلیکیشن باشد و لازم است که توانایی دریافت پول نقد و کارت اعتباری را هم داشته باشند».

2019-11-05

شبکه های مشارکتی

بررسی تقابلی رویکرد اکوسیستم مشارکتی و مالکیت انفرادی در طراحی شبکه لجستیک,Wolfgang Lehmacher,October 2019

«شبکه های مشارکتی رو به جلو»

این مطلب در اصل، مفهوم به اشتراک گذاری و مشارکت در یک شبکه بین المللی را بررسی می کند. این نظریات در اواخر دهه 90 میلادی در شرکت La Poste فرانسه توسعه یافته و بین سال های 2000 تا 2005 میلادی به ایجاد موفقیت آمیز شرکت DPD و شبکه های همکاری لجستیک انجامید. برخی بر این باورند که شبکه های مشارکتی لجستیک برای سازمان هایی که به دنبال گسترش و تعمیق دسترسی به بازارهای جهانی بوده و در عین حال، برای دستیابی به شبکه مالی جهانی قادر به تأمین اعتبار نیستند، مسیری رو به جلو به شمار می رود.

بعضی سازمان ها می توانند از مزایای شبکه هایی بهره مند شوند که تنها بر اساس مالکیت دارایی ها و زنجیره های تأمین بنا شده اند. با این حال، اغلب ارائه دهندگان کوچک یا متوسط خدمات به منظور گسترش تأثیر متقابل، بیش تر تمایل دارند تا از پیوستن به شرکای مناسب بهره مند گردند.

بررسی تفاوت های موجود میان شبکه های مشارکتی و الگوی سنتی مالکیت انفرادی

شبکه های مالکیت انفرادی بر حول یک پایگاه مالی واحد بنا شده اند. از طرف دیگر، شبکه های مشارکتی بر یک بینش مشترک تکیه می کنند. سخت افزارهایی از قبیل، کامیون ها، هواپیماها و ساختمان ها از عناصر اصلی شبکه های مالکیت انفرادی به شمار می روند. این در حالی است که عناصر نرم افزاری از قبیل، فرآیندها، سیستم های فناوری اطلاعات، ارتباطات و غیره از مولفه های اصلی شبکه های مشارکتی محسوب می شوند.

در واقع، اغلب شبکه های حمل و نقل به صورت ترکیبی عمل می کنند؛ با این حال، بیش تر آن ها تمایل دارند که از یک الگوی خاص پیروی کنند. برای مثال، شبکه های مشارکتی از قبیل شبکه فرانچایز DPD و شبکه یکپارچه ساز UPS.

مشکلات استراتژی سنتی الگوی مالکیتی (Corporation)

اجرای عملیات به صورت انحصاری و استفاده از وسایل نقلیه ای که به طور کامل به یک فرد تعلق داشته باشند، یک استراتژی بزرگ و پر هزینه است. شبکه های حمل و نقل مجموعه ای از افراد گوناگون، سیاست گذاری ها و فرآیندها هستند. لازم است که اجزای یاد شده با مشارکت هم و به شکلی کارآمد و بی عیب و نقص فعالیت کنند. چنین فرآیندی متضمن تحویل کالا در موعد مقرر خواهد بود. پیوستگی و پیچیدگی روز افزون زندگی مدرن، لزوم دقت در ارائه خدمات را پر رنگ تر و ضروری تر جلوه می کند. از آن جا که به کار گیری الگوی سنتی مالکیت انفرادی با محدودیت سرمایه و به تبع آن با محدودیت ساختار و دارایی ها مواجه است، بدیهی است که تنها معدودی از بازیگران این عرصه در زمینه برآورده کردن مطالبات مشتریان و راضی کردن آن ها عملکرد موفقیت آمیزی خواهند داشت.

در صورتی که یک سازمان به تنهایی قادر به برآورده ساختن نیازها و خواسته های مشتریان خود نباشد، لازم است به ایجاد شبکه مشارکتی پرداخته یا حداقل مزایای شراکت را به دقت بررسی کند.

عملکرد شبکه مشارکتی

شبکه های مشارکتی به طور عمده بر مدیریت شبکه، مهندسی و فناوری اطلاعات تمرکز داشته و به جای پشتیبانی خدمات با اتکا به دارایی ها، به وسیله بازده فرآیند هدایت و تفکیک می شوند. در اصل، شبکه مشارکتی بر پایه به اشتراک گذاری دیدگاه ها، خطرات، سرمایه گذاری ها و در نهایت به اشتراک گذاری سود بنا شده است که این همه با تکیه بر یک شبکه چند مالکی یا مشارکتی امکان پذیر است.

شبکه مشارکتی به سازمان ها اجازه می دهد تا خدمات خود را به بهترین نحوی ارائه دهند و پا را از مرزها و روش های منحصر به خود فراتر گذارند.

در یک شبکه مشارکتی، هر یک از شرکا می توانند تمام تلاش خود را بر روی ویژگی ها و پویایی بازار و حوزه مسئولیت خود متمرکز کنند. حاصل کار، شبکه ای خواهد بود که به خوبی نسبت به نیازهای محلی پاسخ گو بوده و به سرعت خود را با الگوهای متغیر تقاضا انطباق می دهد.

روش کار از نقطه نظر فرآیندهای مدیریتی

الگوهای مالکیت انفرادی به شدت به ایجاد ساختارهای بالا به پائین تمایل دارند. این موضوع به ایجاد یک فرهنگ «فرمان و کنترل» منتهی می شود. با این حال، در شبکه های مشارکتی، رویکرد «فرمان و کنترل» غیر قابل اجرا بوده و کارآیی نخواهد داشت. این تنها دیدگاه های استراتژیک و ساختارهای عملیاتی هستند که از بالا به پائین معرفی می شوند. گذشته از این، تصمیم گیری های عملیاتی به طور معمول از پائین به بالا اتخاذ می شوند. با این حال، چنین تصمیم گیری هایی در قالب های مشترکی صورت می گیرند که توسط رهبر سازمان توسعه یافته و به تصویب آحاد شرکا رسیده باشد. به این ترتیب، انسجام و تعهد جامعه و شبکه تضمین شده بوده و امکان سازگاری موثر با بازارهای محلی وجود خواهد داشت.

نقاط قوت یک شبکه مشارکتی

وجود هماهنگی در جوهره و استراتژی، نقطه آغاز یکپارچگی شبکه های مشارکتی است. این امر به نوبه خود از طریق به اشتراک گذاری باورهای مکمل و بلند پروازی های شرکای مختلف حاصل خواهد شد. برای اطمینان از یکپارچگی و هماهنگی خدمات ارائه شده به مشتریان، وجود یک رهبری قدرتمند در شبکه مشارکتی الزامی است. این امر، به طور کلی محرک عملکرد شبکه و جامعه تجاری بوده و به موفقیت فردی هر یک از شرکا نیز منجر خواهد شد.

جایگاه فرانچایز در ساختار شبکه مشارکتی

مفهوم فرانچایز ابزاری موثر است که در جهت یکپارچگی شبکه های مشارکتی و اطمینان از وجود فرآیندهای بی عیب و نقص و استانداردهای خدماتی رایج به کار می رود. این مفهوم، حدود تعهدات و حقوق هر یک از طرفین درگیر را مشخص کرده و محرک های کارآفرینی را در میان طیف گسترده ای از نمایندگان مستقل تقویت می کند. این امر، علاوه بر ارائه یک رویکرد به غایت انعطاف پذیر و تجاری، متضمن انسجام و تداوم تجربه مشتری خواهد بود.

جمع بندی

الگوی مشارکتی به هر یک از شرکا این امکان را می دهد تا بتوانند بر روی فعالیت های اصلی و نقاط قوت خود تمرکز داشته باشند. این در حالی است که به گسترش هر یک از این ویژگی ها نیز کمک کرده و امکان دستیابی به توانمندی های سایرین را هم فراهم می سازد. این الگو روش جدیدی برای رد و بدل کردن مهارت ها و توانایی ها و ایجاد تعادل در میان آن ها به شمار می رود.

از آن جا که میزان سود، سرمایه گذاری و مواجهه با خطرات در سراسر شبکه مشارکت و بین تمام مشارکت کنندگان مشترک است، الگوهای مشارکتی به شما اجازه می دهند تا پا را از موانع رایج موجود بر سر راه سازمان های انفرادی فراتر گذاشته و از محدودیت های مالی، دانش مشتری و توانایی ها عبور کنید.

به دلیل وجود راهبرد مشارکتی، ممکن است تصمیم گیری و اجرا و پیاده سازی نظریات جدید در شبکه های مشارکتی با روندی کندتر و آهسته تر مواجه باشند. با این حال، گرایش طبیعی این شبکه ها برای ارائه هر چه بهتر عملیات و تجارتی انعطاف پذیر و ایجاد تناسب میان پیشنهادات و نیازهای بازارهای محلی و مشتریان این مشکل را جبران خواهد کرد.

به کار گیری مفهوم شراکت و مشارکت در اکوسیستم زنجیره تأمین روشی مدرن و پاسخ گو برای انجام و مدیریت کسب و کار به شمار می رود. در حقیقت، فرهنگ مشارکتی برای شرکا و مشتریان خود به ایجاد و ارتقاء ارزش هایی می پردازد که از ارزش های ارائه شده توسط سازمان های انفرادی به مراتب فراتر هستند.

https://www.linkedin.com/pulse/corporations-vs-companionship-ecosystem-approach-wolfgang-lehmacher/?trackingId=gyjfer2RSzedlY6cZW%2BJUQ%3D%3D

2019-11-03

استرس در محل کار

راه حل های اثبات شده برای کاهش استرس در محل کار,Anne Fisher,October 2019

متأسفانه استرس کار، در محل کار باقی نمی ماند و می تواند به زندگی شما در خانه رسوب کند، خواب شما را خراب کند و حتی به سلامتی شما در طولانی مدت آسیب برساند. سینتیا هوارد ، مدیرعامل شرکت مربیگری اجرایی Ei Leadership میگوید: نکته پنهان برای مبارزه با استرس این است که "شما نمی توانید فکرتان را از یک واکنش استرسی خلاص کنید و تلاش برای مسدود کردن آن با فکر منطقی کارا نخواهد بود."

این امر به این دلیل است که سیستم عصبی مرکزی ما با اصرار به "مبارزه ، فرار یا میخکوب شدن" به خطر پاسخ می دهد  که واکنش بدن  در پاسخ به ادراکات نسبت به موقعیت‌های خطرناک، حمله، یا در اقدام برای نجات خود است و در محل کار ، شما معمولاً نمی توانید از پس این کار برآیید و به همین دلیل استرس به بدن شما وارد می شود. هوارد می گوید: " انسان طوری طراحی نشده است که بتواند سرعت و پیچیدگی زندگی امروز را تحمل کند." سیستم رفتارهای انسانی از حدود 100000 سال هیچ پیشرفتی نداشته است. "

استرس مداوم یکی از دلایل رواج سرسختانه بیماری های قلبی علیرغم پیشرفت های چشمگیر پزشکی است. برای مثال ، یک مطالعه موسسه  Gallup در ماه ژوئیه گذشته نشان داد که گزارش دادن به یک رئیس مستبد فقط ناخوشایند نیست، این کار به طور چشمگیری می تواند شانس ابتلا به بیماری های قلبی عروقی را افزایش دهد.

هوارد می گوید: "استرس نابود کننده ی فرصت های برابر است." ضربان قلب شما را بالا می برد ، شریانهای شما را ضخیم می کند ، فشار خون شما را بالا می برد و بدن شما را با کورتیزول ، هورمونی که سایر هورمون های آرامش بخش را خاموش می کند ، پر می کند." استرس حتی با تداخل در توانایی سیستم بدن شما برای پردازش قند می تواند باعث افزایش وزن شما شود. مهم تر از همه اینها ، استرس بی امان می تواند شما را در حالت ناخوشی دائمی قرار دهد ، بنابراین دیگر به هیچ وجه از کاری که می کنید لذت نخواهید برد.

پس چگونه این استرس را کنترل می کنید؟ هوارد این پنج روش اثبات شده را پیشنهاد می کند:

  1. نفس های عمیق '4*4' بکشید.

طی 4 ثانیه هوا را نفس بکشید، آن را برای چهار ثانیه نگه دارید ، و طی چهار ثانیه دیگر بازدم کنید. این کار را چهار بار انجام دهید. هوارد می گوید: "تنفس عمیق و آهسته اولین خط دفاعی شما در برابر واکنش استرس است." دلیل فیزیولوژیکی این امر این است که در لحظات دشوار ، به طور مثال ، هنگامی که همکارتان شما را عصبی می کند، تنفس شما کم عمق شده و در خارج کردن دی اکسید کربن کمتر مؤثر واقع میشود. دقیقا برعکس آن چیزی که بدن شما نیاز دارد تا با انرژی باقی بماند. "

 

  1. به مدت سه ثانیه آرام شوید.

"برای اکثر مردم این روزها ، سه ثانیه ممکن است طولانی به نظر برسد." به گفته ی هووارد، "اما این ثانیه ها برای راه اندازی مجدد مغز کافی است. مکث کنید ، نفس بکشید و روی آنچه می خواهید انجام دهید یا بگویید متمرکز شوید. "از بین بردن حواس پرتی ها ، بخصوص از نوع دیجیتالی ، حداقل در ابتدا می تواند دشوار باشد. به گفته هوارد: "این کار مانند ضربه زدن به دکمه" مکث "در YouTube است و مثل این می ماند که وسط یک فیلم جذاب شما این دکمه را بزنید. گرفتن یک زمان سه ثانیه ای "شما را از مرحله ی واکنش علیه استرس عبور می دهد تا ذهن منطقیتان به شما باز گردد. "

 

  1. ذهن آگاهی روزمره را امتحان کنید.

مایندفولنس یا ذهن آگاهی هنوز به کلمه ای کلیشه ای در دنیای کسب و کار تبدیل نشده است که به راحتی قابل دسترس باشد. اما به نظر می رسد که کارا باشد. هوارد می گوید ذهن آگاهی "به سادگی به معنی جلب توجه به آنچه که در آن لحظه اتفاق می افتد ، بدون اینکه به نتیجه گیری یا قضاوت در مورد آن بپردازید معطوف می شود. از آنجا که این تمرین باعث افزایش آگاهی شما از جزئیات و تفاوت های ظریف می شود ، ذهن آگاهی برای هر نوع مذاکره بسیار مهم است." با گذشت زمان ، این عادت همچنین باعث مقاومت بیشتر شما در برابر استرس میشود و خوب چه کسی به آن احتیاج ندارد؟

  1. یک دفتر خاطرات داشته باشید.

هر روز دقیقاً پنج دقیقه وقت بگذارید و به سه سوال در یک دفتر، کاغذ یا فایل Word جواب دهید: امروز چه مواردی مطابق برنامه انجام شده است ؟ کدام انجام نشده است ؟ اقدام بعدی چیست؟ هوارد توضیح می دهد: "این کار، به تمرکز و به خارج شدن اضطراب شناور که باعث ایجاد استرس بیش از حد می شود، کمک میکند." چرا محدودیت زمانی پنج دقیقه ای؟ هوارد پاسخ میدهد: "اگر زمان آن را به مدت پنج دقیقه نگه دارید ، واقعاً آن را انجام خواهید داد.  با توجه به مشغله ی شما اگر برای این کار طولانی تر از 5 دقیقه زمان بگذارید احتمال  آنکه به طور کل از این کار صرف نظر کنید بالا می رود. در پایان هر هفته و هر ماه ، یادداشت های  خود را مرور کنید و پیشرفت خود را به سمت اهداف خود پیگیری کنید." تمرکز منظم بر روی اهداف بزرگ به کنترل حواس پرتی روزانه کمک می کند.

 

5- شکرگزار باشید.

چند دقیقه وقت گذاشتن روزانه برای قدردانی از همه چیزهایی که در زندگی شما خوب است می تواند تفاوت زیادی در میزان مقاومت شما ایجاد کند و اینکه چقدر خوب می توانید از هر موقعیتی کمال استفاده را ببرید. با کمال تعجب ، قدردانی حتی می تواند شما را در مواقع پر فشار باهوش تر کند. آیا تا به حال چنان استرس داشته اید که احساس کنید ذهن شما خالی است؟  دلیل این است که واکنش "مبارزه ، فرار یا ثابت ماندن" (واکنش بدن به استرس) قشر مغز جلوی پیشانی شما را از جایی که افکار منطقی زاییده می شود جدا می کند. از طرف دیگر قدردانی ، هورمونی به نام اکسی توسین را که موجب می شود تالاموس ارتباط مجدد خود را با قشر جلوی مغز پیدا کند ، بنابراین می توانید دوباره بهتر فکر کنید. بالاخره وقتی مادربزرگتان به شما می گفت که نعمت های خود را برشمارید، نکته ای در آن نهفته بود و شاید آن نکته بالا بردن مقاومت شما در موقعیتهای سخت بوده است.

 

https://fortune.com/2019/10/10/ways-to-destress-at-work/

2019-11-02

هوش مصنوعی

آنچه هوش مصنوعی هست و نیست...
2019-10-28

تکنولوژی مدرن

تکنولوژی های مدرن مزایای زندگی شهری را برای شما فراهم خواهند آورد

 

 

2019-10-22

نگاهی به سازمان های آینده

تفکری نو درباره طراحی سازمانی ,Forrester Research, 2018

بخش نخست:

پایان عمر طراحی سازمانی به شیوه کنونی

طراحی سازمانی یا به عبارت دیگر ساختار، رهبری و فرآیندهای راهبری حاکم بر یک سازمان، قدرت آن را دارد که نیروهای نهفته در سرمایه انسانی سازمان را به طور کامل رها کرده و از آن در جهت برآورده ساختن اهداف سازمانی بهره جوید. در عین حال، طراحی سازمانی این قابلیت را هم دارد که هزینه های صرف شده برای سرمایه انسانی خود را به منافع استراتژیک تبدیل کند.

با این حال، با توجه به ویژگی های بازار پر آشوب امروز و تمرکز آن بر مشتریان بالقوه، اغلب سازمان ها ثابت کرده اند که از عملکردی کُند و متحجرانه برخوردار بوده و از نقطه نظر فرهنگی، نسبت به آهنگ تحولات اطراف فاقد حساسیت کافی هستند.

سازمان های یاد شده بر اساس اصول پایداری، مسئولیت پذیری و نظارت و کنترل بنا شده اند و همچنان به سیاست های تحجر آمیز و دست و پا گیر خود پایبند هستند. این ها همان گروهی هستند که با شدت هر چه تمام تر به ایجاد سیلوهای سازمانی پر و پیمان و تغییر ناپذیری می پردازند که روند تصمیم گیری را به چرخه هایی طولانی و تو در تو تبدیل کرده و تجارب از هم گسیخته و ناپیوسته ای را برای مشتریان رقم می زنند. در نهایت، عملکرد این سازمان ها از بروز تحولات مثبت جلوگیری کرده و به دلسردی و یأس مشتری می انجامد.

بنابراین، می توان نتیجه گرفت که طراحی کنونی اغلب سازمان ها به گونه ای است که به جای گسستن بند از سرمایه انسانی و آزاد کردن آن به ایجاد سکونی خطرناک در بازارهای پر تکاپوی امروز پرداخته است.

  • در حال حاضر، جریان عملکرد تجربه مشتری (CX) با رکود مواجه شده است. بررسی نتایج حاصل از شاخص تجربه مشتری (CX Index Results) در سال 2018 میلادی، ادامه روند سکون در این عرصه را نشان داده است. این امر نمایانگر آن است که آن دسته از تیم های تجربه مشتری که در مقابل تحولات سازمانی با شکست مواجه بوده اند، برای موفقیت خود به راه کارهای جامع و جدی نیازمند هستند.
  • بیش از نیمی از شرکت ها و سازمان ها ایجاد تحولات دیجیتالی را پذیرفته و در مسیر رسیدن به آن گام بر می دارند. این در حالی است که تعداد اندکی از سازمان های مذکور، پا را از تلاش برای بهینه سازی کانال ها یا عملکرد شخصی فراتر گذاشته اند. همان طور که پیش تر اشاره شد، محوریت سیاست گذاری مبتنی بر سیلوهای سازمانی، همچنان و با قدرت تمام بازار کنونی را به عدم تحرک و سکون واداشته است.
  • تنها 32 درصد از کارمندان ایالات متحده و 13 درصد از کارکنان کل جهان برای حضور در محل کار و انجام تعهدات خود اشتیاق داشته و به آن ها پایبند هستند. با این وجود، رهبری نیروی کار جهانی برای تغییر هنجارهای دست و پا گیر و نامطلوب کنونی رغبت چندانی نشان نمی دهد. شکل و عملکرد کسب و کار و تیم های سازمانی بر گرفته و از همین هنجارها است. اگر تجربه مشتری (CX) با تجربه کارمندان (EX) ترکیب شود می تواند نیروی عظیمی ایجاد کند که سازمان را به سمت تغییرات داخلی و خارجی سوق دهد. با این حال، در اغلب مواقع، این امر تنها به صورت یک نیروی بالقوه باقی مانده و به صورت عینی تحقق نمی یابد.

به احتمال قوی، مدیران سازمان ها هم با این خطرات آشنایی داشته و آن ها را مشاهده می کنند. با این حال، از آن جا که گام های نخست در مسیر اعمال تغییرات لازم بسیار دشوار و کوچک هستند، چنین تصمیم گیری هایی اغلب به تعویق می افتند:

ایجاد نقش های جدید

به معنای استخدام نیروی تازه نفس در پست های مدیریت اطلاعات یا مدیریت دیجیتال است. این امر، به منظور ایجاد فضای گفتمان متقابل در میان سیلوها و رهبری آن ها انجام گرفته و در حل و فصل مشکلات سخت و پیچیده موثر است. مواردی از قبیل به حداقل رساندن نقش ها و مسئولیت های مدیران موجود راه گشا بوده و بغرنج کردن راهبری سازمان از جمله مشکلات آن است.

ایجاد نوآوری

به منظور ایجاد نوآوری های لازم برای دستیابی به واقعیتی تازه و در امان نگه داشتن این نوآوری ها از تأثیرات فرهنگ سازمانی موجود و بالعکس، لازم است که مراکز نوآوری به دور از بدنه اصلی سازمان ایجاد شوند.

به کار گیری طرح های استراتژیک

به منظور انجام نوآوری های بزرگ و قابل توجه در زمینه های تجربه مشتری (CX) یا دیجیتال، لازم است تیم هایی ایجاد شوند که بتوانند وظایفی چندگانه را بر عهده گیرند. بهتر است اعضای این تیم ها از استعداد و مهارت کافی برخوردار بوده و در عین حال، سرمایه سیاسی اندکی داشته باشند.

به عبارت دیگر، ظواهر امر نشان می دهد که مدیران ضمن پرهیز از  اختلال در عملکرد، تلاش دارند تا حوزه های جدید و در بعضی موارد، قابلیت های قدرتمندی را در سازمان خود ایجاد کنند. آن ها با ترس عمیق خود از ایجاد تغییرات اساسی غلبه می کنند تا بتوانند بر خطرات فائق آمده و مدیریت ریسک را به انجام رسانند. جالب این است که در پاره ای موارد، انجام اعمال غریزی برای به حداقل رساندن ریسک، خود به ایجاد خطرات جدی می انجامد. امروزه، بازارها ظالمانه بوده، مشتریان بدون گذشت و رقیبان جدید آماده سرمایه گذاری و ربودن بازار هستند. با توجه به وجود جریاناتی از قبیل، برونسپاری رباتیک و نوآوری های تحول آفرین می توان چنین برداشت کرد که در حال ورود به عرصه اقتصاد گیگ هستیم.

طراحی سازمانی نیازمند ساختاری مناسب است.

مدل های عملیاتی کنونی دارای مبنای تحقیقاتی رو به رشدی هستند. مطالعات انجام شده در زمینه مدل عملیاتی مشتری مداری وسواس گونه کنونی حاکی از آن است که تمام سازمان های مدرن و امروزی نیازمند طراحی عملیاتی هستند که مبتنی بر مشتری مداری و بینش محور بوده و عملکردی سریع و پیوسته داشته باشد. طراحی متعصبانه و متحجرانه اغلب سازمان ها موجب می شود که صحبت درباره چنین اصولی بسیار ساده بوده و عمل به آن ها با دشواری های متعددی مواجه باشد. بنابراین، برای کمک به برون رفت شرکت ها از شرایط گرانشی کنونی ناچاریم به واقعیت های دور از دسترس فردا چشم بدوزیم.

با گردآوری عوامل موثر در ایجاد تغییر تلاش کرده ایم تا الگویی احتمالی و با ارزش از تغییر ماهیت سازمان ها را ارائه دهیم.

 

بخش دوم:

تغییر ماهیت سازمان ها از جمله سناریوهای پیش رو است.

به احتمال قوی، پیشتازان عرصه کسب و کار در صورت دسترسی به بستری بکر، سازمان هایی را طراحی می کنند که در بازاری منحصر به فرد، مشتری مدار، رباتیک، دیجیتال، اکوسیستم گرا و دارای حساسیت در برابر رعایت حریم خصوصی به رقابت پرداخته و به کامیابی دست یابند.

در این صورت، آن ها بازاری را طراحی خواهند کرد که به رویکردهای درونی سازمان و مبتنی بر معیارهای گذشته بی اعتنا بوده و به آینده چشم دوخته باشد. این نوع از طراحی، امکان تغییری مداوم را فراهم کرده و ماهیت یک سازمان را از نو تعریف می کند. ویژگی های چنین سازمانی عبارت است از:

وجود هسته ماتریسی

وجود مجموعه ای منسجم از توابع به هم پیوسته و تیم های متعدد محصول، توسعه و تجربه از حافظه مشترک و تصمیمات اساسی مرتبط با درک عمیق مشتریان و الگوهای تجاری محافظت می کند. هسته مذکور در مقایسه با پایگاه کنونی کارکنان به مراتب کوچک تر بوده و اشتیاق به انجام تعهدات را با خود به همراه خواهد داشت.

ربات ها

در نهایت، ممکن است در آینده پست های دائمی به انسان ها تعلق نگیرند. امروزه، ربات ها تنها به انجام اموری روزمره، پیش بینی شده و مشخص مشغول هستند. با این حال در طول دهه آتی، شاهد اشتغال فزاینده ربات ها در عملیات اصلی بسیاری از کسب و کارها خواهیم بود.

اکوسیستم های چالاک و پویا

امروزه، مسیر تعامل مشتریان از بازارهای مسافرتی کنونی گرفته تا فضای حمل و نقل فردا بر تعدد برندها و تأکید هر چه بیش تر بر استحکام اکوسیستم استوار است. با توجه به نحوه مدیریت یا شرکت در چنین اکوسیستم هایی، سازمان ها ضمن حمایت از منافع اصلی اقتصادی و پروتکل های اینترنتی خود با کمال میل از هر گونه مشارکتی استقبال کرده و به این ترتیب، قلب، ذهن و هزینه های مصرف کنندگان را به خود جلب می کنند.

خدمات تخصصی انتقال مهارت

در جهانی که نیازها با سرعت هر چه تمام تر در حال تغییر بوده و مهارت و استعداد امری کمیاب به شمار می رود، نیروی کار عاری از تحرک و قراردادهای طولانی مدت محکوم به فنا هستند. به زودی، برای پشتیبانی از نیازهای لحظه ای، فهرستی هوشیارانه از استعدادها و مهارت های کارکنان مستقل و به راستی متخصص از سازمانی به سازمان دیگر در جریان خواهد بود.

در اغلب مواقع، اقتصاد گیگ با ظهور نسل هزاره جدید همراه است. با این حال، ارائه خدمات تخصصی انتقال مهارت برای نسل های قدیمی تری که به دنبال روش های متفاوتی بوده یا تمایل به بازنشسته شدن ندارند هم فرصت های شغلی جدیدی ایجاد می کند.

تصمیم گیری مبتنی بر هوش مصنوعی

برای مدیریت، کلیه عوامل موثر در تشکیل یا انحلال تیم ها می توانند به منزله یک کابوس تلقی شوند. هوش مصنوعی به مدیران کمک می کند تا بر اساس استعداد یابی و ایفای نقش هر یک از اعضای تیم تصمیم گیری کرده و ترکیب تیم های خود را بر مبنای تخصص و ارتباطات افراد با یکدیگر بهینه سازی کنند. هوش مصنوعی با ایجاد ثبات در فلسفه و منطق به انجام امور در چنین فضایی کمک می کند.

راهبری مبتنی بر هدف

هجوم کارکنان موقت، ربات ها و تیم های سیال و متحرک به راحتی ممکن است بر فرهنگ یک شرکت و نیاز انسانی کارکنان آن مبنی بر تعلق خاطر تأثیر گذار باشند. این به آن معنا است که به مراتب بیش از گذشته لازم است که رهبر یک شرکت با مأموریت، اهداف و ارزش های شرکت ارتباط برقرار کرده و از آن ها الهام گیرد. به این ترتیب، اهداف سازمانی از حالت شعار گونه خارج شده و به عنوان موتور محرکه اعضای تیم عمل خواهند کرد.

بخش سوم:

منظور چیست؟

ذات هر یک از افراد ذینفع در بازارهای تجاری از بروز چنین تغییراتی متلاطم خواهد شد. با این حال، لازم است توجه داشته باشید که در حال حاضر هم اوضاع بازارهای تجاری با تلاطم رو به رو است. امروزه، سکون سازمانی بقاء شرکت ها را با تهدید مواجه ساخته است. چنین تهدیدی با روشی ملایم تر و کندتر به سیستم شوک وارد می کند؛ با این حال، شوک وارده به همان اندازه تکان دهنده است.

باور ما بر این است که طراحی سازمانی (OD) به سادگی آرایش سازمان را دچار تحول نکرده یا هنجارهای آشنا را حفظ نخواهد کرد. در عوض، طراحی سازمانی به تفکری تازه درباره ماهیت سازمان و عملکرد آن خواهد انجامید. در ادامه به بررسی علائم و نشانه هایی می پردازیم که ما را درباره تغییر ماهیت سازمان و زمان واقعیت یافتن آن آگاه می سازند:

  1. گسترش خُرد آموزی (Micro-Learning)

در بازار سیال و متغیر خدمات تخصصی، کارکنان به دنبال عمق بخشیدن به مهارت و اثبات آن خواهند بود. این امر به ایجاد تقاضا برای ادامه تحصیلات و تلاش برای دریافت گواهینامه های مختلف منجر خواهد شد. دوره های چند ساله آکادمیک و دانشگاهی با عناصر حرفه ای و صنعتی پیوند بیش تری خواهند یافت. در عین حال، با توجه به رقابت کارکنان و تلاش آن ها برای ارتقاء دائمی مهارت ها حتی در زمان استراحت، می توان چنین برداشت کرد که ارائه برنامه های جدید خُرد آموزی مشکلاتی را نیز در پی خواهد داشت.

  1. فراگیر شدن استخدام نیروی کار موقتی

اکنون، بازارهای اینترنتی دورکاری و آزادکاری از قبیل، شبکه های تخصصی Tongal و Zooppa در عرصه بازاریابی گرفته تا شبکه های وسیع تری همچون Freelancer و Upstart به شکل پیوسته و همه روزه پا به عرصه وجود می گذارند. با وجود خیل عظیم کارکنان و دخالت غول های بزرگی همچون گوگل، این بازار شتاب بیش تری به خود خواهد گرفت. در این میان، شرکت های بزرگی که به افراد وابسته هستند می توانند خدمات تطبیقی منحصر به فرد خود را ارائه داده (مانند خدمات تبادل استعداد PwC) یا به منظور شرکت در چنین بازاری می توانند در ازای پرداخت پول از خدمات تخصصی بهره مند شوند.

  1. هوشمند شدن اتوماسیون فرآیند رباتیک (RPA)

به منظور حمایت و پشتیبانی از سازمان های نوپا، لازم خواهد بود که رهبران بازار فرآیندهای موجود را بازبینی کرده و عملکرد آن ها را از نو در ذهن بپرورانند. بنابراین، انتظار می رود که اتوماسیون فرآیند رباتیک سازمان ها به مراتب هوشمندتر شده و امکان خودکارسازی فرآیندهای پیچیده و پویا نیز در اختیار آن ها قرار گیرد. این، جهشی بزرگ به سمت ایجاد الگوهای عملیاتی نوین خواهد بود.

  1. گسترش هوش رباتیک (RQ)

سازمان ها تمرکز خود از هوش هیجانی (EQ) را به هوش رباتیک (RQ) معطوف خواهند کرد. این به معنای شناسایی و ارزش گذاری مهارت هایی است که انسان را قادر می سازد تا در کنار ربات ها به انجام امور بپردازند. به این ترتیب، افراد، رهبران و سازمان هایی که از هوش رباتیک بالایی برخوردار هستند، توانایی آن را خواهند داشت که در پردازش اطلاعات پیشرفته سهیم بوده و با کمک ادراک، سازگاری، مشارکت و تبادل اطلاعات و دیدگاه با این دستگاه های هوشمند همکاری کنند.

  1. چرخه های بودجه مشابه سرمایه گذاری خطر پذیر (VC) عمل می کنند

در حال حاضر، اغلب شرکت ها تناوب چرخه های بودجه خود را حداقل به دوره های سه ماهه افزایش داده اند تا بتوانند با نیازهای متغیر و بازبینی آن ها مطابقت یابند. با این حال، شمار زیادی از سازمان ها هم از سرمایه گذاری های انعطاف پذیر و تیم های سیالی بهره خواهند جست که از سرمایه گذاری خطر پذیر الگو برداری کرده و از نظام تخصیص بودجه به شکل متحجرانه و انعطاف ناپذیر پیروی نمی کنند.

  1. نقش مدیران ارشد متحول می شود

از آن جا که در آینده، تحرک پذیری و تعهد از اهمیت به سزایی برخوردار بوده و نقش مهمی را ایفا می کنند، سازمان های آینده برای مشارکت کارکنان، کارمندان موقت و ربات ها ارزش بسیاری قائل خواهند بود.

این امر به ایجاد تغییر و تحول در نقش مدیران ارشدی خواهد انجامید که وظیفه هماهنگ سازی و سازماندهی یک کسب و کار پویا را بر عهده دارند. این موضوع، به ویژه در مورد مدیران ارشد فناوری اطلاعات و مدیران ارشد بازاریابی صدق می کند. با توجه به ادغام فناوری و کسب و کار و تفکیک ناپذیر بودن این دو از یکدیگر، در آینده، مدیران ارشد فناوری اطلاعات یکی از اصلی ترین نقش های سازماندهی را عهده دار خواهند شد.

با توجه به این که مشتریان در واقع، دلیل وجودی کسب و کارها به شمار می آیند، مدیران ارشد بازاریابی در اکوسیستم ها وظیفه مهم هماهنگ سازی برند و تجربه مشتری را بر دوش خواهند داشت. منظور این است که این عده به حلقه های اصلی زنجیر تبدیل شده و از پویایی و پاسخ گویی سازمان اطمینان حاصل می کنند. این امر، با ایجاد و بهینه سازی سیلوهای سازمانی تفاوت خواهد داشت.

  1. هیئت مدیره وظیفه مدیریت ریسک را برعهده می گیرد

فشار هیئت مدیره برای تجزیه کسب و کارهای بزرگ و بازسازی آن ها در قالب شبکه های استوار متشکل از قابلیت ها مضاعف شده و در عین حال، همه اعضاء وظیفه خواهند داشت که ریسک حاصل از چنین تغییر ساختاری را مدیریت و ارزیابی کنند. با توجه به تعصبات موجود در زمینه اعمال تغییرات دیجیتالی و فشارهایی که رهبران سازمان ها متحمل می شوند تا بتوانند در چنین فضای ابهام آمیزی جهت یابی کرده و به افق هایی خارج از تصور دست یابند، انتظار می رود که انجام این امور مستلزم تغییرات عمده در آرایش هیئت مدیره باشد.

  1. قدرت از دست سهام داران خارج می شود

لازم است توجه داشته باشید که به تدریج، تمرکز بر مشتریان و سرعت انجام کار معطوف می گردد. موضوع این است که وجود سهام داران که به منظور حمایت و ثبات سازمان در نظر گرفته شده اند، عملکرد برخی شرکت ها را با موانعی مواجه نموده و آن ها را عقب نگه می دارند. از همین رو است که امروزه، تعداد شرکت های خصوصی رو به افزایش است. در این میان، سازمان هایی که در حال حاضر همچنان عمومی باقی مانده اند باید انتظار آن را داشته باشند که با تغییر و تحولات چشمگیری رو به رو بوده و شاهد آن باشند که در حین تغییرات ساختاری شماری از شرکت ها به صورت داوطلبانه از فهرست حذف شوند. با این که از نظر بسیاری از افراد این امر با تندوری هایی همراه است، با این حال، بقاء در دنیای کنونی کسب و کار چنین ایجاب می کند.

  1. مشاوران مدیریت برای شتاب بخشیدن به بازار روش های جدیدی ایجاد می کنند

وجود شتاب در دنیای حرفه ای و چشم انداز دستیابی به سود سرشار، از جمله عوامل معدودی هستند که مدیران را بر آن می دارند تا طراحی سازمانی خود را به تحرک وادارند. بنابراین، انتظار می رود که به زودی شاهد تلاش های گسترده برای دستیابی به طرح هایی باشیم که چشم اندازها، روش ها و جریان های جدید درآمدزایی را در پی داشته باشند.

رهبران پیشتاز و مترقی برای دستیابی به اهداف استراتژیک خود چنین تغییراتی را دنبال کرده و بر روی آن ها سرمایه گذاری خواهند کرد. به این ترتیب، میان گروه هایی که به بازار لجام گسیخته واکنش نشان می دهند و آن ها که به دنبال حفظ موقعیت و دلایل موفقیت خود در بازارهای قبلی هستند، رقابتی تازه شکل می گیرد.

بخش چهارم:

نگاهی به آینده سازمان ها

اعتقاد Forrester بر این است که تغییر مفاهیم طراحی سازمانی ناگزیر بوده و با وجود آن که اکنون ممکن است دور از دسترس به نظر برسد، به زودی امکان پذیر خواهد شد. ممکن است رهبران کنونی بازار نیاز به اعمال چنین تغییراتی را درک نکرده یا شاید به دلیل اجتناب از فشارهای رقابتی احتمالی و نگرانی از تأثیر این فشارها بر عملکرد سازمان به طور کلی با این امر مخالف باشند. از این رو، ممکن است این پرسش مطرح شود که چه کسی پرچم دار این تغییرات خواهد بود؟

لازم است توجه داشته باشید که سازمان ها برای مدتی طولانی تحت تأثیر نیروهای خارجی بوده اند. این نیروها به تدریج شکل کلی سازمان ها را تغییر داده و سازمان ها را بر آن داشته است تا به دور از هر گونه اکراهی از هوش مصنوعی، سیستم های رباتیک، اقتصاد گیگ و سایر عوامل نوید دهنده برای ایجاد تحول در بازار بهره مند شوند.

برای تحقق موفقیت در بازارهای پویای آینده، لازم است که رهبران، برخی مفاهیم اساسی از قبیل آشنایی با ماهیت سازمان و چگونگی عملکرد آن را دوباره بازبینی کرده و از نو تعریف کنند.

https://go.forrester.com/future-of-organizations/

2019-10-21

مدیریت لجستیک علوم زیستی و مراقبت های بهداشتی

بررسی تازه ترین اولویت های مدیریت لجستیک علوم زیستی و مراقبت های بهداشتی,Larry St Onge,August 2019

در جهان کنونی، زنجیره ی تأمین علوم زیستی و مراقبت های بهداشتی چه چیزهایی را در برمی گیرد؟ چه مواردی در لجستیک دنیای آینده تأثیر گذار هستند؟ بررسی نتایج حاصل از نظرسنجی انجام شده در کنفرانس علوم زیستی و مراقبت های بهداشتی که اخیراً توسط شرکت DHL در میامی ایالات متحده برگزار شد به شما کمک خواهد کرد تا با اولویت بندی های شرکت کنندگان در این کنفرانس در زمینه ی موضوعات داغ روز دنیای لجستیک آشنا شوید. در این جا ده نمونه از برترین نتایج به دست آمده را به ترتیب معکوس بررسی خواهیم کرد:

  1. بهبود دسترسی به بازار

سازمان ها برای گسترش کسب و کار خود در عرصه های جدید و عرضه ی سریع تر محصولات خویش به بازار اشتیاق زیادی نشان می دهند. دستیابی هر چه بیش تر بیماران به مراقبت های بهداشتی با کیفیت و به کار گیری روش های مهیج برای ایجاد بسترهای تازه و به صرفه و استفاده از روش های درمانی جدید از جمله محرک های بهبود دسترسی به بازار مربوطه به شمار می آیند. انتظار می رود که هزینه های مرتبط با تهیه ی دارو در بازار داروسازی کشورهای بریک (BRIC) در سال های منتهی به 2022 میلادی با رشد 6 تا 9 درصدی توأم باشد.

  1. انعطاف پذیری زنجیره ی تأمین

در کنفرانس جهانی سال 2017 میلادی، این موضوع رتبه ی هفدهم اهمیت را به خود اختصاص داد. اما امروزه، سازمان ها به شکل فزاینده ای در صدد هستند تا زنجیره های تأمین منعطف تر و پاسخ گوتری را ایجاد نمایند. تولید و برون سپاری، کاهش تعداد تأمین کنندگان و تشدید مقررات، پیچیدگی های بیش تری را در این عرصه به وجود آورده است. امروزه، نیاز به یک زنجیره ی تأمین جهانی کاملاً کنترل شده و دارای انعطاف پذیری بیش تر بسیار محسوس است. چنین زنجیره ی تأمینی قادر خواهد بود در مقابل خطرات احتمالی واکنش سریعی داشته باشد.

  1. به کار گیری فناوری های نوین

در این جا، منظور، به کار گیری فناوری هایی از قبیل رباتیک و واقعیت افزوده است. جالب این جا است که این موضوع در سال 2018 رتبه ی چهارم اهمیت را به خود اختصاص داده و اکنون از این رتبه تنزل نموده است. ممکن است این امر حاصل اظهار نظر سازمان هایی باشد که به شکلی فعالانه در حال بررسی و آزمایش فناوری های یاد شده بوده و در عین حال، دیدگاه میان مدتی به تحقق بازگشت سرمایه دارند. این به معنای آن است که موضوعات دیگری که دارای پیامدهای نزدیک تری هستند در اولویت قرار می گیرند.

  1. رعایت مقررات

تولید ناخالص داخلی و GMP، همچنان در مرکز توجه مدیران زنجیره ی تأمین باقی مانده است. با توجه به ماهیت بسیار منظم این صنعت، احتمالاً در آینده ی پیش رو نیز، این امر به همین منوال باقی خواهد ماند. هر روزه در سر تا سر نقاط جهان، قوانین و مقررات در حال تغییر هستند. بنابراین، محیط پیرامون ما همواره با موضوعاتی از قبیل نظام مندی، دستورالعمل های جدید در زمینه ی استفاده از تجهیزات پزشکی و بسیاری موارد مشابه دیگر دست به گریبان بوده و پیچیده تر می گردد.

  1. پایداری و زنجیره ی تأمین سبز

این موضوع، پیش از این هرگز در زمره ی اولویت های مشتریان مراقبت های بهداشتی و علوم زیستی قرار نگرفته بود. بنابراین، واضح است که مواردی از قبیل اعمال مقررات سخت گیرانه در زمینه ی قوانین جدید مربوط به دفع ضایعات دارویی پر خطر، تغییرات عمده ای را در احساس نیاز به این امر ایجاد نموده است. انجام این تغییرات در سال جاری، توسط سازمان حفاظت از محیط زیست ایالات متحده آمریکا (EPA) در جهت گسترش تحرکات زیست محیطی و همگام شدن با حرکت های جهانی به تصویب رسیده است. لزوم وجود زنجیره ی سرد در صنعت حمل و نقل از عرصه های چالش برانگیز علوم زیستی و مراقبت های پزشکی به شمار می روند. مشکل این جا است که انتشار کربن در زنجیره ی یاد شده 20 درصد بیش تر از حمل و نقل جاده ای معمولی است.

  1. توزیع مستقیم به آزمایشگاه ها، بخش های مختلف بیمارستان و داروخانه ها

احتمالاً، کارشناسان زنجیره ی تأمین این حوزه هنگام پرداختن به چنین اولویتی در فکر شرکت آمازون بوده اند که از سال 2018 میلادی، شرکت PillPack را به مالکیت خود درآورده است. این امر، وضعیت زنجیره ی تأمین دارویی را به شدت با تهدید رو به رو کرد. به این ترتیب، بسیاری از سازمان ها به دنبال الگوهای توزیع بی واسطه تری هستند. این موضوع، موقعیت و مدیریت انبار، طراحی شبکه و انتظارات متغیر مشتریان را با چالش های جالبی مواجه می کند. مطالعات حاکی از آن است که در ایالات متحده آمریکا، 40 درصد هزینه های صرف شده در زمینه ی دارو از طریق واسطه ها و زنجیره های تأمینی هدایت می شوند که بازیگران متعددی دارند. این امر، حاکی از ناکارآمدی سیستم و موجب اختلال در زنجیره ی تأمین خواهد بود. اکنون، تولید کنندگان در مقایسه با گذشته دسترسی به مراتب بیش تری به بیماران دارند. این امر پیش از این امکان پذیر نبود. به علاوه، فناوری های نوین و استارتاپ ها پا را از این هم فراتر نهاده و الگوهای توزیع مستقیم دارو به درب منازل را راه اندازی نموده اند.

  1. بهینه سازی شبکه و ادغام مراکز توزیع

این امر، عمدتاً از فعالیت M&A و از اولویت های بهینه سازی زنجیره ی تأمین ناشی می شود که در جهت حفظ کیفیت خدمات و استانداردهای در حین ادغام و در عین حال، برای تحقق هم افزایی هر چه بیش تر به انجام می رسند. علاوه بر این، صنعت مربوطه با وجود زیر مجموعه های متعدد، مشارکت پذیری و سطوح بالای خلاقیت در ارائه ی درمان های جدید به بازار، الگوهای نوین توزیع و گرایش به برون سپاری فعالیت های کلیدی زنجیره ی تأمین از تحول گرایی بالایی برخوردار است.

  1. بازدهی هزینه و بهینه سازی سطح خدمات

دولت ها در تلاش هستند تا هزینه های مراقبت های بهداشتی را تا حد ممکن کاهش دهند. این هزینه ها رقمی بالغ بر 10 درصد تولید ناخالص ملی را به خود اختصاص داده و با سرعتی فزاینده در حال افزایش هستند. به این ترتیب، سازمان ها برای ارائه ی عملکردی پر بازده تر به شدت تحت فشار قرار داشته و زنجیره ی تأمین بهترین نقطه برای آغاز چنین روندی است. به عنوان مثال، شرکت های پیشرو در زمینه ی تجهیزات پزشکی از 116 روز تا 185 روز از سال را به موجودی انبار دسترسی دارند. اگر این رقم را با 6 تا 9 روز دسترسی به موجودی انبار بخش فناوری مقایسه کنید به سرعت پتانسیل موجود برای تحقق کاهش هزینه از طریق بهینه سازی زنجیره ی تأمین را در خواهید یافت.

  1. دیجیتالی کردن زنجیره ی تأمین و تجزیه و تحلیل اطلاعات

امروزه، مشتریان ما شاهد پتانسیل های عظیمی در زمینه ی بهینه سازی کامل مبتنی بر اطلاعات مربوط به کلان داده ها و یادگیری ماشین هستند. مشتریان تمایل دارند تا بتوانند از خطرات، هزینه ها و سایر متغیرهای زنجیره ی تأمین ارزیابی دقیق تری داشته و جریان کارآمدتری را الگو سازی نمایند. به علاوه، آن ها تمایل دارند که در موارد لزوم، بتوانند پیش بینی های بهتری را به عمل آورند. بهبود دید کلی و توانایی تجزیه و تحلیل داده ها به شما کمک خواهد کرد تا به انباشتگی بیش از اندازه ی موجودی انبار رسیدگی نموده و از تحقق امور لازم اطمینان یابید. در حال حاضر، سازمان ها با کمک بهبود تبادل داده ها و ارزیابی اطلاعات موجود شرکا و تأمین کنندگان قادر هستند که سیلوهای کل زنجیره ی تأمین خود را تجزیه نموده و به شبکه های توزیع خویش چابکی بیش تری ببخشند. به این ترتیب، آن ها می توانند انباشتگی موجودی انبار و میزان وجه نقد درگیر به واسطه ی آن را کاهش داده و نهایتاً، می توانند از تحویل و توزیع به موقع داروها اطمینان یابند.

  1. زنجیره ی سرد و موضوع کنترل دما

موضوع یاد شده، در طول سه سال گذشته به عنوان معضل اساسی زنجیره ی تأمین و اولویت اصلی بیش از 75 درصد از شرکت کنندگان در این کنفرانس بوده است. این امر مهر تأئیدی بر میزان اهمیت لجستیک صنعت علوم زیستی و مراقبت های بهداشتی به شمار می رود. صحت و سلامت محصول امری بسیار حائز اهمیت بوده و حفظ و نگه داری، کنترل و بررسی دمای محصول در طول مسیر حمل و تا زمان تحویل از بزرگ ترین چالش ها و پیچیدگی های پیش روی زنجیره ی تأمین است. به علاوه بررسی این موضوع، مسیر پیش روی بازار مذکور را نیز مشخص می کند. امروزه، محصولات نیازمند کنترل دما در بازار دارو تقریباً با سرعتی معادل دو برابر سایر محصولات در حال رشد و گسترش بوده و حدود 75 درصد از زیست داروها و بیش از 15 درصد از کلیه ی واکسن ها، نمونه ها و ابزارهای تشخیصی دیگر برای حمل و نقل به زنجیره ی تأمین سرد نیاز دارند. با توجه به افزایش زیست داروها و ظهور روش های درمانی نیازمند به شرایط برودتی و در عین حال، با در نظر گرفتن رشد روز افزون آزمایشات بالینی، به ویژه در بازارهای جدید، نیاز به سرمایه گذاری در زمینه ی زنجیره ی سرد و راه کارهای کنترل دما ادامه یافته و روز به روز گسترده تر خواهد شد.

با امید آن که مطالب ذکر شده برای شما مفید واقع شده باشند. از نظر نویسنده، اولویت های 5 تا 2 همگی به گونه ای دارای پیوستگی بوده و با هم مرتبط هستند. این اولویت ها به ساده سازی و بهینه سازی پیچیدگی های زنجیره ی تأمین اشاره می کنند. امروزه، ایجاد تعادل در سطح هزینه ها و خدمات ارائه شده در مسیر توزیع دارو از محل تولید تا داروخانه، بیمارستان یا حتی درب منازل از ضروریات امر است. بهتر است به خاطر داشته باشید که دیجیتالی کردن کل مسیر یاد شده از راه کارهای جدیدی است که در این امر شما را یاری خواهد کرد.

https://www.linkedin.com/pulse/top-10-trends-life-sciences-healthcare-logistics-larry-st-onge

2019-10-06

آشنایی با مفاهیم زنجیره‎ تأمین

بررسی پراکندگی جمعیت شهری و ارتباط آن با آینده‎ صنعت حمل و نقل ,DHL ,Adrian Kumar
 
اکنون در عصری زندگی می‎کنیم که انتظارات مشتریان بیش از پیش فزونی یافته است. چراکه، تجارت الکترونیک چشم انداز خرده فروشی را برای همیشه متحول کرده است. بنابراین، بدیهی است که متولیان صنعت حمل و نقل، امروز بیش از هر زمان دیگری با دغدغه‎ تحویل سریع کالاهای بی‎شمار در مناطق پر جمعیت شهری دست و پنجه نرم می‎کنند.
 در حال حاضر، طبیعی است که مشتری درست پس از خرید کالا، یعنی در همان روز و یا حداکثر، یک روز پس از خرید، اقلام خود را تحویل بگیرد. با در نظر گرفتن این امر، تلاش کرده‎ایم تا طی گفتگویی با Adrian Kumar، قائم مقام واحد طراحی و ارائه‎ راه‎ کارهای بخش آمریکای شمالی زنجیره‎ تأمین DHL، نظر او را در مورد پراکندگی آتی جمعیت شهری و آینده‎  صنعت حمل و نقل جویا شویم.

س: مطالعات در زمینهتجارت الکترونیک حاکی از آن است که در حال حاضر، فارغ از حوزهفعالیت در زمینههای  B۲B یا B۲C،انتظارات و توقعات فزایندهمصرف کنندگان، تجارت الکترونیک را با چالشی اساسی مواجه کرده است. منظور این است که فعالان اینحوزه برای ارائهخدماتی عالی و تقریباً فوری به شدت تحت فشار قرار دارند. حال، این پرسش مطرح میشود که تغییر و تحولات کنونی ومرتبط با پراکندگی جمعیت، چه تأثیری بر تحقق این قبیل انتظارات خواهد گذاشت؟

با نگاهی به نحوه‎ گسترش پراکندگی شهری، متوجه سه روند اصلی می‎شویم. نخست، الگوی دستیابی به خدمات الکترونیکی در کلان شهرها دچار تغییراتی شده است. دوم، شاهد ظهور اکوسیستم‎های جدیدی هستیم که دستیابی به این خدمات را امکان پذیر می‎سازند. و نهایتاً، ترکیبی از فناوری‎ها و راه‎کارهای مدرن از خرده فروشی‎ها پشتیبانی نموده و به تحقق الگوهای پیش رو کمک می‎کنند.بدیهی است که در زمینه‎ دستیابی به مناطق پر جمعیت شهری می‎توان از عملکرد Amazon الهام گرفت. این شرکت، در طول سال‎های گذشته، زمان تحویل را به شکل قابل توجهی کاهش داده و با اختلافی دو، سه روزه از رقیبان خویش پیشی گرفته است. چنین تحولی در سایه‎  تغییرات ساختاری در روند توزیع و ردیابی محموله امکان پذیر شده است. این امر، در سال 2010 میلادی و در پی اجرای یک طرح ملی مربوط به کاهش مالیات برخی انبارهای منتخب در ایالات متحده‎ آمریکا به انجام رسید. هر چند، تا سال 2013 میلادی، به یک استراتژی منطقه‎ ای تبدیل شد و با گشایش تسهیلاتی در مراکز اصلی توزیع در آمریکا توأم بود. با این وجود، اخیراً، انبارها و مراکز توزیع بیش‎تری در نزدیکی کلان شهرها افتتاح شده ‎اند. برای مثال، مراکز Prime Now این شرکت، خدمات تحویل کالا را ظرف مدت یک الی دو ساعت انجام می‎دهند. در عین حال، شرکت Amazon افتتاح برخی ایستگاه‎ های توزیع را آغاز نموده که امکان تحویل کالا به مصرف کننده‎ نهایی، در کوتاه ‎ترین زمان ممکن را محقق می‎کنند.

س: در حال حاضر، برای برآورده کردن تقاضاها و نیازهای مربوط به تجارت الکترونیک در شهرهای بزرگ چه امکاناتی ایجاد شده است؟

شرکت Amazon در این زمینه عملکرد موثری داشته و شبکه ‎ای از انواع تسهیلات را برای ارائه‎ اقلام بزرگ و کوچک در اطراف کلان شهرها در نظر گرفته است. به علاوه، این شرکت، ایستگاه ‎هایی را ایجاد کرده که به خودی خود، قادر هستند کالاها را در اسرع وقت به مشتریان تحویل دهند. در واقع، می‎توان گفت که این ایستگاه‎ها بزرگ‎ترین و مهم‎ترین انتقال دهنده ‎های Amazon به شمار می ‎آیند.

منظور این است که ایستگاه‎ های مذکور قادر هستند کالاها را به مکان‎هایی ارائه دهند که به شیوه‎ سنتی هرگز امکان تحویل به آن موقعیت‎های جغرافیایی وجود نداشته است. حتی در صورت دسترسی به محل، وجود قفل مرکزی و امکان باز و بسته شدن درب‎ها از راه دور، آن‎ها می‎توانند کالاها را به داخل منزل مشتری منتقل نموده و در همان جا تحویل دهند.

س: شرایط و امکانات سایر نقاط جهان را چگونه ارزیابی می‎کنید؟

با نگاهی به کشور چین متوجه می‎شویم که کارمندان سوپر مارکت Hema متعلق به شرکت Alibaba، مشغول بسته بندی اجناسی هستند که به صورت آن‎لاین سفارش داده شده و با کمک یک نوار نقاله‎ سقفی به واحد توزیع تحویل داده می‎شوند.فروشگاه‎ های مذکور، روزانه در حدود 4000 سفارش آن‎لاین دریافت می‎کنند. این رقم تقریباً 5 برابر بیش‎تر از فروش کلی سوپر مارکت‎های سنتی است. در ضمن، سوپر مارکت‎های یاد شده کالاهای سفارشی را تا شعاع 5  کیلومتر، تنها در طول 30 دقیقه تحویل می‎دهند . 

نکته‎ قابل توجه درباره‎ چین این است که این کشور بدون پشت سر گذاشتن مراحل گوناگونی که کشورهای مختلف طی کرده ‎اند، قادر بوده تا به سمت الگوهای توزیع قرن بیست و یکم، جهش قابل توجهی داشته باشد.

در کشور چین، شاهد الگوهای منحصر به فرد و محبوبی از قبیل تحویل انبوه و حتی انبارهایی هستیم که از طریق تونل‎های زیر زمینی، مستقیماً به مرکز شهر متصل هستند.

س: در سایه‎ چنین تغییر و تحولاتی سرنوشت خرده فروشی‎ها را چگونه می‎یابید؟ آیا زمان آن رسیده که با فروشگاه ‎های سنتی خداحافظی کنیم؟

خیر. این موضوع، بر ضرورت ارزیابی مجدد الگوهای سنتی و ارائه‎ خلاقیت مداوم در تجربه‎ برند و بسیاری از این قبیل امور، صحه می‎گذارد.

 به عنوان مثال، American Eagle، یکی از فروشگاه ‎های آمریکایی فعال در زمینه‎ ارائه‎ پوشاک است که با ایجاد کارگاه‎ های سفارشی سازی لباس‎های جین، استراحت‎گاه ‎های مجهز به پریز برق، قرار دادن دستگاه‎ های iPad در کلیه‎ اتاق‎های تعویض لباس و حتی ارائه‎ خدمات رایگان شستشوی پوشاک، قشر دانشجو را هدف قرار داده است.

از جمله شرکت‎های دیگری که در زمینه‎ فروشگاه ‎های سنتی عملکرد بسیار خلاقانه‎ای دارد، می‎توان از b8ta نام برد. این شرکت یکی از پیشگامان «خدمات خرده فروشی» به شمار می‎رود. موضوع این است که فروشگاه‎های b8ta محصولات اختصاصی خودشان را به فروش نمی‎رسانند، بلکه به سایر برندها اجازه می‎دهند تا کالاهای خود را در این فضا به نمایش بگذارند. به علاوه، این مرکز برای مدیریت و تجزیه و تحلیل تجربه‎ فروشگاه از یک نرم افزار انحصاری بهره می‎جوید. به این ترتیب، مصرف کنندگان می‎توانند با بهره گیری از نرم افزار ذکر شده، محصولات را آزمایش نموده و سفارش بالقوه‎ خود را بررسی کنند. از جمله نام‎های شناخته شده ‎ای که از این الگوی جدید استفاده می‎کند، Toys “R” Us است. برند مذکور در سال 2017 میلادی در آستانه‎ ورشکستگی بود. اما اکنون، در سایه‎ی b8ta توانسته است که فروشگاه‎های خود در ایالات متحده را بازسازی نماید.

س: شمار قابل توجهی از فعالان عرصه‎ تجارت در بازارهای محلی حضور فیزیکی دارند. این بازیگران برای ایجاد الگوهای جدید دستیابی به نیازهای شهری چه می‎کنند؟

در سال 2017 میلادی، فروشگاه Target با هدف افزایش سرعت و بهبود قابلیت‎های موجود در زمینه‎ ارائه‎ خدمات دیجیتال، خدمات تحویل مواد غذایی خود با نام Shipt را راه اندازی کرد. با انجام این کار، Target قادر شد تا مواد غذایی و کالاهای خانگی کوچک‎تر را درست در همان روز خرید به مشتری تحویل دهد.

در بازار نوشیدنی ایالات متحده نیز شاهد راه اندازی پلت‎فرمی به نام Drizly هستیم که با استفاده از آن می‎توان انواع و اقسام مشروبات الکلی را به خرده فروشی‎های محلی سفارش داده و درب منزل تحویل گرفت.

س: آیا به زودی شاهد تحولات عمده ‎ای در زمینه‎ انواع تسهیلات لجستیکی کلان شهرها، خواهیم بود؟

بله. اخیراً، در مناطق شهری، شاهد ساخت و ساز انبارهای چند طبقه ‎ای هستیم که می‎توانند در زمین‎های کوچکی بنا شده و در عین حال، به دلیل تعدد طبقات، فضای نسبتاً بزرگی را به خود اختصاص دهند. این مراکز کارایی بسیار خوبی خواهند داشت.

به عنوان نخستین نمونه از این قبیل مراکز، می‎توان به انبار صنعتی Prologis Georgetown Crossroads در سیاتل اشاره کرد. این انبار تدارکاتی با بهره گیری از تجارت الکترونیک و به منظور کمک به برآورده کردن نیازهای جدید و ایجاد تجربیاتی تازه برای مشتریان ایجاد شده است.

در عین حال، در منطقه‎ برانکس نیویورک، شاهد ساخت و ساز بزرگ‎ترین مرکز تدارکاتی دو طبقه در ایالات متحده هستیم. این امر در جهت انجام سریع‎ترین تحویل محلی در بازار کلان شهری صورت می‎گیرد.

به علاوه، شاهد مشارکت Darkstore با Uber نیز هستیم. شرکت Darkstore وظیفه هماهنگی مراکز حمل و نقل تجارت الکترونیک با انبارهای تدارکاتی را بر عهده دارد. این انبارها دارای قابلیت تحویل سریع کالا در همان روز خرید هستند. به این معنا که مشتریان می‎توانند مراکز مورد نظر را به صورت اتفاقی انتخاب نموده و از خدمات آن‎ها بهره‎ مند گردند. ادغام رابط برنامه  نویسی نرم افزاری (API) با UberRUSH موجب شده که کسب و کارهای کوچک‎تری که پیش از این در این حوزه با مشکل مواجه بودند نیز بتوانند زمان تحویل خود را به حداقل رسانده و آن‎ها را در اسرع وقت به دست مشتریان برسانند.

س: کاربرد فناوری چه تأثیرات دیگری بر تحول توزیع شهری خواهد داشت؟

با توجه به تقاضای روز افزون مشتریان برای تحویل هر چه سریع‎تر کالاها، شاهد توسعه‎ فزاینده‎ فناوری‎های نوین و مدل‎های تحویل مشارکتی هستیم. به این ترتیب، خرده فروشی ‎ها و فعالان حوزه‎ حمل و نقل قادر خواهند بود تا نیازها و خواسته ‎های مشتریان را در اسرع وقت برآورده سازند.

شرکت‎های بزرگ و جا افتاده ‎ای همچون DHL، به منظور تحویل هر چه سریع‎تر کالاها از پلت‎فرم‎های بسیار پیشرفته ‎ای همچون، جمع سپاری، خدمات ارزش افزوده یا حتی ربات‎هایی بهره می‎گیرند که در حال حاضر استفاده از آن‎ها روز به روز فراگیرتر می‎شود. این قبیل پلت‎فرم‎ها، اغلب به وسیله‎ شرکت‎هایی مانند Kiwi و Starship ارائه می‎گردند.

س: در نهایت، به نظر شما در چنین بازار متغیری که پیوسته و به سرعت در حال تغییر و تحول است، زنجیره‎ تأمین DHL چه فرصت‎هایی را پیش رو دارد؟

زنجیره‎ تأمین DHL، برخی از راه‎کارهای ذکر شده را در گذشته امتحان کرده و از ظهور چنین روندهایی درک بسیار درستی دارد.به نظر من، اتخاذ رویکردهایی از قبیل مشارکت‎های استراتژیک  و هدفمند و افزایش قابلیت‎ها در چنین فضایی راه‎گشا خواهد بود. بسیاری از ما، از جمله اعضای تیم‎های توسعه‎ کسب و کار و ارائه‎ راه‎کار، به شدت، به دنبال ایجاد مشارکت با شرکت‎های برگزیده و اتخاذ رویکردهای مناسبی در این زمینه هستند. تیم خدمات لجستیک ما در زمینه‎ ایجاد شبکه‎ ای متشکل از DHL و شرکت‎هایی که به عنوان تأمین کننده فعالیت می‎کنند، عملکرد بسیار مطلوبی داشته و شبکه‎ لجستیک مشارکتی را پایه ریزی نموده است. به نظر من،  در زمینه‎ ارائه‎ راه‎کارهای تجارت الکترونیک شهری نیز باید از رویکرد مشابهی تبعیت کنیم.

ytre.ir/omh

2019-10-01

بزرگتر فکر کردن

تغییرات دیجیتال در بخش انرژی, Felipe Requejo, July 2019

 

براساس آخرین تحقیقات انجام شده توسط شرکت Deloitte درمورد فعالان حوزه انرژی، ۹۵٪ بر اولویت بالای استراتژیک تحول دیجیتال اتفاق نظر داشتند. این یک آمار بسیار قانع کننده است. اما آیا شرکت های فعال در این حوزه از فرصت هایی که انقلاب صنعتی چهارم در اختیار آنها قرار می دهد واقعاً استفاده می کنند؟

مطمئناً شرکت ها در زمینه تحول دیجیتال در حال پیشرفت هستند و بسیاری از آنها فناوری­هایی را مورد بررسی قرار داده اند که شاید به نظر تخریب کننده باشد ـ تکنولوژی هایی نظیر هوش مصنوعی، تجزیه تحلیل و یادگیری ماشین از این دسته اند. اما ، کمتر از نیمی از پاسخ دهندگان به این نظرسنجی این موارد را اولویت اصلی قرار داده اند.

علاوه براین، هنگامیکه از آنها در مورد توانایی های دیجیتالی که علاقه بیشتری به آنها دارند سوال شد، تنها حدود 30 درصد از پاسخ دهندگان توانایی های نظیر آنالیز دقیق و روباتیک را "بسیار مهم" تلقی کرده و استفاده می کنند.

آنچه که از این پاسخ ها برمیاید این است که در حالی که تحول دیجیتال یک اولویت است ، برای استفاده از پتانسیل واقعی آن به تلاش بیشتری در این حوزه نیاز است. با وجود چنین فناوریهای دگرگون کننده ای، شرکتهای انرژی باید بزرگ فکر کنند، اما چطور؟

 

یافتن فرصت­های مناسب

عوامل زیادی وجود دارند که فرصت های پربازدهی را در بخش انرژی ایجاد می کنند - از افت قیمت انرژی های تجدید پذیر گرفته تا افزایش استفاده از برق در حمل و نقل و سایر بخش ها. فنآوری های دیجیتال نه تنها به شرکتهای تامین کننده انرژی کمک می کنند تا راندمان عملیاتی مطلوبی را بدست آورند و همچنان در رقابت باقی بمانند بلکه می توانند از طریق این ارزش های جدید درآمد اضافی نیز ایجاد کنند. فنآوری هایی مانند AI (هوش مصنوعی) و IOT  (اینترنت اشیا) در حال حاضر به توسعه مدل های تجاری جدید یا عملیاتی که می توانند عملکرد را بهینه و تقویت کنند سرعت می­بخشد.

اما در برخی موارد ، این فرصت ها می توانند توسط روش های جدید نیز به دست بیایند. فروش انرژی ممکن است گزینه ی مناسبی در برخی از بازارها که با قوانین سخت تنظیم شده است نباشد اما شرکت های نوپا، کارآفرینان و شرکت هایی از صنایع وابسته همیشه برای استفاده از فرصت های جدید در بازار آماده اند. از این فرصت های جدید که در حال حاضر فنآوری به دنبال استفاده از آنهاست، داده های ترموستات­های هوشمند و سایر دستگاه­های خانه هوشمند را می توان نام برد.

 

ضرورت دیجیتال

خبر خوب این است که فعالان در تجارت و صنایع مربوط به خانه از این مزیت استفاده می کنند — چون بانک اطلاعاتی مشتریان و همچنین برندهای قوی زیادی در بسیاری از نقاط جهان در این زمینه وجود دارند؛ اما این مزیت تنها در صورتی که آنها مایل به تغییر فرهنگ خود و حرکت هدفمندی به سوی عصر دیجیتال باشند اهمیت دارد.

وقتی نوبت به تحول دیجیتال می رسد ، بسیاری از شرکت های نیروگاهی هنوز در مرحله اکتشاف قرار دارند و در فناوریهای جدید دست و پنجه نرم می کنند و در معرض آسیب قرار دارند. بسیاری همچنان دیجیتال شدن را یک الزام میدانند که به معنی اجرای پروژه های دیجیتال یک طرفه به جای ایجاد یک استراتژی و فرهنگ دیجیتال در سطح شرکت است.

شرکت های انرژی باید از این مراحل برای رسیدن به مرحله­ "دیجیتالی شدن" بگذرند . باید شیوه های تجارت چابک را به کار گرفته و استراتژی خود را به سمت یک محیط منعطف تر و مشترک سوق دهند و به جای تکمیل پروژه های محدود در یک زمان خاص، باید با ایجاد زیرساخت ها و قالب دیجیتال" امکان تحویل پروژه ها را بیشتر کنند.

در حالی که فرهنگ صنایع انرژی به تغییرات سریع معروف نیستند ، شرکت ها می توانند برای شروع سفر دیجیتالی خود اقداماتی هماهنگ انجام دهند که در اینجا چند مرحله باید در نظر گرفته شود:

 

مسیر را ترسیم کنید: اولین قدم، آگاهی به این مطلب است که "دیجیتالی بودن"، یک کار مهم ، اساسی و بلند مدت خواهد بود. روندی ادامه دار است که به زودی پایان نمی یابد. با تعریف چشم انداز مطلوب سازمان شروع کنید و سپس با تهیه نقشه راه برای دستیابی به آن چشم انداز ، مسیر موفقیت را ترسیم کنید.

 

توسعه قابلیت های نوآوری: ایجاد قابلیت های تکرار پذیر برای نوآوری برای تأمین مستمر مشاغلی مهم در زمینه پروژه های دیجیتال با اهمیت است. در حالت ایده آل ، فرایند نوآوری، سازمان شما را قادر می سازد تا سریعاً تمامی مفاهیم را طراحی، آزمایش و  به طور مکرر مورد آزمون قرار دهید.

 

توسعه یا دستیابی به فنآوری جدید: برای دیجیتالی شدن با یک مرکز رشد همکاری کنید ، یک سازمان سرمایه گذاری را راه اندازی، یا برای توسعه محصولات ، خدمات یا مدل های کسب و کار نوآورانه و قابل استفاده با شرکت های فناوری همکاری کنید.

 

تحول فرهنگ: تحول فرهنگی نه تنها پذیرش فنآوریهای جدید، بلکه شامل ایجاد ذهنیت دیجیتال در DNA سازمان شما است. این امر مستلزم فرآیندهای در حال توسعه برای تشویق، آزمایش و نوآوری و همچنین دگرگونی است که تغییرات سازمانی ، عملیاتی و رفتاری را ایجاد و آنها را در سطح سازمانی ارتقا میدهد.

 

سرمایه گذاری در ساختار دیجیتال: مهم ترین پیشنهاد، این است که مرکزی برای کلیه فعالیت های دیجیتال ایجاد کنید - یک جایگاه اختصاصی که می تواند بطور مداوم ایده ها را اجرا کند. این مجموعه از مهارت های جدید مانند راه های تفکر چابک و تفکر طراحی استفاده خواهد کرد.

برای مطالعه بیشتر درباره تغییرات دیجیتالی در صنایع مربوط به نیرو، گزارش سایت شرکت deloitte که در لینک زیر می آید را مطالعه کنید:

https://www2.deloitte.com/insights/us/en/industry/power-and-utilities/digital-transformation-utility-of-the-future.html?id=gx:2em:3int:4DigiStrat19:5awa:6er:20190411

2019-09-30

فریلنسرها

چرا زندگی فریلنسرها ممکن است در آینده آسان تر (و سودمندتر) شود؟,Elaine Pofeldt,May 2019

به دست آوردن پروژه های پردرآمد در شرکت های بزرگ، به زودی برای متخصصان ماهر و فریلنسرها، آسان­تر  می شود.

همانطور که در گزارش جدید روندهای جهانی سرمایه انسانی 2019 Deloitte اشاره می شود ، نیروی کار جایگزین – (که متشکل از فریلنسرها ، پیمانکاران و کارگران ساعتی است) - با قوت یافتن بازارهای استعداد محور و کوچک شدن بازار کار، به جریان اصلی تبدیل شده است. سازمان ها در حالی که برای رشد خود برنامه ریزی می کنند، نگاهی استراتژیک­تر به حیطه­ی برنامه ریزی کاری خود دارند  و به دنبال نیروی کار جایگزین هستند.

تعداد افراد فریلنسر در آمریكا تا سال 2020 به 42 میلیون نفر می­رسد و فریلنسرها گروهی با رشد سریع در انگلستان هستند. انتظار می رود ، بسیاری از سازمان ها هنگام انجام کارهایی با سطح بالا، از پذیرش این گرایش کاری (فریلنسری) در سازمان استقبال کنند. در نظرسنجی Deloitte از قریب به 10،000 نفر در 119 کشور، 33٪ از پاسخ دهندگان گفتند که سازمان هایشان از نیروی کاری جایگزین (فریلنسر) برای فناوری اطلاعات، 25٪  برای امور اجرایی، 15٪  برای بازاریابی و 15٪ برای تحقیق و توسعه استفاده می کنند.

چه چیزی موجب گسترش استفاده از فریلنسر ها شده است؟

 یکی از عوامل، رشد پلتفرم های عمومی بزرگ فریلنسری مانند وبسایت های Upwork و Fivver است. این پلتفرم ها به طور فزاینده ای بر جذب مشتری (بنگاه اقتصادی) برای فریلنسرها و با قابلیت همکاری با آنها متمرکز شده اند.

استیون هاتفیلد، مدیر Deloitte که آینده جهانی مدیریت منابع انسانی است، می گوید: "این امکان وجود دارد که سازمان ها برای یافتن کارکنان بسیار ماهر از این پلتفرم­ها بهره گیرند."

رشد این نوع پلتفرم­ها برای انواع شغل های فریلنسری در این گزارش دیده می­شود. وبسایت Kaggle که مرکزی برای متخصصان فعال در حوزه "داده" است که توسط گوگل در سال 2017 به همین منظور راه اندازی شده است.

همچنین شبکه هایی که روی گروه های خاصی از کارکنان متمرکز شده اند نیز به وجود آمده است- که به طور مثال برای افراد از کار افتاده و خانه داران است. از این موارد می شود به  The Mom Project ، The Second Shift و WeGoLook اشاره کرد. این گزارش حاکی از آن است که  هم اکنون این وبسایت ها مسئولیت 2 میلیارد دلار فعالیت برون سپاری شده را بر عهده دارند و مردم را به کار در سراسر جهان سوق می دهند. 

شبکه های استعدادیابی نیز در حال شکوفا شدن هستند. Deloitte خود اقدام به راه اندازی برنامه تمرینی به نام Pixel کرده است که به سازمان ها کمک می کند تا ایده هایی را جمع آوری و با مجموعه ها و قابلیت های خاص، مهارت کار را برای کارمندان خود افزایش دهند.

در مقابل این پیش زمینه، 42% از پاسخ دهندگان به اهمیت سرمایه گذاری کامل بر نیروی کار جایگزین فریلنسر تاکید کرده اند. به گفته­ی هاتفیلد " سازمانها تازه به اهمیت این مطلب پی می برند و فکر میکنند که این فرصت با شیب زیادی در حال حرکت است و باید عجله کنند."

با این  وجود تنها 28% از آنها آماده جایگزینی نیروی فریلسنر هستند؛ و فقط 8% آمادگی ایجاد فرآیندهای مناسب برای مدیریت نیروی کار جایگزین خود را دارند.

هتفیلد می گوید: "مردم هنوز از روند کار داخلی خود عقب مانده اند." او می گوید بسیاری از آنها به ابزارهای همکاری مناسب و رویه های امنیتی احتیاج دارند.

اما جذب فریلنسرهای عالی و آزاد چیزی فراتر از سیاست ها و رویه ها است. Deloitte به این نتیجه رسیده است که این نیز به معنای ساختن فرهنگی است که فریلنسری را دوست دارد.

"آنها نه تنها باید در مورد چگونگی پیدا کردن یک توانایی خاص فکر کنند بلکه باید محیطی را ایجاد کنند که این نوع کارکنان را به خود جلب کرده و کار را برای آنها راحت کنند" به گفته­ی هتفیلد " همه چیزبه این بستگی دارد که اصلاحات نیروی کار و محیط مناسب برای جذب وجود فریلنسرها داشته باشد. آنها برای شما کار خواهند کرد زیرا فرهنگ شما را دوست دارند و به انجام رساندن کار برایشان آسان است. "

انجام موفقیت آمیز این کار باعث ایجاد بازده واقعی می­شود. Deloitte دریافته است که این کار باعث افزایش عملکرد سازمان می­شود. مثلا در شرکت Bosch ، مشاوران ارشد فریلنسر دارای رضایت 92 درصدی در بین مشتریان خود هستند.

این گزارش حاکی از آن است که، حتی اگر فضای مناسب برای فریلنسر ها آماده نباشد؛ فرصتهایی برای افراد منعطف جهت حضور و راهبرد سیستم رو به افزایش خواهد بود.

به بیان هتفیلد "یکی دیگر مواردی که با تقاضای بالا از طرف کارکنان روبرو خواهد شد، نقش های هیبریدی جدید است که به عنوان " شغل فوق العاده " شناخته می شوند".

به طور مثال، اگر سازمانی به یک استاد جهت آموزش که در عین حال مشاور مالی باشد نیاز داشته باشد، یک فریلنسر حرفه ای با تجربه ی آموزش نیز می تواند برای تکمیل بخش مشاوره مالی استخدام شود.

این روند برای فریلنسرهای متخصص خوب است. هاتفیلد می گوید: "من فکر می کنم یک دنیا فرصت برای فریلنسری وجود دارد و این امکان وجود خواهد داشت که مردم از علایق خود بعنوان شغل خود استفاده کنند."

https://www.forbes.com/sites/elainepofeldt/2019/05/29/why-the-freelance-life-may-get-easier-and-more-lucrative-in-the-future/#6c53b0b84335

2019-09-16

اکوسیستم کسب و کار

آشنایی با چارچوب مدل معماری اکوسیستم و بررسی مفهوم اکوسیستم کسب و کار:Roel Wieringa,March , 2019

پیش گرفتن عملکرد خلاقانه و ایجاد نوآوری در محصول، اکوسیستم کسب و کار را متحول می ‎کند. به عنوان مثال، دسترسی به موسیقی قابل دانلود، بازار CD و DVD را مختل نموده و اکوسیستم جدیدی را ایجاد نمود که شرکت ‎هایی از قبیل Amazon و iTunes بر آن حکمرانی می ‎کردند. با سیر تغییرات اخیر در زمینه ‎ موتورهای احتراقی و حرکت به سوی وسایل نقلیه ‎ الکتریکی ساختار اکوسیستم تولید خودرو را متحول نموده است. حالا، تأمین کنندگان جدید دیگر با نرم افزارها و موتورهای الکتریکی دست و پنجه نرم می ‎کنند. بنابراین، تولید کنندگان گیربکس احتمالاً بازار جا افتاده و قابل پیش بینی خود را از دست خواهند داد.

امروزه، اغلب نوآوری ‎ها در حوزه ‎ دیجیتال صورت می ‎گیرند. حضور شبکه  ‎های بی ‎سیم، فناوری تلفن همراه، فناوری حس ‎گرها، اینترنت اشیاء، هوش مصنوعی، اتومبیل ‎های خودران، روبات ‎ها، زنجیره ‎های بلوکی (Blockchain) و چاپگرهای سه بُعدی، تحرکات مشابهی را دامن خواهند زد. به خاطر داشته باشید که نوآوری ‎های دیجیتالی هرگز کسب و کار شما را با محدودیت رو به رو نخواهد کرد. بلکه، موجب تحول اکوسیستم مربوطه شده و گاه، حتی ممکن است ظهور اکوسیستم جدیدی را به دنبال داشته باشد. برای مدیریت این قبیل نوآوری ‎ها، لازم است تا به الگوی کسب و کار خود و کل اکوسیستم مربوط به آن نگاهی دوباره بیاندازید.

با این حال، روش ‎های مدل سازی موجود در زمینه ‎ تجارت از قبیل، بوم مدل کسب و کار (Business Model Canvas) تنها بر یک سازمان و حوزه ‎ فعالیت آن تمرکز دارند. در این مقاله، تلاش خواهیم کرد تا شما را با روشی به نام چارچوب مدل سازی معماری اکوسیستم (TEAM) آشنا کنیم.

  اما در ابتدا بهتر است به بررسی مفهوم اکوسیستم کسب و کار بپردازیم.

اکوسیستمهای کسب و کار:

تعریف وزیر پیشین صنایع کانادا،  James Moore، از اکوسیستم کسب و کار این است که آن را مجموعه ‎ ای از سازمان ‎ها و شرکت ‎هایی می ‎داند که در جهت تحقق و برآورده ساختن نیازهای مشتری به مشارکت و رقابت با یکدیگر می ‎پردازند. حال، با استفاده از نگرش حاصله از کتاب «مشارکت رقابتی» (Coopetition) که توسط  Brandenburger & Nalebuff به رشته ‎ تحریر در آمده، می ‎توانیم فعالان اصلی یک اکوسیستم را در سه گروه عمده ‎ی بازیکنان اکوسیستم، قانون گذاران و اتحادیه  ‎ها طبقه بندی کنیم.

  • اگر از منظر یک شرکت به این امر نگاه کنید، خواهید دید که بازیکنان یک سازمان در واقع، مشتریان و تأمین کنندگان آن و رقبا و یا شرکت ‎های مکملی هستند که با سازمان مذکور همکاری می ‎کنند. یک شرکت مکمل، در اصل، سازمانی است که محصولات آن، مکمل محصولات شما بوده و کالاهای سازمان شما را ارزشمندتر می ‎کنند. برای مثال، یک شرکت بیمه می ‎تواند با ارائه ‎ خدمات بیمه به مسافران یک آژانس مسافرتی، نقش مکمل را برای آژانس مسافرتی مذکور ایفا نماید. در واقع، می ‎توان گفت که این بازیگران در یک فرآیند عرضه، تقاضا، رقابت و تکمیل، شرکت دارند که به قول Brandenburger & Nalebuff می ‎توان عنوان «مشارکت رقابتی» یا (Coopetition) را به آن اطلاق کرد.

از طرف دیگر، از چشم انداز تحلیل کسب و کار یا همان شبکه ‎ ارزش، بازیگران یک اکوسیستم عبارتند از:

  • قانون گذاران، دولتمردان، سازمان ‎های نظارتی، نهادهای تعیین کننده ‎ی استاندارد و سایر گروه  ‎هایی که ممکن است بر قوانین حاکم بر این فرآیند تأثیر گذار باشند. این بازیگران می ‎توانند با ترسیم قراردادها در تغییر و تحولات قواعد بازی نقش مهمی را ایفا نمایند.
  • اتحادیه  ‎ها نیز در اصل، عبارت از انجمن ‎های کارگری، اتحادیه  ‎های صنفی، کنفرانس ‎ها، نمایشگاه ‎ ها و سایر موسسات رسمی و غیر رسمی هستند که به تبادل اطلاعات و علائق مشترک می ‎پردازند.

قانون گذاران و اتحادیه  ‎ها از آن رو بخشی از اکوسیستم به شمار می  ‎آیند که در تبیین چگونگی روند بازی و هماهنگی بازیگران نقشی تعیین کننده دارند.

مدل معماری اکوسیستم (TEAM):

در نمودار زیر با پرسش ‎هایی مواجه می ‎شوید که شما را در جهت دستیابی و ایجاد یک مدل موثر در معماری اکوسیستم هدایت می ‎کنند. برخی از این سوالات به شما کمک خواهند کرد تا بتوانید در فرایند مشارکت رقابتی شرکت نموده و یا قادر باشید تا هماهنگی ‎های لازم را به شکلی اعمال نمائید که کاملاً بی ‎طرفانه باشند. پرسش ‎های مذکور به سه بخش مجزا تقسیم بندی می ‎گردند: الگو سازی استراتژیک، الگو سازی ارزش، الگو سازی فناوری.

الگو سازی استراتژیک:

    • هر اکوسیستمی یک گزاره ارزش اصلی مانند موسیقی، تحرک یا سلامت را ارائه می ‎کند. حال، پرسش این است که گزاره ارزش  اصلی چیست؟ گزاره ارزش مکمل به چه معنا است؟
    • وظیفه ‎ تعیین تأمین کنندگانی که برای فراهم کردن محصول به آن ‎ها نیاز دارید، شناسایی رقبا و افرادی که محصول مشابهی را به بازار عرضه می ‎کنن و اشاره به افراد یا سازمان ‎های مکمل بر عهده ‎ گزاره ‎ ارزش است. به علاوه، اکوسیستم به طور کلی دارای قانون گذارانی است که هنجارها و استانداردهای کاربردی را برای گزاره ‎ ارزش ایجاد می ‎کنند. در ضمن، وجود اتحادیه ‎ ها از آن جهت ضروری است که بازیکنان اکوسیستم مورد نظر بتوانند از آن طریق با یکدیگر در ارتباط باشند.
    • هر یک از بازیگران اکوسیستم از طریق تولید کالاها یا ارائه ‎ خدمات مورد نیاز دیگر شرکت کنندگان برای اکوسیستم ایجاد ارزش می ‎کنند. لازم است که کلیه ‎ شرکت کنندگان در ایجاد گزاره ‎ ارزش مشتری با یکدیگر همکاری نمایند. به علاوه، وجود ارزش افزوده نیز برای سازمان شما ضروری تلقی می ‎گردد.
    • هم گام بودن با سایر شرکت کنندگان یک سیستم، مستلزم آشنایی با الگوی هماهنگی است. آیا اکوسیستم شما بازاری است که شرکت کنندگان در آن تنها در زمینه قیمت با یکدیگر هماهنگ هستند؟ آیا در اکوسیستم شما هنجارها و ارزش ‎ها به اشتراک گذاشته می ‎شوند؟ آیا ارتباطات موجود در میان شرکت کنندگان، سرمایه ‎ ای است که باید در حفظ و نگه داری آن بکوشید؟ قدرت و توانایی نسبی هر یک از بازیکنان چقدر است؟ اقتدار مشروع آن از چه منابعی تأمین می ‎گردد؟ قانون، قراردادها، سنت، یا قدرت؟ اختلافات احتمالی به چه شکلی برطرف می ‎شوند؟ کدام قراردادها آماده ‎ اجرا هستند؟ تغییر تأمین کننده و انتخاب تأمین کننده ‎ای دیگر کار ساده  ‎ای است؟ آیا رابط ‎های کاربری اکوسیستم شما استاندارد هستند؟ مشتریان، چقدر به شما وفادار هستند؟

الگو سازی ارزش:

  • بازیکنان این اکوسیستم یک شبکه ‎ ارزش را تشکیل می ‎دهند که در آن، اشیاء با ارزشی از قبیل، کالاها، خدمات، اطلاعات، تجربیات یا پول مبادله می ‎گردد. اگر تمایل دارید که دوام این اکوسیستم را حفظ کنید، لازم است بدانید که این قبیل مبادلات باید متقابل باشند. یعنی، هر یک از طرفین معامله در قبال آن چه که ارائه می ‎دهد باید چیزی دریافت کند.
  • وجود ابزارهایی از قبیل e3value به این قبیل اکوسیستم ‎ها کمک می ‎کند تا بتوانند میزان جریان نقدینگی خویش را برآورد نمایند. این امر به ارزیابی هر چه بیش ‎تر قابلیت دوام تجاری اکوسیستم کمک می ‎کند. در طولانی مدت، کلیه ‎ بازیگران این اکوسیستم باید گردش مالی مثبت داشته باشند.
  • بهره ‎ گیری از ابزارهایی از این قبیل به شما کمک خواهد کرد تا حساسیت بازار را ارزیابی نموده و شمار نیازهای مشتریان و قیمت محصولات را برآورد کنید. ابزارهای نرم افزاری یاد شده قادر هستند تا سناریوهای کلاهبرداری را نیز برای شما بازسازی نمایند. برای مثال، مشخص میکنند که عدم پرداخت چه تأثیری بر روند کار اکوسیستم خواهد داشت؟ یا این که، در صورت تبانی دو گروه از بازیکنان این عرصه چه باید کرد؟ ارزیابی این قبیل خطرات ممکن است منجر به تعریف مجدد شبکه ارزش شده و آن را در جهت استحکام هر چه بیش ‎تر پیش ببرد.
  • درک و آگاهی کامل از توزیع منصفانه ‎ هزینه  ‎ها، مزایا و خطرات از جانب هر یک از فعالان بازی هماهنگی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. هر یک از بازیکنان می ‎توانند در شبکه ‎ خود یک مدل ارزش ایجاد نموده و موارد ذکر شده را با توجه به آن الگو ارزیابی نمایند.

الگو سازی فناوری:

  • اکوسیستم ‎های امروزی از طریق فناوری اطلاعات توان می ‎یابند. بنابراین، لازم است که کلیه ‎ طرفین این اکوسیستم قادر باشند تا در فضای فناوری اطلاعات مشارکت داشته باشند. یکی از ملزومات فناوری اطلاعات، زیرساختی است که بتواند به سوالات سیستم پاسخ ‎گو بوده و قادر باشد تا اطلاعات مناسب را با افراد درست به اشتراک گذارد. مفهوم به اشتراک گذاری مفاهیم داده ‎ ها چیست؟ آیا مفاهیم مشترک دارای ابعاد جامعی هستند؟ محرمانه بودن اطلاعات به چه معنا است؟ دسترسی به اطلاعات و یک ‎پارچه سازی آن ‎ها چطور؟ در زمینه ‎ی حفظ حریم خصوصی از چه مقرراتی باید تبعیت کرد؟
  • مشارکت کنندگان اکوسیستم، فعالیت ‎های خویش را با یکدیگر هماهنگ می ‎کنند. طرفین این اکوسیستم در معاملات خودکار مشارکت می ‎کنند. لازم است که فعالیت ‎های آن ‎ها به صورت متوالی انجام گیرند. آیا از تحویل کالا توسط عرضه کننده و پس از پرداخت اطمینان دارید؟ کالاهای فیزیکی و بیت ‎های دیجیتال چگونه از فرستنده به گیرنده انتقال می ‎یابند؟ آیا ایجاد یک فرآیند خودکار کاملاً هماهنگ ضروری است؟
  • پس از ایجاد بستری هماهنگ برای به اشتراک گذاری داده  ‎ها و عملکرد مناسب فناوری اطلاعات، وجود رابط کاربری مشترک، هماهنگ و امن از ملزومات سیستم است.
  • وجود توافقاتی درباره ‎ استانداردهای فنی از ملزومات هماهنگی تمامی موارد فوق به شمار می ‎آید. برای مثال، توافق در مورد روش ‎های به روز رسانی نرم افزار یکی از الزامات عملکردی هماهنگ است. در موارد خاص، احتمالاً مسائل فنی دیگری نیز وجود خواهند داشت که نیاز به هماهنگی دارند. در حال حاضر، قلمرو فناوری اطلاعات، حوزه ‎ ای آشنا است که می ‎توانیم با استفاده از بخش ‎های مرتبط و ساختارهای معماری سازمانی از قبیل TOGAF (چارچوب معماری سازمانی اُپن گروپ) از آن بهره ببریم.

مزایای بهره گیری از رویکرد الگوی معماری اکوسیستم (TEAM approach):

مبنای قاطع:

الگوی معماری اکوسیستم، حاصل مطالعات،  تحقیقات و تجربیاتی است که بیش از 20 سال به آن ‎ها پرداخته شده است. این مطالعات با استفاده از روش e3value برای الگو سازی کسب و کارهای مبتنی بر شبکه انجام شده ‎ اند. ما این روش را با یک لایه ‎ مبتنی بر رویکرد اکوسیستم کسب و کار Moore، تجزیه و تحلیل نمونه های موجود از عملکرد همگام و دستورالعمل ‎های مشارکت رقابتی Brandenburger & Nalebuff هماهنگ نموده و گسترش داده  ‎ایم. برای داشتن عملکردی مبتنی بر یافته  ‎های Brandenburger & Nalebuff، لازم است با طرفین این بازی، ارزش افزوده ‎ آن ‎ها، قواعد بازی از نظر مشارکت کنندگان و در صورت لزوم، با  روش ‎های اعمال برخی تغییرات آشنا باشید.

تاکتیک ‎های بازی بر اساس ارزیابی ادراکات سایر طرفین است که خود، مبتنی بر برداشت طرفین از موضوع هزینه  ‎ها، مزایا و خطراتی است که سایر بازیکنان را نیز تحت الشعاع قرار می ‎دهد. همچنین، ممکن است با وارد کردن گزاره ‎ های ارزش متفاوت یا طرفین دیگری به سیستم، بخواهید دامنه ‎ بازی را تغییر دهید.

ابتکارات دیجیتال:

از جمله مزایای بهره گیری از رویکرد الگوی معماری اکوسیستم (TEAM) می ‎توان به توجه مستقیم به کل اکوسیستم و نقاط قوت و ضعف آن اشاره کرد. این امر در زمینه ‎ اجرا و پیاده سازی نوآوری  ‎های دیجیتالی به شما کمک خواهد کرد. چرا که، پیاده سازی این قبیل رویکردهای خلاقانه ممکن است بر معماری اکوسیستم شما تأثیر گذار باشد.

کمیت سنجی:

بهره گیری از رویکرد الگوی معماری اکوسیستم (TEAM) در زمینه ‎ جریان نقدینگی، سرمایه گذاری ‎ ها، هزینه و درآمد به شما بینشی می ‎بخشد تا بتوانید معماری اکوسیستم خود را با نگاهی دقیق ‎تر و کارشناسانه  ‎تر ببینید. این رویکرد به شما کمک می ‎کند تا فرصت ‎ها و خطرات اکوسیستم دیجیتال را بهتر بشناسید. رویکرد الگوی معماری اکوسیستم این امکان را فراهم می ‎کند تا از طریق سرمایه گذاری در حوزه ‎ فناوری، یا حتی به وسیله ‎ کاهش هزینه ‎ ها و بهینه سازی اکوسیستم خود، ارزش به مراتب بیش ‎تری ایجاد نمائید.

شبیه سازی:

نکته ‎ آخر این که استفاده از ابزارهای e3value امکان شبیه سازی هر چه سریع ‎تر تأثیر نوآوری بر اکوسیستم شما را محقق می ‎کند. به این ترتیب، چرخه  ‎های طراحی کوتاه مدت تسهیل شده و شما این امکان را می ‎ یابید تا سریعاً به بازارهای دیگر یا حتی به معماری محصولات دیگر اتکا نمائید.

https://www.thevalueengineers.nl/what-is-your-ecosystem-the-ecosystem-architecture-modeling-framework/

2019-09-03

JD در مقابل Alibaba در گام آخر تحویل مرسوله

پشت دیوار چین چه می گذرد، Parcel & postal Technology,Feb 2019

غول های تجارت الکترونیک چین Alibaba و JD.com در حال رقابت در گام آخر تحویل مرسوله هستند. آیا آنها پیشتازان تجربه مشتری در گام آخر هستند؟ خوآن سوتولونگو (از722 Consulting)، مارِک روژیتسکی (از Last Mile Experts)، و اییان کِر (از Postal Hub Podcast) تحلیل تخصصی برای بازار توزیع در تجارت الکترونیک چینی و اینکه برای غرب چه معنی ای می تواند داشته باشد ارائه می دهند.

          چین کاربران اینترنتی بیشتری از هر کشور دیگر جهان دارد، اما هنوز فضای زیادی برای رشد تجارت الکترونیک وجود دارد. بازار تجارت الکترونیک چین با سرعت سرسام آوری درحال رشد است: از 160 میلیون خریدار اینترنتی در سال 2010 تا 530 میلیون در سال 2017. همین باعث رشد تعداد بسته های ارسالی به مقدار %28 شد، تا بیش از 100 میلیون در روز. با توجه به پایین بودن رشد اقتصادی، توسعه انفجاری تجارت الکترونیک به احتمال زیاد ادامه پیدا می کند.

          پشت دیوار چین، چینی ها بسرعت اما بی سر و صدا راهکار های بسیار بهینه ای برای گام آخر ایجاد می کنند. هم زمان با اینکه تعداد بیشتری از مردم چین به اینترنت وصل می شوند، غول های تجارت الکترونیک مانند Alibaba و JD.com گسترش عرضه های تولید به مصرف خود را ادامه می دهند.

          رقابت بین JD.com و Alibaba محیطی به وجود آورده که در آن توزیع بسته، یک بخش حیاتی تجربه تجارت الکترونیک شده است. حال مسئله اینجاست: برخی کارشناسان فکر می کنند که همین حالا هم راهکار های تدارکات تجارت الکترونیک در چین بهترین در جهان است، و ما باور داریم که به احتمال زیاد درست می گویند.

          این موضوع را در نظر بگیرید: %70 بسته ها در چین در همان روز سفارش تحویل داده می شوند. این سرعت تحویل در موفقیت تجارت الکترونیک چین تأثیر دارد. سرعت تحویل و تجربه مشتری نکات کلیدی هستند، و چین هر دو را دارد.

          پس اجازه دهید نگاهی عمیق تر بیندازیم تا ببینیم دو غول بازرگانی چین در گام آخر چه میکنند.

 

یک بازار یا یک اکوسیستم؟

           چه چیزی JD و Alibaba را از هم متمایز می کند؟ آیا تفاوتی در گام آخر ایجاد می کند؟

          Alibaba و JD خیلی قبل تر از اینکه Amazon وارد بخش گام آخر شود خواستار یکپارچه سازی عمودی بودند، از فروش تا تحویل به مصرف کننده.

          Alibaba سهامدار حاکم اپراتور تدارکات Cainiao است که در سال 2013 تأسیس شد و یک همکاری شامل انبارداری، حمل با کامیون و گام آخر تحویل مرسوله را انجام میدهد. این اپراتور عملاً یک پایگاه بزرگ، با دارایی سبک و تبادل کننده اطلاعات است که Alibaba مالک مقدار خیلی کمی از زیربنای آن است.

          یکی از محرک های اصلی ابداع Cainiao اطمینان حاصل کردن از ظرفیت برای مرسولات Alibaba بود، اما Alibaba و Cainiao واسط به تمام شرکت های حمل و نقل هستند، مانند SF، ZTO و YTO. این شرکت الآن نزدیک به 2 میلیون راننده تحویل در شبکه دارد.

          JD یک استراتژی تدارکات کاملاً متفاوت دارد – همه کار را خودش انجام می دهد. بیش از 515 انبار در شبکه حمل و نقل کشوری این شرکت وجود دارد. بیش از %90 سفارشات از JD.com همان روز یا روز بعد توسط ناوگان خود JD تحویل داده می شود که درحال حاضر شامل 65,000 راننده می شود.

          در ابتدا JD.com فقط محصولات خود را خرده‌ فروشی می کرد با تأکید فراوان بر فروختن محصولات واقعی و غیر تقلبی.

          این شرکت اخیراً تسهیلات تدارکات خود را به روی دیگر شرکت های دیگر باز کرده است – بدون توجه به اینکه جزو فروشندگان پلتفرم هستند یا نه. این موضوع JD را در رقابت با شرکت هایی مانند SF Express قرار می دهد و توانایی "تحویل توسط JD" را برای این شرکت ایجاد می کند مانند چیزی که توسط Amazon ارائه می شود.

          به طور خلاصه دو دید استراتژیک وجود دارد: کم دارایی و پر دارایی، و در قلب ماجرا این سؤال وجود دارد که شرکت های تجارت الکترونیک می خواهند صاحب چه مقدار از تجربه مشتری باشند، و اینکه آیا مالکیت واقعاً برای داشتن کنترل کامل نیاز است یا نه.

 

 روبات ها و پهپاد ها: ابتکار در تحویل

           JD احتمالاً یکی از اوّلین اپراتور هایی است که از پهپاد ها در مقیاس قابل توجهی استفاده می کند، با استفاده از ربات های پرنده به عنوان یک ادغام کننده در مناطق روستایی. پهپاد تعدادی از بسته ها را به منطقه روستایی می بَرد، جایی که راننده محلی JD محموله را دریافت می کند، بسته ها را جدا می کند، سپس بسته ها را به شکل محلی تحویل می دهد. پهپاد دقیقاً گام آخر را انجام نمی دهد اما باعث می شود که تحویل به گره محلی سریع تر انجام بگیرد.

          JD همچنین در وسایل نقلیه زمینی خودکار (AGVs) سرمایه گذاری می کند که روی پیاده رو ها حرکت می کنند، بسیار شبیه با روبات های Starship که در اروپا و آمریکای شمالی استفاده می شوند. AVG ها به صورت خودکار می توانند با 30 بسته در هر بارگیری تحویل دهند و تکنولوژی تشخیص چهره به کاربران این امکان را می دهد که بسته هایشان را به سادگی و با امنیت دریافت کنند.

          Alibaba در تلاشی برای کاستن قیمت ها سعی در پیشبرد خودکار سازی انبارها دارد. هزینه کارگر در چین درحال افزایش است، اگرچه از یک پایه حقوق کم. این موضوع، علاوه بر نرخ زاد و ولد پایین، به این معنا است که، مانند غرب، فشار فزاینده ای برای خودکار سازی وجود دارد.

چین در معرفی وسایل نقلیه برقی درحال پیشرفت است. در شهر شِنژِن 100% اتوبوس ها و تاکسی ها برقی هستند و بنظر خیلی از افراد، جهان غرب در این فضا عقب افتاده است.

در بخش توزیع، اسکوتر های تحویل، به طور فزاینده ای برقی میشوند. اما کامیون های توزیع و وانت ها همچنان با موتور های درون‌سوز کار میکنند. با این وجود، تعداد بسیار زیاد اسکوتر های گام آخر ارزان، پر کاربرد و با کاربری آسان هستند که حضورشان در خیابان ها شگفت انگیز است.

 

لاکرهای پستی:

در چین تعداد لاکرهای پستی بیشتری در مقایسه با سایر نقاط جهان وجود دارد. هایو باکس 150000 مکان و جی‌دی حداقل 50000 تاسیسات در رابطه با این موضوع در اختیار دارند. اساسا هر مجتمع اداری و آپارتمانی این تاسیسات را در اختیار دارد. کشورهای اروپایی آلمان، لهستان و اسپانیا با وجود توسعه یافته‌ترین شبکه‌های قفسه مرسولات، در مجموع در حدود 15000 قفسه بهمراه یکدیگر دارا هستند که فاصله محسوسی نسبت با آنچه که شبکه‌های چینی ارائه می‌دهند، دارند.

SF Express و STO Express سهام خود را در Hive Box دارند که اینگونه به عنوان یک شبکه باز عمل می‌کنند؛ که یک حرکت ابتکاری و هوشمندانه دیگر در مقایسه با شبکه‌های عمدتا بسته در غرب است. شبکه لاکرهای پستی JD محدود به ناوگان تحویل JD می‌باشد.

Alibaba  از شبکه Hive Box به طور گسترده‌ای استفاده می‌کند، زیرا این یک جزء اصلی تحویل بار در اول‌-وقت و همان-روز می‌باشد.

علاوه بر قفسه‌هایHive Box ، Alibaba چیزی درحدود 50،000 نقطه PUDO در سرتاسر چین دارد که ظرفیت انعطاف پذیری بسیار بالایی را به آن اضافه می‌کنند که همچنین به هزینه‌های ثابت کمتری نیاز دارند.

تحویل روستایی:

JD  و Alibaba در حال تعهد برای تحویل روز-بعد در مناطق روستایی هستند. بیش از نیمی از 1.3 میلیارد جمعیت چین در مناطق روستایی زندگی می‌کنند که به نوبه خود پتانسیل بزرگی را ارائه می‌دهند. هدف این است که طی 48 ساعت به هر مقصدی برسیم.

JD  افراد بومی را جذب می‌کند تا بتوانند از روابط موجود در جامعه خود برای ارائه خدمات با کیفیت و کمک به رشد کسب و کار بهره ببرند- خدمات امور مشتریان در آخرین مایل به پیروزی بیشتر در تجارت الکترونیکی را رقم می‌زند.

در خارج از شهرها ، ممکن است نام خیابان یا علائم خیابانی وجود نداشته باشد، بنابراین ارتباطات محلی و بومی برای موفقیت در تحویل بسیار مهم است، که این راه حل چینی را بسیار کاربردی می‌کند.

علاوه بر این، تجارت الکترونیکی باعث تقویت کارآفرینی و اشتغال در مناطق روستایی می‌شود و به کم کردن کردن شکاف شهری/روستایی کمک می‌کند. دفتر امور خارجه چین گزارش داد که  پیش‌بینی می‌شود تا سال 2020 ، تجارت آنلاین در مناطق روستایی چین به 296 میلیارد دلار برسد و تولید 10-13 میلیارد بسته در سال برسد.

تماس شخصی:

در حالی که شرکت‌های تحویل غربی برای اطلاع‌رسانی به مشتریان، به اپلیکیشن‌ها و ارسال اعلانات متکی هستند،JD  پیک‌های خود را ملزم کرده که قبل از آن با مشتریان خود تماس تلفنی برقرار کنند.

سایر حمل‌کننده‌ها مانند SF همان الزام را برای رانندگان خود را دارند. این یک روش قدیمی برای انجام کارهاست، که به نظر می‌رسد مغایر با دنیای پیشرفته تجارت الکترونیکی باشد، اما در تحویل اول-وقت بار و ارائه خدمات به مشتری محور بسیار مهمی است.

این ممکن است با افزایش هزینه‌های کار تغییر یابد و راه حل های مبتنی بر برنامه جذاب شوند. تا آنجاکه غیر شخصی باشد، IDM( مدیریت تحویل تعاملی) خدمات درجه یک و قابل اطمینان را به مشتری ارائه می‌دهد.

برخلاف بسیاری از پیک‌های آمازون، رانندگان JD همه لباس متحدالشکل می‌پوشند و دوچرخه‌های آنها به آرم شرکت مزیَن می‌شوند. آنها آرمشان را با خود دارند، که بخشی اساسی از ارائه خدمات و اعتماد JD است.

تجربه لوکس:

در نه شهر ،JD  سرویس "دستکش سفید" را ارائه می‌دهد. این یک سرویس تحویل دو نفره برای کالاهای سنگین نیست؛ این یک سرویس تحویل عالی است که کالاهای لوکس توسط راننده‌ای با لباسی مناسب و دستکش سفید تحویل داده می‌شود.

سرویس JD Luxury Express در ابتدا و  زمانیکه در سال 2017 راه اندازی شد برای برندهای لوکس منتخب رایگان بود. از سال 2018 ، این سرویس برای خرید در دسته‌های دیگر نیز موجود است - البته با هزینه!

پست

China Post  نقش مهمی در ارائه تجارت الکترونیکی در چین ندارد. درحالیکه که برخی از بسته‌های تجارت الکترونیکی را در اختیار دارد، اما حجم آن در مقایسه با حامل‌های اصلی ناچیز است. China Post  قبل از اینکه در تجارت الکترونیکی تحویل مرسولات، رقابتی باشد  باید روی شهرت و تصویر خود کار کند.

آیا چین رهبر جهانی در زمینه تجارت الکترونیک است؟

پیک‌های چینی هر روز تعداد حیرت انگیز بیش از 100 میلیون بسته در روز و سه برابر آنچه ایالات متحده ارائه می‌دهد را تحویل می‌دهند. تحویل روز-بعد و همان-روز استاندارد مدنظر است.

مشتریان می توانند در کنار گزینه‌هایی مانند سرویس Luxury Express JD ، به طیف گسترده‌ای از گزینه‌های تحویل موجود در بازارهای پیشرفته تجارت الکترونیکی مانند بریتانیا با قیمت بسیار پایین‌تر دسترسی پیدا کنند.

افزایش هزینه‌های نیروی کار و سایر هزینه‌های اصلی منجر به ایجاد چالش‌های چشمگیر برای این بخش در سال‌های آینده خواهد شد. اما بخش اعظمی از زیرساختها مانند مراکز اجرایی و قفسه‌های مرسولات در حال حاضر نیز با این چالش مواجه هستند.

اگر چینی ها تصمیم بگیرند از پایگاه آسیایی خود خارج شوند و به اروپا یا ایالات متحده بیایند، ممکن است چالش‌های اصلی اپراتورهای اصلی بسته و پست‌های اینترنتی نه آمازون و نه استارت‌آپ‌های سیلیکون-ولی  نباشند، بلکه دو غول تجارت الکترونیکی چینی باشند.

در حال حاضر ، هر دوی آنها گسترش بین‌المللی خود را آغاز کرده‌اند. علی بابا با همکاری دولت در بلژیک و JD.com در فرانسه در حال افتتاح یک مرکز تجاری هستند. هر دو شرکت بازرگانان اروپایی را که خواهان ورود به بازار چین هستند را هدف قرار داده‌اند.

https://www.parcelandpostaltechnologyinternational.com/analysis/jd-vs-alibaba-in-the-last-mile-whats-happening-behind-the-great-wall.html

2019-08-31

تجربه‎ دیجیتال نیروی کار

فناوری در خدمت نیروی کار-تحول سازمانی,Deloitte Review,July 2019

امروزه، با حضور فناوری دیجیتال دستیابی به خدماتی هماهنگ و تجربیاتی عالی امکان پذیر شده و این موضوع زندگی شخصی ما را به مراتب ساده ‎ تر نموده است. در دنیای کنونی، تنها با چند کلیک ساده می ‎توانیم در چندین شهر مختلف، مکانی برای اقامت خود رزرو کنیم، فیلم مورد نظر خود را بر روی دستگاه دلخواه به نمایش درآورده و یا حتی قادر هستیم کالایی را به صورت آن ‎لاین خریداری نموده و تحویل آن را به روز بعد موکول نمائیم. چنین تجربیات یک ‎پارچه ‎ ای که در زندگی شخصی خود به آن ‎ها خو گرفته  ‎ایم با کمک فناوری ‎های تقریباً بی  ‎عیب و نقصی امکان پذیر گشته که توقع دسترسی به تجربیات بهتری را در زندگی حرفه  ‎ای ما نیز ایجاد کرده  ‎اند.

با این حال، پس از پیوستن به یک سازمان، اغلب درمی  ‎یابیم که اوضاع اندکی متفاوت بوده و تجربه ‎  ما به عنوان نیروی کار به هیچ وجه با تجربه  ‎ای که به عنوان مشتری داشته  ‎ایم، شباهتی ندارد. یعنی، تلاش ما همواره بر این است تا با همکاران خویش به طور موثری ارتباط برقرار نموده و برای بازدهی هر چه بیش ‎تر، در اسرع وقت، به اطلاعات لازم دسترسی پیدا کنیم. منظور این است که به جای برخورداری از تجربیات دیجیتالی که به عنوان یک مشتری در دنیای خارج مستقیماً با حواس خود درک نموده  ‎ایم، احتمالاً از ما خواسته خواهد شد که از طریق ساختارها، روال ‎ها و سیستم ‎های پیچیده ‎ داخل سازمانی عمل کنیم که غالباً به همین سادگی ‎ها هم پشتیبانی نمی ‎شوند. در واقع، گزارش ‎ها حاکی از آن است که 70 درصد از کارمندان برای انجام امور خود ناچار هستند اطلاعات مشابهی را در سیستم ‎های گوناگونی وارد کنند.

حالا، این سوال مطرح می ‎شود که اهمیت این امر در چیست؟ در جهانی امروز، افراد انتظار دارند که بتوانند با یکدیگر و با سازمان ‎ها به راحتی تعامل داشته باشند.  تجربه ‎ یک نیروی کار در این دنیای دیجیتال، اگر با معیارهای استاندارد تجاری مطابقت نداشته باشد، بسیار دلسرد کننده خواهد بود. چنین تجربه ‎ ای بر بازده کلی نیروی کار نیز تأثیری منفی خواهد داشت. از آن جا که کیفیت تجربه ‎ کارمندان بر کارایی و مشارکت آن ‎ها بسیار تأثیر گذار است، این امر موجب بروز مشکلاتی می ‎گردد. یک مطالعه به تازگی نشان داده است، سازمان ‎هایی که تجربیات قانع کننده  ‎ای برای نیروی کار خود رقم می ‎زنند، در مقایسه با سایر سازمان ‎ها از مشارکتی تا 22 درصد بالاتر برخوردار می ‎گردند. به علاوه، احتمال باقی ماندن نیروی کار این سازمان ‎ها در مشاغل ‎شان نیز تا 4 برابر بیش از باقی سازمان ‎هایی است که تجربه ‎  قانع کننده ‎ ای را برای کارکنان خود ایجاد نمی ‎کنند. از این گذشته، رضایت مشتری در این قبیل سازمان ‎ها تا 12 درصد بیشتر از سامان ‎های دیگر بوده و نرخ رشد درآمد این سازمان ‎ها نیز 2 تا 3 برابر بالاتر از میانگین کل نمونه بوده است. خبر خوب این است که سازمان ‎ها می ‎توانند تجربیات دیجیتال نیروی کار خویش و در عین حال، مشارکت و بهره ‎ وری کارکنان خود را بهبود بخشند. با این حال، انجام چنین کاری مستلزم اختصاص تمرکزی بالا بر تجربه ‎ دیجیتال  داخل سازمانی کارمندان در تعامل با سیستم ‎ها، فرآیندها و قابلیت ‎هایی است که از آن پشتیبانی می ‎کنند. یعنی، همان اندازه از تمرکز که صرف تجربه ‎ دیجیتال مشتریان می ‎گردد.

متأسفانه، تجربه نشان داده که بذل این میزان تمرکز و سرمایه ‎ گذاری در زمینه ‎ ایجاد تجربه ‎ ای رضایت بخش برای نیروی کار، امری نادر است. این در حالی است که سازمان ‎ها نهایت تلاش خود را می ‎کنند تا تجربه ‎ ای هر چه مطلوب ‎تر را به مشتریان خود ارائه داده و در این راه سرمایه  ‎گذاری ‎های هنگفتی می ‎نمایند.

شاید نتیجه ‎ عدم سرمایه گذاری در ایجاد تجربه ‎ مطلوب برای کارمندان، این باشد که اغلب آن ‎ها شرایط کار خود را مناسب و رضایت بخش نمی  ‎پندارند. به عنوان مثال، نظرسنجی انجام شده در سال 2019 میلادی، توسط  Deloitte در زمینه ‎ ارزیابی تازه  ‎ترین پیشرفت ‎های جهانی موجود در بخش سرمایه ‎ انسانی، نشان داده است که کم ‎تر از نیمی (49 درصد) از مسئولان حوزه ‎ منابع انسانی و پیشتازان عرصه ‎ کسب و کار بر این باور هستند که کارمندان ‎شان از چیدمان شغلی خود در سازمان ‎های مربوطه رضایت دارند. در این نظرسنجی، مشخص شده که تنها 42 درصد از صاحبان مشاغل تصور می ‎کنند که کارمندان ‎شان از روال انجام امور روزانه راضی بوده، 38 درصد از آن ‎ها اعتقاد داشتند که نیروی کار آن ‎ها از ابزارها و فناوری ‎های مرتبط با کار رضایت داشته و 38 درصد هم بر این باور بودند که کارکنان آن ‎ها دارای استقلال کافی برای تصمیم گیری هستند.

ایجاد تحول سازمانی در ارائه خدمات با کمک راهبری و فناوری بهتر

بدیهی است که ایجاد تجربه ‎ کارمندی مثبت با استفاده از روش ‎های بسیار زیادی امکان پذیر است. با این حال، تعامل با طیف گسترده  ‎ای از سازمان ‎ها نشان داده است که پیشتازان عرصه ‎ کسب و کار در اغلب موارد برای بهبود تجربه ‎ دیجیتال فرصتی عالی را در اختیار دارند.

حال، پرسش این جا است که چنین فرصت ‎هایی کدامند؟ جزئیات فناوری ‎های مورد نیاز برای انجام کارهای گوناگون متفاوت بوده و هر عرصه ‎ ای یا به بیان واضح ‎تر، هر سازمانی به فناوری  ‎های خاص خود نیازمند است. اما به شکل کلی می ‎توان گفت که نحوه ‎ تعامل سازمان با کارمندانش روشی است که در همه ‎ زمینه ‎ ها به بهبود امور منجر می ‎گردد. لازم است توجه داشته باشید که فرصت مذکور، درست به همان اندازه ‎ ایجاد تحول سازمانی در ارائه ‎ خدمات حائز اهیمت است. به کارگیری فناوری و ایجاد عملکردی متقابل و همین طور، راهبری مناسب در سطح سازمانی این فرصت را در اختیار سازمان ‎ها قرار می ‎دهد تا بتوانند تعاملات موجود در میان نیروی کار و سازمان را ساده ‎ تر نموده، مشارکت بیش ‎تری را برانگیخته و بهره  ‎وری را در کلیه ‎ سطوح سازمانی افزایش دهند.

چشم انداز استفاده از یک پلت فرم یک پارچه برای ایجاد مشارکت

تا همین ده سال پیش، جهت یابی کارمندان در سیست

تا همین ده سال پیش، جهت یابی کارمندان در سیستم ‎ها، ابزارها و منابع اطلاعاتی متنوع سازمانی و دسترسی به آن ‎ها، در بهترین حالت، با کمک یک پورتال اینترانت (link farm قدیمی) انجام می ‎گرفت. هر یک از توابع سازمانی، خصوصاً آن ‎هایی که کار پشتیبانی از کارکنان را برعهده داشتند (از قبیل، بخش ‎های فناوری اطلاعات، منابع انسانی، مالی، امنیتی، حقوقی، تسهیلات، زنجیره ‎ تأمین و تدارکات)، با گذشت زمان، توسعه یافته و ابزارها و فرآیندهای دیجیتال مرتبط با عملکرد خود را به همراه ساختارهای ارائه ‎ خدمات و ساز و کار راهبری خویش ارتقاء داده ‎اند. به این ترتیب، کارمندان در هنگام درخواست، تأئید و بازبینی وضعیت معاملات و در واقع، در کل روند دریافت خدمات با مراحل گوناگونی رو به رو هستند. به عنوان مثال، یک کارمند جدید باید از چهار سیستم مختلف، چهار بار درخواست کند تا بتواند یک لپ ‎تاپ خریداری نماید. یعنی، برای به دست آوردن لپ ‎تاپ، ابتدا باید درخواستی را برای واحد فناوری اطلاعات تنظیم نموده، درخواست دیگری مبنی بر تأمین بودجه را برای واحد امنیتی ارسال کرده، باز هم درخواستی به بخش منابع انسانی تسلیم کرده و دلایل درخواست خود را تشریح نموده و عاقبت با تهیه ‎ درخواستی برای بخش مالی، تلاش کند تا سپرده ‎ لازم برای خرید لپ ‎تاپ را دریافت نماید!

ساده  ‎تر بود اگر کارمند مذکور می ‎توانست تنها یک بار تقاضای خود را به صورت «onboarding» در سیستم مطرح نموده و با استفاده از همان نقطه ‎ دسترسی و همان رابط کاربری، روند فعالیت ‎های گوناگون انجام شده را پی ‎گیری نماید.

با توجه به خط سیر احتمالی جریان فناوری در بسیاری از سازمان ‎ها، می ‎توان ادعا کرد که این مشکل نه تنها رفع نخواهد شد، بلکه پتانسیل آن را دارد که به مراتب وخیم ‎تر گردد. اخیراً، میانگین تعداد کارمندانی که برای انجام امور روزانه باید به سیستم ‎ها دسترسی داشته باشند از 8 به یازده درصد افزایش یافته است.

به علاوه، تخمین زده می ‎شود که 27 درصد از کارمندانی که در این نظرسنجی مورد بررسی قرار گرفته  ‎اند، در طول هر هفته، به خاطر دریافت یا ارسال ایمیل ‎ها و پیام ‎های غیر مرتبط، یک روز کاری کامل را از دست می ‎دهند. در ضمن، کاهش هر چه بیش ‎تر اتکا بر سیستم ‎های سنتی و غیر منعطف سازمانی و جایگزینی آن ‎ها با سیستم ‎های به مراتب سریع ‎تری که مبتنی بر الگوی معماری میکروسرویس ایجاد شده  ‎اند، موجب خواهد شد تا آن ‎ها به عنوان کاربران back end ناچار باشند با فناوری ‎های بیش ‎تری دست و پنجه نرم کنند. با این حال، امروزه، پراکندگی سیستم ‎های برنامه نویسی و پردازش در پشت صحنه، الزاماً به معنای ارائه ‎  یک تجربه ‎ کاربری غیر یک ‎پارچه نیست. فناوری ‎ ها در اصل به منظور ایجاد یک پلت ‎فرم منسجم برای ایجاد مشارکت در دسترس ما قرار گرفته  ‎اند. یعنی، به منظور ایجاد لایه  ‎ای از تجربه ‎ کاربری که برای ارائه ‎ یک تجربه ‎ دیجیتال بی ‎عیب و نقص بتواند در سراسر سیستم ‎ها گسترش یابد. در حقیقت، اکنون، برخی سازمان ‎های پیشتاز در حال اجرای چنین پلت ‎فرم یک ‎پارچه ‎ای هستند تا شاید بتوانند برای کارمندان، مدیران و نمایندگان خدماتی خود یک تجربه ‎ دیجیتال واحد و متناسب با برند را ایجاد کنند. هدف از ایجاد چنین پلت ‎فرم ‎هایی، ادغام سیستم ‎های اصلی پیشین در یک پلت ‎فرم سازمانی مدیریت خدمات واحد بوده و احتمالاً، قادر خواهند بود که برای اتوماسیون و مشارکت ابزارهایی از قبیل chatbotها، اتوماسیون فرآیند روباتیک (RPA) و شبکه  ‎های اجتماعی سازمانی، یک اکوسیستم منسجم را ارائه دهند.

پراکندگی سیستم های برنامه نویسی و پردازش در پشت صحنه، الزاماً به معنای ارائه یک تجربه  کاربری غیر یک پارچه نیست.

پلت ‎فرم منسجم مشارکتی در صورتی که به خوبی طراحی شده باشد، می ‎تواند برای کارمندان، مدیران و نمایندگان در مواقع درخواست یا مدیریت خدمات، چیزی به مراتب فراتر از یک تجربه ‎ دیجیتال یک ‎پارچه و بی  ‎عیب و نقص را ایجاد نماید. به علاوه، این پلت ‎فرم می ‎تواند شامل ابزارهای گردش کار سازمانی بوده و با کمک آن ‎ها روند ارائه ‎ خدمات و سرعت و دقت آن را نیز بهبود بخشد. برای انجام این کار، لازم است که پلت ‎فرم مذکور، اطلاعات شخصی سازی شده و محتوا را کاملاً با مدیریت شرایط ادغام نموده و توانایی آن را داشته باشد که سطح خدمات قابل قبولی را ارائه داده و در عین حال به ارائه ‎ گزارش ‎ها و تحلیل ‎های عملیاتی بپردازد. به نحوی که نتایج حاصل از این تجزیه و تحلیل ‎ها قابلیت ارزیابی مناسب را داشته و به این ترتیب، سیستم را همواره بهبود بخشند.

پلت ‎فرمی که همه ‎ امور یاد شده را انجام داده و در عین حال، از طریق کانال مربوطه و بنا به انتخاب کاربر به ارائه ‎ خدمات بپردازد، نه تنها قادر به بهبود تجربه ‎ دیجیتال خواهد بود، بلکه، بازدهی ارائه ‎ خدمات را نیز افزایش خواهد داد. به عنوان مثال، شرکت خدمات پستی Australia Post، اخیراً یک پلت ‎فرم گردش کار و تجربه ‎ یک ‎پارچه را راه اندازی نموده که علاوه بر تسهیل دسترسی کارمندان و ارائه ‎ خدمات سازمانی، زمان آموزش عوامل خود در بخش فروش و خدمات را نیز تا نصف تقلیل داده و میانگین کلیک در ازای هر تراکنش را از 160 به 11 کاهش داده است.

علاوه بر این ‎ها، همان فناوری که سیستم ‎های کاربردی را گسترش داده و دسترسی کاربران تجاری به خدمات را بهبود بخشیده، می ‎تواند پلت ‎فرم یک ‎پارچه ‎ ای را در اختیار افراد و تیم ‎هایی قرار دهد که در بخش ‎های گوناگونی فعالیت دارند. به این ترتیب، آن ‎ها هم قادر خواهند بود تا با استفاده از این پلت ‎فرم، خدمات یاد شده را ارائه دهند. به عنوان مثال، پرونده  ‎ها می ‎توانند به صورت خودکار به دپارتمان، تیم یا فرد مناسبی ارجاع داده شوند. به علاوه، ابزارهای گردش کار کمک خواهند کرد تا آن پرونده  ‎ها با توجه به زمان تعیین شده و با استناد بر دستورالعمل ‎های دقیق و چک لیست ‎ها مدیریت گردند.

بنابراین، روند کار، دستورالعمل ‎ها و سیاست گذاری ‎ها، همگی در سیستم مستند شده و در صورت نیاز و رجوع، بلافاصله قابل دستیابی خواهند بود. فرآیند ارائه ‎ گزارش بصری و تعاملی شاخص ‎های عملکرد کلیدی و مرتبط با اطلاعات کسب و کار، به سرپرستان و مدیران اجازه می ‎دهد تا با ردیابی معیارها و تجزیه و تحلیل ‎های لازم، عملکرد نفرات را ارزیابی نموده و از بهبود روند کار پشتیبانی نمایند.

پیش به سوی آینده

تلاش برای یک ‎پارچه سازی تجربه ‎ نیروی کار، بنا بر ماهیت خود، موضوعی نیست که منحصر به عملکرد واحدی باشد. با این وجود، اگر سازمانی این نوع پیاده سازی و اجرا را به عنوان فرصتی برای تجدید ساختار کلی اکوسیستم فناوری در نظر گرفته و از آن استفاده کند، هر نوع سرمایه گذاری عمده در بخش فناوری می ‎تواند به آغاز این فرآیند کمک نماید. برای موفقیت در چنین امری، لازم است سازمان ‎ها مشارکت و همکاری میان بخش ‎ها و پلت ‎فرم ‎ها را افزایش داده و ساختارهایی جدید برای راهبری شرکت ایجاد نموده و به این طریق، به جای بهینه سازی هر یک از عملکردهای واحد، فرآیند کلی گردش کار و تجربیات سازمانی را بهبود بخشند.

در صورتی که ایجاد تحول در سیلوهای سازمانی تنها بر یک مجموعه ‎ فناوری اصلی و واحد متمرکز باشد، تجربه ‎ نیروی کار را دچار آسیب نموده و احتمالاً، تجربه ‎ دیجیتال زیر حداقلی، پذیرش اندک ابزارهای جدید توسط کاربران و فرآیندهای دست و پا گیری را برای سازمان به همراه داشته و به عنوان میراثی پایدار از یک محیط به یک پلت ‎فرم جدیدتر انتقال خواهند یافت.

حال، فارغ از ماهیت فرآیند پیش رو، لازم است برای ایجاد یک پلت ‎فرم تجربه ‎ یک ‎پارچه، به جای رویکردی مبتنی بر فرآیند، یک رویکرد کارمند-محور را در نظر بگیرید. این به معنای آن است که به جای ایجاد پلت ‎فرم بر مبنای مراحل فرآیندهای تحت پشتیبانی، پلت ‎فرم را به گونه  ‎ای طراحی کنید که انتظارات کاربر از تجربه ‎ استفاده از آن را برآورده سازد. شرکت ‎های موفق، چنین وظیفه  ‎ای را با استفاده از شنیدن و در نظر گرفتن نیازها و خواسته  ‎های کارمندان خود محقق ساخته و با بهره گیری از منابع متنوعی از قبیل، تمرکز بر گروه ‎ها، انجام نظرسنجی، بررسی شاخص خالص مروجان (NPS)، ردیابی صفحات وب و بسیاری موارد دیگر، تلاش می ‎کنند تا از تجربیات نیروی کار درک عمیق ‎تری داشته باشند.

برای درک هر چه بیش ‎تر یک تجربه ‎ دیجیتال مناسب، می ‎توان کاراکترهایی ایجاد کرد که نمایان ‎گر نقش ‎ های مختلف نیروی کار در بخش ‎های گوناگون سازمانی باشند. از جمله، باید کارمندانی را در نظر گرفت که به عنوان نیروی کار جایگزین فعالیت نموده و حضور آن ‎ها در میان نیروی کار سازمانی رو به افزایش است. سپس، سازمان مذکور می ‎تواند نقشه ‎ مسیر تعامل موجود و دلخواه فناوری ‎های خود را با حضور کاراکترهای مزبور تدوین نماید. به علاوه، با کمک این فناوری می ‎توان انتظارات، احساسات و نگرانی ‎های کارمندان را نیز به تصویر کشید. از آن جا که درک کارمندان از تجربه ‎ مذکور، به هیچ عنوان، به نوع عملکرد یا خدماتی که در هنگام استفاده از این فناوری حاصل می ‎گردد بستگی ندارد، در نتیجه، برای ترسیم یک تجربه ‎ دیجیتال که در تمام لحظات کلیدی ثابت باشد، وجود یک چشم انداز مبتنی بر عملکرد متقابل ضروری خواهد بود. چنین نقشه ‎ مسیر تعاملی می ‎تواند در طراحی یک پلت ‎فرم جامع و یک ‎پارچه و پیاده سازی فناوری ‎های مرتبط با آن راه گشا باشد. در طول روندی برای تشخیص هر چه سریع ‎تر امور مهم از مسائل فاقد اهمیت، می ‎توان از فرآیند توسعه ‎ نرم افزار چابک (Agile) و مولفه  ‎های علم اصول و روش شناسی (methodology) از قبیل، آزمون  ‎های الف/ب، اسپرینت ‎ ها و نمونه سازی ‎های سریع نیز بهره جست. از جمله معیارهای قابل قبول برای ارزیابی تجربه ‎ نیروی کار، می ‎توان به نرخ پذیرش فناوری یا نتایج نظرسنجی مشارکت اشاره کرد. این معیارها به مدیران کمک می ‎کنند تا اثر بخشی تلاش خود را در طول پیاده سازی و پس از آن محک بزنند.

رویکرد شرکت خدمات پستی Australia Post در جهت توسعه ‎ تجربه ‎ یک ‎پارچه ‎ و پلت ‎فرم نیروی کار نشان می ‎دهد که یک سازمان تا چه اندازه می ‎تواند برای تحقق یک چشم انداز کارمند-محور تلاش کند. این سازمان، برنامه ‎ یاد شده ‎ خود را با طرح سه پرسش اساسی آغاز می ‎کند:

  1. ارتباط کامل و موثر کارمندان با سازمان Australia Post در چه صورت محقق گشته و نیازمند انجام چه اموری است؟
  2. سازمان Australia Post برای ایجاد قدرت و انگیزه ‎ در کارمندان و فراهم کردن بستری برای تکامل و نوآوری مداوم آن ‎ها در فضای کار، لازم است چه کارهایی انجام دهد؟
  3. کارمندان برای پایبندی به تعهدات شخصی و حرفه  ‎ای خود از سازمان چه انتظاراتی دارند؟

ایجاد هشت کاراکتر مختلف به نمایندگی از نیروی کار متنوع این سازمان، بخش مهمی از این کار به شمار می ‎رود. نتایج حاصله از این نظرسنجی به درک بیش ‎تر نیازهای کارمندان منجر گشته و استراتژی کلی پروژه در زمینه ‎ های نقش آتی پلت ‎فرم، معماری و طراحی مورد نیاز آن، نقشه ‎ مسیر پیاده سازی و حتی برآورد هزینه را نیز در پی داشته است. شرکت Australia Post برای تحقق این استراتژی، با تمرکز بر طراحی کاربر-محور، افزایش تعامل، طرح بندی و ساختار واضح و ایجاد لینک ‎های مستقیم به محتوای با اهمیت، مفاهیم خلاقانه  ‎ای را در رابط کاربری خود ایجاد کرده است.

رویکرد شرکت خدمات پستی Australia Post در جهت توسعه تجربه یک پارچه و پلت فرم نیروی کار نشان می دهد که یک سازمان تا چه اندازه می تواند برای تحقق یک چشم انداز کارمند-محور تلاش کند.

ناگفته نماند که ایجاد تغییرات مداوم در جهت دستیابی به اهداف مذکور برای سازمان ‎ها ضروری است. حتی با وجود پیشرفته ‎ ترین فناوری ‎ها نیز، بدون اتخاذ یک رویکرد قوی در زمینه ‎ ایجاد تغییر، ارائه ‎ تجربه ‎ دیجیتال یک ‎پارچه امری غیر ممکن خواهد بود. تسهیل در امر تحول، نیازمند ایجاد یک هسته ‎ متمرکز از افرادی است که از تغییرات پشتیبانی نموده و در عین حال، مستلزم ایجاد دگرگونی ‎های لازم در وظایف اعضایی است که انتظار می ‎رود رفتارهای مذکور را در محیط  کار انتشار دهند.

سخن آخر:

هنگامی که نیروی کار در محیط خود با فناوری  ‎هایی مواجه می ‎شوند که برای آن ‎ها مفید بوده و در انجام امور به آن ‎ها یاری می ‎کنند، به طور کلی، در مسیر یک تجربه ‎ مثبت گام برمی ‎دارند. چنین تجربه ‎ مطلوبی نهایتاً به افزایش حس وفاداری سازمانی و مشارکت و بازدهی بیش ‎تر خواهد انجامید. تجربیات پیچیده و پیشرفته دیجیتالی که زندگی خصوصی نیروی کار امروزی را در بر گرفته و موجبات خوشنودی آن ‎ها را فراهم می ‎کنند، به وضوح، سطح توقع کارمندان از سازمان را افزایش داده است. با این حال، با توجه به برخورداری کسب و کارها از مزایای به وجود آمده می ‎توان گفت که انجام این کار ارزش این همه تلاش را دارد!

https://www2.deloitte.com/us/en/insights/deloitte-review.html

2019-08-10

نقش همزادهای دیجیتال در صنعت لجستیک ( قسمت سوم )

نقش همزادهای دیجیتال در صنعت لجستیک-پیامدهای استفاده از همزادهای دیجیتال در صنعت لجستیک Powered by DHL Trend Research

همزادهای دیجیتال هنوز در صنعت لجستیک کاربرد گسترده ‎ای پیدا نکرده ‎اند، با این حال، بسیاری از فناوری‎های اصلی توانمند سازی همزادها در این صنعت در حال حاضر در دسترس هستند. بخش لجستیک برای ردیابی محموله ‎ها و اخیراً به منظور پی‎گیری ماشین آلات و تجهیزات بارگیری از حس‎گرهای گوناگون استفاده می‎کند. امروزه، این صنعت نیز به طور فزاینده ‎ای از استراتژی‎های باز API بهره جسته و از سیستم‎های فناوری اطلاعات مبتنی بر پردازش ابری استفاده می‎کند. شرکت‎ها با بهره گیری از روش‎های یادگیری ماشینی و تجزیه و تحلیل پیشرفته، زنجیره‎ی تامین خود را بهینه سازی نموده و با استفاده از اطلاعات عملیاتی و داده‎ های به دست آمده از حمل و نقل تاریخی به بینش جدیدی دست می‎یابند. کارشناسان عرصه‎ لجستیک نیز در حال پیاده سازی اپلیکیشن‎های تقویت شده، ممزوج و مبتنی بر واقعیت مجازی هستند که بتوانند اطلاعات حاصل از انجام وظایفی از قبیل آماده سازی سفارشات و بارگیری وسایل نقلیه را در زمینه‎ ایجاد همزادهای دیجیتال در محیط‎های مربوطه به کار بگیرند.با این وجود، گرد آوردن همه‎ این‎ها با سایر فناوری‎ها در قالب یک همزاد دیجیتال کامل نیازمند تلاش فراوانی است که با چالش‎ها و پیچیدگی‎های زیادی مواجه خواهد بود. ماهیت فعالیت‎های لجستیکی، اغلب وابسته به هزینه ‎هایی اندک است. از این رو، دلیل تمایل اندک شرکت‎ها در زمینه‎ انجام سرمایه گذاری‎های لازم در این حوزه را می‎توان فهمید. واضح است که کشف موارد بالقوه‎ استفاده از همزادهای دیجیتال در صنعت لجستیک در حال حاضر حائز اهمیت است. با کاهش هزینه‎ ها و افزایش حس اعتماد به فناوری ‎های موجود، ممکن است این طرح تجاری در آینده قانع کننده به نظر برسد. 

3.1 همزادهای دیجیتال در صنعت بسته بندی

اکثریت قریب به اتفاق محصولاتی که از طریق شبکه‎ های لجستیکی جا به جا می‎شوند، به شکلی محافظت شده و در کانتینر حرکت می‎کنند. این صنعت مقادیر بسیار زیادی از بسته‎ های یک بار مصرف را با ناوگانی از کانتینرهای اختصاصی یا چند منظوره راهی نقاط دور و نزدیک می‎کند. طراحی، نظارت و مدیریت بسته بندی و کانتینرها، چالش‎های بی‎شماری را پیش روی فعالان این حوزه قرار می‎دهد. به عنوان مثال، رشد صنعت تجارت الکترونیک، میزان تقاضا، نوسانات فصلی و تنوع بسته بندی را افزایش داده است. این امر به نوبه‎ خود، ممکن است منجر به ایجاد ضایعاتی قابل توجه و کاهش بازده عملیاتی گردد. اپلیکیشن همزادهای دیجیتال مواد به ایجاد و توسعه‎ بسته بندی‎هایی مستحکم‎تر، سبک‎تر و دوستدار محیط زیست کمک می‎کند. سازمان‎ها در تلاش برای بهبود پایداری، در حال اکتشاف و تحقیق در زمینه‎ به کار بردن طیف وسیعی از مواد جدید، از جمله، پلاستیک‎های تجزیه پذیر و موادی هستند که درصد بالایی از آن‎ها قابل بازیافت باشند. غول صنعت لوازم منزل (IKEA) نیز یک ماده‎ی بیولوژیکی به دست آمده از قارچ را جایگزین فوم‎های پلاستیکی نموده است.

همزادهای دیجیتال مواد، مانند آن چه توسط شرکت Math2Market توسعه یافته ‎اند، می‎توانند به شرکت‎ها در درک و پیش بینی عملکرد مواد جدید به کار رفته در صنعت بسته بندی کمک کنند. این همزادهای دیجیتال، رفتار ماده را تحت دما، لرزش و تحمل ضربات ناگهانی در طول حمل و نقل شبیه سازی می‎نمایند. علاوه بر این‎ها، همزادهای دیجیتال به فعالان حوزه‎ لجستیک کمک می‎کنند تا ناوگان حمل و نقل را به طور موثرتری مدیریت نمایند. بسته ‎بندی‎هایی که قابلیت استفاده‎ مجدد داشته باشند، یکی از استانداردهای صنایع لجستیک گوناگون به شمار می‎روند. این نوع بسته ‎بندی‎ها در صنایع لجستیک دریایی، ULD هوایی، محفظه ‎هایی با قابلیت استفاده‎ی مجدد برای حمل قطعات خودرو در بین کارخانجات و بسته بندی مواد غذایی و آشامیدنی برای تحویل به خرده فروشی‎ها و فروشگاه‎ ها و یا حتی به منازل مصرف کنندگان کارایی دارند

ردیابی این قبیل بسته بندی‎ها دشوار خواهد بود. یعنی، نه تنها لازم است شرکت‎ها حرکت بسته‎ ها را از آخرین مقصدشان به جایی که باید بروند کنترل کنند، بلکه، لازم است میزان آسیب و آلودگی احتمالی را نیز برای بارگیری‎ های بعدی در نظر داشته باشند. این قبیل اتفاقات در آینده می‎توانند به کارمندان و دارایی‎ های شرکت صدمه زده و خطراتی را در پی داشته باشند. فناوری‎های نوظهور و پیشرفته‎ عکاسی سه بعدی، مانند آن چه توسط استارتاپ آلمانی Metrilus توسعه یافته است، می‎تواند به سرعت، مدل دقیقی از بسته‎ مورد نظر را ایجاد نموده و امکان شناسایی مشکلات بالقوه از قبیل ترک‎ها و فرورفتگی‎ها را فراهم می‎کند. این اطلاعات می‎توانند با داده‎ های پیشین مرتبط با جا به جایی بسته ترکیب شده و همزاد دیجیتالی ایجاد نمایند که درباره‎ استفاده‎ مجدد، تعمیر یا انهدام بسته تصمیم گیری نماید. علاوه بر این، جمع آوری چنین اطلاعاتی از کل ناوگان کانتینرها و بسته‎ ها به صاحبان آن‎ها کمک خواهد کرد تا در صورت لزوم در مورد ابعاد و نحوه‎ توزیع آن‎ها تصمیم گیری نموده و فرآیندهای مشکل آفرین از قبیل وجود برخی نقائص در طراحی بسته یا رفتار خشنی که در مرحله ‎ای از زنجیره‎ تامین اتفاق افتاده را بر طرف نمایند.

3.2 همزادهای دیجیتال در صنعت حمل و نقل

الحاق محتوای بسته بندی به همزاد دیجیتال آن، گامی است که در مرحله بعد باید برداشته شود. به عنوان مثال، اگر همزاد دیجیتال آیتمی که حمل شده از قبل ایجاد شده باشد، اطلاعات هندسی آن قاعدتاً باید از منبعی به دست آمده باشد که از قبل موجود بوده است. متناوباً، اطلاعات مربوط به اقلام گوناگون می‎توانند در زمان آماده شدن کالا برای حمل و با استفاده از فناوری‎های اسکن سه بعدی که در فصل‎های قبل به آن‎ها پرداخته شده، تولید گردند. ترکیب اطلاعات مربوط به محصول با داده‎های مرتبط با بسته بندی به شرکت‎ها کمک می‎کند تا بازده خود را بهبود بخشند. به عنوان مثال، آن‎ها می‎توانند این کار را از طریق اتوماسیون انتخاب نوع بسته بندی و استراتژی‎های مرتبط با بسته بندی انجام داده و روند استفاده و ایمنی بسته بندی کالاها را بهینه سازی نمایند.

در حال حاضر، روش معمول این  است که محموله ‎های حساس و کالاهای ارزشمندی نظیر داروها یا اجزاء الکتریکی ظریف، همراه با حس‎گرهایی حمل شوند که بر دما، طرز قرار گرفتن بسته، ضربه و لرزش نظارت دارند.

آخرین نسخه‎ های این حس‎گرها، مانند آن چه توسط شرکت‎های Roambee، Blulog، Kizy و سایرین توسعه یافته ‎اند، حس‎گرهایی ترکیبی هستند که با میزبانی واحدهای اطلاعاتی این امکان را فراهم می‎کنند تا در طول روند حمل و نقل، انتقال اطلاعات به صورت مستمر انجام پذیرد.

همزاد دیجیتال در صنعت حمل و نقل به مثابه‎ مخزن اطلاعاتی عمل می‎کند که توسط حس‎گرهای مذکور جمع آوری می‎گردند. به علاوه، فناوری‎های مربوط به همزادهای دیجیتال می‎توانند این امکان را فراهم کنند که اطلاعات گرد آوری شده به روش‎های جدیدی مورد استفاده قرار گیرند.

به عنوان مثال، مدلی که شامل بسته بندی  عایق حرارتی یا ضد ضربه باشد، می‎تواند اجازه می‎دهد که شرایط داخل محصول از طریق حس‎گرهای خارجی جمع آوری گشته و مورد مطالعه قرار بگیرد.

3.3 همزادهای دیجیتال انبارها و مراکز توزیع

همزادهای دیجیتال می‎توانند بر طراحی، بهره ‎برداری و بهینه سازی زیر ساخت‎های لجستیک تاثیر قابل توجهی داشته باشند. این زیر ساخت‎ها عبارتند از: انبارها، مراکز توزیع و تسهیلات دیگری مانند انبارهای عبوری (cross dock).

این همزادهای دیجیتال می‎توانند مدل سه بعدی زیر ساخت مذکور را با اطلاعات به دست آمده از IOT ترکیب نموده و با پلت‎فرم انبارمتصل نمایند (تصویر 21). همچنین، می‎توانند فهرست موجودی و اطلاعات عملیاتی و ویژگی‎هایی از قبیل ابعاد، کمیت، موقعیت مکانی و تقاضا را درباره‎ هر یک از اقلام جمع آوری و بررسی نمایند.

همزادهای دیجیتال انبار می‎توانند از طراحی و پیکر بندی تسهیلات جدید پشتیبانی کرده و این امکان را در اختیار شرکت‎ها قرار دهند تا بهره‎ برداری از فضا و شبیه ‎سازی جا به جایی محصولات، پرسنل و تجهیزات بارگیری مواد را بهینه سازی کنند.

همزادهای دیجیتال می‎توانند در طول عملیات انبار و با استفاده از اطلاعات به دست آمده از فناوری‎های گوناگونی که امروزه در انبارها دیده می‎شود، به طور مداوم به روز رسانی شوند. این شامل سیستم‎های شمارش موجودی انبار (توسط پهپاد)، وسایل نقلیه‎ هدایت خودکار، سیستم‎های جمع آوری کالاها و افراد و تجهیزات ذخیره سازی و بازیابی می‎گردد. علاوه بر این‎ها، همزادهای دیجیتال با استفاده از اطلاعات به دست آمده از حس‎گرها، شبیه سازی و فناوری‎های نظارتی به بهینه سازی و بازدهی بیش‎تر سیستم‎های خودکار کمک می‎کنند. این عملیات، نهایتاً موجب کاهش مصرف انرژی و افزایش سطح کارایی سیستم می‎شود. اطلاعات سه بعدی و جامع از تسهیلات موجود می‎تواند در جهت افزایش بهره‎وری کارکنان انبار نیز مورد استفاده قرار گیرد. برای مثال، شرکت‎ها می‎توانند با استفاده از ابزارهای آموزشی مبتنی بر واقعیت مجازی یا سیستم‎های جمع آوری مبتنی بر واقعیت افزوده و با به کار گیری تجهیزات پوشیدنی امروزی (مانند عینک‎های گوگل یا HoloLens مایکروسافت) در جهت افزایش دانش و بهره‎ وری کارکنان خود گام بردارند. این همان کاری است که در حال حاضر در زنجیره‎ تامین DHL انجام می‎گردد.

احتمالاً، سهم انبارها و مراکز مشابه در بهبود مداوم عملکرد، قانع کننده ‎ترین استدلال برای به کار گیری همزادهای دیجیتال در این قبیل مراکز است. اطلاعات جامع درباره‎ جا به جایی اموال، تجهیزات و کارمندان می‎تواند در تشخیص و برطرف کردن ضایعات و اتلاف عملیات انبار موثر باشد. این ضایعات ممکن است در اثر ازدحام در راهروهای شلوغ یا اشتباهات انسانی باشد که بازده کار را پائین می‎آورند. بنابراین، استفاده از همزادهای دیجیتال به مدیران انبارها و مراکز توزیع اجازه می‎دهد تا تاثیرات بالقوه‎ تغییرات زیربنایی یا معرفی تجهیزات یا فرآیندهای جدید را آزمایش کنند.

در محیط‎هایی نظیر مراکز اجرای تجارت الکترونیک که نیازمند اعمال تغییرات سریع در حجم و ترکیب اموال هستند، همزادهای دیجیتال می‎توانند از بهینه سازی این قبیل عملیات پویا پشتیبانی کنند. به این ترتیب، مکان انبارها، سطوح کارکنان و تخصیص تجهیزات به صورت مداوم می‎توانند با میزان تقاضای فعلی یا پیش بینی شده تطابق یابند.

3.4 همزادهای دیجیتال در زیر ساخت لجستیک

نبارها و مراکز توزیع تنها بخشی از زیر ساخت‎های لجستیک را به خود اختصاص می‎دهند. جریان کالاها از مبداء به هماهنگی عوامل مختلفی از قبیل کشتی ‎ها، کامیون‎ها و هواپیماها، سیستم‎های ثبت سفارش و اطلاعات و به ویژه به افراد وابسته است.

چنین محیط پیچیده و مشترک المنافعی در برترین مراکز تدارکاتی جهان مانند، فرودگاه‎ های باربری و بنادر کانتینری با وضوح بیش‎تری به چشم می‎آیند. امروزه، با وجود برخی سیستم‎های ناکارآمد تبادل اطلاعات، چالش پیش روی تسهیلات نامبرده وخیم‎تر گشته ‎اند. دلیل این امر آن است که بسیاری از مشارکت کنندگان در چنین سیستم‎هایی به فرآیندهای آف‎لاین  متکی بوده و همین موضوع، موجب بروز اشتباه و تاخیر می‎گردد.

در حال حاضر، پروژه‎ای برای استفاده از همزادهای دیجیتال در جهت حل این قبیل مشکلات، در سنگاپور در حال انجام است. سازمان بنادر سنگاپور با کنسرسیومی متشکل از برخی شرکا نظیر، دانشگاه ملی سنگاپور همکاری می‎کند تا همزاد دیجیتالی از مرکز عظیم و جدید حمل و نقل کانتینری کشور را راه اندازی نماید.

یکی از اساتید این دانشگاه به نام پروفسور Lee Hoo Hay رهبری این تحقیقات فنی و مبتکرانه را بر عهده گرفته است (تصویر 25). او باور دارد، با تکیه بر پیشرفت‎های فناوری، نهایتاً روزی فانتزی همزادهای دیجیتال، جامه‎ عمل بر تن خواهند کرد. «بهینه سازی مبتنی بر شبیه سازی، انقلاب صنعتی چهارم و اینترنت اشیاء مدتی است که پدید آمده ‎اند.

با این حال، همزادهای دیجیتال و ارزش‎های ایجاد شده توسط آن، پیشرفت خود را به ظهور هوش مصنوعی و توانایی‎های قابل پیش بینی آن مدیون هستند. در گذشته، ایجاد مدل‎های دیجیتال فضایی کاری هیجان انگیز به شمار می‎آمد. با این حال، اما این قبیل مطالعات تحقیقاتی شکست خورده و تنها جلوه‎ای بصری از یک جسم ایستا را ارائه کردند. اما امروز، تمام اطلاعات به دست آمده از حس‎گرها، نمایش معتبر و برگرفته از عملکرد گذشته و ورودی‎های مربوط به رفتار شئ، با مدل فضایی در ارتباط بوده و با تغییر ورودی، رفتار آتی آن را پیش بینی می‎کند. یعنی، اطلاعات موجود و قابلیت پیش بینی رفتارها دست در دست هم کمک می‎کنند تا مدل فضایی مذکور تجسم یافته و زنده شود.»

رویکرد همزاد دیجیتال در مرحله‎ طراحی پروژه‎ سنگاپور نیز مزایایی را در بر دارد. این کنسرسیوم از همزادهای دیجیتال برای سرعت بخشیدن به تولید طرح‎های بالقوه بهره جسته و با استفاده از سیستم‎های شبیه سازی، سناریوهای مختلف را ارزیابی می‎کند.

در نهایت، سازمان بنادر سنگاپور امیدوار است، این همزاد دیجیتال به مدیریت بهینه سازی مراکز و امکانات جدید کمک کند. برای مثال، این همزاد با استفاده از شبیه سازی قادر خواهد بود تا موقعیت مکانی مطلوبی را برای یک کشتی با ابعاد مشخص انتخاب نموده، حساب دارایی‎ها، فضا و پرسنل مورد نیاز برای عملیات بارگیری و نیاز به اشتراک هم زمان منابع مذکور را در بین چندین کشتی محاسبه نماید.

با این که سنگاپور چشم انداز جسورانه‎ای برای استفاده از همزادهای دیجیتال در زیر ساخت‎های عظیم لجستیکی دارد، موفقیت نهایی هر یک از این عملیات مبتکرانه در گرو همت و قابلیت‎های فنی افرادی است که در این زمینه ذینفع هستند. حیات همزاد دیجیتال یک بندر یا یک فرودگاه وابسته به آن است که سازمان‎های مربوطه از امکانات موجود برای اجرا و تعمیر و نگه داری همزادهای دیجیتال اموال و دارایی‎ها و پرسنل خود بهره برده و  اطلاعات مربوطه را به صورت زنده با کاربران به اشتراک بگذارند.

3-5 همزادهای دیجیتال شبکه های جهانی لجستیک

در صنعت لجستیک، همزاد دیجیتال در واقع مدلی از کل شبکه‎ لجستیکی بوده و تنها اموال و دارایی ‎های موجود در این صنعت را شامل نمی‎شود. بلکه تمام اقیانوس‎ها، خطوط آهن، جاده ‎ها، بزرگراه‎ ها، خیابان‎ها و منازل و دفاتر کار مشتریان را نیز در برمی‎گیرد. ایده‎ چنین همزاد جهان شمولی فعلاً برای صنعت لجستیک در حد یک آرزو است. با این حال، لازم است الگوی کاملی از آن چه صنعت لجستیک در سر دارد را در نظر داشته باشید.

فناوری اطلاعات جغرافیایی (GIS) در حال حاضر به شدت در حال پیشرفت است. این فناوری از پیشرفت‎های انجام شده در عکاسی هوایی و ماهواره‎ای و از تلاش‎های فراوان در جهت نقشه برداری دیجیتال بر روی زمین، توان می‎گیرد. گروه‎ های کاربری مختلفی از قبیل دولت‎ها، شرکت‎های خدماتی و ارائه دهندگان سیستم‎های ناوبری از جمله متقاضیان دریافت جزئیات دقیق جغرافیایی هستند. اخیراً، فناوری‎های مربوط به توسعه‎ وسایل نقلیه‎ خودران تلاش کرده ‎اند تا اطلاعات بسیار دقیقی از جهان را ایجاد و ارائه نمایند. خودروها و کامیون‎های خودران در حال حاضر در مسیرهای عمومی آزمایش می‎شوند. یازده شرکت خودروسازی بزرگ جهان اعلام کرده ‎اند که قصد دارند در طول ده سال آینده وسایل نقلیه‎ی خودران را راه اندازی نمایند.

وسایل نقلیه‎ خودران، دسترسی به اطلاعات جغرافیایی را به دو روش متحول خواهند کرد. آن‎ها نیازمند نقشه‎ های بسیار دقیقی هستند تا بتوانند به درستی عمل کنند. در ضمن، خود این وسایل نقلیه نیز به انجام وظایف نقشه برداری مشغول بوده و اطلاعات خود را از دوربین‎های جاسازی شده و از سیستم‎های تشخیص رادیویی و نوری گردآوری نموده و این اطلاعات را به صورت بی‎سیم به اشتراک خواهند گذاشت تا بتوانند پایگاه‎ های اطلاعاتی نقشه را به طور مداوم به روز رسانی نموده و بهبود بخشند.

سیستم‎های مدرن فناوری اطلاعات جغرافیایی (GIS) به مراتب پیچیده ‎تر از نقشه ‎های دیجیتال ایستا یا Static عمل می‎کنند. فناوری‎های مذکور، می‎توانند اطلاعاتی پویا از قبیل اطلاعات مربوط به سرعت و تراکم ترافیک، بسته شدن جاده ‎ها و ممنوعیت پارک به دلیل وقوع تصادف یا انجام تعمیرات را نیز در برگیرند. آن‎ها حتی می‎توانند موقعیت زنده‎ی مکانی وسایل نقلیه یا افرادی خاص را نیز در این مجموعه ادغام کنند. فعالان عرصه‎ی لجستیک در حال حاضر از اطلاعات جغرافیایی GIS به شکل گسترده ‎ای بهره می‎گیرند. با استفاده از همین فناوری، آن‎ها قادر هستند تا تحویل کالا در مسیرهای جاده ‎ای را برنامه ریزی نموده و با در نظر گرفتن شرایط آب و هوایی، ازدحام و تاخیرهای معمول بنادر، فرودگاه‎ها و گذرگاه‎ های مرزی، می‎توانند زمان تحویل را پیش بینی کنند. همزادهای دیجیتال شبکه ‎های انتقالی به ارائه دهندگان خدمات لجستیک کمک می‎کنند تا شبکه ‎های تدارکاتی خود را بهینه سازی نموده و با استفاده از اطلاعاتی غنی درباره‎ موقعیت مکانی مشتریان، الگوهای تقاضا و زمان سفر می‎توانند مسیرهای توزیع و موقعیت مکانی نگه داری و ذخیره سازی موجودی را برنامه ریزی کنند.

واضح است که تحقق این آرزوها کار ساده ‎ای نبوده و شاید سال‎ها زمان لازم باشد تا به طور کامل به اجرا درآیند. اغلب همزادهای دیجیتال کنونی از جاه ‎طلبی به مراتب کم‎تری برخوردار هستند. با این وجود، باز هم کاربران خود را با چالش‎های محاسباتی، کیفیت اطلاعات، نمایش دقیق و راهبری رو به رو کرده ‎اند. در این جا لازم است یادآوری کنیم که ماهیت ناهمگن و منفصل صنعت لجستیک با ذات همزادهای دیجیتال مغایرت دارد. هنوز مشخص نیست که این مشکلات چگونه برطرف خواهند شد تا همزادهای دیجیتال اجازه یابند در این عرصه در مقیاسی جهانی عمل کنند.

 

پیامدهای ناشی از پیاده سازی همزادهای دیجیتال در صنعت لجستیک

فناوری‎های مرتبط با همزاد دیجیتال به صورت بالقوه می‎توانند تمامی صنایع از مهندسی گرفته تا تولید، انرژی و خودروسازی الکتریکی را متحول کنند. با فراگیر شدن همزادهای دیجیتال، تاثیر بهره برداری از آن‎ها در کلیه‎ مراحل زنجیره‎ی ارزش احساس خواهد شد. اطلاعات دقیق و هم زمان از الگوهای استفاده از محصول و شرایط عملیاتی به تولید کنندگان کمک خواهد کرد تا طرح‎های خود را اصلاح نموده و بهبود بخشند. روند تولید سریع‎تر و انعطاف پذیرتر خواهد شد. اطلاعات مربوط به عملکرد محصول، رویکرد پیشگیرانه ‎ای را برای پشتیبانی و نگه داری از محصول ایجاد کرده و به شرکت‎ها اجازه خواهد تا بتوانند به مشتریان خود خدمات جدیدی ارائه داده و یا این که زودتر در روند آسیب محصول و کاهش صدمه به آن مداخله نمایند. با این حال، شرکت‎ها برای دست یابی و بهره برداری از چنین مزایایی باید بتوانند اطلاعات دیجیتال را به عملیات فیزیکی تبدیل نمایند. انجام این امر نیازمند ایجاد تغییراتی اساسی در زنجیره‎ تامین و سیستم‎های لجستیکی است که کار جریان کالاها، بار و محصولات را مدیریت می‎کنند.

4.1 در مرزهای تولید

اجرای هر چه سریع‎تر و انعطاف پذیرترعملیات تولید، در حوزه‎ های مربوط به جریان مواد، نیازها و تقاضاهای جدیدی را ایجاد می‎کند. حضور همزادهای دیجیتال باعث می‎شود که محصولات بیش‎تری با نیازهای خاص یکایک مشتریان مطابقت یابند. با این حال، نیل به این مقصود با استفاده‎ی بیش‎تر از اجزاء و قطعات متنوع‎تری همراه است که باید مدیریت شوند.بنابراین، این روند با پیچیدگی‎های بی‎شماری همراه خواهد بود.

به این ترتیب، لازم است شرکت‎ها بدون هدر دادن وقت، کاهش بازده حمل و نقل یا هدر دادن سرمایه روش‎های جدیدی برای مدیریت این گونه پیچیدگی‎ها پیدا کنند. انجام چنین کاری مستلزم دقت در انتخاب مکان‎های عرضه و ایجاد رویکردهایی جدید در زمینه‎ی حمل و نقل و مدیریت بار خواهد بود. ائتلاف تامین کنندگان، شرکت‎ها را قادر خواهد ساخت حتی در موارد نیاز به تحویل‎های مکرر و کوچک بودن سفارشات بتوانند میزان بهره‎برداری را افزایش دهند.

همکاری هر چه نزدیک‎تر با تامین کنندگان از اهمیت ویژه ‎ای برخوردار است. تولیدکنندگان با به اشتراک گذاشتن سریع‎تر پیش بینی‎های مربوط به تقاضا که بخشی از آن توسط همزاد دیجیتال اطلاع رسانی می‎گردد و با همکاری نزدیک با تامین کنندگان می‎توانند محدودیت‎ها و قابلیت‎های فرآیند تولید را بررسی نموده و انجام این امور را تسهیل کنند. در عین حال، تامین کنندگان با استفاده از رویکردهایی مانند  موجودی اداره شده توسط فروشنده (VMI) می‎توانند انعطاف پذیری و ارزش بیش‎تری را برای مشتریان خود ایجاد نمایند.

4-2 لجستیک در کارخانه

تقاضا برای تولید توانمند شده با همزادهای دیجیتال از جمله نیازهای جدید جریان مواد در کارخانجات است. ممکن است کارخانجات ناچار شوند فرآیندهای خود را با استراتژی‎هایی از قبیل تحویل بلادرنگ مواد به خطوط تولید و دوباره پر کردن کانبان‎ها تطبیق دهند تا بتوانند زمان تولید را کاهش و پیچیدگی محصول را افزایش دهند.

همچنین، لازم است مواد مصرفی و اطلاعات مربوط به مولفه ‎ها را با دقت بیش‎تری مدیریت نمایند تا اطمینان یابند که همزادهای دیجیتال محصولات با شماره سریال یا بارکدهای اصلی منطبق هستند.

 

در برخی موارد، سازگاری عملیات تولید با نیازها و الزامات محصولات مبتنی بر همزاد دیجیتال در برخی موارد، سازگاری عملیات تولید با نیازها و الزامات محصولات مبتنی بر همزاد دیجیتال و مدل‎های کسب و کار نیازمند اتخاذ رویکردهای جدیدی در زمینه‎ی طراحی دفاتر کار و کارخانجات است. برای مثال، ممکن است شرکت‎ها تصمیم بگیرند که تولید انبوه را رها کرده و قطعات مجزایی را تولید کنند. یا انبار کردن مواد و مدیریت سیستم را با الزامات به وجود آمده در اثر پیچیدگی مواد مطابق سازند. فناوری‎های مربوط به همزادهای دیجیتال به شرکت‎ها کمک خواهند کرد تا با یک‎پارچه کردن سیستم پیشرفته‎ انبار و سیستم‎های مدیریتی یا از طریق به کار گیری فناوری هوش مصنوعی برای کمک به کارکنان و جا به جایی سریع‎تر قطعات، این گونه پیچیدگی ‎ها را مدیریت نمایند.

4.2 لجستیک در کارخانه

تقاضا برای تولید توانمند شده با همزادهای دیجیتال از جمله نیازهای جدید جریان مواد در کارخانجات است. ممکن است کارخانجات ناچار شوند فرآیندهای خود را با استراتژی‎هایی از قبیل تحویل بلادرنگ مواد به خطوط تولید و دوباره پر کردن کانبان‎ها تطبیق دهند تا بتوانند زمان تولید را کاهش و پیچیدگی محصول را افزایش دهند.

همچنین، لازم است مواد مصرفی و اطلاعات مربوط به مولفه‎ها را با دقت بیش‎تری مدیریت نمایند تا اطمینان یابند که همزادهای دیجیتال محصولات با شماره سریال یا بارکدهای اصلی منطبق هستند.

در برخی موارد، سازگاری عملیات تولید با نیازها و الزامات محصولات مبتنی بر همزاد دیجیتال و مدل‎های کسب و کار نیازمند اتخاذ رویکردهای جدیدی در زمینه طراحی دفاتر کار و کارخانجات است. برای مثال، ممکن است شرکت‎ها تصمیم بگیرند که تولید انبوه را رها کرده و قطعات مجزایی را تولید کنند. یا انبار کردن مواد و مدیریت سیستم را با الزامات به وجود آمده در اثر پیچیدگی مواد مطابق سازند. فناوری‎های مربوط به همزادهای دیجیتال به شرکت‎ها کمک خواهند کرد تا با یک‎پارچه کردن سیستم پیشرفته‎ انبار و سیستم‎های مدیریتی یا از طریق به کار گیری فناوری هوش مصنوعی برای کمک به کارکنان و جا به جایی سریع‎تر قطعات، این گونه پیچیدگی ‎ها را مدیریت نمایند.

4-3 لجستیک پس از فروش

همزادهای دیجیتال پتانسیل آن را دارند که روابط میان تولید کنندگان محصول و مشتریان را از نو تعریف کنند. یک تولید کننده‎ دست اول تجهیزات یا یکی از شرکای بخش ارائه‎ خدمات با کمک یک همزاد دیجیتال می‎توانند از اقصا نقاط جهان و در هر کجا که باشد بر محصول نظارت کنند. آن‎ها از این قابلیت در جهت ارائه خدماتی از قبیل پشتیبانی از راه دور و نگه داری پیشگیرانه بهره خواهند جست تا برای مشتریان‎شان ارزش افزوده ایجاد نمایند.با این حال، این دسته از خدمات جدید تا اندازه‎ زیادی به زنجیره‎ تامین پس از فروش عرضه کننده وابسته هستند. لازم است توجه داشته باشید که یک قطعه‎ی آسیب پذیر تنها در صورتی کاربرد دارد که بتواند در زمان مناسب با قطعه‎ ای دیگر جایگزین گردد. یعنی، تامین و توزیع قطعات یدکی یکی ازعناصر ضروری مدل عملیاتی بسیاری از سازمان‎ها و شرکت‎ها خواهد شد.

برای ایجاد و انجام عملیات لجستیک پس از فروش با کارایی بالا و افزایش توان پشتیبانی، لازم است شرکت‎ها درباره‎ی موقعیت مکانی مشتریان و محصولات مصرفی آن‎ها و روش استفاده از این محصولات آگاهی و بینش دقیقی داشته باشند. همچنین، لازم است سازمان‎ها به طور مداوم و پیوسته موقعیت و توزیع موجودی قطعات یدکی را بررسی کنند تا بتوانند تعهدات زمانی خود را در قبال مشتریان به انجام رسانند.

به علاوه، لازم است شرکت‎ها جریان توزیع قطعات را با سایر عناصر پس از فروش و عملیات خدماتی به دقت مرتبط سازند. شاید لازم باشد که آن‎ها تحویل قطعات را با حضور کارشناسان فنی حاضر در سایت مطابقت داده و یا از شبکه‎های نمایندگی و توزیع خود برای ارائه‎ی خدمات پس از فروش بیش‎تر استفاده کنند.

زنجیره‎ تامین پس از فروش باید محصولات را در پایان چرخه‎ حیات‎شان مدیریت کنند. این مدیریت ممکن است شامل قطعاتی فرسوده یا آسیب دیده شود که در طول عملیات خدماتی از محصول خارج شده و یا محصولات کاملی که کاربران اولیه دیگر به آن‎ها نیازی ندارند. همزادهای دیجیتال می‎توانند به سازمان‎ها کمک کنند تا با شناسایی دقیق نوع و محتوای تجهیزات، ارزش بالقوه‎ پایان چرخه‎ عمر تجهیزات مذکور را به حداکثر برسانند. ایجاد چنین ارزشی احتمالاً مستلزم فرآیندهای لجستیکی معکوس و پیچیده، ادغام آن با تولید مجدد و سیستم‎های بازیافت و مدیریت ضایعات خواهد بود.

همزادهای دیجیتال پتانسیل آن را دارند که روابط میان تولید کنندگان محصول و مشتریان را از نو تعریف کنند. یک تولید کننده‎ دست اول تجهیزات یا یکی از شرکای بخش ارائه‎ خدمات با کمک یک همزاد دیجیتال می‎توانند از اقصا نقاط جهان و در هر کجا که باشد بر محصول نظارت کنند. آن‎ها از این قابلیت در جهت ارائه خدماتی از قبیل پشتیبانی از راه دور و نگه داری پیشگیرانه بهره خواهند جست تا برای مشتریان‎شان ارزش افزوده ایجاد نمایند.

با این حال، این دسته از خدمات جدید تا اندازه‎ زیادی به زنجیره‎ تامین پس از فروش عرضه کننده وابسته هستند. لازم است توجه داشته باشید که یک قطعه‎ آسیب پذیر تنها در صورتی کاربرد دارد که بتواند در زمان مناسب با قطعه‎ ای دیگر جایگزین گردد. یعنی، تامین و توزیع قطعات یدکی یکی ازعناصر ضروری مدل عملیاتی بسیاری از سازمان‎ها و شرکت‎ها خواهد شد.

برای ایجاد و انجام عملیات لجستیک پس از فروش با کارایی بالا و افزایش توان پشتیبانی، لازم است شرکت‎ها درباره‎ موقعیت مکانی مشتریان و محصولات مصرفی آن‎ها و روش استفاده از این محصولات آگاهی و بینش دقیقی داشته باشند. همچنین، لازم است سازمان‎ها به طور مداوم و پیوسته موقعیت و توزیع موجودی قطعات یدکی را بررسی کنند تا بتوانند تعهدات زمانی خود را در قبال مشتریان به انجام رسانند.

به علاوه، لازم است شرکت‎ها جریان توزیع قطعات را با سایر عناصر پس از فروش و عملیات خدماتی به دقت مرتبط سازند. شاید لازم باشد که آن‎ها تحویل قطعات را با حضور کارشناسان فنی حاضر در سایت مطابقت داده و یا از شبکه‎ های نمایندگی و توزیع خود برای ارائه‎ خدمات پس از فروش بیش‎تر استفاده کنند.

زنجیره‎ تامین پس از فروش باید محصولات را در پایان چرخه‎ حیات‎شان مدیریت کنند. این مدیریت ممکن است شامل قطعاتی فرسوده یا آسیب دیده شود که در طول عملیات خدماتی از محصول خارج شده و یا محصولات کاملی که کاربران اولیه دیگر به آن‎ها نیازی ندارند. همزادهای دیجیتال می‎توانند به سازمان‎ها کمک کنند تا با شناسایی دقیق نوع و محتوای تجهیزات، ارزش بالقوه‎ پایان چرخه‎ عمر تجهیزات مذکور را به حداکثر برسانند. ایجاد چنین ارزشی احتمالاً مستلزم فرآیندهای لجستیکی معکوس و پیچیده، ادغام آن با تولید مجدد و سیستم‎های بازیافت و مدیریت ضایعات خواهد بود.

4.4 هماهنگی زنجیره‎ تامین

همزادهای دیجیتال با ارائه‎ی چشم اندازی کامل‎تر از عملکرد محصولات در طی چرخه‎ عمرشان برای شرکت‎ها این امکان را فراهم می‎کنند که بتوانند برای مدیریت محصولات مذکور، رویکردی جامع‎تر اتخاذ نمایند. به حداکثر رساندن ارزش عمر محصول و خدمات مرتبط با آن نیازمند وجود رویکرد جامع مشابهی در زنجیره‎ تامین است.


مخصوصاً شرکت‎ها باید برای متعادل کردن هزینه‎ها، دسترسی و زمان احتمالی انجام امور، روش‎های هوشمندانه ‎تری را در شبکه‎ های خود به کار گیرند. به این ترتیب، زنجیره‎ی تامین از اهمیت بیشتری برخوردار بوده و سازمان‎ها و شرکت‎ها از موقعیت مکانی و در دسترس بودن قطعات و مواد موجود در انبار، در دست تامین کننده، در کانال‎های  فروش و در دست شرکای توزیع کننده اطلاع خواهند داشت.

با حضور تامین کنندگان و تولید کنندگان، خطوط لجستیکی و مکان انبارها که برای پشتیبانی از خدمات سطح بالا و اطمینان از برآورده کردن نیازهای مشتری و پاسخ‎گویی به موقع و انجام تعهدات فعالیت می‎کنند، راه اندازی بهینه‎ زنجیره‎ تامین نیز ضروری خواهد بود.در نهایت، زنجیره ‎های عرضه باید منعطف بوده و در صورت بروز اختلال، توانایی حفظ و ارائه‎ خدمات در سطوح مختلف را داشته باشند و بتوانند نسبت به تغییرات تقاضا پاسخ‎گو بوده و پس از بروز هر مشکلی به سرعت بهبود یابند.

 

 

 

 

 

نتیجه گیری و دورنما

امروزه، همزادهای دیجیتال در حال رسیدن به بلوغ هستند. مدل‎های دیجیتالی که زمانی ایستا بودند حالا می‎توانند با بهره گیری از پیشرفت‎های ایجاد شده در اینترنت اشیاء، کلان داده‎ ها، پردازش ابری، رابط‎های برنامه نویسی کاربردی (APIs)، هوش مصنوعی و واقعیت مجازی، بلادرنگ در خدمت بشر باشند و به ما کمک کنند تا شرایط آتی، وضعیت فیزیکی اشیاء و حتی وقایع جهان پیرامون خود را پیش بینی نمائیم.

گرچه، منابع محاسباتی، نمایش دقیق، هزینه ‎های کلی، کیفیت اطلاعات، راهبری و فرهنگ سازمانی، هنوز هم با محدودیت‎ها و چالش‎هایی دست به گریبان است، با این حال، صنایع گوناگون در تلاش هستند تا بر موانع موجود فائق آیند. مزایای استفاده از همزادهای دیجیتال موجب بهبود نتایج و توانمند ساختن مدل‎های کسب و کار خواهد شد.

امروزه، صنایع مهندسی، تولید، انرژی و اتوماسیون در حال پیدا کردن راهی برای استفاده از همزادهای دیجیتال هستند تا از این طریق بتوانند دارایی‎های حیاتی خود را به همراه بخش‎های بهداشت و مراقبت‎های پزشکی، عمومی و حتی خرده فروشی‎ها  مدیریت کنند. با توجه به میزان قابلیت دسترسی به فناوری‎های مورد نیاز، بخش لجستیک تازه در آغاز مسیر همزادهای دیجیتال قرار داشته و نمونه ‎های اولیه‎ نخستین امکانات و مراکز لجستیکی زنجیره‎ تامین که از همزادهای دیجیتال استفاده می‎کنند به تازگی در حال ظهورهستند.

شاید برای کارشناسان حوزه‎ لجستیک، مهم‎تر این باشد که به جای تمرکز بر استفاده‎ هر چه سریع‎تر از همزادهای دیجیتال برای هماهنگ سازی عملیات زنجیره‎ تامین، اموال و امکانات، به چگونگی تحول و تکامل زنجیره‎ تامین توجه کنند.

با توجه به این که همزادهای دیجیتال به بخش اصلی محصول، دارایی و زیرساخت تبدیل می‎شوند، زنجیره‎ تامین سازمان‎ها و شرکت‎ها چگونه باید تکامل یابد؟

از آن جا که همزادهای دیجیتال وضعیت کنونی وآتی یک شئ ( از سطح ماده گرفته تا یک زیرساخت اساسی) را با وضوح بیش‎تری به تصویر کشیده و بینش عمیق‎تری ایجاد می‎کنند، استقرار شئ مذکور در محل مورد نظر می‎تواند با تصمیمات پیشگیرانه‎ تری توام باشد.

همکاری هر چه بهتر همزادهای دیجیتال وهمتایان فیزیکی آن‎ها به شدت نیازمند کارشناسان عرصه‎ لجستیک است تا تلاش کنند که امور مربوط به پاسخ‎گویی، کیفیت خدمات، قابلیت دسترسی و دقت در تحویل را بهبود بخشیده و اطمینان حاصل کنند که عملکرد و طراحی شئ مذکور در هماهنگی کامل است.

با توجه به آن چه در این گزارش ذکر شد، شما چگونه می‎توانید همزادهای دیجیتال را در سازمان خود به کار برید؟ با ورود همزادهای دیجیتال، تکامل زنجیره‎ تامین خود را چگونه می‎یابید؟

در شرکت DHL ما باور داریم که همزادهای دیجیتال در حال سپری کردن دوران کودکی خود هستند. یعنی، حالا زمان کشف و آشنایی با چالش‎ها و فرصت‎هایی است که ممکن است با پذیرفتن همزادهای دیجیتال در پیش رو داشته باشیم. ما در انتظار دریافت نظرات و دیدگاه‎ های شما هستیم و در زمینه‎ مشارکت و همکاری در حوزه‎ همزادهای دیجیتال مقدم شما را گرامی می‎داریم.

https://www.dpdhl.com/en/media-relations/press-releases/2019/dhl-trend-report-implementation-digital-twins-significantly-improve-logistics-operations.html

2019-08-07

نقش همزادهای دیجیتال در صنعت لجستیک ( قسمت دوم )

همزادهای دیجیتال در صنایع مختلف Powered by DHL Trend Research

http://uupload.ir/files/4ewi_dc5w_capture.png

همزادهای دیجیتال در صنایع مختلف

همزادهای دیجیتال توانایی ارائه‎ هر جسم فیزیکی، از مواد نانو گرفته تا کل کلان شهرها را دارند. حتی در برخی موارد، بشر و رفتارهای او هم توسط همزادهای دیجیتال بازسازی شده است. در حال حاضر، سازمان‎ها در بخش‎های مختلف عملیاتی خود مشغول توسعه، آزمایش و بهره برداری از همزادهای دیجیتال هستند. در ادامه با ذکر نمونه‎ های به شرح عملکرد همزادهای دیجیتال و نقش آن‎ها در ارائه‎ راه‎کارهای بالقوه برای طیف گسترده ‎ای از چالش‎های تجاری خواهیم پرداخت و چگونگی ایجاد منابع گوناگون ارزش توسط این فناوری را نشان خواهیم داد.

2-1 همزادهای دیجیتال در تولید

عملیات تولید از جمله محدوده  ‎‎هایی است که توسعه ‎‎ همزادهای دیجیتال بر آن تمرکز دارد. بخشی از این امر به دلیل آن است که کارخانجات، محیط  ‎‎هایی مملو از اطلاعات بوده و هسته ‎‎ مرکزی کسب و کار تولید دارایی  ‎‎های فیزیکی را ساماندهی می ‎‎کنند. واضح است که سازمان ‎‎ها در خطوط تولید خود از سیستم ‎‎ های رباتیک و خودکار استفاده نموده و بسیاری از این کارخانجات با فناوری  ‎‎های مرتبط با اینترنت اشیاء منطبق بوده و از اطلاعات دیجیتال در جهت بهینه سازی عملکرد تولید بهره می ‎‎جویند. در روند تولید با بهره ‎‎ وری بالا ارزش بسیار زیادی در خطر است. حتی پیشرفت ‎‎های کوچک در زمینه  ‎‎های توان عملیاتی، کیفیت یا قابل اطمینان بودن تجهیزات ممکن است میلیون ‎‎ها دلار ارزش داشته باشد. یکی از شرکت ‎‎های تولید کننده ‎‎ وسایل نقلیه ‎‎ کشاورزی، صنعتی و بازرگانی، CNH Industrial است که در کارخانجات خود که در Suzzara (ایتالیا) قرار داشته و به تولید ون ‎‎ های Iveco مشغولند، از همزادهای دیجیتال به منظور بهبود روند تعمیر و نگه داری بهره جسته است. این سازمان در یک پروژه ‎‎ آزمایشی برای بهبود قابلیت اطمینان دستگاه ‎‎ های جوش رباتی در خط تولید شاسی وسایل نقلیه ‎‎ی خود با یک شرکت مشاوره (Fair Dynamics) و یک شرکت ارائه دهنده ‎‎ نرم افزار (AnyLogic) همکاری دارد (تصویر 8).

با این که این پروژه تا حدی جنبه ‎‎ نمایشی داشت، شرکت CNH امیدوار بود که بتواند چالش ‎‎های جدی پیش روی آنان را از میان بردارد. ربات  ‎‎های جوشکاری این شرکت به یک هادی انعطاف پذیر از جنس مس به نام بسته ‎‎ لاملار متکی بود که جریان الکتریکی را به سر ابزار جوش منتقل می ‎‎کرد. اما موضوع این بود که این بسته ها دوام محدودی داشته و خوردگی انباشته شده در آن ‎‎ها موجب ذوب و تخریب محصول و آسیب به ربات می ‎‎شد. این شرکت به منظور ارائه ‎‎ بهترین روش تعمیر و نگه داری این اجزای حیاتی مدل همزاد دیجیتال این خط را ایجاد نمود. این مدل شامل انواع گوناگونی از شاسی  ‎‎ها و تجهیزات جوش مربوط به آن و ایستگاه ‎‎ های جوش و ربات ‎‎های مجزایی است که در هر یک از این ایستگاه ‎‎ ها و در طول خط تولید قرار دارند. اطلاعات این مدل توسط سیستم ‎‎های برنامه ریزی تولید کارخانه تامین گشته و بسته به شرایط، حس ‎‎گرهای نصب شده برای هر ربات را بررسی می ‎‎کنند. این همزاد دیجیتال با کمک شبیه سازی و یادگیری ماشینی احتمال تخریب اجزاء را پیش بینی می ‎‎کند. این سیستم به سازمان اجازه می ‎‎دهد تا کلیه ‎‎ احتمالات موجود در عملیات و فرآیندهای تعمیر و نگه داری را در نظر گرفته و هزینه ‎‎ تعمیرات و قطعات یدکی را در شرایط برنامه ریزی شده یا دور از انتظار به حداقل برسانند.

یکی از شرکت ‎‎های وابسته به جنرال الکتریک، Baker Hughes است که برخی تجهیزات صنعت نفت و گاز را تولید می ‎‎کند. این شرکت از فناوری  ‎‎های شرکت مادر برای ساخت یک همزاد دیجیتال جامع از کارخانه ‎‎ خود واقع در Minden، ایالت نوادا در ایالات متحده بهره جسته است. این مدل شامل اطلاعاتی از هزاران دستگاه و فرآیندهای موجود و اطلاعات مربوط به قطعاتی است که از تامین کنندگان تحویل گرفته می ‎‎شوند. این همزاد دیجیتال با ارائه ‎‎ چشم اندازی جامع و زنده از عملکرد کارخانه به مدیران و کارکنان آن کمک می ‎‎کند تا با فرصت ‎‎های بهبود عملکرد آشنا شده و نسبت به مشکلات احتمالی واکنش سریعی داشته باشند. شرکت Baker Hughes ادعا می ‎‎کند که این رویکرد به آن ‎‎ها کمک کرده تا روند تحویل به موقع محصولات را بهبود بخشند. این شرکت در نظر دارد که با گذشت زمان و با استفاده از همزاد دیجیتال روند بهینه سازی را ادامه داده و نرخ جریان مواد در کارخانه را تا دو برابر افزایش دهد.

2-2همزادهای دیجیتال در علم مواد

عملکرد محصولات فیزیکی به ویژگی ‎‎ های مواد وابسته است. پیشرفت ‎‎های انجام شده در علم مواد از بسیاری فناوری  ‎‎های کاربردی امروزی حمایت می ‎‎کنند. مواد قدرتمند و سبک به کار رفته در خودروها، قطارها و هواپیماها به کاهش مصرف سوخت کمک می ‎‎کنند. یاتاقان  ‎‎های با دوام از پردازش و فرمول ‎‎های دقیق آلیاژهای استیل بهره می ‎‎برند. اما تعیین ویژگی ‎‎های دقیق میزان خاصی از مواد کار بسیار دشواری است. در برخی موارد، انجام آزمایش مخرب بوده یا نیازمند نمونه ‎‎ های خاصی است که از قبل آماده شده باشند. به همین دلیل، مشکل می ‎‎توان واکنش ‎‎های موجود در قطعات واقعی را در محیط تولید بررسی کرد. احتمالاً همزادهای دیجیتال می ‎‎توانند برای این چالش راه ‎‎کار مناسبی ارائه دهند. شرکت نرم افزاری آلمانی Math2Market، یک نرم افزار تخصصی ارائه داده که انواع قابل توجهی از خواص مواد را شبیه سازی می ‎‎کند. نرم افزار GeoDict این شرکت از موادی مانند پارچه  ‎‎ها، فوم ‎‎ها، سرامیک ‎‎ها و کامپوزیت ‎‎هایی که دارای ساختار پیچیده  ‎‎ای هستند الگو برداری می ‎‎کند (تصویر 9). این نرم افزار با استفاده از روش ‎‎های پردازش تصویری که از هوش مصنوعی بهره می ‎‎ گیرند، قادر است با کمک اسکنر مقطع نگار رایانه ‎‎ ای (CAT)، میکروسکوپ الکترونی و منابع تصویری مشابه، جزئیات هندسی داخلی این مواد را دریافت نماید. این نرم افزار با بهره  گیری از همزاد دیجیتال مواد مذکور به اهداف گوناگونی از جمله تجزیه و تحلیل قدرت و سختی مواد گرفته تا مطالعات مربوط به دینامیک سیالات دست می ‎‎یابد. مطالعات دینامیک سیالات در واقع جریان مایعات و گازها را از میان فیلترها بررسی می ‎‎کند. مشتریان صنعت نفت و گاز نیز  از این رویکرد برای الگو سازی جریان سیالات از میان سنگ ‎‎های متخلخل مخازن  زیرزمینی استفاده می ‎‎کنند.


در عین حال، صنعت حمل و نقل هوایی در تلاشی مداوم برای ساخت هواپیماهایی هر چه سبک ‎‎تر و کارآمدتر است که از سوخت کم ‎‎تری نیز استفاده نمایند. به این ترتیب، به مواد جدیدی نیازمند است. تصویر 10 روش ساخت کامپوزیت در هم تنیده ‎‎ فیبر کربن بدنه هواپیمای مسافربری بوئینگ 787 را نشان می ‎‎دهد. شبیه سازی گسترده ‎‎ دیجیتال و بهینه سازی ترکیب مواد برای دستیابی به وزن و استحکام مورد نیاز  یکی از ضروریات صنعت حمل و نقل هوایی تجاری است. 

 

 

2.3 همزادهای دیجیتال در محصولات صنعتی

علاوه بر تولید، محصولات صنعتی نیز در زمره ‎‎ برنامه ‎‎ های کاربردی محبوب (killer app) همزادهای دیجیتال به شمار می ‎‎آیند. این امر عمدتاً به دلیل آن است که سازمان ‎‎های تولید کننده ‎‎ محصولات صنعتی اغلب از استراتژی ‎‎های تحول قابلیت ‎‎ها و خدماتی شدن تبعیت می ‎‎کنند که انجام این امر مستلزم تخمین زمان به کار (uptime) محصول است. همزادهای دیجیتال به این سازمان ‎‎ها اجازه می ‎‎دهند تا پس از دستیابی مشتری به محصول بر آن نظارت داشته باشند و به این ترتیب از خدماتی شدن پشتیبانی می ‎‎کنند. همزادهای دیجیتال استراتژی ‎‎ های عیب یابی و تعمیر و نگه داری کارآمد و از راه دور را ممکن می ‎‎سازند.

حتی ممکن است مشتریان تمایل داشته باشند تا در ازای اطلاعات و ادراکات تولید شده به وسیله ‎‎ همزاد دیجیتال تولید کننده در برخی اپلیکیشن ‎‎ها بهای لازم را پرداخت نمایند.

امروزه، عمده ‎‎ تولید کنندگان موتورهای هواپیماها از جمله شرکت ‎‎های Rolls-Royce، GE و Pratt & Whitney در زمره ‎‎ی پیشرفته ‎‎ ترین کاربران فناوری  ‎‎های مرتبط با همزادهای دیجیتال به شمار می ‎‎آیند. این شرکت ‎‎ها در تولید و توسعه ‎‎ محصولات جدید و برای نظارت و پشتیبانی از موتورهای فعال در هواپیماهای مشتریان، از همزادهای دیجیتال بهره می  ‎‎جویند.

علاوه بر این ‎‎ها، همزادهای دیجیتال در روی زمین هم کاربرد دارند. برای مثال، یکی از تولید کنندگان سیستم ‎‎های هوای فشرده در هلند (Kaeser Compressoren) با همکاری شرکت SAP در حال توسعه ‎‎ یک همزاد دیجیتال است که بتواند کل فروش و چرخه ‎‎ حیات محصول را پشتیبانی نماید. این سیستم به عنوان مخزنی از اطلاعات و اسناد تولید شده در طول فرآیندی مشخص و در جهت نصب و راه ‎‎اندازی سیستم عمل نموده و پلت ‎‎فرم مربوطه امکان نظارت و پیش بینی مسائل مربوط به تعمیر و نگه داری را محقق می ‎‎کند.

 

2.4 همزادهای دیجیتال در علوم زیستی و مراقبت‎های بهداشتی

محققان و پزشکان سر تا سر حوزه ‎‎ مراقبت ‎‎های بهداشتی نیز مانند سایر دانشمندان در حال بررسی توان بالقوه ‎‎ همزادهای دیجیتال هستند. بخش عمده ‎‎ این تحقیقات بر جنبه  ‎‎های الگو سازی از بدن انسان متمرکز است. چنین الگوهایی علاوه بر کاهش نیاز به انجام آزمایش ‎‎های تهاجمی بر روی بدن انسان، در زمینه درک هر چه جزئی  ‎‎تر ساختار یا رفتار آن به پزشکان کمک می ‎‎کنند. همزادهای دیجیتال تکرار امن جراحی ‎‎ های پیچیده را نیز امکان پذیر می ‎‎کنند. به علاوه، آن ‎‎ها می ‎‎توانند این امکان را فراهم کنند که درمان ‎‎های جدید به صورت درون رایانه ‎‎ ای (in silico) ارزیابی گشته و به این ترتیب، داروهای مربوطه با سرعت بیشتری توسعه یابند.انجام برسد، پاداش قابل توجهی در انتظارش خواهد بود.

این سیستم رفتار مکانیکی و الکترونیکی قلب را شبیه سازی نموده و با استفاده از روش ‎‎های یادگیری ماشینی و بر اساس تصویر برداری پزشکی و اطلاعات الکتروکاردیوگرام، مدل ‎‎هایی منحصر به فرد از قلب بیمارانی خاص را ایجاد نموده است. تیم Siemens در پایان یک دوره ‎‎ مطالعاتی 6 ساله قرار دارد که در طی آن همزادهای دیجیتال 100 بیمار قلبی تحت درمان را ایجاد نموده است. در این مرحله، این تیم پیش بینی ‎‎ های انجام شده توسط مدل ‎‎ها و نتایج حاصله بر روی بیماران را با یکدیگر مقایسه می ‎‎کند. اما در نهایت، این آزمایشات آتی هستند که نقش همزادهای دیجیتال را در روند تشخیص و درمان بیماری ‎‎ها مشخص می ‎‎کنند. شرکت ساخت تجهیزات پزشکی Philips در حال انجام پروژه  ‎‎ای است که طی آن قصد دارد، همزاد دیجیتال قلب را ایجاد نماید.

در ضمن، این شرکت به دنبال ایجاد شمار دیگری از اپلیکیشن ‎‎های فرعی همزاد دیجیتال نیز هست. به عنوان مثال، شرکت مذکور در بخش توسعه ‎‎ی محصول با استفاده از الگو برداری و شبیه سازی، نمونه ‎‎ های مجازی را آزمایش نموده و با بهره گیری از روش ‎‎های هوش مصنوعی، پشتیبانی از راه دور تجهیزات پیچیده  ‎‎ای از قبیل CT اسکنرها را تسهیل می ‎‎کند (تصویر 13). یک اسکنر در عمل می ‎‎تواند روزانه هشت ‎‎ صدهزار پیام ورودی را ایجاد نماید. شرکت Philips اطلاعات به دست آمده از مشتریان را بارگذاری نموده و آن ‎‎ها را به منظور بررسی علائم هشدار دهنده زود هنگام در دستگاه  ‎‎های خود تجزیه و تحلیل می ‎‎کند.

بیمارستان ‎‎ها و سایر مراکز مشابه درمانی و فعال در امر مراقبت ‎‎های بهداشتی نیز برای بهبود بهره ‎‎ وری و اثر بخشی از همزادهای دیجیتال استفاده می ‎‎کنند. برای مثال، بیمارستان ‎‎های خصوصی Mater واقع در دوبلین ایرلند با کمک یکی از تیم ‎‎های شرکت Siemens در بخش رادیولوژی خود یک همزاد دیجیتال ایجاد کرده  ‎‎اند. این گروه برای الگو سازی گردش کار کارکنان و بیماران این بخش از اطلاعات عملیاتی بیمارستان بهره جسته و سپس با انجام تحلیل ‎‎هایی تاثیر اصلاحات و تغییرات طبیعی و حجم تقاضا را آزمایش کرده  ‎‎اند.

از این رو، شرکت GE Healthcare ادعا می ‎‎کند، فناوری همزاد دیجیتال ساخته شده در یکی از بیمارستان ‎‎های وابسته به آن (Hospital of the Future Analytics Platform) برای نخستین بار،  امکان شبیه سازی کل گردش کار بیمارستان را محقق می ‎‎کند. برخی از گروه  ‎‎های فعال در علوم زیستی از این هم جاه ‎‎ طلبانه  ‎‎تر رفتار می ‎‎کنند. یک کنسرسیوم بسیار بزرگ متشکل از 118 شرکت و موسسات علمی از سر تا سر جهان به نام DigiTwins initiative ایجاد یک همزاد دیجیتال برای هر یک از شهروندان اروپایی را به عنوان هدف خود تعیین نموده است. این پروژه در نظر دارد با توسعه ‎‎ی فناوری  ‎‎های جدید شبیه سازی، سیستم ‎‎های انفورماتیک پزشکی و منابع اطلاعاتی توانایی تشخیص بیماری ‎‎ها و انتخاب روش درمان مناسب توسط پزشکان را به نحو چشمگیری بهبود بخشد. اگر این پروژه با موفقیت به انجام برسد، پاداش قابل توجهی در انتظارش خواهد بود. بنیانگذاران پروژه ‎‎ی مذکور اشاره می ‎‎کنند که عدم توانایی در تشخیص صحیح تاثیرات و اثرات جانبی داروها بر روی بیماران، برای سیستم بهداشت و درمان اروپا، سالیانه هزینه ‎‎ ای بالغ بر 280 میلیارد یورو، یعنی 20 درصد از کل بودجه را در بر دارد.

2.5 همزادهای دیجیتال در زیرساخت ‎‎ها و طرح ‎‎های شهری

بزرگ ‎‎ترین همزادهای دیجیتال امروزی، با در نظر گرفتن ابعاد فیزیکی اجسامی که ارائه می ‎‎دهند، نسخه ‎‎ جایگزین زیر ساخت ‎‎های فیزیکی از قبیل شبکه  ‎‎های انرژی، حمل و نقل و محیط ‎‎های شهری هستند. شرکت انگلیسی تولید کننده ‎‎ تجهیزات خط آهن (Alstom) به منظور تسهیل مدیریت عملیات تعمیر و نگه داری قطار خود در خط اصلی ساحل غربی، یک همزاد دیجیتال ایجاد نموده است (تصویر 14). خط ارتباطی لندن به گلاسکو و ادینبرگ، این شهرها را از طریق شهرهای بزرگ ناحیه ‎‎ی شمال غربی و مناطق مرکزی انگلستان به یکدیگر متصل نموده و یکی از شلوغ ‎‎ترین مسیرهای راه آهن بریتانیا محسوب می ‎‎گردد. بنابراین، اطمینان از عملکرد صحیح و در دسترس بودن ناوگانی متشکل از 56 قطار پندولینو، چالشی مستمر است.

همزاد دیجیتال شرکت Alstom شامل جزئیات کلیه قطارهای موجود در این ناوگان و جدول زمان بندی عملیاتی و برنامه ‎‎ تعمیر و نگه داری آن ‎‎ها است. علاوه بر این ‎‎ها، این همزاد دیجیتال ظرفیت 5 انبار مربوط به تعمیر و نگه داری شرکت مذکور را شبیه سازی می ‎‎کند. این مدل در محیط شبیه سازی شده ‎‎ AnyLogic  به اجرا درآمده و با استفاده از یک الگوریتم جستجوی اکتشافی، اطلاعات زنده ‎‎ مربوط به موقعیت مکانی قطار و حرکت برنامه ریزی شده ‎‎ی آن را به دست آورده و قادر است برنامه  ‎‎های تعمیر و نگه داری را به طور مداوم با تعمیرات فوری قطعات همسو نماید. افرادی که پروژه  ‎‎های تعمیر و نگه داری را برنامه ریزی می ‎‎کنند، از این سیستم به منظور تجزیه و تحلیل حساسیت شرایط موجود استفاده نموده و تاثیر تغییرات اعمال شده در استراتژی  ‎‎های تعمیر و نگه داری و جدول زمان بندی قطارها را بررسی می ‎‎کنند.

شرکت Fingrid، اپراتور سیستم انتقال برق کشور فنلاند است. این شرکت با شرکت ‎‎های IBM، Siemens و سایر شرکای خود همکاری نموده و به ایجاد همزاد دیجیتال شبکه ‎‎ انرژی فنلاند مبادرت ورزیده است. سیستم اطلاعات الکتریکی Verkko که به اختصار ELVIS نامیده می ‎‎شود، هشت سیستم گوناگون را در یک اپلیکیشن واحد ترکیب نموده و مدلی استوار، جامع و به روز شده از شبکه ‎‎ خود را برای Fingrid ایجاد نموده است. این همزاد دیجیتال در شبکه  ‎‎ای از عملیات روزانه مورد استفاده قرار گرفته و به کارمندان کمک می ‎‎کند تا جریان برق را مدیریت نموده و تنظیمات حفاظتی را به کار برند. به این ترتیب، بدون سربار کردن ترانسفورماتورها یا خطوط انتقال می ‎‎توانند میزان تقاضا را برآورده کنند. به علاوه، همزاد دیجیتال مذکور به منظور ارائه ‎‎ امکان شبیه سازی تاثیر احتمالی تغییرات اعمال شده بر پیکر بندی شبکه و یا سرمایه گذاری بر روی دارایی  ‎‎های به روز رسانی شده، از فعالیت ‎‎های مربوط به برنامه ریزی و طراحی حمایت می ‎‎کند.

2-6 همزادهای دیجیتال در بخش انرژی

تولید انرژی، خواه از طریق سوخت ‎‎های فسیلی و خواه با استفاده از مواد تجدید پذیر از سرمایه ‎‎ هایی بزرگ، پیچیده و اغلب در مکان ‎‎های دور افتاده تامین می ‎‎گردد. چنین مشخصاتی روند اکتشاف و انطباق همزادهای دیجیتال را به سمت بهینه سازی قابلیت اطمینان و ایمنی هر چه بیش ‎‎تر هدایت نموده و در عین حال، هزینه ‎‎ های عملیات را تحت کنترل نگه می ‎‎دارند.

برای مثال، در بخش دریایی نفت و گاز، شرکت Aker BP در پروژه ‎‎ی Ivar Aasen خود در ساحل نروژ، از فناوری تحلیلی Siemens بهره جسته است (تصویر 17). این پروژه نیاز به نیروی کار انسانی در پلت ‎‎فرم را کاهش داده و برنامه  ‎‎های مربوط به تعمیر و نگه داری تجهیزات را بهینه سازی می ‎‎کند. موفقیت این پروژه در گرو توافقی استراتژیک ما بین دو کمپانی مذکور است. طی این توافق، شرکت ‎‎های Aker BP و Siemens خودکارسازی چرخه ‎‎ حیات دیجیتال و عملکرد راه ‎‎کارهای تحلیلی را برای کلیه سرمایه ‎‎ های فیزیکی آتی موجود در این حوزه توسعه خواهند داد.

در جایی دیگر، واقع در اقیانوس شمالی، شرکت Royal Dutch Shell مشغول انجام یک پروژه ‎‎ دو ساله است است که طی آن همزاد دیجیتال یک پلت ‎‎فرم استخراج دریایی را توسعه خواهد داد (تصویر 18). این سازمان طی پروژه ‎‎ صنعتی مشترک مذکور با شرکت شبیه سازی Akselos و شرکت مشاوره ‎‎ی مهندسی R&D و شرکت مهندسی LIC Engineering همکاری می ‎‎کند تا برای مدیریت یک ‎‎پارچه سازی ساختاری دارایی ‎‎ های دریایی، رویکردهای جدیدی پیاده نماید. این پروژه ‎‎ آزمایشی شامل توسعه ‎‎ی مدل ساختاری پلت ‎‎فرم است که از اطلاعات به دست آمده از حس ‎‎گرها استفاده خواهد کرد تا بر سلامت پلت ‎‎فرم نظارت نموده و موقعیت آتی آن را پیش بینی نماید.

در عین حال، در بخش انرژی بادی نیز همزادهای دیجیتال به شرکت ‎‎ها کمک می ‎‎کنند تا توربین ‎‎ های بزرگ ‎‎تر خود را مدیریت نموده و بر قابلیت اطمینان آن ‎‎ها بیافزایند. در ضمن، این کار با هدف کاهش هزینه ‎‎ ها نیز انجام می ‎‎پذیرد. برای مثال، شرکت مهندسین مشاور DNV GL Group یک بسته ‎‎ همزاد دیجیتال را توسعه داده که شامل مدل ‎‎های فیزیکی است که بر یکپارچگی ساختاری نظارت داشته و فرسایش توربین ‎‎ ها و اجزای آن را در ادامه ‎‎ چرخه ‎‎ عمرشان پیش بینی می ‎‎کند. شرکت GE نیز در حال بررسی پتانسیل همزادهای دیجیتال در حوزه ‎‎ توربین  ‎‎های بادی خویش است. این شرکت طی یک پروژه ‎‎ آزمایشی از روی اجزای اصلی توربین بادی خود یک مدل حرارتی ساخته که به مهندسین اجازه می ‎‎دهد تا حس ‎‎گرهایی مجازی ایجاد نمایند و بر اساس اطلاعات به دست آمده از حس ‎‎گرهای فیزیکی نصب شده در آن نزدیکی، دمای قطعات و اجزای دور از دسترس را تخمین بزنند.

2-7 همزادهای دیجیتال در تجارت الکترونیک و خرده فروشی

از طرف دیگر، محصولات مصرفی مجموعه  ‎‎ای متفاوت از فرصت ‎‎ها و چالش ‎‎ها را برای فناوری ‎‎ های مرتبط با همزاد دیجیتال در بر دارند. بازارهای مصرفی به جای دارایی  ‎‎های بزرگ و اندک و پیچیده، با میلیون ‎‎ها جسم به مراتب ساده  ‎‎تر در ارتباط هستند. بنابراین، بازیگران این عرصه بر مسائل متفاوتی تمرکز داشته و به دنبال توسعه ‎‎ همزادهایی هستند که جریان محصول را در زنجیره ‎‎ تامین دنبال نموده و یا سیستم ‎‎هایی را ایجاد کنند که بتوانند با استفاده از اطلاعات به دست آمده از تعداد بی ‎‎شماری مدل ‎‎های نسبتاً ساده، ادراکات ارزشمندی کسب کنند.

شرکت Dassault Systèmes یکی از تولید کنندگان مدل ‎‎های سه بعدی و فناوری ‎‎ های همزاد دیجیتال است که با شرکت خرده فروشی فناوری Store Electronic Systems در زمینه ‎‎ توسعه ‎‎ همزادهای دیجیتال فروشگاه ‎‎ های این حوزه همکاری می ‎‎کند. در این سیستم، با استفاده از اطلاعات حاصله از برچسب ‎‎ های الکترونیکی، یک مدل سه بعدی و مجازی از فروشگاه و محتویات آن ارائه می ‎‎شود. اموال فروشگاه و سیستم فروش دارای لینک ‎‎هایی هستند که قادر است مدل را بلادرنگ به روز رسانی نموده و اقلام موجود در قفسه ‎‎ ها و تعداد آن ‎‎ها را انعکاس دهد. به گفته ‎‎ شرکت Dassault، این رویکرد دارای مصارف بالقوه ‎‎ فراوانی است که از آن میان می ‎‎توان به اپلیکیشن ‎‎ هایی اشاره کرد که خریداران را به سمت اقلام دلخواه ‎‎ شان هدایت می ‎‎کند. به علاوه، این راه ‎‎کار می ‎‎تواند در زمینه ‎‎ نظارت بر موجودی انبار موثر بوده و طرح  ‎‎های تجاری مرتبط را بهبود بخشد.

در عین حال، شرکت ‎‎ها با کمک اپلیکیشن  ‎‎های مرتبط با خرده فروشی و تجارت الکترونیک خود به طور فزاینده  ‎‎ای در حال توسعه ‎‎ مدل ‎‎های پیچیده ‎‎ ای از رفتار مصرف کننده هستند. اطلاعات مربوط به خریدهای گذشته، عادات مرتبط با مرور وب و فعالیتهای انجام شده در شبکه  ‎‎های اجتماعی به منظور ارائه ‎‎ تبلیغات و محتوا برای مخاطبین خاص، قبلاً نیز مورد استفاده ‎‎ بسیاری از شرکت ‎‎ها بوده است. با گذشت زمان، این مدل ‎‎ها ممکن است تکامل یافته و به صورت همزادهای دیجیتال مصرف کنندگان درآیند. یعنی، مدل ‎‎های رفتاری پیچیده و چند منظوره که بتوانند رفتارهای آتی مصرف کنندگان را پیش بینی نموده و به شکلی پیشگیرانه بر تصمیمات خرید آن ‎‎ها تاثیر بگذارند.  

https://www.dpdhl.com/en/media-relations/press-releases/2019/dhl-trend-report-implementation-digital-twins-significantly-improve-logistics-operations.html

2019-08-06

نقش همزادهای دیجیتال در صنعت لجستیک ( قسمت اول )

آشنایی با همزادهای دیجیتال Powered by DHL Trend Research

سرآغاز

قرن‎ها است که بشر برای رفع برخی مشکلات پیچیده‎ خود از تصاویر و طرح‎ها بهره می‎جوید. بناهای عظیم در ابتدا چیزی به جز خطوطی طراحی شده بر تخته رسم مهندسین معماری نبوده ‎اند. اتومبیل‎های قدیمی نیز ابتدا از چوب و سفال تشکیل شده بودند.

 با این حال، مهارت‎های ما در زمینه‎ طراحی و مدل سازی در گذر زمان پیچیده ‎تر شد. کامپیوترهای پیشرفته جایگزین مداد و کاغذ شدند. الگوهای کامپیوتری و سه بعدی، طراحی‎های دو بعدی را از میدان به در بردند. چرا که، سیستم‎های مدل سازی پیشرفته می‎توانند رفتار، عملکرد و همچنین شکل هندسی یک محصول را بازسازی نمایند.

با این حال، تا همین اواخر، واقعیت و طرح هنوز دارای مرزهای مشخصی بودند. حتی آن دسته از محصولات فیزیکی که از روی الگو و طرح مشابهی ساخته شده ‎اند نیز کاملاً با یکدیگر تشابه نداشته و یکسان نبودند. مدل‎های کامپیوتری دستگاه‎ها و اتومبیل‎ها به دلیل استهلاک یا فرسودگی یا به خاطر لزوم اعمال برخی تغییرات، برای مدتی طولانی یکسان نبوده و جایگزین می‎گشتند.

در حال حاضر این خلاء تنگ‎تر شده و پیشرفت‎های موجود در زمینه‎ اینترنت اشیاء (IOT)، کلان داده‎ها، هوش مصنوعی، پردازش ابری و فناوری‎های واقعیت مجازی و غیره اخیراً با از راه رسیدن همزادهای دیجیتال به اوج خود رسیده است. با کمک فناوری‎های یاد شده، امروزه، دنیای فیزیکی و مجازی به تدریج با یکدیگر ادغام شده و می‎توان آن‎ها را به عنوان جهانی واحد مدیریت نمود. به این ترتیب، می‎توانیم در دنیای سه بعدی اطراف‎مان با همتای مجازی اشیاء فیزیکی نیز درست مانند خود آن‎ها تعامل داشته باشیم.

امروزه، همزادهای دیجیتالی که توسط علوم مهندسی، تولید، خودکارسازی و صنایع انرژی هدایت می‎شوند در حال ایجاد ارزش جدیدی هستند. آن‎ها در زمینه‎ی طراحی، تجسم بصری، نظارت، مدیریت و نگه داری و پشتیبانی دارایی ‎های سازمان‎ها به طور موثری همکاری می‎کنند. در ضمن، این همزادهای دیجیتال فرصت‎های تجاری جدیدی از قبیل تهیه و تدارک خدمات پیشرفته را ایجاد نموده و بینشی ارزشمند از اطلاعات عملیاتی را تولید می‎کنند.

ما به عنوان متخصصین امور لجستیک در مورد چگونگی تغییرات حاصل از عملکرد همزادهای دیجیتال در زنجیره‎ سنتی تامین کنجکاو بوده و به نحوه‎ پذیرش همزادهای دیجیتال در عرصه‎ لجستیک و بهبود فرآیندهای آن می‎اندیشیم. هدف ما از نگارش چنین گزارشی این است که یافته‎ های خود را با شما به اشتراک گذاشته و برای برخی سوالات اساسی، پاسخی در خور بیابیم. سوالاتی از قبیل:

  • همزاد دیجیتال چیست؟ این همزاد دیجیتال در سازمان من چه نقشی را عهده دار خواهد شد؟
  • چه نمونه‎ هایی از سایر صنایع وجود دارند که می‎توان آن‎ها را در صنعت لجستیک اعمال نمود؟
  • همزادهای دیجیتال چه تاثیری بر زنجیزه‎ تامین من خواهند گذاشت؟

ما با نگاهی به آینده، اعتقاد داریم که پذیرش و به کار گیری همزادهای دیجیتال در صنایع مختلف منجر به اتخاذ تصمیمات بهتری در جهان فیزیکی خواهد شد. این امر به نوبه‎ خود، در عملکرد زنجیره‎ تامین و فرآیندهای لجستیک، تغییرات قابل توجهی را به وجود خواهد آورد.

به علاوه، وجود همزادهای دیجیتال در صنعت لجستیک به بسط و گسترش مزایای استفاده‎ روز افزون از  اینترنت اشیاء خواهد انجامید. حضور همزادهای دیجیتال موجب ایجاد نگرشی عمیق‎تر به مواردی هم‎چون، برنامه ریزی، طراحی، بهره برداری و بهینه سازی زنجیره ‎های تامین گشته و تفکر مربوط به آن را از دارایی‎ های فردی به حمل و نقل در شبکه ‎های عرضه‎ جهانی گسترش خواهند داد.

ما عقیده داریم که اکنون هیجان‎انگیزترین و بهترین زمان ممکن برای همکاری صنایع گوناگون و لجستیک با یکدیگر است تا بتوانند از پتانسیل‎های همزادهای دیجیتال بیش‎ترین بهره برداری را داشته باشند.

     آشنایی با همزادهای دیجیتال

1.1 ظهور همزادهای دیجیتال

سال‎ها است که دانشمندان و مهندسان به الگو برداری از اشیاء جهان واقعی و ساخت مدل‎‎های ریاضی آن‎ها مشغول هستند. با گذشت زمان، مدل‎های مذکور به شکل فزاینده‎ ای پیچیده ‎تر شده ‎اند. امروزه، پیشرفت فناوری‎ های مرتبط با حس‎گرها و شبکه ما را قادر ساخته تا بتوانیم اشیاء فیزیکی و سابقاً آف‎لاین را به مدل‎های دیجیتال پیوند دهیم. به این ترتیب، تغییرات اعمال شده در اشیاء فیزیکی در مدل‎های دیجیتال نیز انعکاس می‎یابند. بنابراین، ادراکات حاصل از مدل دیجیتال به اتخاذ تصمیمات مناسب‎تری در ارتباط با شئ فیزیکی منجر شده و این امر با دقت بی ‎سابقه ‎ای قابل کنترل است.

همزاد دیجیتال، مفهومی است که  از ابتدای قرن بیست و یکم مطرح شده است. با این حال، این رویکرد در حال حاضر به نقطه‎ اوج خود رسیده و به احتمال قوی در آینده‎ای نزدیک قابل استفاده خواهد بود. این امر به خاطر وجود فناوری ‎های توانمند کلیدی است که اکنون به سطحی از بلوغ لازم برای پشتیبانی از همزادهای دیجیتال رسیده ‎اند. یعنی، فناوری‎هایی از قبیل، ذخیره‎ اطلاعات و قدرت محاسباتی با کم‎ترین هزینه، دسترسی به شبکه ‎های سیمی و بی‎سیم پر قدرت و سریع و حس‎گرهای قابل اعتماد و ارزان قیمت توانایی پشتیبانی از همزادهای دیجیتال را به منظور استفاده در سازمان‎ها در اختیار دارند.

تمایل به استفاده از شبیه سازی با وفاداری زیاد به اصل یا یک نسخه‎ فیزیکی جایگزین و مشابه برای پشتبانی از عملیات و نگه داری از دارایی ‎ها به زمان‎های دور برمی‎گردد. در سال‎های ابتدایی کاوش در فضا، NASA در زمینه‎ استفاده از رویکرد تطابق پیشتاز بود. در سال 1970 میلادی و هم زمان با آسیب دیدگی فضا پیمای (آپولو 13) در ماموریت خود به کره‎ی ماه، مهندسان NASA توانستند استراتژی ‎های بازیابی احتمالی را بر روی یک نمونه‎ مشابه در روی زمین آزمایش نموده و گروه آسیب دیده را راهنمایی کنند. موضوع تطابق یا اتصال هماهنگ (pairing) که در حال حاضر با استفاده از مدل‎های دیجیتال به انجام می‎رسد، تا به امروز بخش مهمی از استراتژی آژانس فضایی ایالات متحده را در زمینه‎ مدیریت ماموریت‎های فضایی به خود اختصاص داده است.

با توجه به ارزش بالای اجزاء فیزیکی به کار رفته در فضاپیماها و بخش‎های دفاعی و حیاتی بودن ماموریت‎هایی که از چنین شبیه ‎سازی‎ هایی بهره می‎بردند، در ابتدا، استفاده از همزادهای دیجیتال در چنین محیط‎های چالش برانگیزی با محدودیت‎هایی مواجه بود (مراجعه به جدول زمان‎بندی تصویر 1). در عوض، اپلیکیشن‎ های دیگری با همان ترکیب بندی دارایی‎ های ارزشمند و شرایط عملیاتی غیر قابل دسترس برای توجیه سرمایه گذاری به اشتراک گذاشته می‎شد.

علاقه‎ روز افزون سازمان‎ها به بهره گیری از همزادهای دیجیتال به افزایش تعداد ارائه دهندگان این فناوری و برآورده کردن این تقاضا منجر شده است. محققان فناوری انتظار دارند که بازار همزادهای دیجیتال در طول سال‎های پیش رو با نرخ 38 درصدی رشد نموده و تا سال 2025 از مرز 26 میلیارد دلار آمریکا عبور کند.

بسیاری از بازیگران عرصه‎ فناوری به این فضای سودآور بالقوه چشم دوخته ‎اند. با توجه به لزوم بهره گیری از طیف گسترده ‎ای از فناوری‎های اساسی برای پیشبرد پروژه ‎های مربوط به همزادهای دیجیتال، بسیاری از سازمان‎ها از جمله شرکت‎های بزرگی نظیر SAP، Microsoft، و IBM وارد بازار مذکور شده ‎اند. این سازمان‎ها برای ارائه‎ راه‎کارهای مربوط به همزادهای دیجیتال از فناوری‎هایی مانند پردازش ابری، هوش مصنوعی و قابلیت‎های امنیتی سازمانی بهره جسته و از شرایط مطلوبی برخوردار هستند.

به علاوه، تولید کنندگانی همچون GE، Siemens، و Honeywell که در ساخت سیستم‎های اتوماسیون و تجهیزات صنعتی  شرکت دارند در عصر جدید صنایع ماشینی پیشتاز بوده و خدمات مربوط به همزادهای دیجیتال را ارائه می‎دهند. علاوه بر این‎ها، سازمان‎ها و شرکت‎هایی نظیر PTC و Dassault Systemes که در زمینه‎ مدیریت چرخه‎ عمر محصول (PLM) فعالیت دارند نیز همزادهای دیجیتال را به عنوان هسته‎ اصلی فناوری مدیریت توسعه‎ محصول، از مفهوم اولیه تا انتهای حیات آن، در نظر گرفته و پذیرفته‎ اند.

1.2 همزاد دیجیتال چیست؟

با وجود اپلیکیشن‎ های فراوان و افراد ذینفع بی‎شماری که در عمل در انجام این پروژه سهیم هستند، در مورد آن چه همزادهای دیجیتال را تشکیل می‎دهد، هیچ اجماع کاملی وجود ندارد. نمونه ‎های ارائه شده در این گزارش که در ادامه مورد توجه شما قرار می‎گیرند، نشان می‎دهند که همزادهای دیجیتال دارای انواع گوناگون و ویژگی ‎های متنوعی هستند. احتمالاً امروزه، برای سازمان‎ ها بسیار وسوسه انگیز است که بر طیف وسیعی از فناوری‎ های مدل سازی سه بعدی، شبیه سازی و ردیابی دارایی‎ها، برچسب همزاد دیجیتال را الساق نمایند. اما این‎ها تنها گوشه ‎ای از واقعیت وجودی و پیچیدگی‎ های همزادهای دیجیتال را معرفی می‎کنند.

‎اغلب مفسران بر سر مشخصات کلیدی مشترک در اکثریت همزادهای دیجیتال توافق دارند. برخی ویژگی ‎هایی که همزادهای دیجیتال واقعی را از مدل‎های کامپیوتری یا شبیه سازی شده متمایز می‎کنند، عبارتند از:

  • یک همزاد دیجیتال، مدلی مجازی از یک شئ واقعی است.
  • یک همزاد دیجیتال، جنبه ‎های رفتاری و فیزیکی اشیاء را شبیه سازی می‎کند.
  • یک همزاد دیجیتال، نمونه ‎ای منحصر به فرد و خاص از اشیاء است.
  • یک همزاد دیجیتال با شئ مورد نظر مرتبط بوده و در واکنش به تغییرات، وضعیت یا محتوای شئ مذکور، خود را به روز رسانی می‎کند.
  • یک همزاد دیجیتال از طریق تجسم، تجزیه و تحلیل، پیش بینی یا بهینه سازی ایجاد ارزش می‎کند.

طیف گسترده کاربردهای بالقوه‎ همزادهای دیجیتال نمایان‎گر آن است که حتی ویژگی‎های تعریف شده‎ آن‎ها در شرایط مختلف نیز احتمالاً مبهم باقی مانده‎ اند. به عنوان مثال، ممکن است یک همزاد دیجیتال پیش از همتای فیزیکی خود ساخته شده و تا مدت‎ها پس از به اتمام رسیدن حیات آن جسم به زندگی خود ادامه دهد. یک شئ واحد، ممکن است دارای بیش از یک همزاد بوده و این همزادها با مدل‎های گوناگون در دسترس کاربران مختلف قرار گرفته و در موارد متنوعی مورد استفاده قرار گیرند. به این ترتیب، می‎توان از این قابلیت در تحلیل سناریوها و برنامه ریزی یا پیش بینی رفتار شئ در شرایط گوناگون عملیاتی بهره برد. برای مثال، صاحبان کارخانجات، بیمارستان‎ها و ادارات می‎توانند مدل‎های مختلفی از تاسیسات موجود را ایجاد نموده و تاثیر تغییرات احتمالی در طرح یا فرآیندهای عملیاتی را ارزیابی کنند.

امروزه، محققان و شرکت‎هایی که در زمینه‎ فناوری فعالیت می‎کنند، همزادهای دیجیتال را در هر مقیاسی، از اتم‎ها تا سیارات، ایجاد می‎کنند. کوچک‎ترین همزاد دیجیتال ممکن است معرف رفتارهای خاص مواد، واکنش‎های شیمیایی، یا تداخلات دارویی باشند. از طرف دیگر، یک همزاد دیجیتال بزرگ، ممکن است الگوی کلان شهرها را بازسازی نماید. اغلب همزادهای دیجیتال دارای کاربردهای معمول‎تری بوده و جایی در این میان قرار دارند. این قبیل همزادها با به تصویر کشیدن مسائلی انسانی‎ تر، محصولات و فرآیندهای تولید آن‎ها را شبیه سازی می‎کنند. یکی از قابل توجه‎ ترین نمونه‎ های آن، توسعه‎ همزادهای دیجیتال بزرگ‎تر و پیچیده ‎تری است که به عنوان سازمان‎هایی از الگوهای محصولات یا دستگاه ‎های واحدی تکامل می‎یابند تا خطوط تولید، کارخانجات و تجهیزات را به طور کامل شبیه سازی نمایند. علاوه بر این‎ها، تلاش می‎گردد تا همزادهای دیجیتال کل شهرها یا حتی زیر ساخت‎های انرژی و شبکه‎ حمل و نقل ملی این شهرها نیز ایجاد گردند. بریتانیا نیز به طور مشابه بر روی برنامه ‎هایی برای توسعه‎ همزادهای دیجیتال کل کشور کار می‎کند که بتوانند به عنوان منابع اطلاعاتی مرتبط با ساختمان‎ها، زیرساخت‎ها و خدمات عمومی مورد استفاده قرار گیرند.

1.3 فناوری‎های به وجود آورنده‎ی همزادهای دیجیتال

برای فعال کردن و به وجود آوردن همزادهای دیجیتال، 5 فناوری عمده به عنوان مکمل مورد نیاز هستند. فناوری‎ های مذکور را می‎توان چنین برشمرد: اینترنت اشیاء، پردازش ابری، هوش مصنوعی، واقعیت مجازی و رابط برنامه نویسی کاربردی (API) و استانداردهای باز.

اینترنت اشیاء (IOT): سرعت رشد و توسعه‎ اینترنت اشیاء یکی از عوامل مهم تصویب همزادهای دیجیتال است. این، وجود فناوری‎های مرتبط با اینترنت اشیاء است که اجرای طرح همزادهای دیجیتال را ممکن می‎سازد. چرا که اکنون بیش از گذشته، از نظر فنی و اقتصادی این امکان وجود دارد که حجم بزرگی از اطلاعات مربوط به طیف گسترده‎ تری از اشیاء جمع ‎آوری گردد. سازمان‎ها اغلب، پیچیدگی و حجم اطلاعات تولید شده توسط محصولات و پلت‎فرم‎های مرتبط با اینترنت اشیاء و ابزارهای مورد نیاز برای کمک به مدیریت این اطلاعات و شناسایی مفاهیم آن‎ها را دست کم می‎گیرند. یک همزاد دیجیتال، غالباً روش ایده ‎آلی برای ایجاد، دسترسی و تحلیل اطلاعات پیچیده‎ محصولات است. همزادهای دیجیتال با تکیه بر مجموعه ‎ای از فناوری ‎ها اکنون به نقطه ‎ای رسیده ‎اند که می‎توانند به شکلی قابل اعتماد، مقرون به صرفه و دقیق، مورد استفاده قرار گیرند.

پردازش ابری: توسعه، نگه داری و به کار گیری همزادهای دیجیتال نیازمند تلاشی مبتنی بر محاسبات و ذخیره سازی است. با توجه به کاهش مداوم هزینه‎ های نیروی پردازش و ذخیره سازی، شبکه ‎های مراکز بزرگ اطلاعاتی و دسترسی ایجاد شده از طریق راه‎کارهای خدمات نرم افزاری (SaaS) حالا سازمان‎ها قادر هستند تا منابع محاسباتی مورد نیاز خود را با هزینه‎ های کنترل شده در صورت لزوم و به دقت به دست آورند.

رابط برنامه نویسی کاربردی (API) و استانداردهای باز: امروزه، ابزارهای شبیه سازی انحصاری و پلت‎فرم‎های اتوماسیون صنعتی، دیگر در زمره‎ ابزارهایی هستند که به گذشته تعلق دارند. شرکت‎های فعال در عرصه‎ فناوری که مدل‎های اطلاعاتی خاص خودشان را تولید و حفاظت کرده‎ اند به نرم افزارهایی توسعه یافته و متمرکز نیاز دارند که بتوانند از روی طرح اولیه برای هر محصول جدیدی زیرساخت مورد نیاز را  ایجاد نمایند. در حال حاضر، وجود استانداردهای باز و رابط‎های برنامه نویسی کاربردی (API) به اشتراک گذاری و مبادله‎ اطلاعات را به طور چشمگیری ساده ‎تر کرده ‎اند. در ضمن، دسترسی به چنین امکاناتی ترکیب اطلاعات به دست آمده از ابزارها و سیستم‎های گوناگون را به روشی قابل اعتماد و سریع ممکن ساخته است.

هوش مصنوعی (AI): پیشرفت‎های چشمگیری که در زمینه‎ قدرت و قابلیت استفاده از ابزارهای پیشرفته‎ تحلیلی روی داده، روش‎های استخراج و بینش قابل استفاده‎ سازمان‎ها را از مجموعه‎ کلان داده‎ های پیچیده متحول نموده است. ساختارهای یادگیری ماشینی، بر اساس اطلاعات تاریخی و داده‎ های مربوط به حال حاضر، توانسته ‎اند توسعه‎ سیستم‎های تصمیم گیرنده‎ خودکار و پیش بینی شرایط آینده را امکان پذیر سازند.

واقعیت افزوده، ممزوج و مجازی: استفاده‎ی حداکثری و موثر از اطلاعات تولید شده توسط یک همزاد دیجیتال، مستلزم آن است که این اطلاعات هم بر صفحه نمایش دو بعدی و هم در فضای فیزیکی سه بعدی ارائه گردند. تا به امروز، اکثر همزادهای دیجیتال در فضایی دو بعدی ارائه شده ‎اند. این به تبع هنجارهای رایج محاسباتی است که تنها به نمایش بر روی مانیتور، لپ‎تاپ و سایر صفحه نمایش‎ها محدود می‎گردد. اما، واقعیت افزوده به شکل فزاینده‎ ای به ما امکان می‎دهد تا محتوای دیجیتال را در فضایی سه بعدی نمایش دهیم. علاوه بر این، واقعیت ممزوج به ما اجازه می‎دهد تا در محیط فیزیکی موجود با محتوای دیجیتال تعامل داشته باشیم. از طرف دیگر، واقعیت مجازی این امکان را فراهم می‎کند که برای ارائه‎ بهتر همزادهای دیجیتال و غوطه ‎ور شدن در آن‎ها محیط‎های کاملاً جدیدی ایجاد نموده و بیش‎ترین بهره برداری را از اطلاعات داشته باشیم.

در حالی که فناوری‎های اینترنت اشیاء (IOT)، پردازش ابری، رابط برنامه نویسی کاربردی (API) و هوش مصنوعی در ایجاد و پردازش زیرساخت‎های اصلی مورد نیاز برای ایجاد همزادهای دیجیتال به ما کمک می‎کنند، واقعیت مجازی، افزوده و ممزوج ابزارهایی برای تجسم بصری همزادها به شمار می‎روند.

1.4 روش ایجاد ارزش توسط همزادهای دیجیتال

همزادهای دیجیتال به روش‎های گوناگونی می‎توانند برای یک محصول، یک فرآیند، یک کاربر و یا برای یک سازمان ایجاد ارزش نمایند. ارزش ایجاد شده و سرمایه گذاری مورد نیاز برای بهره ‎مندی از آن برحسب کاربرد و در شرایط گوناگون متغیر هستند. اما اغلب آن‎ها در یک یا دو دسته‎ی کلی تقسیم بندی می‎گردند.

ارزش توصیفی: در صورت دور از دسترس بودن یا خطرناک بودن شرایط منابع مورد نظر، امکان تجسم بلادرنگ وضعیت یکی از آن‎ها از طریق همزاد دیجیتال مربوطه ارزشمند است. برای مثال، می‎توان به فضاپیماها، توربین ‎های بادی دریایی، ایستگاه‎های تامین انرژی و ماشین آلاتی که علیرغم تعلق به تولید کننده در کارخانجات مصرف کننده قرار دارند، اشاره کرد. همزادهای دیجیتال، دسترسی از راه دور به اطلاعات را ممکن نموده و تفسیر این اطلاعات را ساده ‎تر می‎کنند.

ارزش تحلیلی: همزادهای دیجیتال به کار رفته در فناوری‎های مرتبط با شبیه سازی، اطلاعاتی را ارائه می‎دهند که دریافت مستقیم آن از جسم فیزیکی غیر ممکن تلقی می‎گردد. برای مثال، می‎توان به اطلاعات موجود و تولید شده در داخل یک جسم اشاره نمود. چنین قابلیتی ممکن است در ابزارهای عیب‎ یابی محصولات تولید شده، مورد استفاده قرار گرفته و در بهینه سازی عملکرد نسل‎های بعدی محصول موثر باشد.

ارزش تشخیصی: همزادهای دیجیتال ممکن است شامل برخی سیستم‎های تشخیصی باشند که از اطلاعات استخراج شده در جهت ارائه‎ دلایل و ریشه‎های احتمالی رفتارها یا موقعیت‎های خاص استفاده می‎کنند. این سیستم‎ها را می‎توان در قالب قوانین صریح مبتنی بر دانش فنی سازمان به اجرا درآورد. در برخی موارد هم سیستم‎های مذکور از رویکرد یادگیری ماشینی و تحلیل آن برای تحقق روابط مبتنی بر داده‎ های تاریخی استفاده می‎کنند.

ارزش پیش بینی شده: با استفاده از همزاد دیجیتال می‎توان وضعیت آتی احتمالی جسم فیزیکی را پیش بینی نمود. برای نمونه، می‎توان به کاربرد همزادهای دیجیتال در مزارع بادی شرکت GE اشاره کرد که از آن‎ها در جهت پیش بینی خروجی انرژی بهره می‎جویند (تصویر 5). پیچیده ‎ترین مدل‎های همزاد دیجیتال علاوه بر پیش بینی وقایع به ارائه‎ راه‎کارهای لازم نیز می‎پردازند. همزادهای دیجیتال در توسعه‎ کارخانجات هوشمند آینده نقش مهمی بر عهده داشته و قادر خواهند بود که در زمینه‎ی نوع، زمان و روش تولید به طور مستقل تصمیم گیری نموده و رضایت مشتری و سودآوری را به حداکثر برسانند.

نخستین مراکزی که از همزادهای دیجیتال بهره جسته ‎اند، مزایای استفاده از آن را در سه گروه عمده تقسیم بندی نموده و به شرح زیر گزارش کرده ‎اند:

  • تصمیم گیری و مشارکت مبتنی بر اطلاعات
  • ساده سازی فرآیندهای کسب و کار
  • مدل‎های جدید کسب و کار

از آن جا که هر همزاد دیجیتال تنها یکی از جلوه‎ های بصری را برای تصمیم گیرندگان اصلی ارائه می‎کند، در نتیجه، برای هر یک از دارایی‎های ارزشمند منبعی واقعی از حقیقتی به شمار می‎رود که مشارکت سهام‎داران و افراد ذینفع را برای رفع سریع و موثر مشکلات بر می ‎انگیزد. همزادهای دیجیتال می‎توانند برای خودکارسازی فعالیت‎های کسل کننده و مستعد خطا نیز به کار روند. یعنی فعالیت‎هایی نظیر، بازرسی، آزمایش، تجزیه و تحلیل و ارائه‎ گزارش. به این ترتیب، اعضای تیم، وقت آزاد و کافی در اختیار خواهند داشت تا بتوانند روی فعالیت‎های ارزشمندتری تمرکز نمایند. همزادهای دیجیتال، پیشران‎های اصلی مدل‎های کسب و کار محصول-خدماتی (servitization) به شمار می‎روند. یعنی، این قبیل سازمان‎ها از فروش صِرف محصولات صرف نظر کرده و در عوض، تمام چرخه‎ حیات شئ مورد نظر را مدیریت نموده و نتایج و خدمات حاصله را به فروش می‎رسانند. همزادهای دیجیتال به تولید کنندگان این امکان را می‎دهند که از راه دور نظارت، تشخیص و بهینه سازی دارایی‎ها و مایملک خود را به انجام رسانده و شرایط دسترسی و کاهش هزینه‎ های خدماتی را محقق می‎کنند.

1.5 نقش همزادهای دیجیتال در چرخه‎ عمر محصول

همزادهای دیجیتال از آغاز تا کنون با مدیریت چرخه‎ عمر محصول (PLM) ارتباطی تنگاتنگ داشته‎ اند. حالا، همزادهای دیجیتال در تمام چرخه‎ حیات محصول مورد استفاده قرار می‎گیرند. یعنی، همزاد محصول در طی فرآیند  توسعه و تکامل ایجاد شده و نیازهای گوناگون کسب و کار در زمینه طراحی، تولید، راه اندازی، توزیع، عملکرد، ارائه‎ خدمات و معدوم کردن را برآورده می‎سازد.

توسعه محصول: اطلاعات مربوط به محصولات پیشین که از طریق همزادهای دیجیتال به دست می‎آیند در جهت اصلاح شرایط و مشخصات محصولات آتی مورد استفاده قرار می‎گیرند. نمونه سازی مجازی با استفاده از الگو برداری سه بعدی و شبیه سازی امکان تکرار هر چه سریع‎تر طراحی را مهیا نموده و لزوم انجام آزمایش‎های فیزیکی را کاهش می‎دهد (تصویر 6). در طی مرحله‎ طراحی، آزمایشات انجام شده بر روی همزادهای دیجیتال مشکلات موجود در عملکرد اجزاء، موارد ارگونومیک و شبیه سازی رفتار محصول در محیط‎های متنوع را ارزیابی می‎کند. این قبیل اقدامات به کاهش هزینه‎های توسعه انجامیده، روند تجاری بازار را سرعت بخشیده و محصول نهایی را از هر جهت مطمئن‎تر می‎کند.

  

تولید: همزادهای دیجیتال در فرآیند تولید، مشارکت میان گروه ‎هایی با عملکرد متقابل را تسهیل می‎کنند. آن‎ها می‎توانند در جهت شفاف سازی مشخصات برای تامین کنندگان مورد استفاده قرار گرفته و این امکان را فراهم می‎کنند که طرح‎های تولید و حمل و نقل بهینه سازی گردند. در صورتی که سازمان مربوطه، به ازای هر یک از محصولات ساخته شده، یک همزاد دیجیتال جدید را تولید نماید، هر یک از مدل‎ها اطلاعات مربوطه را بر روی اجزاء و مواد خاص به کار رفته در محصول، گزینه‎ های پیکر بندی منتخب مصرف کنندگان نهایی و شرایط تجربه شده در فرآیند تولید، جا خواهند داد. همزادهای دیجیتال خطوط تولید این امکان را فراهم می‎کنند تا طرح‎ها، فرآیندها، و جریان مواد، مورد آزمایش قرار گرفته و پیش از راه اندازی یک مرکز تولیدی جدید، بهینه سازی گردد (تصویر 7).

ارائه خدمات: پس از ارائه‎ محصول به کاربر نهایی، همزاد دیجیتال کار جمع آوری اطلاعات مربوط به عملکرد و وضعیت محصول را ادامه می‎دهد. این اطلاعات به برنامه‎ پشتیبانی، رفع اشکال و بهینه سازی عملکرد محصول کمک می‎کنند. همزادهای دیجیتال همراه با به روز رسانی یا جایگزین سازی قطعات با شرایط جدید انطباق می‎یابند. اطلاعاتی که از همزادهای دیجیتال مختلف گردآوری می‎گردند در جهت شناسایی روند استفاده از محصول و بهینه سازی‎های آتی مورد ارزیابی قرار می‎گیرند.

پایان حیات محصول: هنگامی که محصولی دیگر مورد نیاز کاربر نباشد، اطلاعات همزاد دیجیتال اقدامات مناسب برای پایان دادن به حیات محصول را هدایت می‎کند. اطلاعات مربوط به اجزایی خاص و شرایط عملیاتی آن‎ها به تصمیم گیری ‎هایی از قبیل استفاده‎ی مجدد، انطباق، بازیافت یا انهدام آن قطعات منجر می‎گردد. اطلاعات مرتبط با مواد تشکیل دهنده در اتخاذ تصمیمات مربوط به بازیافت یا پسماند موثر است. در ضمن، اطلاعات جمع آوری شده در طول این فرآیند برای تحلیل‎های آتی نگه داری می‎شوند

 

1.6 چالش‎های استفاده از همزادهای دیجیتال

پذیرش گسترده  همزادهای دیجیتال با چالش های مهمی رو به رو است. انطباق کامل، دقیق و هم زمان دیجیتالی با رفتارها و پیچیدگی های مواد و اجسام نیازمند صرف منابع مالی و محاسباتی، قابلیت های راهبری اطلاعات و حتی فرهنگ سازمانی است. در این بخش به موانع موجود بر سر راه استفاده از همزادهای دیجیتال می پردازیم.

هزینه: بهره  مندی از همزادهای دیجیتال به سرمایه گذاری  های قابل توجه در پلت فرم های فناوری، توسعه مدل و تعمیر و نگه داری دقیق نیازمند است. البته اغلب هزینه  های مربوط به چنین اعمالی دائماً در حال کاهش هستند. با این حال، اجرا و پیاده سازی یک همزاد دیجیتال همواره باید با موارد جایگزین مورد قیاس قرار گرفته و ارزش مشابه با کم ترین قیمت ارائه گردد. در صورتی که سازمانی تنها برخی پارامترهای انگشت شمار ضروری را در نظر داشته باشد، بهتر است از یک سیستم مبتنی بر فناوری اینترنت اشیاء (IOT) و حس گرها و پایگاه اطلاعاتی متداول آن بهره جوید.

ارائه  دقیق: هیچ یک از همزادهای دیجیتال فعلاً و در آینده  نزدیک، همتای فیزیکی خود را به دقت ارائه نمی دهند. سازگاری کامل با وضعیت فیزیکی، شیمیایی، الکتریکی و حرارتی یک جسم پیچیده بسیار چالش برانگیز و پر هزینه است. مهندسان ناچارند برای ایجاد تعادل میان ویژگی  های مورد نظر همزاد و محدودیت های فنی و اقتصادی به ارائه  فرضیات مختلف و ساده سازی مدل ها بپردازند.

کیفیت اطلاعات: ارائه  مدل های خوب مستلزم استفاده از اطلاعات مناسب است. با توجه به این که برنامه های کاربردی یک همزاد دیجیتال به اطلاعات گرد آمده ی گوناگونی که از صدها یا هزاران حس گر و از راه دور و در شرایط میدانی و از طریق شبکه های غیر قابل اعتماد وابسته است، مشکل بتوان عملکرد آن را تضمین نمود. به همین جهت، سازمان ها حداقل به روش هایی نیازمند هستند که بتوانند با به کار گیری آن ها اطلاعات نامناسب را شناسایی و تفکیک نموده و خلاء موجود در سازگاری جریان اطلاعات مرتبط با محصول را مدیریت کنند.

قابلیت هم کنش پذیری: علیرغم پیشرفت های قابل توجه موجود در زمینه  استاندارد سازی، هنوز موانع فنی و تجاری زیادی بر سر راه تبادل اطلاعات باقی است. در مواردی که یک همزاد دیجیتال به فناوری های شبیه سازی یا هوش مصنوعی ارائه شده توسط فروشنده ی خاصی وابسته باشد، احتمالاً جایگزین کردن آن با سایر ارائه کنندگان، عملاً مشکل یا غیر ممکن بوده و سازمان مربوطه به ناچار مجبور خواهد بود برای طولانی مدت با یک تامین کننده  واحد در ارتباط باشد.

آموزش: بهره برداری از همزادهای دیجیتال نیازمند وجود کارکنان، مشتریان و تامین کنندگانی است که قادر باشند خود را با روش های جدید کار سازگار نمایند. واضح است که تغییر شیوه ی مدیریت و ایجاد مهارت های لازم امری چالش برانگیز است. بنابراین، لازم است سازمان ها از وجود مهارت و ابزارهای مورد نیاز کاربران برای تعامل با همزادهای دیجیتال اطمینان حاصل نموده و مطمئن گردند که کارکنان آن ها برای چنین انتقالی از انگیزه ی کافی برخوردار هستند. استفاده از فناوری های نوین مورد نیاز مستلزم یک تغییر فرهنگی عمیق و درک کامل پیامدهای ارزشمند چنین تغییری است. برای کسب اطلاعات بیش تر می توانید در همین صفحه، دیدگاه های ارائه شده توسط Janina Kugel، عضو هیئت مدیره و مدیر منابع انسانی شرکت Siemens  را در مورد مهارت های رهبری و قابلیت های دیجیتال در زمان انتقال فناوری مطالعه نمائید.

حفاظت از مالکیت معنوی: یک همزاد دیجیتال یک مایملک معنوی و علمی به شمار می رود. الگوها و اطلاعات موجود در یک همزاد شامل جزئیات طراحی و عملکرد محصول است. حتی ممکن است یک همزاد دیجیتال حاوی اطلاعاتی محرمانه از فرآیندها و کاربری مشتری باشد. به همین دلیل است که مالکیت اطلاعات و حفاظت از هویت، کنترل، راهبری و دسترسی کاربران مختلف به اطلاعات مذکور با چالش هایی جدی رو به رو است.

امنیت سایبری: همزادهای دیجیتال اهداف وسوسه برانگیزی برای حملات سایبری به شمار می روند. لینک های اطلاعاتی، اجسام فیزیکی را با همزادهای شان مرتبط نموده و درگاه جدیدی برای ورود بازیگران بد طینتی فراهم می کنند که قصد خرابکاری در فعالیت های سازمانی را دارند. با توجه به نقش همزادهای دیجیتال در کنترل همتایان فیزیکی، به خطر افتادن یک همزاد بر دنیای واقعی نیز تاثیر مستقیم داشته و به طور بالقوه می تواند ویرانگر باشد. چنین ویژگی هایی امر مدیریت موثر امنیت سایبری یک همزاد دیجیتال را به اولویتی حیاتی بدل کرده و یکی از چالش های جدید بسیاری از سازمان های امروزی تلقی می گردد.

موج های جدید فناوری هموراه با مجموعه ای از چالش های منحصر به فرد مواجه بوده اند. همزادهای دیجیتال نیز از این قاعده مستثنا نیستند. صنایع مهمی که با ماشین آلات و محصولاتی پیچیده در ارتباط هستند، نخستین مخاطبین همزادهای دیجیتال به شمار می روند. همزادهای دیجیتال در ابتدا کار خود را به شکلی خاضعانه در صنایع هوا فضا و دفاعی آغاز نموده و اینک در صنایع مهندسی، تولید، انرژی و خودکارسازی به ارتقاء زنجیره ای ارزش مشغولند. ممکن است امروز به نظر برسد که همزادهای دیجیتال با صنعت لجستیک فاصله ی بسیار زیادی دارند. با این حال، در فصل بعد، بهترین روش هایی را بررسی می کنیم که در صنایع مختلف به کار گرفته شده اند و کارشناسان لجستیک می توانند آن ها را آویزه ی گوش خود قرار دهند.

https://www.dpdhl.com/en/media-relations/press-releases/2019/dhl-trend-report-implementation-digital-twins-significantly-improve-logistics-operations.html

2019-07-24

ده ویژگی یک مدیر برتر از منظر گوگل

اگر شما و شرکت‎تان در زمره‎ افراد و سازمان‎هایی قرار دارید که مدیران خود را آموزش داده و به 10 مشخصه‎ ای که در ادامه به آن‎ها خواهیم پرداخت مجهز کنید، احتمالاً موفق خواهید شد تا حس اعتماد افرادتان را برانگیخته و الهام بخش آن‎ها باشید. به این ترتیب، به آن‎ها کمک خواهید کرد تا بتوانند بهترین نسخه‎ خودشان را به شما و دیگران ارائه دهند.Inc,Jun 2019

 

یک سازمان می ‎تواند منابع مالی زیادی را به انجام مصاحبه و استخدام بهترین نیروها اختصاص دهد. ولی واقعیت این است که اگر مدیران سازمان اشخاص ناخوشایند و غیر قابل تحملی باشند، کلیه ‎ پرسنلی که با زحمت فراوان جذب شرکت شده ‎اند، در اولین فرصت و به مرور آن را ترک خواهند کرد.

در مقابل، اگر دارای مدیرانی عالی هستید، نه تنها بهترین ‎ها را جذب موسسه ‎ خود خواهید کرد، بلکه، احتمالاً آن ‎ها را به شدت تحت تاثیر قرار داده و به همراهی با خود ترغیب خواهید نمود.

گوگل، برای مدت بیش از 10 سال یک پروژه ‎ تحقیقاتی تحت عنوان Project Oxygen را هدایت نموده و به بررسی مشخصاتی پرداخت که یک مدیر برتر را از سایرین متمایز می ‎کنند. واضح است، به این ترتیب می ‎توان افراد را در جهت کسب این قبیل ویژگی ‎ها آموزش داد. جالب است بدانید، در طول همین مدت 10 ساله، شرکت گوگل در زمینه ‎ گردش کار، رضایت و عملکرد کارمندان، بهبود قابل توجهی را تجربه کرده است.

نکته ‎ جالب توجه دیگر این است که در تحقیقات انجام شده، مهارت ‎های فنی از اهمیتی به مراتب کم ‎تر از آن چه تصور می  ‎کنید برخوردار بوده ‎اند. یعنی، مهم ‎ترین ویژگی در نظر گرفته شده برای مدیران، مهارت ‎های مرتبط با هوش هیجانی (Emotional Intelligence) و توانایی درک و کنترل احساسات خود و افرادشان بوده است.

حالا، پیشنهاد می ‎کنیم شما نیز با ما همراه شده و ویژگی ‎های یک مدیر برتر را از دیدگاه گوگل بررسی کنید.

یک-او مربی خوبی است.

یک مدیر خوب به جای این که تمام مشکلات را شخصاً و در همان وهله ‎ نخست از میان بردارد، از مشکلات و زمینه ‎ های بروز آن ‎ها به عنوان نقاط عطفی برای ارائه ‎ آموزش ‎های لازم استفاده می ‎کند. این قبیل مدیران برتر، اعضای تیم خود را راهنمایی نموده و در صورت لزوم، دیدگاه ‎ های خود را با آن ‎ها به اشتراک می ‎گذارند. به این ترتیب، این فرصت را در اختیار افراد تیم خود قرار می ‎دهند تا تجربه ‎ کافی را کسب نموده و رشد کنند.

دو-او به اعضای تیم خود اختیار کافی داده و تمام موضوعات ریز و درشت را کنترل نمی کند.

مطمئناً هیچ فردی دوست ندارد در هر لحظه و در کلیه ‎ امور تحت کنترل قرار داشته باشد. مدیران برتر، افرادی هستند که آزادی عمل کافی را در اختیار کارمندان خود قرار می ‎دهند. یعنی، آزادی این که در نظرات خود کندوکاو نموده و به شکلی هوشمندانه ریسک نموده و حتی اشتباه کنند. به علاوه، آن ‎ها ابزارهای فیزیکی مورد نیاز را نیز در اختیار کارمندان خود قرار داده و به آن ‎ها اجازه می ‎دهند تا در قالب برنامه ‎ریزی و محیطی منعطف وظایف خود را به انجام رسانند.

سه-او برای اعضای تیم خود یک محیط باز و امن ایجاد می کند.

گوگل در یک پروژه ‎ تحقیقاتی دیگر کشف کرد که ایجاد یک محیط امن روانی، برترین کلید دستیابی به موفقیت در عملکرد تیمی است.

بنا به گفته گوگل:

اعضای گروه با برخورداری از امنیت بالای روانی، برای انجام ریسک ‎های هوشمندانه احساس امنیت خواهند کرد. آن ‎ها نگران توبیخ یا تنبیه نبوده و در نتیجه، برای اقرار به اشتباه، پرسیدن سوال یا ارائه ‎ پیشنهادات جدید احساس راحتی خواهند کرد.

به عبارت دیگر، اعتماد موجب رشد و ترقی افراد گروه شده و این مدیران هستند که حس اعتماد را در گروه ایجاد می ‎کنند.

چهار-او خلاق و هدفمند است.

مدیران برتر به درخشش خود اکتفا نکرده و موجب ترقی اعضای تیم خویش نیز می ‎شوند. آن ‎ها همواره تلاش می ‎کنند تا نمونه ‎ خوبی برای اعضای گروه خود باشند و در عین حال، فقط دستور نمی ‎دهند. بلکه، در صورت لزوم آستین ‎ها را بالا زده و خود مشغول به کار می ‎شوند. به این ترتیب، آن ‎ها در اعضای گروه ایجاد انگیزه می ‎کنند.

پنج-او شنونده خوبی است و اطلاعات خود را نیز با دیگران به اشتراک گذاشته و به درستی با افراد ارتباط برقرار می کند.

مدیران برتر، شنوندگان بسیار خوبی هستند. به این ترتیب، می ‎توانند اعضای تیم خود را به خوبی درک نموده و با آن ‎ها همدلی داشته باشند. به علاوه، مدیران برتر به قدرت دانش وقوف داشته و به همین دلیل هم افکار و اطلاعات خود را به صورت شفاف با اعضای تیم خود به اشتراک گذاشته و آن ‎ها را از دلایل پشت هر تصمیمی مطلع می ‎سازند.

شش-او طرفدار مباحثه و پیشرفت است.

مدیران برتر از تحسین خالصانه ‎ی عملکرد اعضای گروه خود ترسی نداشته و به این ترتیب آن ‎ها را تشویق می ‎کنند. اما این مانع انتقادهای به جا و به موقع نیز نخواهد شد. این قبیل انتقادات بسیار سازنده و تاکتیکی تلقی می ‎گردند. به علاوه، مدیران موفق به اعضای گروه خود کمک می ‎کنند تا به اهداف ‎شان دسترسی یافته و در نتیجه به آن ‎ها انگیزه می ‎دهند.

هفت-او دارای بینش و استراتژی تیمی واضحی است.

بهترین مدیران، دقیقاً از جهت حرکت اعضای تیم خود اطلاع داشته و به خوبی می ‎دانند که آن ‎ها اکنون در کدام مرحله از این مسیر قرار داشته و به کجا باید برسند. مدیران برتر از طریق برقراری ارتباط با اعضای تیم به آن ‎ها کمک می ‎کنند تا از مسیر مورد نظر منحرف نگردند. به علاوه، یک مدیر موفق اطمینان می ‎یابد که هر یک از افراد، نقش مورد نیاز در تحقق استراتژی ‎های گروهی را به خوبی عهده دار گردند.

هشت-او دارای مهارت های فنی و کلیدی بوده و به افراد تیم خود مشاوره می دهد.

مدیران برتر با مسئولیت ‎های تیمی افراد خود آشنایی داشته و از وظایف و چالش ‎های پیش روی آن ‎ها آگاهی دارند. در صورتی که یکی از مدیران مجموعه ‎ای به واحد جدیدی انتقال یابد، لازم است زمان کافی سپری گردد تا از روش انجام امور اطلاع یابد. در ضمن، پیش از اعمال هر تغییر یا ارائه ‎ هر پیشنهادی باید حس اعتماد را میان خود و اعضای گروهش ایجاد نماید.

نه-او به طور موثری همکاری می کند.

مدیران ناموفق اشخاصی هستند که عملکرد اعضای تیم خود را در تقابل با سایر گروه ‎ها دانسته و حتی آن ‎ها را به کارشکنی و خرابکاری در امور بخش ‎های دیگر همان سازمان وادار می ‎کنند. در مقابل، مدیران برتر افرادی هستند که تصویر بزرگ ‎تری را در نظر داشته و به نفع کل مجموعه عمل می ‎کنند. واضح است، این مدیران الگوی مطلوبی برای اعضای گروه خود به شمار رفته و آن ‎ها نیز از مدیر خود تبعیت خواهند کرد.

ده- او یک تصمیم گیرنده قهار است.

مدیران برتر از روی انگیزه ‎های ناگهانی، احساسات  و بدون در نظر گرفتن شرایط و پی ‎آمدها تصمیم گیری نمی ‎کنند. در عوض، آن ‎ها قاطع و دوراندیش هستند. این قبیل مدیران، با آگاهی از حقایق و در نظر گرفتن دیدگاه ‎ها و چشم اندازهای تیمی به پیشرفت امور کمک می ‎کنند. این در حالی است که تمامی تصمیمات اتخاذ شده در یک مجموعه مورد تائید همگان نخواهد بود. این قبیل مدیران در مرحله ‎ بعد متعهد می ‎گردند که تصمیمات خود را عملی نمایند.

اطمینان داشته باشید که در صورت ارائه ‎ آموزش ‎های کافی به مدیران سازمان خود قادر خواهید بود مهارت ‎های مدیریتی آن ‎ها را ارتقاء بخشیده و کمک کنید تا بهترین نسخه از خودشان را در اختیار مجموعه ‎ شما قرار دهند. به این ترتیب، کارمندان شما نیز نه از سر اجبار، بلکه تنها به خاطر علاقه به کار کردن در محیطی امن و پویا از مدیران شما پیروی خواهند کرد.

https://www.inc.com/justin-bariso/google-says-best-bosses-in-world-do-these-10-things.html

انتشار یافته در جون 2019

2019-07-15

روزی پس از فردا، پیش بینی آینده تحولات لجستیک دنیا

چه نیرویی باعث تغییر لجستیک در دهه های بعدی میشود؟ تحقیقات جدید بر آینده متمرکز شده است. Delivered.The Global Logistics Magazine,September 2018

صنعت لجستیک قرار است دستخوش بزرگترین تحول در تاریخ خود شود. این، یافته اصلی بررسی بیش از 10 هزار متخصص فناوری و لجستیک است. موضوعی که توسط DHL Trend Research Trend Radar  مورد مطالعه بود، 28 روند مجزا که موجب تغییر این صنعت میشوند را مورد بررسی و به چهار دسته اصلی تقسیم کرد :

 مرکزیت مشتریان، توسعه پایدار، فن آوری و مردم؛

آخرین گزارش این مجله، چهارمین نتیجه تحقیقات  از سال 2013 است. این تحقیق با بررسی تغییرات خرد و کلان و همچنین داده های مستقیم شرکا  از جمله موسسات تحقیقاتی، فعالان تکنولوژی، استارت آپ ها و مشتریان، به دست آمده است.

بسیاری از نظرات به صورت دست اول از بیش از ده هزار متخصص فناوری و لجستیک که سالانه مراکز نوآوری DHL  را بازدید میکنند دریافت گردیده است. سپس یافته ها جمع آوری و در این مجله منعکس شده است که به عنوان یک ابزار پیش بینی پویا و استراتژیک جهت دنبال کردن روند تحولات و مشخص کردن تحولات جدید عمل میکند و به عنوان یک نقشه راه برای نوآوری، ساختارسازی و محرک تحقیقات و پروژه های پیشرو در صنعت و برای شرکت DHL  است.

به این ترتیب چهار روند اصلی تغییر در صنعت لجستیک بر این اساس هستند:

مرکزیت مشتریان

اولین عنصر، مرکزیت مشتری است. در گزارش ها و بخش های مختلف، مشتریان درخواست استفاده از سرویس های سریعتر و راحت تر را دارند. دلیل اصلی افزایش تقاضای این سرویس، افزایش خرید کالا به صورت آنلاین است. تجارت الکترونیکی، سرعت و دقت فرایندهای لجستیک شرکت های مختلف را برای مشتری به خوبی نمایان میکند: و بیشتر این رویداد در فاصله زمانی بین سفارش و دریافت کالاها اتفاق می افتد.

گسترش تجارت الکترونیک به سطوح جدید، باعث افزودن لایه های بیشتر به  پیچیدگی لجستیک می شود. با بیشتر شدن فعالیت آنلاین B2B ، مشتریان B تقاضای همان سطح خدماتی را دارند که مشتریان C  آن را طلب می کنند. به تازگی مشتریان، کالاهای حساس به زمان و دما را بیشتر از طریق اینترنت خریداری می کنند. این "زنجیره تازه" نیازمند نوآوری های جدید در بسته بندی، انبارداری و تحویل کالا برای محصولاتی مانند مواد غذایی و دارویی می باشد.  یکی دیگر از زمینه های کلیدی نوآوری، ادغام خدمات لجستیکی درب منزل گیرنده با خانه های هوشمند و وسایل نقلیه خواهد بود، برای مثال با دادن دسترسی موقت به شرکت های مورد اعتماد بسته ها می توانند به طور ایمن در حالی که صاحبان آنها دور هستند در خانه گذاشته شوند.

لجستیک پاک میکند

گرایش دوم، توسعه پایدار است و نویسندگان گزارش باور دارند در آینده، توسعه پایدار مجوزی برای حضور در صنعت لجستیک خواهد بود. دولت ها و شهرها در حال حاضر متعهد هستند تا توافق نامه هایی را برای کاهش انتشار دی اکسید کربن و زباله اجرا کنند. به طور مثال  DHLمتعهد شده است تا سال 2050 دیگر هیچ گاز گلخانه ای انتشار ندهد. لجستیک با انرژی سبز – الکترونیکی کردن ناوگان و امکانات – پتانسیل زیادی برای تبدیل شدن به یک صنعت سازگار با محیط زیست را دارد. کانتینر های هوشمند در حمل و نقل نیز در توسعه اشکال سازگار با محیط زیست برای تحویل مرسولات در شهرهای پرجمعیت اهمیت دارند.

 

سود دیجیتال

تکنولوژی عامل سوم است. این گزارش نشان میدهد که تعدادی از فن آوری های مهم در حال به اوج رسیدن هستند: قیمت های آنها کاهش یافته و عملکردشان به نقطه ای نزدیک شده است که برای فعالیت در مقیاس کلان لجستیک آمادگی کامل دارند. وضعیت امروز برای هوش مصنوعی، و همچنین برای شبکه حسگرهای ارزان قیمت و شبکه ارتباطی که اینترنت اشیا را پشتیبانی میکند این گونه است. یکی از فن آوری های کلیدی برای برنامه های کاربردی لجستیک، گسترش شبکه های بی سیم نسل آینده می باشد که می تواند اقتصاد و ارزش افزوده را از طریق اتصال در زنجیره تامین افزایش دهد. یکی دیگر از گرایش های مطرح شده توسط این گزارش، بلاک چین است. تکنولوژی امن پایگاه داده که بر مبنای رمزنگاری ارزهای دیجیتال نظیر بیت کوین استوار است که البته تبلیغات و وعده های زیادی در این باره وجود دارد، اما دستیابی به نفوذ آن در صنعت ممکن است چندان آسان نباشد.

 

مردم همچنان با اهمیت هستند

در نهایت، مردم اهمیت دارند. اگرچه در سال های آینده رباتیک و اتوماسیون تاثیر زیادی در لجستیک می گذارند، ولی مردم در قلب این بخش باقی خواهند ماند. نویسندگان این گزارش پیشنهاد می کنند که وظایف بسیار تکراری و شدید فیزیکی با کمک تکنولوژی انجام می شوند و مردم را قادر به انجام وظایف معنی دار تر می شوند که نیاز به مدیریت، تجزیه و تحلیل و نوآوری دارند. این امر شرکت ها را مجبور به تجدید نظر در سیاست های نیروی کار خود، یافتن راه های جذب، توسعه و حفظ افراد با مهارت های جدید و حمایت از نیروی کار فعلی لجستیک می کند.

در حالی که آخرین گزارش این مجله یک تصویر هیجان انگیز از نوآوری و تحول مبتنی بر تکنولوژی را نشان می دهد، نویسندگان معتقدند که پیش بینی ها همیشه ریسک خود را دارند. به همین دلیل است که نائب رئیس بخش نوآوری و تحقیقات روندها، راه حل ها و نوآوری مشتریان در DHL معتقد است:

 "بر اساس تجربه ما می دانیم که تاثیر برخی از روند ها تحقق نخواهد یافت. نوآوری از یک مسیر خطی پیروی نمی کند – و موفقیت برخی از روند ها بر فرهنگ و قابلیت های آنها، فناوری های پیشرفته و کسب و کارها تکیه می کند و ما باید به طور مستمر و پیشرو در زمینه توسعه این گرایش ها دخالت کنیم". جاناتان وارد

http://www.delivered.dhl.com/en/articles/2018/09/the-day-after-tomorrow.html#__prclt=9qf4BN0l

انتشار یافته در سپتامبر 2018

2019-07-07

آشنایی با مدل‎های کسب و کار پلت‎فرمی

بررسی بازار‎های اینترنتی (marketplaces) با استفاده از روش‎های ترکیبی ,Karl Taeuscher , Sven M. Laudien

چکیده

پیشرفت ‎های اخیر در زمینه ‎ی فناوری، موجب به وجود آمدن مدل ‎های جدید کسب و کار در پلت ‎فرم ‎های دیجیتال شده است. برخی بازار ‎های اینترنتی از قبیل Airbnb یا Uber از چنین پلت ‎فرم ‎هایی استفاده می ‎کنند تا عرضه کنندگان و متقاضیان را با روش ‎های مبتکرانه ‎ی به یکدیگر مرتبط کرده و خلق ارزش نمایند. در حال حاضر، شرکت ‎های بی ‎شماری وجود دارند که ادعا می ‎کنند، قادر هستند هر یک از نمونه ‎های ذکر شده را با گزینه ‎ی دیگری جایگزین نمایند. با این حال، آگاهی ما در زمینه ‎ی ویژگی ‎های این مدل از کسب و کار بسیار اندک است. در این مقاله، تلاش شده تا با ارائه ‎ی یک طبقه بندی مفهومی و تجربی در زمینه ‎ی مدل ‎های کسب و کار پلت ‎فرمی، اطلاعات کافی به مخاطب منتقل گردد. به این ترتیب، با استفاده از رویکردی مبتنی بر روش ‎های ترکیبی، قالبی یک ‎پارچه برای این دسته از کسب و کارها ایجاد شده و سپس، با انتخاب تصادفی یک ‎صد نمونه از بازار ‎های اینترنتی، محتوا و برنامه نویسی آن ‎ها مورد بررسی قرار می ‎گیرند. اطلاعات گرد آوری شده با استفاده از تکنیک ‎های خوشه بندی و به منظور ایجاد طبقه بندی مناسب مدل ‎های کسب و کار بازار اینترنتی مورد ارزیابی قرار می ‎گیرند. فرآیند خوشه بندی، 6 مدل مختلف از این کسب و کارها را مشخص نموده و نشان می ‎دهد که بازار ‎های اینترنتی و پلت ‎فرم ‎های گوناگون برای خلق و تحویل ‎ ارزش از رویکرد مشابهی تبعیت نمی ‎کنند. در مطلب پیش رو، این گونه ‎های متمایز، بر اساس مطالعات و یافته ‎های کمی و کیفی دسته بندی شده ‎اند. در ادامه خواهید دید که دو نمونه از انواع یاد شده با ویژگی ‎های اقتصاد مشارکتی  مطابقت دارند. مطالعات انجام شده به منظور ایجاد یک ‎پارچگی بیش ‎تر در مضامین به کار رفته و مرتبط با گونه ‎های سازمانی و پدیده ‎های مشابه، موضوعاتی از قبیل پلت ‎فرم، بازارهای اینترنتی و اقتصاد مشارکتی را مورد بررسی قرار می ‎دهند.

واژه ‎های کلیدی به کار رفته در این مقاله عبارتند از: مدل ‎های کسب و کار (Business models)، بازار ‎های اینترنتی (Marketplaces)، پلت ‎فرم، رویکرد روش ‎های ترکیبی (Mixed methods approach)، اقتصاد دیجیتالی (Digetal economy).

  1. مقدمه

برخی بازارهای اینترنتی از قبیل Airbnb و Uber در زمینه ‎ی سازمان ‎دهی فعالیت ‎های اقتصادی مسیرهای تازه ‎ای را گشودند که به تغییراتی اساسی منتهی شد (Parker, Van Alstyne, & Choudary, 2016). بازارهای اینترنتی، پلت ‎فرم ‎هایی هستند که با سرعت هر چه تمام ‎تر در حال ظهور بوده (Gawer, 2014; McIntyre & Srinivasan, 2017)، و تبادلات مالی میان عرضه کنندگان و متقاضیان مستقل را ممکن و از آن ‎ها پشتیبانی می ‎کنند. این پلت ‎فرم ‎ها که با عنوان پلت ‎فرم ‎های معاملاتی نیز شناخته می ‎شوند (Evans & Gawer, 2016) دارای ویژگی ‎های کسب و کار باز بوده و برای خلق ارزش، ذاتاً به گروه ‎های مستقل متکی هستند. پلت ‎فرم ‎های مذکور به واسطه ‎ی دینامیک خاص خود و با تاثیر گذاری بر شبکه ‎ی عرضه و تقاضا، موجب رشد سریع و تسلط بر بازار می ‎گردند (Hagiu & Wright, 2015). به این ترتیب، پژوهش ‎گران حوزه ‎های مختلف تا حدی به تشکیلات مذکور علاقمند شده ‎اند (Gawer, 2014; McIntyre & Srinivasan, 2017) که آن ‎ها را به عنوان مبنای سازماندهی اقتصاد نوین قلمداد می ‎کنند (Kenney & Zysman, 2016; Parker et al., 2016).

 با این حال، تا به امروز، آگاهی اندکی در زمینه ‎ی پیکر بندی منحصر به فرد بازارهای اینترنتی وجود دارد. در حالی که بازارهای اینترنتی از اواخر دهه ‎ی 90 میلادی (Bakos, 1998; Brunn, Jensen & Skovgaard, 2002; Ordanini & Pol, 2001; Vesa & Van Heck, 2005) توجه پژوهشگران را به خود جلب نموده ‎اند، تمرکز فعلی، عمدتاً بر بازارهای اینترنتی B2B بوده و آن ‎ها را به عنوان بستر مناسبی برای خرید و تامین منابع بازارهای سنتی تلقی می ‎کنند (Choudhury’ Hartzel, & Konsynski, 1998; Dai & Kauffman, 2001; Giaglis, Klein, & O’Keefe, 2002). با این حال، پیشرفت ‎های اخیری که در زمینه ‎ی فناوری اتفاق افتاده ‎اند، از قبیل روش ‎های جدید جستجو و الگوریتم تطابق رشته ‎ای یا انتشار گسترده ‎ی دستگاه ‎های تلفن همراه، این امکان را فراهم آورده ‎اند که مدل کسب و کار خلاقانه ‎ی بازار اینترنتی در زمینه ‎های متنوعی مانند حمل و نقل (Uber)، اقامتگاه (Airbnb) و یا در حوزه ‎ی مالی (Lending Club) توسعه یافته و مورد استفاده قرار گیرد. اغلب این بازارهای اینترنتی فرضیات کاملاً جدید و ارزشمندی را ارائه داده، مدل ‎های درآمدزایی تازه ‎ای را به کار گرفته یا با استفاده از سرمایه ‎ی شخصی افراد و برای خلق، تحویل و تصاحب ارزش به وجود آمده ‎اند (Parker et al., 2016).

شواهد موجود حاکی از آن است که بیش از 30 شرکت خصوصی تولید کننده ‎ی بازار اینترنتی در حال حاضر، ارزشی بالغ بر یک میلیارد دلار را به خود اختصاص داده ‎اند (CB Insights, 2017). با توجه به آن چه گفته شد، جای شگفتی نیست که در طول سال ‎های اخیر، صدها بازار اینترنتی جدید راه اندازی شده ‎اند. از آن جمله می ‎توان به سرمایه گذاری ‎های جدید در زمینه ‎ی انواع متنوعی از Airbnb و Uber اشاره کرد. برای مثال، «Airbnb برای صرف غذا با افراد غریبه» (BonAppetour)، «Airbnb برای چاپ سه بعدی» (3D Hubs) یا «Airbnb برای توالت» (Airpnp). با این حال، در بسیاری از موارد، چنین قیاسی دارای مفهومی مبهم است. حال، علاوه بر عدم وجود آگاهی کافی از انواع مدل ‎های کسب و کار مبتنی بر بازار اینترنتی، یافته ‎های مربوط به جریان ‎هایی از قبیل «اقتصاد مشارکتی» و «اقتصاد کاره ‎ای یا گیگی» عمدتاً غیر مرتبط و مجرد باقی مانده ‎اند. به این ترتیب، لازم است در زمینه ‎ی پیکر بندی مدل کسب و کار مبتنی بر بازار اینترنتی و چگونگی خلق، تحویل و تصاحب ارزش از طریق آن، چشم انداز جامع ‎تری ارائه گردد. پاسخ ‎گویی به چنین نیازی، مستلزم تحقیق و تفحص درباره ‎ی انواع گوناگون مدل ‎های این کسب و کار و مطالعه ‎ی اصولی عناصر آن است.

هدف از نگارش این مقاله آن است که پاسخ مناسبی برای دو پرسش عمده ارائه نماید:

1) انواع مدل‎های کسب و کار برای بازارهای اینترنتی چیست؟

2) کدام یک از ساز و کارهای خلق، تحویل و تصاحب ارزش، وجه تمایز این انواع گوناگون هستند؟

تلاش ما بر این است تا با استفاده از رویکرد روش ‎های ترکیبی به این سوالات، پاسخ دهیم. به این ترتیب، قالبی یک ‎پارچه ایجاد کرده ‎ایم که علیرغم زمینه ‎ی مدل کسب و کار، بازار اینترنتی و موضوع پلت ‎فرم، در مورد شناسایی عناصر و گزینه ‎های رقابتی در کسب و کار بازارهای اینترنتی به ما کمک خواهد کرد. سپس، به منظور تحلیل محتوای کیفی، از این قالب یک ‎پارچه بهره جسته ‎ایم تا مدل ‎های کسب و کار یک ‎صد بازار اینترنتی که به طور تصادفی انتخاب شده ‎اند را در کنار 24 عنصر مختلف طبقه بندی کنیم. در مرحله ‎ی بعد، با استفاده از تکنیک ‎های تحلیل خوشه ‎ای، ارتباط میان مدل ‎های کسب و کار و ابعاد گوناگون آن را بررسی خواهیم کرد. گروه ‎های شناسایی شده و تحلیل جامع برخی سازمان ‎ها به نمایندگی از آن گروه این امکان را فراهم می ‎کند تا مدل ‎های کسب و کار بازار اینترنتی را به شیوه ‎ای جدید طبقه بندی نموده و به روشی سیستماتیک ادراک نمائیم. تحقیق پیش رو، نشان دهنده ‎ی ارزش مفهوم این مدل کسب و کار است که به عنوان بخشی از تجزیه و تحلیل انجام شده در زمینه ‎ی دسته بندی و ارزیابی پلت ‎فرم ‎ها به کار می ‎رود. طبقه بندی تجربی به روشن ‎تر شدن مفاهیم فناوری نوین دیجیتال و بررسی گسترش آن در پلت ‎فرم ‎های گوناگون و آشنایی با خلق، تحویل و تصاحب ارزش در این پلت ‎فرم ‎ها کمک می ‎کند. در این مقاله ارتباط موجود میان بازارهای اینترنتی و موضوع پلت ‎فرم و تاثیر آن ‎ها در ایجاد رویکردی جامع و یک ‎پارچه در بررسی سازمان ‎های جدید و امروزی مورد بازبینی قرار خواهد گرفت.

  1. فرضیه

این تحقیق در واقع، بر بازارهایی تمرکز دارد که با کمک فناوری ‎های دیجیتال ایجاد شده ‎اند. از آن جا که تعاریف پیشین، بیش ‎تر به مفهوم فیزیکی بازار پرداخته و آن را به عنوان یک موسسه معرفی می ‎کنند، در این جا تلاش خواهیم کرد تا با ارائه ‎ی چهار وضعیت مختلف، بازار را به عنوان بستری برای کسب و کار معرفی نمائیم.

1) بازارهای دیجیتال ارتباط میان طرفین عرضه و تقاضا را فارغ از فرد یا سازمان بودن آن ‎ها محقق نموده و این کار را در فضای دیجیتال به انجام می ‎رسانند (Bakos, 1998). افراد حقیقی می ‎توانند در هر دو سوی معادله ‎ی عرضه و تقاضا فعالیت نموده و بنابراین، لزوماً حضور گروه ‎های مختلف ضرورتی ندارد.

2) فعالان حوزه ‎ی کسب و کار می ‎توانند مستقیماً با یکدیگر در تعامل بوده و به انجام معاملات تجاری بپردازند. لازم به ذکر است که تعاملات مذکور دارای قابلیت ‎هایی بسیار فراتر از فرآیندهای خودکار موجود در تجارت الکترونیک و بازار سهام است.

3) پلت ‎فرم بازارهای اینترنتی، ساختاری سازماندهی شده و قانونی را برای معاملات شما ایجاد می ‎نماید. از آن جمله می ‎توان به پورتال ‎های اینترنتی اشاره نمود که مجموعه ‎های الگوریتمی بازارهای گوناگون را در اختیار شما قرار می ‎دهد (Parker & Van Alstyne, 2015).

4) این پلت ‎فرم الزاماً محصول متعلق به خود را تولید و ارائه نمی ‎کند. بلکه، این امکان را فراهم می ‎کند تا تولید کنندگان یا خرده فروشان دیگر بتوانند کالای خود را به واسطه ‎ی این پلت ‎فرم دیجیتال، ارائه کنند (Hagiu& Wright, 2015).

بازارهای اینترنتی با بازارهای الکترونیکی تفاوت دارند. در واقع، تجربه نشان می ‎دهد که نوع جدید بازارهای دیجیتال در مقایسه با انواع ابتدایی بازارهای اینترنتی که عمدتاً در زمینه ‎ی ایجاد معاملات کارآمدتر برای تجارت B2B فعالیت می ‎کردند، بسیار مشکل آفرین ‎تر عمل می ‎کنند (Parker et al., 2016).

بررسی مدل ‎های کسب و کار بازارهای اینترنتی، بیش از هر چیز نیازمند درک مفهوم مدل کسب و کار (BM) به عنوان یکی از واحدهای تجزیه و تحلیل است. مفهوم مدل کسب و کار (BM) ممکن است از دیگر واحدهای تجزیه و تحلیل، از قبیل استراتژی، متمایز باشد. استراتژی، در اصل، به معنای چشم انداز کلی و مسیر حرکت سازمان با توجه به عوامل داخلی و خارجی است (Zott, Amit, & Massa, 2011). این در حالی است که مدل کسب و کار ابزاری مفهومی بوده و مجموعه ‎ای از عناصر و ارتباط آن ‎ها با یکدیگر را به منظور حرکت در مسیر ایجاد درآمد معرفی می ‎کند (Abdelkafi, Makhotin, & Posselt, 2013; Johnson, 2010; Osterwalder, 2004). مطالعات انجام شده به وسیله ‎ی Tauscher و Abdelkafi در سال 2017 میلادی نشان داده ‎اند که مفاهیم رقابتی متنوع موجود می ‎توانند در سه گروه عمده طبقه بندی گردند. اما این امر با درک مفهوم مدل کسب و کار مغایرت دارد. همین اصل در مورد نوآوری در عرصه ‎ی مدل کسب و کار نیز صادق است. این، مفهومی است که اخیراً توجه بسیاری از فعالان حوزه ‎ی کسب و کار و محققین عرصه ‎ی مدیریت کسب و کار را به خود جلب نموده است. با این وجود، بهتر است توجه داشته باشید که فاقد تعاریف واضح و قابل قبولی است (Spieth, Schneckenberg, & Ricart, 2014).

تحقیقات مذکور به منظور ایجاد و ارائه ‎ی مفهوم مشترک و قابل قبولی از مدل کسب و کار انجام شده و تعاریف ارائه شده توسط Teece (2010) را مورد بازبینی قرار می ‎دهند. او مدل کسب و کار را به عنوان «طراحی یا معماری در جهت خلق و تحویل ارزش و تصاحب مکانیزم ‎های مورد استفاده تلقی می ‎کند. جوهره ‎ی مدل کسب و کار این است که نیازهای مشتریان و توانایی پرداختن به این نیازها را به وضوح روشن می ‎کند. این، همان روشی است که توسط سازمان ‎های بزرگ و در واکنش به نیازهای مشتریان و ارائه ‎ی ارزش برای آن ‎ها به کار گرفته می ‎شود. به این ترتیب، مشتری قانع می ‎گردد که در ازای ارزش ایجاد شده هزینه ‎ای پرداخت نموده و به این ترتیب، با به کار گیری طرحی مناسب و بهره برداری از عناصر مختلف زنجیره ‎ی ارزش، این پرداخت ‎ها به سود تبدیل می ‎گردند.» محققان در راستای تعریف ارائه شده، ابعاد مختلف مدل کسب و کار را به شرح زیر دسته بندی نموده ‎اند (Teece, 2010):

1- خلق ارزش

2- تحویل ارزش

3- تصاحب ارزش

ایجاد الگویی مناسبی برای تجزیه و تحلیل مدل کسب و کار، مستلزم تمرکز بر عناصر اصلی و ویژگی ‎های بالقوه ‎ی آن است. این رویکردی مشترک در زمینه ‎ی مطالعات مربوط به مدل کسب و کار تلقی می ‎گردد (Laudien & Daxbock, 2016a, 2016b; Osterwalder, 2004).

این مقاله تنها به عناصری می ‎پردازد که با بازارهای اینترنتی در ارتباط مستقیم هستند. انتخاب عناصر و ویژگی ‎ها با تبعیت از تکنیک تجزیه و تحلیل مورفولوژیکی انجام گرفته است. تکنیک تجزیه و تحلیل مورفولوژیکی روشی است که جنبه ‎های مختلف مدل کسب و کار و ویژگی ‎های آن ‎ها را در شرایط خاص بررسی نموده و درک جامعی از آن ‎ها را محقق می ‎کند (Im & Cho, 2013; Lee, Park, & Park, 2013; Peters, Blohm, & Leimeister, 2015; Pousttchi, Schiessler, & Wiedenmann, 2009). جعبه ‎ی مورفولوژیکی حاصل می ‎تواند با تکیه بر ساختار جدید ویژگی ‎های متمایز به عنوان عاملی برای شناسایی مدل ‎های کسب و کار خلاقانه مورد استفاده قرار گیرد (Kley, Lerch, & Dallinger, 2011).

این تجزیه و تحلیل مورفولوژیکی، فرآیند بازبینی مکرر مدل ‎های کسب و کار، پلت ‎فرم ‎ها و بازارهای اینترنتی، مصاحبه ‎های موشکافانه و کارشناسانه و ارزیابی آن ‎ها را به دنبال دارد. جدول شماره ‎ی (1) خلاصه ‎ای از ویژگی ‎های مدل کسب و کار انتخاب شده را ارائه می ‎دهد. این ویژگی ‎ها حاصل بازبینی موضوع مدل ‎های کسب و کار، پلت ‎فرم ‎ها و بازارهای اینترنتی هستند. شش ویژگی نخست، بخشی از ابعاد ارزش پیشنهادی و تحویل هستند. برخی از آن ‎ها بخشی از مدل خلق ارزش (منابع اصلی و فعالیت ‎ها) بوده و برخی دیگر نمایان ‎گر ابعاد تصاحب ارزش (الگوی درآمد و قیمت گذاری) هستند.

جدول شماره (1) ویژگی ‎های کلیدی مدل کسب و کار بازارهای اینترنتی:

 

 ویژگی‎های مدل کسب و کار

مشخصات فنی

ابعاد خلق ارزش

نوع پلت‎فرم

پلت‎فرم مبتنی بر وب

اپلیکیشن تلفن همراه

فعالیت‎های کلیدی

خدمات اطلاعات

اجتماع سازی

ایجاد محتوا

قیمت گذاری

قیمت ثابت

از طرف فروشنده

از طرف خریدار

مزایده

مذاکره

سیستم بازخورد

بازخورد کاربران

بازخورد بازار

هیچ کدام

ابعاد تحویل ارزش

ارزش پیشنهادی کلیدی

قیمت/هزینه/بازده

ارزش احساسی

ارزش اجتماعی

محتوای معاملات

محصولات

خدمات

نوع معاملات

دیجیتال

آف‎لاین

حوزه‎ی صنعت

عمودی

افقی

طرفین معامله

C2C

B2C

B2B

حوزه‎ی جغرافیایی

جهانی

منطقه‎ای

محلی

ابعاد تصاحب ارزش

جریان اصلی درآمد

حق العمل

آبونمان

تبلیغات

فروش خدمات

مکانیزم قیمت گذاری

قیمت ثابت

قیمت گذاری بازار

قیمت متغیر

تفاوت قیمت

بر اساس ویژگی

براساس موقعیت مکانی

بر اساس کمیت

هیچ کدام

منبع درآمد

فروشنده

خریدار

سوم شخص

هیچ کدام

 

 

ابعاد خلق ارزش بر ساز و کارها و معماری ارزش شرکت دلالت می  ‎کند که نهایتاً ارائه ‎ی ارزش پیشنهادی را ممکن می ‎سازد. به بیان دیگر، منظور، همان هماهنگی منابع و فرآیندها است (Johnson, Christensen, & Kagermann, 2008). ویژگی ‎های مربوط به مدل کسب و کار بازارهای اینترنتی عمدتاً با توابع اصلی بازار در ارتباط هستند. از آن جمله می ‎توان به ایجاد اعتماد و کمک به طرفین معامله برای کشف قیمت قابل قبول اشاره کرد (Bakos, 1998). ساز و کارهای کشف قیمت ممکن است بر اساس یک سیستم قیمت گذاری بنا شوند که در آن:

الف) ارائه دهنده ‎ی پلت ‎فرم ب) عرضه کننده ج) متقاضی، قیمت را تعیین می ‎کنند. متناوباً، روند کشف قیمت می ‎تواند حاصل مکانیزم ‎های قیمت گذاری رقابتی از جمله سیستم ‎های انجام مزایده باشد (Bakos, 1998). بازارهای اینترنتی پیش از هر چیز، با نظارت بر طرفین معاملات، ایجاد اعتماد می ‎کنند (Pavlou & Dimoka, 2006). از این رو، این ساختار تشخیص می ‎دهد که آیا طرفین معامله استانداردهای نظارتی لازم را به اجرا درمی ‎آورند؟ آیا پلت ‎فرم موجود قادر به فراهم کردن بستری برای نظارت استاندارد هست؟ یا این که هیچ یک از این ساز و کارها موجود نیستند؟

به علاوه، ساختار مذکور شامل نوع اصلی فناوری پلت ‎فرم است (یعنی، کاملاً مبتنی بر وب یا اپلیکیشن تلفن همراه است). هنگامی که پلت ‎فرم دیجیتال به عنوان یکی از کانال ‎های تحویل ارزش پیشنهادی شرکت عمل کند، می ‎تواند به عنوان بخشی از ابعاد ارزش پیشنهادی و توزیع نیز قلمداد گردد (Osterwalder, 2004). با این حال، از آن جا که فناوری پلت ‎فرم، اغلب معرف منابع اصلی بازارهای اینترنتی است، به عنوان بخشی از ابعاد خلق ارزش مورد توجه قرار می ‎گیرد. نهایتاً، خدمات اطلاعات، اجتماع سازی، یا ایجاد محتوا می ‎توانند وجه تمایز فعالیت ‎های اصلی شرکت را رقم بزنند (Choudary, 2015). 

خدمات اطلاعات به معنای تجزیه و تحلیل و تجسم داده ‎های مربوط به معاملات برای فروشندگان است. ایجاد محتوا، شامل فعالیت ‎هایی از قبیل همکاری در طراحی پروفایل فروشندگان، تهیه یا بهبود تصاویر و فهرست ‎بندی ‎ها یا انتخاب فهرست ‎ها به شیوه ‎ای موثر است. ارائه و تحویل ارزش شامل عناصری است که برای مشتریان هدف، ارزش تولید می ‎کنند. برای درک بهتر می ‎توان انواع طبقه بندی تجربی ارزش را به قرار زیر برشمرد:

الف) ارزش سودمندگرایی از طریق قیمت، هزینه یا سایر مزایای بهره وری

ب) ارزش عاطفی از طریق بهبود تجربه ‎ی کاربری و چشم انداز متاثر از بازار اینترنتی

ج) ارزش اجتماعی از طریق تعامل با دیگر طرفین بازار. ارزش ایجاد شده در این گروه، بیشتر به نوع تبادلات (دیجیتال یا آف ‎لاین) و محتوای تبادلات (محصول یا خدمات) بستگی دارد (Wirtz, 2015).

فارغ از نوع محصول یا خدمات ارائه شده، یعنی محصولات فیزیک (مثل لوازم خانگی)، محصولات دیجیتال (مثل موسیقی)، خدمات آن ‎لاین (مثل آموزش از راه دور) یا خدمات آف ‎لاین (مثل حمل و نقل)، ترکیب ویژگی ‎های مذکور به شما کمک خواهد کرد.

لازم است تا ابعاد یاد شده مشخص کنند که بازار اینترنتی در یک ‎پارچه سازی بازار به صورت افقی یا عمودی دخیل بوده است (Dai & Kauffman, 2001). علاوه بر این، تعیین محدوده ‎ی جغرافیایی (Schief, Pussep, & Buxmann, 2013) و دسته بندی نوع بازار به مفهوم C2C، B2C، و B2B نیز ضرورت دارد.

ابعاد تصاحب ارزش یا فرمول سود (Baden-Fuller & Mangematin, 2013) به مشتریان بستگی داشته و میزان درآمد و سود حاصله را مشخص می ‎کند (Abdelkafi & Tauscher, 2016; Teece, 2010). گزینه ‎های رایج جریان درآمد در بازارهای اینترنتی می ‎توانند شامل مدل ‎های مختلفی نظیر حق کمیسیون، حق اشتراک، تبلیغات یا فروش خدمات باشند (Schlie, Rheinboldt, & Waesche, 2011).

مدل قیمت گذاری شامل نرخ ثابت، نرخ بازار و نرخ متغیر بوده و مبتنی بر ویژگی ‎های ارائه شده است. یعنی، با در نظر گرفتن نوع کاربران و نوع خدمات تفاوت می ‎کند (Osterwalder, 2004). مدل کسب و کار بازارهای اینترنتی، اغلب، بر اساس تصمیمات مالی و در جهت کسب درآمد و توسط عرضه کنندگان، متقاضیان و یا سوم شخص تعیین می ‎گردد (Tauscher & Chafac, 2016). از آن جا که در حال حاضر بر روی استارتاپ ‎ها تمرکز داریم، گزینه ‎ی «هیچ کدام» را برای این دسته از شرکت ‎ها در نظر گرفته ‎ایم که هنوز از طریق ارائه ‎ی خدمات، موفق به کسب درآمد نشده ‎اند.

  1. روش شناسی

ما تصمیم گرفته ‎ایم که برای درک بیش ‎تر و عمیق ‎تر این مطلب از رویکرد روش ‎های ترکیبی استفاده کنیم (Tashakkori & Teddlie, 2003). رویکرد روش ‎های ترکیبی به طور قابل توجهی با رویکردهای تحقیقاتی کمی و کیفی متفاوت بوده و با ترکیب هر دو روش یاد شده مجموعه ‎ای از ایده ‎ها و شیوه ‎های منحصر به فرد را ارائه می ‎کند (Creswell & Plano Clark, 2007; Denscombe, 2008; Creswell, 2014). چنین رویکردی، خصوصاً از نظر دقت اطلاعات سودمندتر بوده و با ترکیب روش ‎های گوناگون تحقیقاتی موفق می ‎گردد تا از یک پدیده ‎ی نوظهور تصویر جامع ‎تری در اختیارمان قرار دهد (Collins, Onwuegbuzie & Sutton, 2006).

بهره مند شدن از چنین مزایایی نیازمند به کار گیری اصول خاصی است. ابتدا، لازم است بدانید که رویکرد روش ‎های ترکیبی از هر دو روش کمی و کیفی استفاده نموده و آن ‎ها را در پروژه ‎ی تحقیقاتی مشابه ترکیب می ‎کند. دوم، ترتیب عناصر موثر در تحقیقات کمی و کیفی به وضوح تعیین شده و مثلث سازی اطلاعات به صراحت مشخص شده است (Denscombe, 2008).

در این جا، ما با پیروی از رویکرد Hartmann، Zaki، Feldmann، و Neely (2014) تکنیک نمونه برداری خود را پیاده کرده ‎ایم. اطلاعات شرکت ‎های پیش رو، از پایگاه داده ‎های AngelList www.angellist.com/marketpleces گرفته شده است. این پایگاه، شبکه ‎ای از کارآفرین ‎ها و سرمایه گذاران کوچک را گردآوری نموده که با ایجاد پروفایل در وب سایت خود، امکان بازدید توسط سرمایه گذاران، کارمندان بالقوه و سایر سهام ‎داران مورد نظر را افزایش داده ‎اند. از آن جا که توجه ما به مدل ‎های کسب و کار بازار اینترنتی و نه انواع سازمانی مورد استفاده ‎ی آن است، تمرکز بر تحقیقات تجربی مربوط به سرمایه گذاری ‎های کوچک این امکان را فراهم می ‎کند تا تفکیک پدیده ‎ی مورد نظر به بهترین نحوی انجام پذیرد. بنگاه ‎های کارآفرینی کوچک برای تجزیه و تحلیل و خوشه بندی مدل ‎های کسب و کار مناسب هستند. زیرا، اغلب آن ‎ها معمولاً تنها از یک مدل کسب و کار تبعیت می ‎کنند. این در حالی است که شرکت ‎های بزرگ ‎تر، اغلب، مجموعه ‎ای از چندین مدل کسب و کار را مورد استفاده قرار می ‎دهند (Sabatier, Mangematin, & Rousselle, 2010).

نمونه ‎ی مورد استفاده ‎ی ما شامل آن دسته از سرمایه گذاری ‎های کوچکی است که در پایگاه اطلاعاتی AngelList تحت عنوان بازار اینترنتی رده بندی شده ‎اند. به این ترتیب، با استفاده از خدمات random.org فهرستی تهیه کرده ‎ایم و یک ‎صد شرکت برتر این فهرست تصادفی را به عنوان نمونه ‎ی تحقیقاتی برگزیده ‎ایم. در طی این فرآیند، ما مجموعاً 69 شرکت را به دلیل عدم تطابق با تعریف بازارهای اینترنتی (از قبیل خرده فروشی ‎ها) یا عدم ارائه ‎ی اطلاعات کافی در زمینه ‎ی ویژگی ‎های مدل کاربردی، به ناچار از این مطالعه کنار گذاشتیم. البته، به ازای هر یک از موارد حذف شده، شرکت دیگری را از فهرست برگزیده و به مجموع نمونه ‎ها اضافه کردیم.

لازم به ذکر است که کسب اطلاعات معتبر درباره ‎ی بنگاه ‎های سرمایه گذاری کوچک، تعهدی دشوار است. زیرا، ساختار و پرسش ‎های ارائه شده نیازمند دانشی در زمینه ‎ی تعاریف زیربنایی و ایجاد تداوم در مجموعه ‎ی اطلاعات است. بنابراین، تصمیم بر این شد که اطلاعات را با اتکا به خود و با استفاده از منابع ثانویه جمع آوری نمائیم. رویکرد مذکور از تحقیقات تجربی در مدل ‎های کسب و کار پیروی می ‎کند (Zott & Amit, 2008). داده ‎ها برگزیده از وب سایت شرکت ‎ها، پایگاه ‎های اطلاعاتی آن ‎لاین و مقالات مندرج در روزنامه ‎ها و مجلات بودند. در صورت تغییر مدل کسب و کار با مرور زمان، ما بدون توجه به مدل کسب و کار پیشین از آخرین اطلاعات استفاده کردیم. تحقیقات قبلی نشان داده ‎اند که این روش تحلیل برای بررسی مدل ‎های کسب و کار بنگاه ‎های سرمایه گذاری کوچک معتبر است (Hartmann et al., 2014).

نهایتاً، در طی ماه ‎های ژوئیه و سپتامبر 2015، موفق شدیم 460 سند مختلف را شناسایی، گردآوری و ارزیابی نمائیم. در مطلب پیش رو، مطالعه را با تجزیه و تحلیل مفهوم کیفی آغاز نموده و مشاهدات خود را با توجه به متغیرهای انتخاب شده برنامه نویسی کردیم (به بخش 2 مراجعه شود.)

برای تشخیص این که ویژگی ‎های ارائه شده در جدول شماره ‎ی (1) بخشی از مدل کسب و کار شرکت مربوطه هستند، هر یک از مشخصات آن جدول را به عنوان یک متغیر دوتایی معرفی نمودیم. اسناد تعیین شده توسط دو برنامه نویس مستقل و آگاه در زمینه ‎ی موضوعات مربوطه بررسی شده ‎اند تا درباره ‎ی ویژگی ‎های خاص ساختار مذکور اظهار نظر نمایند. برای مستند سازی فرآیند برنامه نویسی و بازیابی برنامه ‎های کد گزاری شده از نرم افزار MaxQDA 11 بهره جُستیم. با توجه به انحصاری بودن اغلب محاسبات، تعیین ارزش پیشنهادی اصلی و فعالیت ‎های کلیدی در همه ‎ی موارد ممکن نبود. در صورت بروز چنین مشکلی، هر کدام از موارد یاد شده به صورت جداگانه رمز گذاری شدند. حاصل کار این بود که برخی از شرکت ‎ها برای انجام محاسبه از هیچ متغیر رمز گذاری شده ‎ی مثبتی برخوردار نبوده و بعضی از آن ‎ها دارای بیش از یک متغیر بودند.

پس از رمز گذاری تمامی اسناد مرتبط با یک شرکت فعال در حوزه ‎ی بازارهای اینترنتی، اطلاعات مربوط به هر گروه بررسی شده و در صورت فقدان اطلاعات درباره ‎ی هر یک از متغیرها، اسناد مربوطه به دقت مورد ارزیابی قرار گرفته و در صورت لزوم، منابع دیگری به تحقیق ضمیمه شدند. حاصل فرآیند برنامه نویسی، یک پایگاه اطلاعاتی متشکل از متون مربوط به مدل کسب و کار و متغیرهای باینری به دست آمده از یک ‎صد شرکت فعال در حوزه ‎ی بازارهای اینترنتی است.

در مرحله ‎ی بعد، با استفاده از رویکرد کمی، اطلاعاتی که به صورت دستی جمع آوری شده بودند را با تکنیک ‎های خوشه ‎ای متنوعی بررسی نمودیم. کشف الگوی پراکندگی و شناسایی ارتباطات جالب میان محاسبات مربوط به اطلاعات از جمله اهداف تجزیه و تحلیل خوشه ‎ای بوده است. علاوه بر این، روش مذکور، شناسایی گونه ‎های ایده ‎آل یک گروه مشابه را نیز پشتیبانی می ‎کند (Ketchen & Shook, 1996).

در ابتدا، بر شناسایی تعدادی از خوشه ‎ها (یعنی، انواع مدل ‎های کسب و کار بازار اینترنتی) تمرکز شده است. ما با تبعیت از نظریات Ketchen و Shook در سال 1996 میلادی، و با استفاده از روش خوشه بندی سلسله مراتبی و مشاهدات بصری دندروگرام، تعداد و سلسله مراتب خوشه ‎ها را تعیین کردیم. واکاوی به روش خوشه بندی سلسله مراتبی Agglomerative شامل یک مجموعه ‎ی اولیه از 82 متغیر دو تایی است که برخی از آن ‎ها به دلیل عدم وجود متغیرهای مربوطه یا وجه تمایز اندک از تحقیق حذف شدند. ما با استفاده از مقیاس اقلیدسی به عنوان معیار اندازه گیری فاصله، روشی را انتخاب کردیم که همگنی خوشه ‎ها را به حداکثر می ‎رساند.

از این میان، با پیروی از توصیه ‎هایKetchen  و  Shook(1996) با اعمال خوشه بندی غیر سلسله مراتبی برای شناسایی 6 خوشه اقدام نمودیم. روش خوشه بندی غیر سلسله مراتبی با هدف ایجاد راه ‎کارهای بهینه، مجموعه ‎ای از اطلاعات را به تعدادی خوشه ‎های از پیش تعیین شده تقسیم می ‎کند. در این روش بر خلاف روش سلسله مراتبی، خوشه ‎ها در طی فرآیند بازآرایی می ‎گردند. ما از روش خوشه بندی K-میانگین بهره گرفتیم. در این روش، n مشاهدات به k خوشه ‎ها تقسیم شده و هر یک از مشاهدات متعلق به خوشه ‎ای با نزدیک ‎ترین میانگین آن است. مرکز هر یک از خوشه ‎های k می ‎تواند بعدها به عنوان یک خوشه ‎ی ایده ‎آل مورد بررسی قرار گیرد. به منظور کشف و انتخاب مجموعه ‎ی محدودی از متغیرهای خوشه بندی K-میانگین، رویکرد ‎های تحلیلی و تجربی را در هم آمیختیم. به این ترتیب، لازم بود تا محققین تنها متغیرهایی را انتخاب کنند که به باور آن ‎ها به تعیین خوشه بندی اصلی داده ‎ها کمک خواهند کرد (Milligan, 1995). سپس، بر اساس تعداد خوشه ‎ها و متغیرهای از پیش تعیین شده، تقسیم بندی مربوط به واکاوی خوشه ‎ی K-میانگین را به انجام رساندیم

  1. ویژگی‎های نمونه و متغیرهای اصلی خوشه بندی

این 100 شرکت به طور مساوی در چندین حوزه فعالیت دارند که بیش‎ترین سهم در صنعت مهمان نوازی (13%)، خدمات حرفه‎ای تحویل کالا (12%)، کالاهای صنعتی (11%)، کالاهای مصرفی (10%)، و آموزش (9%) بوده است. از یک‎صد بازار مذکور، 90 نمونه کم‎تر از 50 نفر کارمند داشته‎اند. یعنی، نیمی از این شرکت‎ها با کم‎تر از 10 کارمند فعالیت می‎کنند. اغلب شرکت‎های یاد شده بین سال‎های 2010 تا 2013 میلادی تاسیس شده و تنها 15 شرکت، قبل یا بعد از این تاریخ به ثبت رسیده‎اند. نمونه‎ی مذکور، شامل فعالیت‎های تقریباً مساوی در حوزه‎ی محصولات فیزیکی (28)، خدمات آف‎لاین (28)، و خدمات دیجیتال (30) بوده و سهم عمده‎ی خدمات آف‎لاین پس از سال 2010 میلادی تاسیس شده است. در مقایسه، بازارهای اینترنتی فعال در زمینه‎ی محصولات دیجیتال، گروه کوچکی هستند که قدیمی‎ترین آن‎ها در سال 2011 میلادی تاسیس شده است. ارزش پیشنهادی این بازارها نسبتاً متمرکز هستند: 75 درصد از شرکت‎های نمونه، از طریق افزایش بهره‎وری یا صرفه جویی در هزینه‎ها  خلق ارزش می‎کنند. با توجه به طرفین معامله، تنها 8 بازار از نظر کسب و کار با یکدیگر تطابق داشته‎اند (B2B). این موضوع با تعریف ما از بازارهای اینترنتی و حذف محصولات استاندارد شده و خودکار  (برای مثال، بازار سهام)، هم‎سویی دارد. اکثر شرکت‎های این نمونه (60%) با الگوی خریداران و فروشندگان شخصی مطابقت دارند (C2C). در نیمی از بازارهای C2C، بخش‎های مربوط به مشتری می‎تواند با فروشنده هم‎پوشانی داشته باشد. یعنی، یک مشتری می‎تواند هم‎زمان به عنوان فروشنده یا برعکس رفتار نماید. یک سوم بازارها هم با الگوی بنگاه با مصرف کننده (B2C) تطابق داشته‎اند. متغیرهای موجود در ابعاد تصاحب ارزش نشان می‎دهند که 72 درصد از بازارها از محل حق العمل کاری و دریافت کمیسیون کسب درآمد می‎کنند. 22 درصد از این شرکت‎ها از محل هزینه‎های آبونمان و اشتراک مخاطبین، 3 درصد از محل تبلیغات و 2 درصد با استفاده از سایر موارد به کسب درآمد می‎پردازند. 10 نمونه از شرکت‎های یاد شده، هزینه‎ی کمیسیون را با هزینه‎های مربوط به اشتراک تلفیق نموده‎اند. با این وجود، 9 درصد از شرکت‎های مورد بررسی، در حال حاضر دارای هیچ جریان درآمد مشخصی نیستند. جدول شماره‎ (2) خلاصه‎ای از ترکیبات مشاهده شده را از منظر هر دو سوی عرضه و تقاضا (هزینه‎ی کمیسیون، هزینه‎ی اشتراک، یا هیچ هزینه‎ای) ارائه داده و جریان درآمد را از طریق بخش کاربری بررسی می‎نماید. دریافت کمیسیون برای بازارهای C2C (79%) و برای B2C (70%) نخستین گزینه به شمار می‎رود. بازارهای B2B کم‎تر به دریافت کمیسیون مبادرت ورزیده (33%) و بیش‎تر بر هزینه‎ی اشتراک تمرکز دارند (66%). این در حالی است که آمارهای توصیفی ارائه شده دارای مفهوم خاصی نبوده و تنها به عنوان شاخص کلی جمعیت بازارهای اینترنتی عمل می‎کنند.

اغلب شرکت‎های مذکور، سیستم‎هایی را برای بازبینی و نظارت بر عناصر موثر در خلق ارزش فراهم نموده‎اند. مطالعات حاکی از آن است که به کار گیری سیستم نظارت در بازارهای خدماتی (74%) نسبت به بازارهای حوزه‎ی محصولات (40%) رایج‎تر است. بازارهای حوزه‎ی آموزش، خدمات طراحی و خدمات خانگی بالاترین سهم را در استفاده از سیستم نظارت به خود اختصاص داده‎اند. در 80 درصد موارد، این سیستم نظارتی تنها به طرف خریدار اجازه می‎دهد تا فعالیت طرف فروشنده را ارزیابی نماید. دیدگاه‎های ارائه شده توسط 14 درصد از تامین کنندگان بازار، خارج از حد انتظار است. بازارها به طور معمول از فرآیند انتخاب قیمت حمایت نموده و به این ترتیب، خلق ارزش می‎کنند. در 68 درصد از شرکتهای نمونه، طرف فروشنده مسئول تعیین قیمت است. در 15 مورد، این ارائه دهنده‎ی پلت‎فرم است که قیمت را مشخص می‎نماید. از طرف دیگر، تعیین قیمت از طریق مذاکره (8 مورد)، مزایده (7 مورد) و یا مشخص کردن قیمت توسط خریداران (4 مورد) است.

نخستین مرحله‎ی خوشه بندی و واکاوی‎های مفهومی، متغیرهای کلیدی را برای ادامه‎ی فرآیند خوشه بندی مشخص کردند. این متغیرها بر اساس ویژگی‎های 5 مدل کسب و کار متفاوتی تعیین شده‎اند که در جدول شماره‎ی (1) ارائه می‎شوند:

  1. محتوای معامله (محصول یا خدمات)
  2. نوع معامله (دیجیتال یا آف‎لاین)
  3. طرفین معامله (C2C، B2C، B2B)
  4. فعالیت کلیدی (اجتماع سازی)
  5. منبع درآمد (خریداران یا تامین کنندگان)

لازم است توجه داشته باشید که تمرکز ما تنها بر ویژگی‎هایی بوده است که به نظر می‎رسد وجه تمایز عمده‎ای را ایجاد نموده و امکان تفاسیر متنوعی را ارائه می‎دهند. از آن جا که برخی شرکت‎ها از هیچ یک از طرفین فروشنده و خریدار کسب درآمد نکرده‎اند، مشخص نیست که درآمد خود را از طرفین دیگری هم‎چون تبلیغ کنندگان کسب نموده‎اند یا اساساً منبع درآمد مشخصی نداشته‎اند. به علاوه، مشخصه‎ی «اجتماع سازی» در زمینه‎ی فرآیند برنامه نویسی ویژگی «فعالیت کلیدی» از اعتبار بالایی برخوردار است. از آن جا که ویژگی‎های مذکور شامل اطلاعاتی است که بر ایجاد اجتماعی فعال از کاربران توسط شرکت تمرکز دارد، این متغیر به وسیله‎ی مطالعه در زمینه‎ی پلت‎فرم شبکه‎های اجتماعی ارزیابی شده است.

در مورد ویژگی‎های محتوای معامله، نوع معامله و طرفین معامله تنها گزینه‎ی غالب انتخاب شد. از این رو، این ویژگی‎ها می‎توانند به صورت متغیرهای مستقل مورد توجه قرار بگیرند. در مجموع، فرآیند تکراری خوشه بندی این امکان را فراهم می‎کند تا 6 متغیر مستقل شناسایی گردند.

جدول شماره‎ (2): منابع و جریان درآمد بازارهای اینترنتی

مجموع

 

 

 

 

متقاضی

 

 

 

 

آزاد

حق اشتراک

 

کمیسیون

 

 

60

4

48

1

1

9

کمیسیون

عرضه کننده

10

 

5

2

 

0

حق اشتراک

 

25

 

12

 

1

12

آزاد

 

95*

 

69

 

4

22

مجموع

 

 

  1. طبقه بندی مدلهای کسب و کار بازار اینترنتی

ویژگی ‎های شناسایی شده با قدرت تفکیک پذیری بالا، متعاقباً برای تعیین خوشه  ‎ها مورد استفاده قرار گرفته ‎اند. آزمایش بصری دندروگرام خوشه بندی سلسله مراتبی agglomerative راه ‎کاری با 6 خوشه را ارائه می ‎دهد. در راه حل خوشه بندی، هر یک از 100 شرکت مذکور به یکی از خوشه ‎ها تعلق دارند. این در حالی است که تنها 8 شرکت در فاصله ‎ی 1.3 بالاتر از مرکز خوشه قرار دارند. جدول شماره ‎ی (3) فهرستی از مراکز هر یک از خوشه ‎ها را در ارتباط با ویژگی ‎های منتخب ارائه می ‎دهد. سپس، با انتخاب الگوریتم ‎های مختلف خوشه بندی و ترکیب متغیرها بر اساس توصیه ‎های Leask و Parker (2007)، اعتبار و ثبات راه ‎کار 6 خوشه ‎ای را آزمودیم.

ترکیب یک متغیر (حذف طرفین  و فعالیت کلیدی بازار اینترنتی) به راه ‎کاری با 7 خوشه منتهی شد. با این حال، در این مورد، یک خوشه تنها شامل 6 شرکت بوده که تفسیر معنا داری را ارائه نمی ‎دهد. انجام یک آزمایش آرنجی (elbow) (Mijjigan, 1995) ثابت کرد که راه ‎کار 6 خوشه ‎ای بر دیگر روش ‎ها ارجحیت دارد. نهایتاً، ارتباط راه ‎کار خوشه بندی با هر یک از خوشه ‎ها را ثابت کردیم. برای هر یک از خوشه ‎ها یک مطالعه ‎ی موردی کوچک درباره ‎ی یکی از شرکت ‎ها به نمایندگی از سایرین انجام داده و آمار توصیفی را به کل گروه تعمیم دادیم. در هر یک از موارد، آمار به دست آمده دارای مفاهیمی معنادار و هم ‎سو با  مدل کسب و کار بودند.

جدول شماره‎ (3): واکاوی میانگین-K مرکز فنی خوشه با 6 متغیر مستقل.

مراکز فنی 6 خوشه                                  ویژگی‎های مدل کسب و کار         ابعاد مدل کسب و کار

6

5

4

3

2

1

 

 

1

1

1

0

0

0

خدمات

محتوای معامله

0

0

0

1

1

1

محصول

 

0

1

0

0

1

0

دیجیتال

نوع معامله

1

0

1

1

0

1

آف‎لاین

 

0

0

0

0

0

0

B2B

طرفین معامله

0

0

1

1

0

0

B2C

 

1

1

0

0

1

1

C2C

 

0

1

0

1

1

0

اجتماع سازی

فعالیت کلیدی

1

1

1

1

0

1

تامین کننده

منبع درآمد

0

0

0

0

0

0

خریدار

 

 

اساساً به کمک واکاوی مراکز کاربردی و فنی آن ‎ها توانستیم این 6 خوشه را دسته بندی کنیم. معلوم شد که مدل ‎های کسب و کار مبتنی بر خدمات و محصول دارای وجه تمایزات کاملاً مشخصی هستند. از این میان، دو خوشه بر معاملات دیجیتالی و چهار خوشه بر معاملات فیزیکی تمرکز داشتند. در نتیجه، هر یک از خوشه ‎ها به وضوح می ‎توانند با یکی از انواع محتوای معاملات مرتبط باشند: مرکز خوشه ‎های 1 و 3 با محصولات فیزیکی، خوشه ‎ 2 با معاملات محصولات دیجیتال، 4 و 6 با خدمات آف ‎لاین و 5 با خدمات آن ‎لاین.

هم ‎چنین، متغیر طرفین بازار نیز در تشکیل خوشه تاثیر به سزایی دارند. جالب این جا است که همه ‎ی مراکز در معاملات B2C (3 و 4) یا C2C قرار دارند. مراکز یاد شده در مورد مشخصات کلی شرکت ‎های داخل خوشه تصور خوبی ارائه می ‎دهند. با این وجود، این به آن معنی نیست که تمام شرکت ‎های موجود در این خوشه از ویژگی ‎های خاصی تبعیت می ‎کنند. برای آشکار شدن تفاوتهای اصلی این 6 خوشه، تصویر شماره ‎ی (1) آن ‎ها را به عنوان یک ماتریس نمایش داده که بر روی یکی از محورها ترکیب محتوا و نوع معامله و روی محور دیگر، نوع طرفین بازار را نشان می ‎دهد. در این تصویر، مرکز فنی هر یک از خوشه ‎ها با یک رنگ مشخص شده ‎اند. سایه ‎ی همان رنگ، گستردگی فرم ‎های دیگر در همان خوشه را نشان می ‎دهد. برای مثال، خوشه ‎ی شماره ‎ی 5 عملاً معرف خدمات آن ‎لاین C2C است. با این حال، این خوشه هم ‎چنین شامل شرکت ‎های ارائه دهنده ‎ی خدمات آن ‎لاین B2B و B2C نیز هست. از قرار معلوم، خوشه ‎های 1 و 2 و 3 از این نظر تا حدودی هم ‎پوشانی دارند.

اجتماع سازی نیز از جمله متغیرهای دیگری است که در تشکیل خوشه تاثیری به سزا دارد. بر خلاف چهار خوشه ‎ی باقیمانده، اغلب شرکت ‎های موجود در خوشه ‎های 2 و 3 بر فعالیت ‎های مبتنی بر اجتماع سازی تمرکز عمده ‎ای دارند. در نهایت شگفتی، فرآیند خوشه سازی مذکور از منبع درآمد یا عوامل مجزا کننده بهره ‎ای نگرفته است. در این جا، همه به غیر از مرکز خوشه ‎ی 2 از گزینه ‎ی یکسانی تبعیت می ‎کنند. یعنی، تنها این فروشنده در ازای خدمات مذکور پرداخت انجام می ‎دهد. با این که مرکز خوشه ‎ی 2 نشان می ‎دهد که شرکت ‎های این خوشه از هیچ یک از طرفین بازار، پولی مطالبه نمی ‎کند، تجزیه و تحلیل دقیق حاکی از آن است که این شرکت ‎ها به طور مساوی میان چندین منبع درآمد (از جمله شخص ثالث) گسترش یافته ‎اند. در واقع، تنها یکی از شرکت ‎های خوشه ‎ی 2 به هیچ عنوان از منابع درآمد قابل مشاهده ‎ای استفاده نمی ‎کند.

تصویر شماره‎ (1): طرح کلی محتوای معاملات، نوع معاملات (ترکیبی) و طرفین بازار در خوشه‎ ها 

 

 

برای تفسیر 6 خوشه ‎ی یاد شده، با کمک واکاوی شرکت ‎های فعال در بازارهای اینترنتی خوشه ‎های مربوطه، ویژگی ‎های هر یک از انواع مدل ‎های کسب و کار را از نظر کمی  ارزیابی کردیم.

آمار توصیفی ارائه شده، میانگین همه ‎ی شرکت ‎های هر یک از خوشه ‎های جدول شماره ‎ی 4 (خلق ارزش)، جدول شماره ‎ی 5 (تحویل ارزش) و جدول شماره ‎ی 6 (تصاحب ارزش) هستند. اولین ستون هر یک از جداول معرف 14 ویژگی مدل کسب و کاری است که در جدول شماره ‎ی 1 مشخص شده ‎اند. ستون دوم، نشان دهنده ‎ی مشخصات این صفات است. از میان 43 خصوصیت اصلی، دو متغیر را حذف کردیم. به این دلیل که برآورد کردن آن ‎ها به روشی قابل اعتماد بسیار دشوار بود. این دو متغیر عبارتند از : فروش خدمات (جریان اصلی درآمد)، و هیچ کدام (تبعیض قیمت). از آن جا که شناسایی جریان اصلی درآمد و سیستم تبعیض قیمت، همیشه ممکن نیست، ما متغیری را با ارزش ترکیبی «هیچ کدام/غیره» ایجاد کردیم. متغیر جریان درآمد شامل آن دسته از شرکت ‎هایی است که عمدتاً از فروش خدمات بهره می ‎برند. در عین حال، در مورد جریان درآمد توضیح این است که، برای معرفی شرکت ‎هایی که بیش از یک منبع درآمد اصلی دارند، متغیر ترکیبی را اضافه کردیم. به علاوه، مانند تصویر شماره ‎ی (1)، محتوای معامله را با نوع معامله ترکیب نمودیم. ستون ‎های بعدی نمایان ‎گر آن دسته از شرکت ‎هایی هستند که متغیر خاص آن ‎ها مثبت بوده است. برای مثال، ارزش پیشنهادی اصلی 91 درصد از شرکت ‎های موجود در خوشه ‎ی 1، قیمت، هزینه یا مزایای بهره ‎وری بوده و صد درصد از شرکت ‎ها محصولات فیزیکی را ارائه می ‎دهند. کلیه ‎ی مقادیر این درصدها گرد شده و به صورت عدد صحیح درآمده ‎اند. بنابراین، الزاماً و صد درصد دقیق نیستند. لطفاً توجه داشته باشید که مقادیر مربوط به پراکندگی ویژگی ‎های مدل کسب و کار، نمادین بوده و با توجه به ابعاد نمونه به لحاظ آماری حائز اهمیت نیستند.

جدول شماره ‎ی 4: عوامل موثر در مدل کسب و کار برای خلق ارزش. کلیه ‎ی ارزش ‎ها درصدی از کل شرکت ‎های خوشه را به خود اختصاص می ‎دهند.

خوشه                                                       ویژگی‎ها و مشخصات مدل کسب و کار

6

5

4

3

2

1

 

 

0.48

0.25

0.58

0.50

0.25

0و36

اپلیکیشن تلفن همراه

نوع پلت‎فرم

0.52

0.75

0.42

0.50

0.75

0.64

پلت‎فرم خالص وب

 

0.28

0.39

075

0.17

0.25

0.45

خدمات اطلاعات

فعالیت کلیدی

0.12

0.57

0.08

0.58

0.75

0.09

اجتماع سازی

 

0.04

0.11

0.08

0.25

0.17

0

ایجاد محتوا

 

0.73

0.64

0.67

0.85

0.55

0.50

توسط فروشنده

تعیین قیمت

0

0.04

0

0.08

0.18

0

توسط خریدار

 

0.15

0.21

0.17

0

0.18

0.08

ثابت (توسط پلت‎فرم)

 

0.08

0.04

0.08

0

0.09

0.25

مزایده

 

0.04